eitaa logo
کانال رسمی شهید امید اکبری
1.1هزار دنبال‌کننده
6.2هزار عکس
2.4هزار ویدیو
40 فایل
اِلهی به #اُمید تو ♡.. "خیلی به حضرت رقیه ارادت داشت.." شهــــیدمدافـع‌وطـــن امیداڪبری🍃🥀 از شهدای حادثه تروریستی میلـاد: ۶۸/۱۰/۰۲ اصفهــان شهــادت: ۹۷/۱۱/۲۴ خاش_زاهدان ارتباط با ما: @shahidomidakbariii
مشاهده در ایتا
دانلود
‍ ‍ سلام دوستان مهمون امروزمون داداش مجید هست🥰✋ *الهام شهادت*🕊️ *شهید مجید صانعی*🌹 تاریخ تولد: ۲۸ / ۳ / ۱۳۵۸ تاریخ شهادت: ۲۵ / ۷ / ۱۳۹۴ محل تولد: همدان محل شهادت: سوریه *🌹همسرش← شاید برای همه تعجب آور باشد اما ما هیچگاه با هم دعوا نکردیم🍃و اختلافی با هم نداشتیم🌿فرزندمان طاها مثل پدرش صبور است🍂 ولی بعضی وقت‌ها حرف‌هایی می‌زند که جگر آدم را می‌سوزاند🥀متاسفانه موقع خاکسپاری مجید، بالای قبر بود🥀و دیده بوده که پدرش را چطور توی قبر می‌گذارند🥀تا مدت‌ها در خانه دراز می‌کشید و می‌گفت بابا اینطوری خوابیده بود🥀مدام جلوی عکس پدرش می‌نشیند و با او حرف می‌زند🥀اگر چیزی بخرد می‌آورد و به مجید نشان می‌دهد🍂همیشه میگوید: "مامان بابا کی بر می‌گردد خسته شدم"🥀من هم می‌گویم ان شاالله با امام زمان (عج)می آید»💚 زمان سوریه رفتن مجید یک هفته مانده بود به رفتنش🕊️تعدادی عکس نشانم داد و گفت این عکس‌ها را روی تابوتم بچسبانید🍂حرف را جدی نگرفتم و سربه سرش گذاشتم🍂اما جدی گفت: "خواب دیدم شهید می‌شوم🕊️در معرکه ای بودم که شهید همت و باکری بالای سرم آمدند💚 یکی داشت با عجله به سمتم می‌آمد که شهید همت به او گفت نزدیک نشو🦋 او از ماست و من شهید شدم"»🕊️من هم گفتم مجید حسودیم شد چه خواب خوبی دیدی🦋 او عاقبت با اصابت گلوله به پهلو🥀به شهادت رسید🕊️🕋* *شهید مجید صانعی موفق* *شادی روحش صلوات*💙🌹 🍂 @shahidomidakbari
آدم ها رزق یکدیگرند... پس آن کس که دلش با ما پیوند میخورَد ، رزق ماست و آن کس که دلش از ما بریده می‌شود ، رزق ما نبوده🌱 🍂 @shahidomidakbari
از تو بر کندنِ دل ممکن اگر بود مرا به تمنای تو کی این همه جان میکندم؟!.. 🍂 @shahidomidakbari
کانال رسمی شهید امید اکبری
رسیدن به #لذت_بندگی و #برنامه_ترک_گناه 131 🛫🌺✅🔹🔸 #مبارزه_با_راحت_طلبی 52 "راحتی چرا؟" ⭕️حالا به
رسیدن به و 132 🎏💯🔹🔹🔻⁉️ 53 "یه سوال درست و حسابی" 🔸آدم راحتی رو برای چی میخواد؟ اگه راحتی رو برای اینی که من میگم میخوای، راهش رو برات میگم!😊👇🏼 راه های به دست آوردن "راحتی درست" رو بهت میگم. ⛔️اول اینو بگم که اون راحتی دنیایی که آدم ها دنبالش میگردن که مثلا هیچ گرفتاری و مشکلی نداشته باشن که هیچ! دنبالش نگرد☺️ از منم در موردش سوال نکن!😒 ❌چون راحتی مطلق نیست توی دنیا. این از این!🙃 👈🏼البته ما نمیگیم که آدم همش ناراحت باشه. بله یه راحتی هایی هم توی دنیا هست که راهش رو میگم 🔻اما اول تو بگو راحتی رو برای چی میخوای؟!⁉️ ✅ بله اگه گفتی حاج آقا من میخوام راحت باشم تا سر نماز هی حواسم به مشکلاتم پرت نشه آفرین این شد یه چیزی!☺️ ✅ یا اگه گفتی میخوام راحت باشم که "سوء ظن به خدا پیدا نکنم". اینم یه چیزی. ✅ یا میخوام راحت باشم که "بتونم با خدا راحت عشق بازی کنم"، با خیال آسوده. ✅ میخوام راحت باشم تا بهتر و با آرامش بیشتری "خدمت" کنم. ✅ میخوام راحت باشم تا دنیا اعصاب منو به هم نریزه بتونم روی مبارزه با نفسم تمرکز کنم.☺️ اینا باز یه چیزی. خوبه آفرین. 👏🏼👌🏼🌺🌹 حالا قصه فرق کرد. 💢چون اگه آدم هر ناراحتی داشته باشه، روحش میره سمت آرزوهایی که باعث "سیاه شدن روحش" میشه. 😥خدایا منو راحتم بکن تا آرزو هام نره طرف دنیا... 🔷 خدا میفرماید: عزیزم اگه من راحتی بهت بدم و مشکلاتت رو برطرف کنم اونوقت میشینی شب تا صبح گریه کنی که خدایا اقای من کجاست...؟ ⁉️⁉️ یا میری دنبال هوای نفس بیشتر؟! 👈🏼 اگه من بهت راحتی بدم، تو خودت راحتی رو میذاری کنار و برای دین خدا "مجاهدانه" زحمت میکشی یا نه؟...⁉️ 🏴 🍂 @shahidomidakbari
بسم الله الرحمن الرحیم 🔅 📖 صفحه ۲۲۹ شرکت در ختم قرآن برای فرج 🍂 @shahidomidakbari
💔 داغ یڪ بوسه دو سال است به جانم مانده.... ڪانال 🍂 @shahidomidakbari
‏ارحم قلبي .. #شهید_امید_اکبری🍂 @shahidomidakbari
💔 فکر می کردم به جمله 🥀 راستی... در کدام نبرد، تن را خسته کرده ایم که شهادت زمان استراحتمان باشد؟ وقتی هم سن و سال ما بود، خستگی‌ناپذیر در حال بود می کرد و اسلحه بر دوش از این منطقه به آن منطقه در حال نبرد بود و حالا ... در خانه نشسته ایم پای سیستم سنگین ترین سلاحمان، قلمی است که باید برداریم و جزوه ای که از مطالب اساتید بنویسیم که آن هم گاهی در لابلای خمیازه هایمان، گم می شود ای کاش همتّ‌مان هم مثل شعارهایمان بود... ! 😍 🍂 @shahidomidakbari
🍃 فتح المبین مجروح شد. به یک بیمارستان در تهران منتقل شد. روزی که می خواست مرخص شود و به جبهه بازگردد، هیچ پولی نداشت! هیچ آشنایی در تهران پیدا نکرد بجز امام زمان عج الله ... روز جمعه بود. به آقا متوسل شد‌... جمعیت برای ملاقات با جانبازان و مجروحین از نمازجمعه به بیمارستان آمده بودند. 🌷یک سید روحانی از لابه لای جمعیت خودش را به مصطفی رساند و یک کتاب دعا به او هدیه داد و گفت: این شما را تا جبهه می رساند و بلافاصله رفت! مصطفی هرچه تلاش کرد نتوانست آن سید را ببیند. وقتی مردم رفتند، کتاب دعا را باز کرد. چند اسکناس نو داخل آن بود. وقتی به جبهه رسید، پول ها هم تمام شده بود! 📙برگرفته از کتاب مصطفای خدا. خاطرات روحانی شهید . اثر گروه شهید هادی کانال @shahidomidakbari