🦋 #واسطه_شهید_من 🦋
🍃 ما خسران زده های ماه مهمانی خدا!
امروز فرصتی طلایی یافته ایم برای جبران.. برای #توبه..
برای عهد پاکی.. برای اجابت شدن..
شاید آخرین ریسمان نجات باشد شاید..
🍂بدون نگاه شما #شهیدان
هیچ قدرت و اعتبار و آبرویی نداریم..
#امیدمان شما هستید..
امروز همراه ما بیایید..نه!
ما همراه شما میاییم با پای دل تا صحن و سرای ارباب بی کفن..
تحت القبه #شفاعت ما را بکنید..🥀😔
#عرفه
#شهید_امید_اکبری ✨
@shahidomidakbari
🌻 امام حسين عليه السلام:
🍀 أيُّما اثنَينِ جَري بَينَهُما كَلامٌ، فَطَلِبَ أحَدُهُما رِضَي الآخَرِ، كانَ سابِقَهُ إلى الجَنّةِ.
🍀 هرگاه دو نفر قهر باشند، آنکه براي آشتي پيش قدم شود، زودتر از ديگری وارد بهشت می شود.
📚 محجة البيضاء، ج ۴، ص ۲۲۸.
#شهید_امید_اکبری🍂
@shahidomidakbari
✨
یک بار از احمد پرسیدم که احمد من و تو از بچگی همیشه با هم بودیم اما سوالی از تو دارم نمیدانم چرا در این چند سال اخیرشما این قدر رشد معنوی کردید اما من... لبخندی زد و میخواست بحث را عوض کند اما دوباره سوالم را پرسیم بعد از کلی اصرار سرش را بالا آورد و گفت: طاقتش را داری؟! با تعجب گفتم: طاقت چی رو؟! گفت بنشین تا بهت بگم.
نفس عمیقی کشید و گفت یک روز با رفقای محل و بچههای مسجد رفته بودیم دماوند. شما توی آن سفر نبودید همه رفقا مشغول بازی و سرگرمی بودند. یکی از بزرگترها گفت احمد آقا برو این کتری رو آب کن و بیار تا چای درست کنیم. بعد جایی رو نشان داد گفت اون جا رودخانه است برو اون جا آب بیار من هم را افتادم. راه زیادی نبود از لا به لای بوتهها ودرختها به رودخانه نزدیک شدم تا چشمم به رودخانه افتاد یک دفعه سرم را پایین انداختم وهمان جا نشستم! بدنم شروع به لرزیدن کرد نمیدانستم چه کار کنم! همان جا پشت بوتهها مخفی شدم. من میتوانستم به راحتی یک گناه بزرگ انجام دهم. در پشت آن بوتهها چندین دختر جوان مشغول شنا کردن بودند. من همان جا خدا را صدا کردم و گفتم :«خدایا کمکم کن الآن شیطان من را وسوسه میکند که من نگاه کنم هیچ کس هم متوجه نمیشود اما به خاطر تو از این از این گناه میگذرم.»
بعد کتری خالی را از آن جا برداشتم و از جای دیگر آب آوردم. بچهها مشغول بازی بودند. من هم شروع به آتش درست کردن بودم خیلی دود توی چشمانم رفت. اشک همین طور از چشمانم جاری بود. یادم افتاد که حاج آقا گفته بود:«هرکس برای خدا گریه کند خداوند او را خیلی دوست خواهد داشت.» من همینطور که اشک میریختم گفتم از این به بعد برای خدا گریه میکنم. حالم خیلی منقلب بود. از آن امتحان سختی که در کنار رودخانه برایم پیش آمده بود هنوز دگرگون بودم. همین طور که داشتم اشک میریختم و با خدا مناجات میکردم خیلی با توجه گفتم: «یاالله یا الله...» به محض این که این عبارت را تکرار کردم صدایی شنیدم ناخودآگاه از جایم بلند شدم. از سنگ ریزهها و تمام کوهها و درختها صدا میآمد. همه میگفتند: «سُبوحُ قدّوس رَبُنا و رب الملائکه والرُوح» (پاک و مطهر است پروردگار ما و پروردگار ملائکه و روح) وقتی این صدا را شنیدم ناباورانه به اطراف خودم نگاه کردم دیدم بچهها متوجه نشدند. من در آن غروب با بدنی که از وحشت میلرزید به اطراف میرفتم از همه ذرات عالم این صدا را میشنیدم! احمد بعد از آن کمی سکوت کرد. بعد با صدایی آرام ادامه داد: از آن موقع کم کم درهایی از عالم بالا به روی من باز شد! احمد بلند شد و گفت این را برای تعریف از خودم نگفتم.گفتم تا بدانی انسانی که گناه را ترک کند چه مقامی پیش خدا دارد. بعد گفت: «تا زندهام برای کسی این ماجرا را تعریف نکن.»
#جهادگران_گمنام
#شهید_احمد_علی_نیری
#شهید_دفاع_مقدس
📆مناسبت مرتبط:
تاریخ تولد
#شهید_امید_اکبری🍂
@shahidomidakbari
#jihad
#martyr
هم اکنون در حرم مطهر رضوی علیه السلام دعاگو و نایب الزیاره اعضای محترم کانال با یاد شهدا به ویژه #شهید_امید_اکبری✨
#التماس_دعا
#ادمین
@shahidomidakbari
بسم الله الرحمن الرحیم
🔅 #هر_روز_با_قرآن
📖 صفحه ۱۷۷
شرکت در ختم قرآن برای فرج
#شهید_امید_اکبری🍂
@shahidomidakbari
🔅 حدیث
#پیامبر_اکرم_(ص) :
🔸 «اسْمَعُوا و أطِيعُوا لِمَنْ وَلاّهُ اللّهُ الأمْرَ ، فإنَّهُ نِظامُ الإسلامِ .»
🔹«از كسى كه خداوند او را ولى امر شما كرده است، شنوايى و اطاعت داشته باشيد كه او رشته كار اسلام است.»
📚 امالی مفيد ص 14 ح 2 .
#شهید_امید_اکبری🍂
@shahidomidakbari
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
*﷽*
*🟣 سردار دلها : قربانی مهم است ؛ ولی از آن مهمتر، اون چیزیست که قربانی برای آن قربانی میشود ...*
*#استوری
#وضعیت_واتساپ*
#شهید_امید_اکبری🍂
@shahidomidakbari