سلام و عرض ادب من دیروز خواب شهیدی رو دیدم که اصلا اسمشهم به گوشم نخورده بود. به نام علیکفایی صبح گوگل کردم و خوندم ایشون چه فداکاری کرده. شب خیلی از نظر روحی حالم بد بود صبح انگار ارامش داشتم. انگار ارامش به قلبم اومده بود. خواهش میکنم اگر این پیام رو میخونید براشون فاتحه بفرستید چون برایمن که خیلی غریب بودند. اصلا اسمشون رو یک بار هم نشنیده بودم
سلام. من همه شهدا رو دوست دارم. و ارزش خیلی بالایی برام دارن. من حوصله درس خوندن ندارم. ولی لیسانسمو گرفتم. خدا خواست که من حافظ کل قران بشم. چیزی که همین الان هم خودم باورم نمیشه. . فامیلی استادم خانم راهبه هست. حالا میخوام میخوابمو تعریف کنم. من و دوستام ده نفریم که تقریبا همه حافظ قرآن هستن. ولی از بین اینا فقط 4 نفریم که حافظ کل شدیم. خواب دیدم که ما ده نفر تو یه اتاق خوابیدیم. ولی من خوابم نمیبرد یه اسم اومده بود تو ذهنم به نام (پرتو). حتی نمیدونستم که این پرتو کیه.خیلی فکرمو مشغول کرده بود. یکی از دوستام که کنارم خوابیده بود گفت چرا نمیخوابی.؟گفتم تو کسی به نام پرتو میشناسی؟ جوابم داد گفت آره. چطوره که تو نمیشناسیش.این یه آدم معروف و نخبه بوده که برای ایران یه کار خیلی خیلی بزرگ انجام داده. گفت بیا تا بریم نشونت بدم. دست منو گرفت دوتایی پرواز کردیم. وارد شهر تهران شدیم.نشستیم روی یه نیمکت که مثلا صبحانه بخوریم. کسیم دوروبر ما نبود. یهود دیدم سه تا آقا که لباس بسیجی پوشیده بودن اومدن پیش ما. میدونستم که این سه تا شهید شدن. یکی از اون سه تا اسم منو صدا زد و گفت شما از گردان راهبه هستید. منم همون موقع یاد استادم که اسمش راهبه بود افتادم گفتم آره. به من گفت شهید پرتو میخواد بیاد ببینتت. و شهید پرتو از شهدای گمنامه.بعد اون سه تا شهید رفتن. خیلی زود یه پسر حدود 19 ساله اومد و گفت من شهید پرتو هستم. من خیلی گریه میکردم و از خوشحالی تو بغل گرفته بودمش. انگار اون یه تیکه از وجود من بوده و سالها از من فاصله گرفته بود. به شدت احساس میکردم دوستش دارم. اون خودشو معرفی کرد گفت من پرتو هستم از گردان راهبه.. خیلی التماسش کردم که تنهام نزاره و پیشم بمونه ولی گفت باید بره و نمیتونه بمونه. احساس کردم اونم منو خیلی دوست داره.. ولی تعبیر خوابمو نمیدونم
سلام وقتتون بخیر
من همین الان خیلی اتفاقی با کانالتون آشنا شدم خواستم بگم اگر میشه اگر هم گروهای عزیز و مخصوصا شهدا بخوان برام دعا کنن اتفاقی برام افتاده که دلم خیلی شکسته و حال روحیم اصلا خوب نیست😔😔😔
من شنیده بودم شهدا خیلی حاجت میدن و یه مشکل خیلی بزرگ داشتم شنیده بودم شهید ابراهیم هادی و شهید سعید سامانلو خیلی حاجت میدن بهشون متوسل شدم ازشون خواستم یه معجزه کنن مشکلم حل بشه نذر کردم اگر حاجتمو بگیرم تا سال دیگه حتما حتما برم سرخاک ابراهیم هادی به شهدای زیادی متوسل شدم برا ۴۰تا شهید ختم صلوات برداشتم و یه جا توی یک گروه متنی در مورد معجزه شهید سید محمدعلمدار دیدم و بهشون متوسل شدم سه بار تا ۴۰روز براشون هرشب صدتا صلوات میفرستادم تا چهل روز ولی متاسفانه مشکلم حل نشد😔 شاید من لیاقت دعا پیش شهدارو ندارم شاید اصلا من لیاقت دعا کردن رو ندارم😔 میخوام شما اگر میشه پیام منو توی گروه بزارید و از هم گروهای عزیز بخواهین برام دعا برام دعا کنن پیش شهدا که یه گوشه چشمی بهم بندازن و یه معجزه ای کنن😔😭
سلام وقتتون بخیرمن یکی ازاعضاکانالتون یک مشکلی دارم میخام اگرامکان داره از اعضاکانال بخواهیدبرام دعاکنند وتوسل بخوانند
پویش #یلدای_مهدوی🍎🌱
باسلام خدمت همراهان گرامی کانال مدافعان حرم
🍁با توجه به نزدیک شدن به #شب_یلدا قرار داریم بسته هایی شامل میوه و آجیل برای نیازمندان تهیه کنیم.🛍
به همین دلیل از شما بزرگواران درخواست داریم هرچقدر در توان دارید به نیابت از آقا امام زمان و رفیق شهیدتون به این پویش کمک کنید💐
شماره کارت👇
6280231364795244
بنام زارع
توجه داشته باشید فرصت شرکت در این طرح فقط تا دوشنبه هفته آینده است.
اجرتون با صاحب اصلی این کار آقا امام زمان🧡
@Modafeaneharaam
باسلام وعرض ادب
بنده چندین بار متوسل به شهدا شدم وازشون کمک خواستم وباصلوات فرستادن به شهدا به خواسته ای که اون لحظه نیاز داشتم رسیدم
من داخل گوشیم مطالب خوب و مذهبی و عکس شهدا زیاد داشتم بعد چندین سال گوشیم هنگ کرد و اصلا روشن نشد متوجه شدم که دیگه باید گوشی جدیدی تهیه کنم ولی ناراحت بودم دوست نداشتم همچین اتفاقی بیفته فقط به خاطر مطالب و عکس شهدایی که داشتم متوسل به شهدا شدم و صلواتی فرستادم وازشون خواستم گوشیم درست بشه بعدکه دکمه گوشیم رو فشار دادم گوشیم روشن شد برام غیر قابل باور بود که به این زودی حاجت بدن 😊 یکی ازدوستان بنده هم باهاشون صحبت میکردم گفتن گوشیم خراب شده وروشن نمیشه ماجرای گوشی خودم رو به ایشون گفتم و متوسل شدن به شهدا و برای ایشون هم درست شد⚘
وهمچین درجایی مهمان بودیم دخترم درحین بازی فلش ازدستشون رها شد وخورد به تلوزیون صاحب خونه ویک نور ریز افتاد گوشه تلوزیونشون اون لحظه متوسل به شهدا شدم وازشون کمک خواستم .چون برای چندین نفر که این اتفاق افتاده بود این نورریز انقدر بزرگ شده بود که مجبور شده بودن صفحه تلوزیون رو عوض کنن الان حدود ۳ سال بیشتر گذشته وصفحه تلوزیون ایشون هیچ تغییری نکرده واقعلا شهدا معجزه میکنن (البته برای اینکه راضی باشن پول صفحه تلوزیون رو به ایشون دادیم اگر احیانا خراب شد تعویض کنن) همه به خاطر لطف خدا و عنایت شهدا بوده واقعلا شهدا حاضر وناظر هستن وصدای مارومیشنون
باذکر صلوات برای شادی روح شهدا وکسانی که راه شهدا رو ادامه خواهند داد🌹🌹🌹
سلام خدمت دوست دارن شهدا منم خواستم معجزه ازسردارشهیدبگم الان این روزها همه می دونندوضعیت اقتصادی مردم خوب نیس قدرت خریدخیلی کم شده پسرم کاسبه گفت مادربرام دعا کن من متوسل به سردارشهیدشدم براش قران خوندم شب پسرم گفت مادرازصبح تا۸ شب ۲۰۰ هزارتومان فروش داشتم کلافه بودم چراغ معازه روخاموش کردم خواستم مغازه روببندم ۲نفرخانم مسن اومدندگفتندمیشه معازه رونبندی خلاصه اومدن ۱۱ میلیون تومان خریدکردند واقعا شهدازنده اندوجواب می دن 🌷🌷
رفیق شهیدم...
آرمان عزیز
#شهدا_شر_منده_ایم ❤️
#الّلهُـمَّ_عَجِّــلْ_لِوَلِیِّکَـــ_الْفَـــرَج🤲
@arman134
سلام شبتون بخیر من ب بخاطر حاجتی ک دارم ب شهدا متوسل شدم چله گرفتم ذکر گفتم نذر و نیاز کردم حتی گفتم اگ صلاح میدونید بخاطر حاجتی ک دارم حتی یه نشونه بهم بدین انقد دلم گرفته موندم چجوری شهدا حاجت بقیه رو میدن ولی از من خیر😔 منم خیلی متوسل میشم مخصوصا به شهیدابراهیم هادی ولی من نتیجه ای ندیدم توروخدا دعا کنید برام شهدا هم بهم یه نیم نگاهی بندازن اگه صلاحمه... ممنونم بابت کانال خوبتون 🙏
سوار اتوبوس شدم و دیدم یک دختر خانم خوش صورت و خوشگل نشسته و شالش روی شونه هاشه، آروم رفتم کنارش نشستم بعد از چند دقیقه گفتم دختر خشگلم شالت افتاده پایین ها!!!
دختر خیلی سرد گفت میدونم
گفتم خب نمیخوای درستش کنی؟ فورا گفت نه
گفتم خب موهاتو گردنتو داره نامحرم میبینه، نگاه کن اون پسرای جوون چشماشونو ازتو برنمیدارن دارن از نگاه کردن به تو لذت میبرن، هم تو هم اونا دارین گناه میکنین فدات شم!
هنوز نزدیک حرم امام رضاییم ها!!!
دختر برگشت به من نگاه کرد منتظر بودم هرلحظه شروع کنه به فحاشی و دعوا، اما یهو زد زیر گریه سرشو گذاشت رو شونم و با گریه گفت آخه شما
چی میدونید از زندگی من؟!
صبح تاشب دوشیفت مثل سگ کار میکنم نمیتونم زندگی کنم پدرو مادرم هر دوتا مریضن، پدرم نمیتونه کار کنه و خرج خونه و درمان اونا افتاده گردن منه بدبخت! نه خواهر دارم نه برادر، دیگه نمیتونم بریدم.
۲۱ سالمه ولی مثل ۵۰ ساله ها شدم!
به دختر گفتم عزیزم تو سختی های زندگی به خدا توکل کن برو پیش امام رضا ع بگو به خاطر تو حجابمو درست میکنم، تو هم این خواسته ی منو برآورده کن.
دختر گفت به خدا روم نمیشه چند ساله حرم نرفتم.
همون لحظه یک خانم مانتویی متشخص و موجه سوار اتوبوس شد و روبروی ما نشست.
دختر گفت همون اطراف حرم دو جا فروشندگی میکنم ولی آخرماه کلا پنج شش میلیون بیشتر دستمو نمیگیره واقعاً خسته شدم.
گفتم با امام رضا معامله میکنی یانه؟ با چشمای پر از اشک گفت آره. همینجا جلوی شما به امام رضا ع قول میدم حجابمو درست کنم ایشونم به زندگی سامان بده، الانم میشه شما شالمو برام ببندین؟
منم مشغول بستن شال شدم که یک دختر خانم محجبه همسن خودش اومد جلو و یک گیره ی خوشگل بهش داد و گفت اینم هدیه ی من به شما به خاطر محجبه شدنت.
شالو که بستم، گفت میشه یک عکس ازم بگیری ببینم چطور شدم؟
ازش عکس گرفتم همونطور که نگاه میکرد اون خانم مانتویی گفت دختر گلم اسمت چیه؟ دختر گفت عاطفه
گفت عاطفه جان من پزشکم و منشی مطبم حامله است و دیگه نمیخواد بیاد سرکار. دنبال یک منشی خوبی مثل خودت میگردم بامن کار میکنی؟
دختر همونطور که چشماش پر از ذوق و خوشحالی بود گفت ولی منکه بلد نیستم
خانم گفت اشکال نداره یاد میگیری حقوقتم از ۸ تومان شروع میشه کار که یاد گرفتی تا ۱۰ تومان هم زیاد میشه قبول؟
دختر همونطور که بی اختیار میخندید گفت قبول
برگشت سمت من و محکم بغلم کرد و گفت خدایا شکرت امام رضا ع دمت گرم.
همه خانم های داخل اتوبوس درحال تماشای اون بودن و خوشحال.
من یک کیسه پلاستیکی دستم بود دادم بهش گفت این چیه؟ گفتم این غذای امام رضاست.
من خادمم و این ناهار امروزم بود هرهفته میبرم با پسرم و آقامون میخوریم این هفته روزی شما بود.
دوباره زد زیر گریه ولی از خوشحالی بود نمیدونست چی بگه فقط تشکر میکرد
منکه رسیدم به مقصد و باید پیاده میشدم به سرعت گوشیش رو بیرون آورد و گفت میشه یک سلفی باهم بگیریم؟
عکس گرفتیم و شماره منو گرفت و پیاده شدم...
دیدم همه جا بر در و دیوار حریمت
جایی ننوشته است گنهکار نیاید💔
خاطره زیبایِ یکی از خادمان حرم امام رضا ع در تاریخ ۹ آذر۱۴۰۱
#بسم_رب_المهدی_عجل_الله_تعالی_فرجه
۳ صلوات نیابت از سلامتی و تعجیل امر فرج عنایت بفرمایید و یک فاتحه و توحید هدیه ب مادر و پدر بزرگوار امام زمان علیه السلام مرحمت بفرمایید
بزرگوار
برای تمام دختران این مملکت اسلامی دعا بفرمایید ک علاقمند ب چادر. مادرمون حضرت زهرا سلام الله علیها بشوند
و ملتمسانه محتاجم بدعاتون برای دخترم ک ب چادر علاقمند. بشود و هر چی بهش میگم بدونه ک صلاحش رو میخوام مطیع بشه و اهلبیت و نماز خون بشه و برای ازدواجشون ک امام زمان پسند باشه و عاقبتشون بخیر باشه إنشالله دعا کنید
و برای پسرم ک نماز خون و اهلبیتی بشود و بخت اهلبیتی و امام زمان پسند نصیبش بشود آن شالله و عاقبتبخیر بشود إن شاءلله
و همه جوانها دعا بفرمایید
و برای همسرم بینماز و اهل شرعیات نیست و مدام قهر می کنه و ارتباط فقط با فامیل خودش داره ب من و خانواده ام اهمیت نمیده ب حرمت سیدالشهداء دعای کلی بفرمایید و برای تمام خانواده های این چنین مشکل رو دارند دعا بفرمایید
افکار های منفی آزار هنده. راجع ب بیماری و یا عزیزانم ب سراغم میاد ک آزار روحی میبینم هر عزیزی پیام من رو میخونه با سه صلوات جهت خشنودی قلب نازنین امام زمان علیه السلام برای رفع افکار ها و پاکسازی افکار منفی و بد و ازاردهنده بنده دعا و مرحمت بفرمایید