فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
⭕️توصیف تمدن فاسد غرب توسط وزیر تروریست امورخارجه آمریکا مایک #پمپئو!
♦️ما یک دورهی آموزشی کامل برای دروغ گویی و خیانت و دزدی داشتیم!
#شهید_امید_اکبری🍂
@shahidomidakbari
#دم_اذانی
خدایا دست مارا به ضریح حضرت زهرا سلام الله علیها برسان.
هم اکنون
پس از تدفین یکی از شهدای تازه تفحص شده در گستان شهدای اصفهان
#شهید_امید_اکبری🍂
@shahidomidakbari
کانال رسمی شهید امید اکبری
💔 #نیمه_پنهان_ماه زندگینامه سردار شهید مهدی زین الدین 🔸 #قسمت_بیستم يك بار كه آمد ، پرسيد: " را
💔
#نیمه_پنهان_ماه
زندگینامه سردار شهید مهدی زین الدین
🔸 #قسمت_بیست_و_یکم
نصف پتو شده بود تشكش ، نصفش هم لحاف . سلام كردم . خواب نبود .
گفتم :" شكست خورديد ؟"
گفت :" سپاه اسلام هيچ وقت شكست نمي خورد ، ولي خب ، مي دوني ، مجبور شديم يك كم جمع و جور كنيم . "
ذوق زده بودم . جواب آزمايشم توي كيفم بود . مي خواستم زودتر خبر پدرشدنش را بگويم . من ومن كردم .
گفتم:" يك چيزي هم مي خواستم بگويم "
ذوقم را كور كرد .
گفت: " مي دونم چه مي خواهي بگويي . "
كلاً بنا بر اين نبود كه هميشه همديگر را ببينيم . اصلاً برا خودم حرام مي دانستم كه او را ببينم ، چون مي دانستم بودنش در جبهه بيشتر به نفع اسلام است . براي خودم هم اين سؤال پيش نمي آمد كه " خب اين كه حالا شوهر من است ، چرا فقط دو روز در هفته مي بينمش ؟" من آدمي معمولي بودم . مهدي خودش اين را در من ديده بود .
حد واندازه ام را مي دانستم و او هم مي دانست . بعد از آن دوره ، روزها و شب هايي كه او كمتر و دير تر به خانه مي آمد ، احساس مي كردم كه با آدمي طرفم كه توانم براي شناختنش كافي نيست .
مرد در انتهاي راه بود . سال هاي شناسايي تمام شده بودند . ولي او هم مثل همه ي نيروهاي شناسايي ديگر بود كه وقتي فرمانده مي شدند هم ، دوربين از دستشان نمي افتاد.
ادامه دارد.....
کانال #شهید_امید_اکبری🍂
@shahidomidakbari
کانال رسمی شهید امید اکبری
💔 #نیمه_پنهان_ماه زندگینامه سردار شهید مهدی زین الدین 🔸 #قسمت_بیست_و_یکم نصف پتو شده بود تش
💔
#نیمه_پنهان_ماه
زندگینامه سردار شهید مهدی زین الدین
🔸 #قسمت_بیست_و_دوم
از بس با همه ي آن هايي كه از اين شهر و آن شهر اعزام شده بودند گرم مي گرفت ؛ اراكي ها فكر مي كردند اراكي است ، قمي ها فكر مي كردند قمي . تيپ علي بن ابي طالب شده بود زن و بچه اش . اولِ ازدواج به من گفته بود: " من قبل از تو سه تا تعلق ديگر دارم ، سپاه ، جبهه ، شهادت ."
من که آدم بي احساسي نبودم . فاصله ي بينمان اذيتم مي كرد ، ولي اين جوري برايم جا افتاده بود .
فكركردم زن خوب بايد آن چيزي باشد و آن كاري را بكند که شوهرش مي خواهد . وقتي او ابراز علاقه نمي كرد ، طبيعي بود که من هم ابراز علاقه نكنم . يا طبيعي است که تازه عروس دلش لباس بخواهد ، اين چيزو آن چيز بخواهد ، ولي من در ذهنم هم چنين چيزي نمي گذشت که به او بگويم " حالا که آمدي پاشو برويم فلان چيز را بخريم . " خودش که اهل چيز خريدن نبود ، نه براي من نه براي خودش . يك بار من و خواهرش پيراهن و شلوار برايش خريديم . توي خانه لباس ها را پوشيد رفت . وقتي برگشت دوباره همان لباس سپاه تنش بود .
گفت: " يكي از دوستانم مي خواست داماد شود ، لباس نو نداشت . دادم به او . "
گفت: " شما ها فكر مي كنيد من خيلي به اين چيزها وابسته ام ؟ "
سليقه اش دستم آمده بود . اين که از چه لباس خوشش مي آيد يانمي آيد . به قول خودش لباس اجق وجق دوست نداشت . لباس ساده و تميز ، كمي هم شيك ، رنگ هاي آبي آسماني و سبز . از قرمز بدش مي آمد .
ادامه دارد....
کانال #شهید_امید_اکبری🍂
@shahidomidakbari
📿 دستوری از علامه طباطبایی برای رفع مشکلات
#شهید_امید_اکبری🍂
@shahidomidakbari
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
📱 ویژه #استوری
▪️من از تو، فاطمیه ها رزقِ یک سالَم رو میگیرم
📌 ویژه شهادت #حضرت_زهرا
#شهید_امید_اکبری🍂
@shahidomidakbari
حجت_الاسلام_مومنی_نقش_تربیتی_حضرت_زهراس.mp3
4.37M
🔊 #صوتی ؛ #پادکست
📝 نقش تربیتی حضرت زهرا
👤 حجتالاسلام #مومنی
📌 ویژه شهادت #حضرت_زهرا
#شهید_امید_اکبری🍂
@shahidomidakbari
#ویژه_فاطمیه
گردان به ستون میرفت،
- گفت چرا ستون جلو نمیره؟
رفت سر ستون گفت آقا حرکت کن دیگه!
یه پیشونیبند بردار ببند راه بیفت.
+ گفت تو که میدونی من به یتیمی بزرگ شدم، #مادر ندارم، دنبال یه پیشونیبند #یا_فاطمة_الزهرام که ببندم، اگه تیر خوردم، خانم [فاطمهزهرا سلاماللهعلیها] بیاد بالا سرم...
به روایت #حاج_حسین_یکتا
#شهید_امید_اکبری🍂
@shahidomidakbari