🍀
محبّت مانند آبى است كه به گيـــــــاه مىرسد، اگر نباشد گياه مىخشكد! و اگر بيش از حد شود ريشه گياه مىگندد و خراب مىشود و گياه مىخشكد!
استادعلیصفاییحائری🍃
@shahidomidakbari
☘
میگن
آقا مرتضی
هر وقت میرفت صداشو ضبط ڪنه
وضو مےگرفت...
با اخلاص که کار کنی
حرفات هم موثر میشن...
دیگه نیاز نیست به کسی چیز خاصی بگی
فقط معمولی حرف بزن
تا تاثیر بذاره...!
#شهیدمرتضےآوینی
بسم الله الرحمن الرحیم
🔅 #هر_روز_با_قرآن
📖 صفحه ۸۳
شرکت در ختم قرآن برای فرج
#شهید_امید_اکبری✨
@shahidomidakbari
🌸🍃
امیدِ
وصلِ تو
جانم به رقص میآرد ؛
چوبادِ صبح که
در گردش آورد ریحان ...
#سعدى
#شهید_امید_اکبری🍂
@shahidomidakbari
*🟣 رهبر انقلاب در توصیهای پدرانه به سیدحسن خمینی : در اين شرايط صلاح نيست وارد عرصه انتخابات شويد*
حجت الاسلام سید یاسر خمینی:
🔸در هفتهها و ماههای اخیر، اقبال زیادی به اخوی گرامی جناب حاج حسن آقا برای انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ شد و بزرگان زیادی از عاشقان امام، ایثارگران، مذهبیّون، خانواده های شهداء، سیاسیون و دانشگاهیان کشور ایشان را تنها کسی دانستند که می تواند کشور را با شعار «همه با هم» امام خمینی متحد کند.
🔸حاج حسن آقا هنوز این درخواستها را نپذیرفته بودند و با تردید در حال مشورت و بررسی جوانب امر بودند تا اینکه امروز مطابق دیدارهای نوبه خود با رهبری به دیدن ایشان رفتند که طی این ملاقات، رهبر انقلاب کاندیداتوری ایشان در انتخابات را به صلاح ندانستند و با بیان اینکه حاج حسن آقا را مانند فرزند خود می دانند، از ایشان خواستند که در شرایط فعلی به این عرصه ورود نکنند.
*🔸با توجه به این توصیه، طبیعی است که تصمیم ایشان روشن است و اخوی یقینا تصمیمی برای کاندیداتوری ندارند.*
تاریخ انتشار خبر : ۲۳ فروردین
#شهید_امید_اکبری🍂
@shahidomidakbari
💔
چشمانت را به پر خوابے عادت مده
زیرا چشم ها ناسپاس ترین عضو بدن هستند...
امام ڪاظم علیه السلام
‹بہاذناللّٰھ...:)♡›
#قرار_روزانہ
تقدیمِپنجصلوات
هدیہبہ #حضرتاباعبداللهالحسین
وروحِمطهرِ #شهیدامیداکبری 🌱💛
کانال رسمی شهید امید اکبری
💔 🔴 #علمدار ✨ زندگینامه شهید سید مجتبی علمدار ☘ #قسمت_دهم جاده ای در مسیر مریوان داشتیم که ب
💔
🔴 #علمدار
✨ زندگینامه شهید سید مجتبی علمدار
☘ #قسمت_یازدهم
💫 شوخ طبعی
سید مجتبی در موقع کار بسیار جدی بود. اما زمانی که پای شوخی به میان مي آمد انسان بسیار شوخ طبعی بود. همین جاذبه و دافعه، سید را برای همه دوست داشتنی کرده بود. شوخی های سید فقط برای خنده نبود، بلکه همه کارهایش هدفمند بود.
مادرش مي گفت:
« در خانه نشسته بودم. مثل هر روز چشم انتظار سید بودم؛ چشم انتظار لحظه ای که از جبهه برگردد و زنگ خانه را بزند و به استقبالش بروم. ناخودآگاه در همان لحظه صدای زنگ خانه آمد. با عجله رفتم و در را باز کردم. پشت در پسر عموی سید، آقا سید مصطفی (۱) بود. دیدم چهره اش درهم و ناراحت است! بعد از احوالپرسی گفت:
" زن عمو موضوعی پیش آمده، اما شما نباید ناراحت شوید. "
دل توی دلم نبود. با ناراحتی پرسیدم: " چی شده!؟ "
گفت: " یکی از برادرهای پاسدار آمده و با شما کار دارد. "
برای لحظاتی از خود بیخود شدم. خدایا یعنی چه خبری برایم آورده اند.
ترسی عجیب وجودم را فرا گرفت. نكند سید مجتبی ...
سید مصطفی به سمت چپ نگاه کرد. به آرامی قدمی به جلو گذاشتم و از منزل خارج شدم تا آن پاسدار را ببینم. در این چند لحظه کوتاه چه فکرها که از سرم نگذشت! تا صورتم را برگرداندم صدای سلام شنیدم. چهره ی نورانی پسرم، سید مجتبی، در مقابلم بود.
گفتم: " مجتبی خدا خفه ات نکند این چه کاری بود که با من کردی تو که من را کشتی! "
پسرم را در آغوش گرفتم. بعد در حالی که مي خندیدیم، به داخل خانه رفتیم. مجتبی رو به من کرد و بعد از معذرت خواهی گفت:
" مادر جان خیلی شما را دوست دارم. اما ميدانی جنگ است هر لحظه امکان دارد خبر شهادت مرا برای شما بیاورند. مي خواستم آماده باشی. " »
----------------------------------------
1. جانباز سرافراز، سید مصطفی علمدار، از نزدیکترین دوستان مجتبی بود که در عملیات والفجر 10 قطع نخاع شد.
( ایشان در تاریخ ۱5 بهمن 96 به درجه رفیع شهادت نائل آمدند. )
خداوند همه جانبازان عزیز را شفا عنایت كند.
ادامه دارد....
ڪانال #شهید_امید_اڪبری🍂
@shahidomidakbari
@shahedaneosve
#کپےممنوع