eitaa logo
شهید موسوی نژاد
384 دنبال‌کننده
2.3هزار عکس
1.4هزار ویدیو
7 فایل
🌷🌷 اینجا قراره که فقط و فقط از #شـهدا درس زندگی بگیریم 🌷🌷 مطمئن باشین شهدا دعوتتون کردن 🌹سرهنگ پاسدار شهیدسیدعبدالحسین موسوی نژاد ولادت: خمین ۱۳۴۸/۲/۱     شهادت: منطقه سردشت ۱۳۹۰/۴/۳۰ مزار:گلزارشهدای قم "روزانه خواندن زیارت عاشوراراامتحان کنید"
مشاهده در ایتا
دانلود
هر صبح، به شوق عهد دوباره با شما چشمم را باز می کنم عهد می کنم با شما، هر روز که می گذرد، عاشقانه تر از قبل چشم به راهتان باشم... أللَّهُمَ عَجِّلْ لِوَلیِک ألْفَرَج برای تعجیل در‌ فرج قطب عالم امکان
شهید موسوی نژاد
#سلام_مولای_مهربانم هر صبح، به شوق عهد دوباره با شما چشمم را باز می کنم عهد می کنم با شما، هر روز ک
این زندگی و این مشغولیت‌ها این دنیا و این عظمت‌های ظاهریش به کنار ما از درون تو را فراموش کرده‌ایم یابن الحسن امام زمان...
انسان شناسی ۲۱۹.mp3
12.1M
أفضل الأعمال یعنی؛ عملی که از حجم غلبه‌ی بخش‌های پایینی نفس می‌کاهد و بر حجم بخش انسانی می‌افزاید! ※ گاهی عملی را که ما أفضل الأعمال می‌دانیم و بر آن اصرار داریم ؛ (حتی نورانی‌ترین عمل‌ها) فقط بر نخوت و تاریکی نفس ما می‌افزایند، چرا؟
کسی که دلش گرفته، چرا سراغ این سخن خدا نمی رود؟! لَّا إِلَه إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَکَ إِنىّ‏ِ کُنتُ مِنَ الظَّلِمِین انبیاء/۸۷ که این به مشهور است 🍃
سعدی تو گلستان یه داستان داره از خودش... میگه من در نوجوانی خیلی زاهد و عابد بودم شب ها بلند میشدم برای نماز شب... یه شبی بلند شدم با پدرم رفتم مسجد دیدم تو سحر همه خوابیدن گفتم: پدر جان اینان همه خفته اند از خواب غفلت گویی که مرده اند... پدرم گفت که جان پدر تو نیز اگر بخفتی بِه از آن که در پوستین خلق افتی( تو هم اگه میخوابیدی بهتر از این بود که الان بیداری فقط چشمت دنبال اینه که عیب بگیری از اینو اون) سعدی یه شعری داره خیلی قشنگه نبیند مدعی جز خویشتن را که دارد پرده پندار در پیش گرت چشم خدا بینی ببخشند نبینی هیچ کس عاجزتر از خویش
حرف بزنیم؟!
کسی جرات نداشت با شاه ایران سر میز بشینه غذا بخوره اما طیب می نشست... گنده لات تهران بود شاه هر وقت می خواست مجلسی خراب بشه میگفت: طیب...!!
یه روز شاه گفت: این دفعه پول زیادی بهت میدم برو مجلسی رو خراب کن... گفت کجاست؟! طرف کیه؟! شاه گفت: فلان جا... سید روح الله خمینی طیب جا خورد گفت: کی؟! گفتی سیدِ؟! شاه گفت: آره گفت: نه ما نیستیم، ما با فرزند حضرت زهرا سلام الله در نمی افتیم...
همه ی اینا موقعی بود که امام هنوز معروف نشده بود که اسمش بیفته سر زبون مردم...
شاه گفت: هستیت رو میگیرم، میدم تیکه تیکه ات کنن... گفت: هر کاری میخوای بکن من با فرزند حضرت زهرا سلام الله در نمی افتم...!!
انقدر شکنجه اش کردن که طیبِ سینه سپر شد نی قلیون...