دنیا جایِ ماندن نیست، به چگونه رفتنت فکر کن
مُردن و یا شهادت..! :)
همیشه لباس کهنه میپوشید
آخرش هم اسمش،
پای لیستِ دانشآموزان کمبضاعت رفت
مدیر مدرسه، داییاش بود..!
همان روز، عصبانی به خانه خواهرش رفت
مادرِعباس، برادرش را پای کمد برد
و ردیف لباسها و کفشهای نو را
نشانش داد و گفت عباس میگوید
دلش را ندارد که
پیش دوستانِ نیازمندش آنها را بپوشد..!
#شهیدعباسبابایی
🇮🇷 @shahidmedadian
@rafiq_shahidam96
جانهاهنوزتشنهیدرکحضورشماست
شماحاضریوبازجهانمیکندگُمَت..🌱
👈اینجا قرار عاشقی با شهیدان است👉
#سه_شنبه_های_مهدوی
#اللهم_ارزقنا_شهادت🕊
🌷🕊🌷🕊🌷
🇮🇷 @shahidmedadian
@rafiq_shahidam96
19.06M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 ببینید | لحظاتی پیش؛ روایتگری آقای طیار در گلزار شهدای کرمان
#حاج_قاسم
🇮🇷 @shahidmedadian
@rafiq_shahidam96
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
از شهدای اسفند ماه گفتیم
دلم نیومد از شهید حجت اسدی نگم💔
مداح اهل بیت #طلبهشهید از شهدای مدافع حرم استان قزوین ❤️
«آقا حجت» هدیه امام زمان(عج) به من بود
🍃خانمش میگفت؛
زمانی که در دوران پیش دانشگاهی مشغول تحصیل بودم یک روز صبح مادر و پدرم برای خرید به بازار رفتند (به دلیل جمعیت خانواده و رفت و آمدهای بسیارمان این امر معمول هر روزمان بود) و دو سه ساعت بعد با یک نیسان اسباب و اثاثیه به منزل بازگشتند و وقتی علت را جویا شدیم مادرم لبخند زد و به من و خواهرم که دو سال از من بزرگ تر بود، گفت: پدرم (ایشان روحانی است) شب قبل امام زمان(عج) را خواب دیده و ایشان به پدرم فرموده اند که به زودی دو داماد خوب نصیب اش می شود و این رویا به قدری برای پدرم صادقه بود که مقداری از جهزیه ما را خریداری کرد.
بعد از آن ماجرا خواهرم نامزد کرد و بعد از سه چهار ماه هم آقاحجت به خواستگاری من آمد که ابتدای امر تردیدهایی داشتم چون با زندگی طلبگی به دلیل روحانی بودن پدرم آشنایی داشتم برای مثال می دیدم که به روحانیون بعضاً توهین و جسارت می شد اما نهایتاً با عنایت امام عصر(عج) با ایشان ازدواج کردم.
ایشان از همان ابتدای خواستگاری به من گفت که درد دین دارد و پدرم در پاسخ گفت همین که درد دین دارد، کافی است، با همین دردمندی هم بود که از ابتدای جنگ سوریه برای اعزام پیگیر بود اما شرایط به او اجازه نمی داد
تا اینکه یک بار وقتی تلویزیون تصاویر سوریه را نشان می داد در حالی که رگ های گردنش برجسته شده بود و حرص می خورد، گفت: شما راضی هستی من بروم؟، خندیدم و گفتم: اولاً رضایت من شرط نیست و شما مختاری و بعد گفتم من خودم شما را روانه می کنم وگرنه چطور می توانم در آن دنیا به روی حضرت زهرا(س) و حضرت زینب(س) نگاه کنم؟💔
20.37M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مداحی که مزد ۱۵ ساله اش را از حضرت زهرا(سلام الله علیها) گرفت 💔
همراهان شهید تعریف می کنند صبح شهادت اش بعد از نماز صبح پنجره اتاق را باز کرده و رو به حرم بی بی حضرت زینب(سلام الله علیها) گفت: 15 سال برای تان نوکری کردم یک شب را بخرید و من در شب شهادت مادرتان شهید شوم... 😔
همان روز مصادف با شب شهادت حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) در عملیاتی انتحاری به شهادت رسیدند و دقیقاً از ناحیه بازو و پهلو دچار جراحت شده و نیمی از صورت شان هم کبود بود...🥀
2a5fa62573176d4a3052623e3cf943ea.mp3
4.56M
آخرین مداحی
شهید حجت اسدی...😔