📜 برگی از تاریخ ناگفته و ناشنیده🔰
✅ به بهانه روز بانکداری اسلامی/۱۰ شهریور
⁉️نمونه ای از اقدامات عملی #مرجع_شهید علامه شیخ فضل الله نوری شهید رابع اعلی الله مقامه در شکستن سلطه اقتصادی و مالی دشمنان اجنبی
⁉️حمایت قاطع، از تأسیس #بانک_ملّی ( منظور بانک اصلی و مرکزی مملکت اسلامی، متعلق به مردم ایران)
در جهت پایان دادن به سلطه انگلیس و روس بر منابع مالی و اقتصادی مملکت، که در قالب دو بانک شاهنشاهی و استقراضی جلوه گر بود.
⁉️استدلالات شیخ، در تأیید مظاهر دنیای مدرن
🔰👇👇
🔴 به بهانه روز بانکداری اسلامی🔰
✍ پس از استقرار مشروطیت هنگامی كه دولت از مجلس شورای ملی اجازه استقراض خارجی خواست، احساسات ملی كه از وامهای گذشته و رفتار بانکهای بیگانه (استقراضی روس و شاهنشاهی انگلیس) جریحه دار شده بود به هیجان آمد.این استقراض با مخالفت شدید مجتهد بزرگ پایتخت، مرجع شهید علامه شیخ فضل الله نوری(ره) مواجه شد. به منظور قطع نفوذ سیاسی و اقتصادی بانکهای مذكور و درجهت ترمیم وضع مالی خزانه، طرح تاسیس بانک ملّی مطرح و با تأیید و حمایت قاطع مرجع شهید نوری، در مجلس تصویب گردید، سهام عمومی اعلان و جمعی از بازرگانان متعهد به پشتیبانی شدند.
به اعتراف دو تن از دشمنان فراماسون مرجع شهید (کسروی و ملکزاده) ایشان برای عملی شدن تأسیس بانک ملّی، مبلغ دویست تومان سهام بانک را خریداری کرد.
طرح تأسیس #بانک_ملّی اندیشه رهایی کشور از استعمار اقتصادی را تعقیب می کرد.بی گمان اگر همچون بسیاری از مسائل دیگر، در لابه لای غوغاگری های مشروطه چیان تندرو(حامی غرب) گم نمی شد، در همان اوایل مشروطه به سلطه اجنبی بر منابع اقتصادی و مالی پایان می داد.
سابقه مبارزه مرجع شهید با استعمار اقتصادی حتی از دوران نهضت تحریم تنباکو نیز فراتر می رود ...که نشان از حضور دیرین ایشان در سنگر دفاع از استقلال سیاسی، کفایت اقتصادی و کیان فرهنگی کشورمان است.
...«معینالتجار» با همراهی بازرگانان و روحانیون تهران و تبریز، به تکوین و تاسیس نخستین بانک ملی ایران اقدام کردند. این اقدام بدون حمایت و پشتیبانی روحانیون بی شک قابل اجرا نبود. از آن جمله کمک دویست تومانی شیخ فضل الله نوری(ره) [در جایگاه مرجعیت دینی] برای این امر مهم است، که خود مستظهر به دلایل فقهی و سیاسی و اقتصادی بود به سرانجام رسید.
وجود لوایح و مکتوبات سیاسی متعددی که از سوی شیخ فضلالله نوری(ره) منتشر شده است به روشنی نشان میدهد که قطب اصلی منظومه فکری او حول اسلامی بودن قوانین و لوایح مجلس و کارکردهای برآمده از آن است. از محورهای اصلی فقه اسلامی نیز دو مقوله «دارالاسلام/ دارالکفر» و «نفی سبیل» است که این دو مقوله در تمامی ابعاد حقوقی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جاری و ساری میباشد. شیخ شهید نیز بر اساس آیه 141 سوره نساء (که به نفی سبیل معروف است و در آن هر رابطه ای را که سبب سلطهپذیری و سلطهگری کفار شود؛ ممنوع میدارد)، راهنمای خود قرار میدهد و به دفاع از تجار و بازرگانان ایرانی در برابر بانکهای دول خارجه میپردازد و این مهم در جهت تقویت و استحاکم دارالاسلام قلمداد میشود.
جمله ای معروف از آیتالله العظمی نوری(ره) است که میگوید: «اسلام، زیر بیرق کفر نخواهد رفت.
این عقاید و اعمال، واکنش روس و انگلیس را بر می انگیخت تا آنجا که «بارکلی» سفیر وقت انگلستان در ایران به «گری»، وزیر امورخارجه تلگرام میکند که: «باید توصیه کنیم شیخ فضلالله را از تهران خارج نمایند، زیرا اگرچه او مقام رسمی ندارد ولی نفوذ بسیار زهرآگینی دارد» بنابراین شیخ شهید وزنه و مانعی در برابر آنان بود.
رهایی از سلطه سیاسی و فرهنگ غرب، منوط به استقلال و رهایی از استعمار اقتصادی است. آیتالله نوری نیز همانطور که گفته شد از طرح تاسیس بانک ملی حمایت کرد و حمایت او را باید در چارچوب مبارزه با استعمار اقتصادی فهم و درک نمود. این مبارزه به سالهای قبل برمیگردد آنجا که در رساله ای حاوی 60 مورد سؤال و جواب در پاسخ به سؤال تشبه به غیر مذهب آیا درست است یا نه؟ هرگونه وابستگی به غرب را دشمنی با خدا تلقی میکند. وی در جای دیگر در نامه به علامه محمد قزوینی [شاگرد و نماینده پژوهشی اش در اروپا که به طور مرتب گزارشهایی را از اوضاع اروپا و جهان برای شیخ ارسال می کرد] مژده پیشرفت تشکیل بانک ملی را اینچنین میدهد🔰
...موجب کمال امیدواری به بقاء استقلال وطن عزیز و مزید تقویت دین حنیف اسلام است...
بنابراین، حمایت از تاسیس بانک ملی؛ حرکتی در راستای قطع نفوذ اقتصادی روس و انگلیس و حمایت از تجار و بازرگانان داخل ایران بود که از آن به بعد میتوانستند به بانکی که متعلق به قاطبه ملت ایران است افتخار نمایند.
نتیجه اینکه علامه نوری(ره) به همراهی نمایندگان ملت و تجار و بازرگانان به تکوین و تاسیس بانکی پرداختند که «ملی» بود و هیچگونه وابستگی اقتصادی و سیاسی با دول استعماری نداشت. این مهم را باید در چارچوب فقهی شیعه در «نفی سبیل»، «دفاع از دولت شیعی»، «دفاع از بازرگانان داخلی» و «استقلال سیاسی» دانست. تنیدگی سه رکن دینی، سیاسی و اقتصادی؛ فرجامی جز استقلال و رهایی از استعمارگران روس و انگلیس نداشت. آیتالله نوری(ره) دیدهبانی بود که اندیشه سبز و زندگی سرخی را برای حفظ استقلال ایران رقم زد و پایداری خود را تا پای دار ادامه داد.
🔸منابع: مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، سید هاشم منیری، مطلب۴۹۳۲/ک، تنهای شکیبا، علی ابوالحسنی ...
✳️ @ShahidRabe
🗓 ۱۲ شهریور/ روز مبارزه با استکبار انگلیس
⁉️ آیا می دانید که؟
حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه از کدام مرجع تقلید به عنوان سَمبُل مبارزه علیه #استکبار
(استعمار) یاد کرده اند؟
✍ امام خمینی(ره) در سخنرانی های بسیاری از [مرجع شهید علامه] شیخ فضل الله نوری(ره) نام برده و از ایشان به عنوان سمبل مبارزه علیه استعمار (استکبار) یاد كرده اند. دکتر مرتضی اشرافی، کارشناس مسایل سیاسی/مقاله بررسی نقش و جایگاه روحانیت در مشروطیت/خبرگزاری رسمی حوزه
✅ در کلام و باور حضرت امام خمینی(ره)، مرجع شهید علامه شیخ فضل الله نوری اعلی الله مقامه، سمبل مبارزه با استکبار بود/ مؤسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی
💠 امام راحل:
جرم شیخ این بود که قانون باید اسلامی باشد... راجع به همین مشروطه و اینکه مرحوم شیخ فضل الله (رحمةالله) ایستاد که مشروطه باید مشروعه باشد. باید قوانین موافق اسلام باشد. در همان وقت که ایشان این امر را فرمود و متمم قانون اساسی هم از کوشش ایشان بود، مخالفین، خارجی ها[بخصوص #انگلیس_خبیث] که یک همچو قدرتی را در روحانیت دیدند کاری کردند در ایران که شیخ فضل الله مجاهد مجتهد (مرجع تقلید) دارای مقامات عالیه را یک دادگاه درست کردند و یک نفر منحرف، روحانی نما [ابراهیم زنجانیِ ماسون، شاگرد و معتمدِ آخوندِ خراسانی] او را محاکمه کرد و در میدان توپخانه، شیخ فضل الله را در حضور جمعیت به دار کشیدند./حوزه نت
✳️ @ShahidRabe
🌹به بهانه سالروز شهادت #رئیس_علی دلواری، مجاهد مشروعه خواه ضد انگلیس از خطه جنوب و از مریدان مرجع شهید علامه شیخ فضل الله نوری، اعلی الله مقامه/۱۲ شهریور[۱]*
🌹«رحم الله من یقرأ الفاتحة مع الصلوات»
اللّهُمَّ صَلّ عَلَی محَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجّل فَرَجَهُم
🔴 فردا - 📷 عکسی واقعی از «رئیسعلی دلواری»که پس از ۱۰٨ سال پیدا شده!
سرویس عکس و فیلم فردا(مطلب از گذشته، باز نشر، حال): پس از ۱۰٨سال، عکس واقعی #شهید_رئیسعلی_دلواری فرمانده #ضد_انگلیسی و #اسلام_خواه (مشروعه خواه) خطه جنوب و از مریدان #مرجع_شهید علامه شیخ فضل الله نوری(ره)، که اخیراً از آرشیوی از آلمان به دست آمد و رونمایی شد.
💠رهبرانقلاب:
‼️قبل از دوران مبارزات اخیر ملت ایران با رژیم ستمشاهی هم، مقاومت مردم بوشهر در مقابل تهاجم دشمنان خارجی انگلیسیها ورد زبان کسانی بوده است که با این قضایا آشنایی دارند آن روزی که انگلیسیها در بوشهر پیاده شدند، اینجا اهرم فشاری برای او بوجود آمد. چه کسی در مقابل اینها ایستاد؟ چه کسی به امثال #رئیسعلی فتوا داد و برایشان بیان کرد و تشویق کرد و تحریض کرد و به مردم دلگرمی و قدرت داد؟ غیر از علما چه کسانی بودند؟ آنها در مقابل زورگوها و قلدرها میایستادند. این تکلیف همیشه ماست که باید در مقابل سلطه گران بایستیم! ۷۰/۱۰/۱۱/جهادتبییتی
#رييسعلي در ۱۲ شهريور ۱۲۹۴ ش ۶ سال پس از شهادت علامه شیخ فضل الله(ره)، در ۳۳ سالگي، در حین درگیری با دشمن، از پشت سر توسط یک خائن داخلی، مورد هدف قرار گرفت و به شهادت رسید.
[۱]* منابع: نشریه عبرتهای عاشورا/ فردا/صاحب خبر کد 21229006
✳️ @ShahidRabe
🔳 به بهانه درگذشت عالم فرزانه آیت الله سید حسن سعادت مصطفوی
✍ پیام تسلیت امام خامنه ای(حفظه الله)
بسم الله الرحمن الرحیم
درگذشت عالم فرزانه جناب حجتالاسلام والمسلمین آقای حاج سید حسن مصطفوی رحمةاللهعلیه را به خاندان گرامی و شاگردان و ارادتمندان ایشان تسلیت عرض میکنم. تحقیق و تدریس در علوم عقلی و فلسفهی اسلامی برجستهترین فعالیت علمی این روحانی انقلابی و پر تلاش بود که در کنار اشتغالات فرهنگی و مردمی، کارنامهئی وزین برای آن بزرگوار پدید آورده بود. از خداوند متعال پاداش بزرگ و رحمت و مغفرت برای ایشان مسألت میکنم.
سیدعلی خامنهای
۸ شهریور ۱۴۰۱
✍ کانال تخصصی شهید رابع(ره)، رحلت این عالم بزرگوار را تسلیت و تعزیت عرض مینماید.
عاش سعیدا و مات سعیدا
✍ قابل ذکر است، مرحوم آیت الله مصطفوی از شاگردان مرحوم آیت الله محمد تقی آملی (فرزند ملا محمد آملی، از اصحاب خاص مرجع شهید علامه شیخ فضل الله نوری اعلی الله مقامه) بود. عوامل جریان غربگرای مشروطه پس از بردار کردن علامه شیخ فضل الله نوری، ملا محمد آملی(ره) را به دلیل حمایت از شیخ و مخالفت با مشروطه غربگرا، به تبعید فرستادند.
🌹شادی روح عالمان واقعی دین، الفاتحه مع الصلوات
✳️ @ShahidRabe
✍ به بهانه ایام درگذشت عالم مبارز، آیت الله شیخ مرتضی بنی فضل، رضوان الله تعالی علیه/۱۱ شهریور ۸۶
🌹«رحم الله من یقرأ الفاتحة مع الصلوات»
اللّهُمَّ صَلّ عَلَی محَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجّل فَرَجَهُم
✍ پیام امام خامنه ای(حفظه الله):
درگذشت عالم خدمتگزار مرحوم مغفور حجة الاسلام و المسلمین آقای حاج میرزا مرتضی بنی فضل رحمة الله علیه را به عموم ارادتمندان آن بزرگوار بخصوص مردم غیور و مؤمن تبریز و نیز به خانوادهی مکرّم و فرزندان محترم ایشان صمیمانه تسلیت میگویم. آن عالم روشن بین از جملهی اوّلین پیوستگان به نهضت عظیم امام راحل و از وفاداران صمیمی انقلاب و نظام جمهوری اسلامی بودند و خدمات علمی و اجتماعی ایشان در همهی این دوران در نزد خدای متعال مأجور و مشکور است. انشاءالله. از خداوند متعال علو درجات آن مرحوم و اجر بازماندگان را مسألت مینمایم. ۸۶/۶/۱۱
🔰👇👇
🎙#سخنرانی
📑 موضوع سخنرانی: «تبارشناسی و ویژگی های روحانیت انقلابی و پیشرو»
سرمایه گذاری انگلیس بر روی #رضاخان برای سرکوب روحانیت انقلابی...
✍ تلخیصی از سخنان حجت الاسلام عبدالرحیم اباذری در ششمین سالگرد درگذشت آیت الله مرتضی بنی فضل(ره)، تبریز، نهم شهریور ۹۲ ش/گزارش از خبرگزاری رسا
🎙در انقلاب مشروطیت اگر چه علما و فقها در رأس این نهضت قرار داشتند و بنیانگذار آن حرکت بزرگ تاریخی به شمار می آمدند، ولی در میان راه به سبب بروز اختلافات و تشتت آرا و عدم تفاهم و همفکری با یکدیگر، این نهضت به شکست انجامید. دشمنان وقتی رهبران آن را از هم جدا کردند، نخست روحانی انقلابی و فقیه پیشرو، آیت الله #شیخ_فضل_الله_نوری(ره) را به دار آویختند و شهید کردند. وقتی نهضت مشروطه شکست خورد، آمال و آرزوهای مردم ایران به یأس تبدیل شد و خود را سردرگم دیدند. از سوی دیگر وقوع جنگ جهانی اول نیز مزید بر علت شد و فقر، گرسنگی، قتل و غارت و ناامنی و نابسامانی همه جا را فرا گرفت؛ به طوری که مردم دیگر هیچ پناهگاهی برای خود احساس نمی کردند و تنها چشم به راه یک مصلح و منجی بودند.
نزاع های سیاسی گروه ها و جناح ها و درگیری های احزاب و دسته ها نیز مردم را خسته کرده و به ستوه آورده بود. توده مردم انتظار داشتند فردی بر سرکار بیاید که به هیچ یک از این جناح ها، دسته ها و گروه ها وابسته نباشد و تازه نفس و مستقل، رهبری ملت ایران را بر عهده گیرد. این بود که سیاستمداران کهنه کار انگلیس، با توجه به مطالعات و اطلاعات دقیقی که در این خصوص داشتند، رضاخان میر پنج را بهترین گزینه برای این امر تشخیص دادند.
آنها بر روی رضاخان کار کردند و در دوران سردارسپه بودنش، او را به عنوان یک چهره مذهبی و دوستدار روحانیت و قشر محروم جامعه جا انداختند. خود رضاخان نیز در نشان دادن چهره مذهبی از خود بسیار می کوشید. ریاکارانه و برای فریب مردم برای اولین بار در ماه محرم دسته های عزاداری ویژه «قزاقان» به راه انداخت؛ گِل به سرش مالید و در جلوی عزاداران حسینی به سینه زنی پرداخت، در مراسم شام غریبان، شمع به دست گرفت و در محله های تهران و تکیه ها حاضر شد و در ماه مبارک رمضان مراسم شب احیا برگزار کرد! عبدالله مستوفی نویسنده کتاب «شرح زندگانی من» که از نزدیک شاهد این ماجراها بود، مینویسد:
«در شصت سال گذشته چنین چیزی اصلا سابقه نداشت که نیروهای دولتی، آن هم قزاق ها مجلس عزا بر پا کنند. فقط ناصرالدین شاه در تکیه خود تعزیه برگزار میکرد که آن هم جنبه خانوادگی و خصوصی داشت».(1)
امروز وقتی اسم از رضان خان برده می شود، در مرحله اول، بی درنگ واژه هایی از قبیل قلدری، دیکتاتوری، قانون ستیزی و قتل و غارت و نوکریِ اجانب در اذهان تداعی می شود؛ در حالی که او اوائل به عنوان یک چهره مردمی، حامی قشر مستمند، دوستدار دین و مذهب و دلسوز روحانیت وارد عرصه سیاسی شد.
در سوم اسفند 1299 وقتی کودتای رضاخان به وقوع پیوست، او همین روش ریاکاری و عوام فریبی را ادامه داد. در بیانیه ها که به همکاری و همفکری سید ضیاءالدین طباطبایی، عامل شناخته شده انگلیس صادر می کرد، مدام به شعارهای ارزشی مانند: اجرای عدالت اجتماعی، مبارزه با مفاسد و مفسدان اقتصادی، حمایت از قشر محروم و مستضعف و پابرهنگان، تعطیلی مراکز فحشا، منع شراب خواری، بی حجابی و بستن درِ شراب فروشی ها و کاباره ها تاکید داشت. او در سخنرانی ها نیز حرف های عوام پسندانه مطرح می کرد.
یکی از مورخان دیگر در این باره می نویسد:
«سردار سپه تصمیم داشت برای جلب رضایت طبقه سوم، به یکی دو فقره تظاهر اکتفا نکرده، این بازی را دائماً تجدید نماید و مخصوصا برای جلب نظر و توجه روحانیون نیز نهایت کوشش را به عمل آورد. سردار سپه بدون مبالغه، یکی از باهوش ترین و پرکارترین افراد عصر خود محسوب می شد. او به خوبی دریافته بود که بزرگترین دشمنان او طبقه روحانیون می باشند که هر وقت بخواهند، ضربت های سختی می توانند به او بزنند... . اما او برای جلب نظر آنها از هرگونه اقدامی فروگذار نمی کرد؛ از جمله اقداماتی که در این زمینه به عمل آورد، تعیین ناظر شرعیات بود.»(2)
روزنامه ها و مجلات حامی رضا خان نیز در یک اقدام هماهنگ، عکس های او را به همراه زنان و مردان بی سرپرست و قشر مظلوم و ستمدیده در نشریات منعکس کردند و او را «حامی توده مردم» و «منجی ملک و ملت» معرفی کردند و مردم نیز تحت تأثیر این بمباران تبلیغاتی قرار گرفته و او را به این عنوان پذیرفتند و به حاکمیتش تمکین کردند.
در این میان ارکان حوزه و روحانیت هرگز تسلیم این ریاکاری ها، نفاق ها و شیطنت ها نشد.
🔰ادامه در بخش دوم🔰
🔰بخش دوم🔰
مرحوم آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی رحمه الله علیه[از شاگردان مرجع شهید علامه شیخ فضل الله نوری(ره)] که در آن زمان به تازگی در رأس حوزه و روحانیت قرار گرفته بود، با سکوت معنادار و تاریخی خویش، پرده از چهره حقیقی رضاخان بر می داشت. کوچک ترین حرکتی که نشان از تأیید ضمنی رضاخان باشد، از ایشان دیده نشد.
در جشن تاجگذاری که از ایشان دعوت رسمی شده بود، نه تنها شرکت نکرد، بلکه حتی نماینده ای هم نفرستاد. از این روی رضاخان کینه ای عمیق از ایشان به دل گرفت.
اما بارزترین مبارزه با «عوام و خواص فریبی» رضاخان را بی شک آیت الله سید حسن مدرس داشت که مصداق بارز روحانیت پیشرو و مبارز بود. او هرگز با رضاخان کنار نیامد و تا آخرین لحظه در دوره های مختلفِ مجلس با پهلوی اول مبارزه کرد و موارد قانون شکنی های او را افشا نمود. فقها و علمای بزرگ نجف نیز در دیداری که در حرم حضرت امیرالمومنین(ع) با رضاخان داشتند، طی بحث هایی که در میان آنها شد، سلطنت او را به شرطی پذیرفتند که اولا: در راستای دین و ایمان و موافق نظر علمای اعلام حرکت کند.
ثانیا: قوانین مجلس زیر نظر پنج نفر مجتهد تراز اول به تصویب نهایی برسد.
ثالثا: مذهب رسمی کشور، شیعه جعفری و دوازده امامی باشد.(3)
این، موضعِ بدنه حوزه و روحانیت در برابر پدیده رضاخان بود که حکایت از تیز هوشی، درایت، صلابت و صداقت رهبران این تشکیلات دینی و معنوی داشت. البته در کنار آن، بخش اندکی از علما و معمّمین هم بودند که مانند عوام در این عرصه ظاهر شدند. بعضی از روی حسن نیت و بعضی از روی ساده لوحی فقط ظاهر ماجرا را دیدند و در این اشتباه تاریخی به دام افتادند.
نهم آبان 1304ش، مجلس شورای ملی ماده واحده ای را مبنی بر انقراض سلطنت قاجار و انتقال آن به رضاخان به تصویب رساند و مقدمات تشکیل مجلس مؤسسان را فراهم آورد. این کار چون با فشار سرنیزه، تهدید، تطمیع و دخالت های مستقیم و غیرقانونی رضاخان انجام می گرفت، مورد اعتراض و تذکر آیین نامه ای آیت الله مدرس قرار گرفت. او طی سخنانی اظهار داشت: «این بر خلاف قانون اساسی است؛ اگر چه صد هزار رأی هم در مجلس بیاورد».
حسین پرنیا ملقب به مؤتمن الملک، رئیس وقت مجلس بود. او به توصیه مدرس از سمت خود استعفا داد تا در این امر غیر قانونی سهیم نشده و این ماده در مجلس به تصویب نرسد. نمایندگان طرفدار رضاخان از جمله دو معمّم به نام های: سید محمد تدین و سید یعقوب انوار هر چه تلاش کردند، او استعفایش را پس بگیرد، نپذیرفت. بعد ریاست را به مستوفی الممالک پیشنهاد کردند، او هم نپذیرفت. به ناچار مجلس بدون تعیین رئیس و با مدیریت اجرائی آقای تدین کار خود را ادامه داد؛ در حالی که از جهات مختلف اشکال قانونی داشت.
در مرحله بعد مجلس مؤسسان نیز به همین منوال تشکیل شد و نمایندگان به صورت غیرقانونی رأی سفید به سلطنت رضاخان و موروثی بودن آن دادند. جالب این که همین سید یعقوب انوار، نماینده مردم شیراز در مجلس مؤسسان که در مجلس شورای ملی هم حضور داشت و به شدت شیفته شخصیت به اصطلاح انقلابی رضاخان شده بود، در ضمن مذاکرات مجلس به تعریف و تمجید از رضاخان پرداخت و او را «ناجی امت» و «برآمده از توده مردم» و «هدیه آسمانی» شمرد و کار مجلس مؤسسان را از ویژگی های حکومت ملی و مردمی! خواند و گفت: «این همان آرزویی بود که ما در مجلس پنجم همواره به دنبالش بودیم تا سلطنت انتخابی شود نه انتصابی.»!(4)
اما در این میان غالب حوزه و روحانیت به رهبری آیت الله سید حسن مدرس چون از ماهیت و چهره پشت پرده رضاخان آگاه بودند، همچنان در مقابل او ایستادند. هنوز مدتی از سلطنت رضاخان سپری نشده بود که چهره او به یک باره دگرگون گشت و نفاق او آشکار شد و معلوم گردید که سردار سپه نوکر حلقه به گوش دولت انگلیس و مأمور اجرای برنامه های ضد دینی بیگانگان در ایران است که کشف حجاب از زنان و خلع لباس از روحانیت، نمونه های برجسته ای از این سیاست بود.
در این مرحله بسیاری از حامیان رضاخان از جمله همان بخش اندک روحانیون به اشتباه خود پی بردند و فوراً درصدد جبران بر آمدند و انصافا هم خوب جبران کردند. حوزه و روحانیت اگر چه در این مقطع تاریخی دوران سختی را سپری کرد و شخصیت های بزرگی مانند آیت الله شهید مدرس و آیت الله بافقی را از دست داد، اما در مقابلِ قلدری رضاخان سرفراز و زنده ظاهر شد و از این امتحان سر بلند بیرون آمد.
پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی نیز شبیه همین اتفاق ها تکرار گردید. در اولین دوره انتخابات ریاست جمهوری، ابوالحسن بنیصدر که به گفته خود دکترای اقتصاد داشت و کتابی نیز به نام «اقتصاد توحیدی» نوشته بود وارد عرصه انتخابات شد و هدف خود از این اقدام را مبارزه با «فاصله طبقاتی»، «اجرای اقتصاد توحیدی» و «حمایت از طبقه محروم و متوسط جامعه» عنوان کرد.
🔰ادامه در بخش سوم🔰