9.88M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
انگار شوخی گرفتیم ماجرا رو؟!
سیدحسن نصرالله:
حاکم حقیقی این کشور
حجت بن الحسن العسکری المهدی است
وقتی پیکرش رو از سوریه آوردن قابل شناسایی نبود ، پدرش از روی ضربههای چاقویی که در #فتنه۸۸ روی بازوی چپش بود ، هویت رسول رو تایید کرد…
#شهیدرسولخلیلی🕊🌹
اگر دختری «حجابش»را رعایت کند،
و پسری «غیرتش» را حفظ کند،
و هر جوانی که «نمازاولوقت» را در حد توان شروع کند؛
اگر دستم برسد سفارشش را به مولایم امامحسین(ع) خواهم کرد و او را دعا میکنم!
شهیدحسینمحرابی🕊
🌷یادش با ذکر #صلوات
وَ أَنَا الْقَلِیلُ الَّذِی کَثَّرْتَهُ
و اندکی که بسیارش فرمودی
همه جا به چشم دیگران رویِ خوبمو نشون دادی...!!
#ابوحمزهثمالی
گفت: آقای امینی جایگاه من توی سپاه چیه؟
سوال عجیب و غریبی بود! ولی میدانستم بدون حکمت نیست.
گفتم: شما فرماندهی نیروی هوایی سپاه هستین سردار.
به صندلیاش اشاره کرد گفت: آقای امینی، شما ممکنه هیچ وقت به این موقعیتی که من الان دارم، نرسی؛ ولی من که رسیدم، به شما میگم: هیچی نیست!
آن وقتها محل خدمت من، لشکر هشت نجف اشرف بود.با نیروهای سرباز زیاد سر و کار داشتم.سردار گفت:
اگر توی پادگانت، دو تا سرباز رو نمازخون و قرآن خون کردی ، این برات میمونه؛
از این پستها و درجهها چیزی در نمیاد!
#سردارشهیدحاجاحمدکاظمی 🍃
❤️ سال 60، در تنگه چزابه به شدت از ناحیه دست و پا مجروح شد و او را به بیمارستان شریعتی مشهد مقدس انتقال دادند.
تا جریان را فهمیدم سریع خودم را به مشهد رساندم. پزشکان معالج پس از معاینه و عکس برداری از دست محمد تشخیص دادند که شدت جراحت به حدی است که باید دست محمد از آرنج به پائین قطع شود!
محمد خیلی بی تابی می کرد و راضی به این کار نمی شد، به او دلداری می دادم که این کار به نفع خودش است.
با گریه گفت: «پس قبل از عمل مرا به حرم آقا امام رضا(ع) ببر!»
شب ایشان را مرخص کردم و با هم برای زیارت، به حرم امام رضا(ع) رفتیم.
حال غریبی داشت، با گریه و زاری با امام رضا(ع) درد دل می کرد و حاجات خود را می خواست. به نیمه شب که نزدیک شدیم من خوابم برد. ناگهان از صدای گریه از خواب پریدم. محمد بلند گریه می کرد و می گفت: «برادر بیا، امام رضا(ع) مرا شفا داد.»
صبح به بیمارستان برگشتیم. تا پزشک معالج برای معاینه آمد، محمد با شعف خاصی گفت: «دست من خوب است، دیگر نیاز به جراحی ندارد!»
پزشک با چشمانی متعجب و ناباورانه به محمد خیره شد. محمد خواهش کرد تا دوباره از دست ایشان عکس گرفته شود. رفتیم از دست ایشان عکس گرفتیم. وقتی دکتر عکس را دید با تعجب گفت: «این دست که مشکلی ندارد و نیازی به قطع کردن آن نیست!»
📚 از کتاب رو سفید قیامت!(جلد ۵-همسفر تا بهشت)
شهید #عبدالمحمد_آزمون🕊🌹
شهید موسوی نژاد
حرم امام رضا یه ورودی داره به اسم باب الجواد
هر کی میخواد خودشو برای امام رضا عزیز کنه از اون در میره تو ...
هر کی خیلی گیره امام رضا رو به جون جوادش قسم میده...
امشب امام رضامون داغداره ...