💕به وقت ۲۱ فروردین..💕
پیکر #شهید_صیاد که دفن شد. صبح روز بعد خانوادهاش نماز صبح را خواندند و رفتند #بهشت_ زهرا(س) وقتی رسیدند جلوی #مزار_شهید، یکسری محافظ که نمیشناختند، آمدند جلوی جمع را گرفتند. از حضور محافظها معلوم شد که #آقا آنجا هستند. گفتند ما خانوادهی شهید صیاد هستیم؛ تا گفتند خانواده شهید هستیم، گفتند بفرمایید. بعد، معلوم شد که آقا #نماز_صبح را آنجا بودهاند.
خانوادهی صیاد به آقا گفتند: شما خیلی زود آمدید! آقا فرمودند: «من دلم برای صیادم تنگ شده» مگر چقدر گذشته بود؟ آقا دو روز قبل از #شهادت، صیاد را دیده بودند. یک روز هم از دفنش گذشته بود. آقا زودتر از زن و بچهی صیاد رفته بودند بالای سر مزار شهید صیاد شیرازی
💗💗💗💗💗💗💗💗💗
#صیاد_رهبری
#سالروز_شهادت
#شهید_علی_صیاد_شیرازی
#شهید_امید_اکبری
ڪانال #شهید_امید_اکبری⚘
@shahidomidakbari
💠اعتقاد شهید صیادشیرازی به ولایتِ امام خامنهای (مدظله العالی).
🔹یڪ روز صبح رفته بودم به ملاقاتِ امام خامنهای؛ عصر ڪه رفتم محل ڪار، آقای صیادشیرازی🌷 پرسید: ڪجا بودی؟ گفتم: خدمتِ حضرت آقا بودیم، تا این را گفتم، آقای صیاد شیرازی از جای خود بلند شد و آمد پیشانی مرا بوسید♥️
🔸با تعجب پرسیدم: اتفاقی افتاده⁉️ ایشان گفتند: این پیشانی بوسیدن دارد، تو امروز از من به ولایت نزدیڪتر بودی💞
#شهید_علی_صیاد_شیرازی
#شهید_ترور
#خاطرات
تاریخ شهادت
#شهید_امید_اکبری🍂
@shahidomidakbari
#jihad
#martyr
#شبیه_شهدا_شویم 🍃
🔹ارتباط اخلاقی شهید صیاد شیرازی با آیت الله حائری شیرازی🔹
🔺 هر وقت به من زنگ میزد، دفترچهاش را باز میکرد، قلمش را به دست میگرفت و میگفت: «یک مطلبی برای من بگویید.» الآن توی دفترش خیلی از صحبتهای من هست. هر وقت هم پیش من میآمد همین طور بود.
🔺حتی گاهی که خسته بود، کنار دفتر من یک حمام بود. میگفت: «اجازه بدهید من یک دوش بگیرم و بیایم که حالت چُرت نداشته باشم.» سر حال و زنده میآمد.
🔺شهید صیاد با دو چیز نشاط پیدا میکرد: یکی با نماز و یکی با غسل.
در حالی که دیگران سیگار میکشیدند و راه میرفتند اما او نماز میخواند.👌
@haerishirazi
#شهید_علی_صیاد_شیرازی🍂
کانال #شهید_امید_اکبری ✨
@shahidomidakbari
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#طنز_جبهه
خاطره طنز دکتر حسن عباسی از شهیدان علی صیاد شیرازی و شهید حسن تهرانی مقدم 😂
#شهید_حسن_طهرانی_مقدم
#شهید_علی_صیاد_شیرازی
@shahidomidakbari
💠🔸💠🔸💠🔸💠🔸💠🔸💠
صیاد
رفته بودیم زاهدان، مأموریت. بعضی از افسرها، اصرار داشتند که شب پیش ما باشند؛
توی اتاق ما بخوابند. گفتم: حرفی نیست. ولی شمانمی تونید با اخلاق ایشون سر کنید.
گفتند: اختیار دارید، این چه حرفیه. دوست داریم این چند روزه درخدمت تیمسار باشیم.
چهار نفر بودند. شب اول، طبق معمول، صیاد بلند شد. وضو گرفت. نمازشب خواند. نمازش که تمام شد، قرآن خواندنش را شروع کرد؛ تا نمازصبح. نماز صبحش را که خواند، ده دقیقه خوابید. بعد رفت ورزش صبحگاهی. فردا شبش یکیشان آمد که بهتره ما مزاحم تیمسارنباشیم.
شب بعد، یکی دیگر.
#شهید_علی_صیاد_شیرازی
#شهید_امید_اکبری🍂
@shahidomidakbari