eitaa logo
کانال رسمی شهید امید اکبری
1.1هزار دنبال‌کننده
6.2هزار عکس
2.4هزار ویدیو
40 فایل
اِلهی به #اُمید تو ♡.. "خیلی به حضرت رقیه ارادت داشت.." شهــــیدمدافـع‌وطـــن امیداڪبری🍃🥀 از شهدای حادثه تروریستی میلـاد: ۶۸/۱۰/۰۲ اصفهــان شهــادت: ۹۷/۱۱/۲۴ خاش_زاهدان ارتباط با ما: @shahidomidakbariii
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
بسم الله الرحمن الرحیم 🔅 📖 صفحه ۸۱ شرکت در ختم قرآن برای فرج @shahidomidakbari
🍃🌸 من قانع ام به خیالت که هر صبح کنار من است . . . 🍂 @shahidomidakbari
کانال رسمی شهید امید اکبری
#برنامه_ترک_گناه و رسیدن به لذت بندگی قسمت ۳۱ 🔶🔹➖🔴✅ #مبارزه_با_هوای_نفس 19 #نماز 🔶 یکی از بهترین
و رسیدن به لذت بندگی قسمت ۳۲ 🔶🔹➖🔴✅ 20 🔷حاج آقا! شما میگید هر کی نماز میخونه میتونه جلوی هوای نفسش بایسته و گناه نکنه. اما ما آدمای مذهبی و نمازخون زیادی رو دیدیم که گناه میکنن. اونا چی میشن پس؟!!!🤔 ✅ ببینید سوالتون رو باید دقیق بپرسید.☺️ ما نمیگیم "هر کی نماز میخونه" قوی میشه، بلکه اون کسی که "نمازش رو اول وقت و مودبانه و شمرده میخونه" قوی میشه. ✔️✅ اکثر افرادی که نمازخون هستن و آدمای بدی هستن علتش اینه که نمازشون رو با مبارزه با نفس نمیخونن. ⛔️از ترس جهنم میخونه. 🔴به زور و آخر وقت میخونه. اهمیت نمیده به نماز و... ✔️ شما تمرین کن بیشترین ادب رو مقابل خداوند متعال داشته باشی. این برات تولید قدرت میکنه.💪🏼 اشتباهات زندگیت کم میشه. حواست جمع میشه و تیز و باهوش میشی.😊✅🌺 زندگی قشنگی پیدا میکنی. نیازی هم نیست دنبال "حس و حال معنوی و حضور قلب" توی نماز باشی. همون ادب رو رعایت کنی کافیه.✔️ حاج آقا پس این که میگن نماز باید با حضور قلب باشه چیه؟😳 🔷عزیزم حضور قلب رو باید از بالا بهت بدن. باید سال ها ادب رو رعایت کنی تا حضور قلب پیدا کنی. کسی که "پر از هوای نفسه" نمیتونه زود محضر خدا حاضر بشه و رابطه عاشقانه برقرار کنه 💠باید یه مدت خودش رو پاک کنه تا لایق عشق بازی با خدا بشه. باید یه مدت "عبد" بشه تا لذت "عشق مولا داشتن" رو بچشه. شما فعلا ادب رو رعایت کن. حله؟😒 👌 مومن تک‌خور نیست🤗 🍂 @shahidomidakbari
سلام رفقا پست های ترک گناه رو دنبال می کنین؟ نظری... پیشنهادی... چیزی نمی خواهید بگید؟🤔 @refigham_omid
💔 شنیدم آسمان گفتـه شبیه توست خورشیدش نمی بایست داد اصلا جواب بے ادب ها را
🌱 تَرَحَّلُوا فَقَدْ جُدَّ بِكُمْ وَ اسْتَعِدُّوا لِلْمَوْتِ فَقَدْ أَظَلَّكُمْ وَ كُونُوا قَوْماً صِيحَ بِهِمْ فَانْتَبَهُوا وَ عَلِمُوا أَنَّ الدُّنْيَا لَيْسَتْ لَهُمْ بِدَارٍ فَاسْتَبْدَلُوا.. از دنيا كوچ كنيد كه براي كوچ دادنتان تلاش مي كنند، آماده مرگ باشيد كه بر شما سايه افكنده است، چون مردمي باشيد كه بر آنها بانگ زدند و بيدار شدند، و دانستند دنيا خانه جاويدان نيست و آن را با آخرت مبادله كردند... 📚 نهج البلاغه خطبه ۶۴ ڪانال 🍂 @shahidomidakbari
سر نماز که میری‌ بگو به‌‌ تا کِی من‌ هیچی‌ از تو نفھمم!!!💔 🌱
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
کانال رسمی شهید امید اکبری
💔 🔴 #علمدار ✨ زندگینامه شهید سید مجتبی علمدار ☘ قسمت_ششم 💫 ورزش کسی حریفش نمي شد! وقتی پا
💔 🔴 ✨ زندگینامه شهید سید مجتبی علمدار ☘ 💫 اعزام سه سال از پیروزی انقلاب گذشته بود. مجتبی برای ادامه تحصیل به سراغ رشته های فنی رفت. سال 1361 در هنرستان شهید خیری مقدم در رشته اتومکانیک مشغول به تحصیل شد. از همان روزهای اول تحصیل تلاش كرد تا به جبهه اعزام شود. اما هر بار که مراجعه مي کرد بی نتیجه بود. سن و سال مجتبی کم بود. برای همین موافقت نمي کردند. من در همان محله ی بخش هشت و در مسجد دهقان زاده با او آشنا شدم. جوانی پر شور و نشاط و بسیار دوست داشتنی بود. بعد از مدتی به همراه چند نفر از رفقا تصمیم گرفتیم برای اعزام به جبهه اقدام کنیم. یک روز بعد از ساعت آموزشی مدرسه، رفتیم محل اعزام نیرو و ثبت نام کردیم. البته به این راحتی ها نبود. سن من و مجتبی كم بود. براي همين فتوكپي شناسنامه را دست كاري کردیم! يكي دو سال آن را بزرگتر كردیم. آن زمان علاوه بر كم بودن سن، قد و قامت ما هم كوتاه بود. ريش هاي ما هم سبز نشده بود! البته وضعیت مجتبی بهتر از من بود. به هر حال کار ثبت نام ما تمام شد. سوار ماشین و راهی پادگان آموزشی منجیل شدیم. اما به ما گفتند: «همه ی شما قبول نمي شوید آنهایی را که سن و سال کمتری دارند، برمي گردانند. » نزديك غروب بود كه رسيديم به پادگان آموزشي منجيل. يكي از برادران پاسدار آمد و ليست را گرفت. شروع كرد اسم ها را خواندن. چند نفري را به دليل كوتاه بودن قد و نوجوان بودن شان قبول نكرد. براي همين خیلی نگران شدیم. رفته رفته به اسم ما نزديك مي شد. يكي از دوستان، كه جثّه ی درشتي داشت، كنارم نشسته بود. اوركت او را گرفتم و روي اوركت خودم پوشيدم. ادامه دارد.... ڪانال 🍂 @shahidomidakbari @shahedaneosve
کانال رسمی شهید امید اکبری
💔 🔴 #علمدار ✨ زندگینامه شهید سید مجتبی علمدار ☘ #قسمت_هفتم 💫 اعزام سه سال از پیروزی انقلاب
💔 🔴 ✨ زندگینامه شهید سید مجتبی علمدار ☘ اوركت او را گرفتم و روي اوركت خودم پوشيدم. روي زمين شن و سنگريزه زياد بود. من و مجتبی همین طور كه نشسته بوديم شروع كردیم به جمع كردن آنها! در مقابل خودمان تپه کوچکي درست كردیم! تا اسم مرا خواند بلند شدم. رفتم بالاي تپه اي كه ساخته بودم! سينه ام را جلو دادم و گفتم: « بله » آن بنده ی خدا مرا برانداز كرد و گفت: « بنشين خوبه، بنشين. » سر از پا نمي شناختم، خيلي خوشحال شدم. مجتبی هم همین کار را کرد. او هم انتخاب شد و در پادگان ماندیم. اين چنين توانستیم به آرزوي بزرگمان كه حضور در جبهه ها بود برسیم. ٭٭٭ پدر مجتبی از روز اعزام او مي گوید: « یکی از روزهای پاییز بود. غروب آن روز هرچه منتظر شديم نيامد. از هر كه سراغ سيد مجتبي را مي گرفتيم خبر نداشت. بالاخره فهميديم كه او به همراه چند نفر از بچه هاي همسايه و خواهر زاده ام، بعد از مدرسه به عنوان بسيجي به آموزشی جبهه اعزام شدند. بعد از پرس وجو فهمیدیم به پادگان منجيل رفته اند. چند نفر از همسایه ها وقتي فهميدند ناراحت شدند. به پادگان رفتند و فرزندانشان را برگرداندند! مي گفتند نمي خواهيم بچه هايمان آسيب ببينند! شايد حق هم داشتند. بچه های آنها مثل سيد مجتبي شانزده هفده سال بيشتر نداشتند. اما ما سيد را در اختيار انقلاب گذاشته بوديم. اجازه داديم سيد در راه امام و اسلام قدم بردارد. بعدها همان همسایه ها از حرفها و برخوردشان شرمنده شدند. » 🌱 راوی : رضا علیپور ادامه دارد.... ڪانال 🍂 @shahidomidakbari @shahedaneosve