eitaa logo
شهید شو 🌷
4.3هزار دنبال‌کننده
19.3هزار عکس
3.7هزار ویدیو
71 فایل
مطالبی کمتر روایت شده از شهدا🌷 #به‌قلم‌ادمین✎ وقت شما بااهمیته فلذا👈پست محدود👉 اونقدراینجاازشهدامیگیم تاخریدنےبشیم اصل‌مطالب،سنجاق‌شدھ😉 کپی بلامانعه!فقط بدون تغییر درعکسها☝ تبادل: @the_commander73 📱 @Shahiidsho_pv زیلینک https://zil.ink/Shahiidsho
مشاهده در ایتا
دانلود
💔 💌 خدا صدامونو دوست داره.. 💌 (آیه ۵۱ سوره فصلت از سوره های سجده دار) وَإِذَا أَنْعَمْنَا عَلَى الْإِنسَانِ أَعْرَضَ وَنَأَىٰ بِجَانِبِهِ وَإِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعَاءٍ عَرِيضٍ ﻭ ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻧﻌﻤﺖ ﻋﻄﺎ ﻣﻰ ﻛﻨﻴﻢ [ ﺍﺯ ﻃﺎﻋﺖ ﻭ ﻋﺒﺎﺩﺕ ] ﺭﻭﻱ ﺑﺮ ﻣﻰ ﮔﺮﺩﺍﻧﺪ ﻭ [ ﺑﺎ ﻛﺒﺮ ﻭ ﻧﺨﻮﺕ ]ﺍﺯ ﻣﺎ ﺩﻭﺭ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ ، ﻭ ﭼﻮﻥ ﺁﺳﻴﺒﻲ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺭﺳﺪ [ ﺑﺮﺍﻱ ﺑﺮﻃﺮﻑ ﺷﺪﻧﺶ ] ﺑﻪ ﺩﻋﺎﻱ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﻭ ﻃﻮﻟﺎﻧﻲ ﺭﻭﻱ ﻣﻰ ﺁﻭﺭﺩ ; 💕💕 بحث در مورد دعا و اجابت خیلی پیچیده است گاهی ما یه حاجتی رو از خدا میخوایم ولی نمیدونیم اگه اون حاجت رو داشته باشیم طغیان میکنیم.. دیگه خدا رو هم بنده نیستیم.. ولی الآن که انقدر خالص خدا رو میخونیم به اون لحظه ها عالم نیستیم.. یعنی چی؟ یعنی خدا دوست نداره از در خونه ش جایی بریم.. بعضی خوبا هستن که ظرفیتشون بالاست خدا زود حاجتشونو میده ولی اونا خداروکه ول نمیکنن.. بعضی بدا هم هستن که ظرفیتشون پایینه خدا هم زود حاجتشونو میده که برن دیگه بر‌نگردن.. بعضیام هستن که خدا میخواد صداشونو بشنوه.. دوست داره بشنوه بندش میگه "یارب".. کی میدونه شاید این حاجتی که میخوام اگه بهم بدن از خدا خیلی دور میشم.. عاشق وقتی به معشوق میرسه اگه معشوق چیزی ازش بخواد عاشق اونو فراهم میکنه اما طولش میده.. انقدر طولش میده که بیشتر صدای معشوقش رو بشنوه.. عاشق هم وقتی ناز معشوق رو میکشه معشوق بیشتر ناز میکنه که صدای عاشق رو بیشتر بشنوه.. چیکار کنیم دیگه خدا صدامونو دوست داره.. میخواد همیشه گردنمون کج باشه در خونش.. ... 💞 @aah3noghte 💞
شهید شو 🌷
💔 #فرمانده_و_دختر_خبرنگار ✨قسمت ۳ برخورد اول: سرد، تند، خشن! خبرنگار جوان براي ديدار با وصالي
💔 ✨قسمت ۴ برخورد دوم : خواستگاري عجيب و غريب😳 «احساس مي‌كردم حرفي براي گفتن دارد اما قادر نيست به صراحت بيان كند. چندين خيابان را پشت سر گذاشته بوديم و او هنوز مِن مِن مي‌كرد. خوب مي‌دانست چه مي‌خواهد بگويد اما با نخستين كلمه، لب‌هايش را گاز مي‌گرفت و باز در ادامه گفته‌هايش در مي‌ماند. دست آخر همه‌‌چيز را در يك جمله خلاصه كرد: با من زندگي مي‌كني؟» مريم كاظم‌زاده مي‌گويد كه در آن لحظه خيلي جا خوردم. مي‌گويد: " اصلا فكرش را هم نمي‌كردم كه اصغر به من فكر كند. " يك‌ماه از آشنايي‌شان گذشته بود و رفتارهاي شهيد وصالي و اتفاقاتي كه افتاده بود، باعث شده بود كه مريم هرگز فكرش را هم نكند كه يك روز چنين درخواستي از او بشود؛ «بعد از اينكه اين پيشنهاد را شنيدم، به او گفتم كه بايد روي اين قضيه فكر كنم. پذيرفتن پيشنهاد ايشان، راحت نبود... .» مريم پيش از ازدواج تقاضاهايي داشت. يكي از اين درخواست‌ها مربوط به كارش مي‌شد. از همسر آينده‌اش اين توقع را داشت كه ازدواج به كارش لطمه‌اي نزند. از شهيد وصالي خواست تا هيچ كدام در كار ديگري دخالت نكنند و آن شهيد بزرگوار هم اين درخواست را قبول كرد؛ «يكي از بزرگ‌ترين مشخصه‌هاي اصغر، و بود. او مرا با حرفه خبرنگاري، انتخاب كرده بود و بعد از ازدواج، هيچ وقت با كار من مخالفت نكرد. چيزي كه در ميان امروزي‌ها بسيار تغيير كرده و ديگر مردم با خودشان صادق نيستند و به‌جاي اينكه مرد با همسرش همراه باشد با كوچك‌ترين سختي كه پيش مي‌آيد، او را مجبور مي‌كند كه از خواسته‌هايش دست بكشد. به جاي اينكه كمبودهاي همسرش را جبران كند، او را مقصر مي‌داند و از حقي كه دارد محروم مي‌كند.» شهيد بزرگوار، شروط مريم را قبول مي‌كند و اين وصلت سر مي‌گيرد. مريم كاظم‌زاده از بهمن‌ماه ۵۸ تا آبان ۵۹ با اصغر وصالي زندگي مي‌كند. ... ... 💞 @aah3noghte💞
شهید شو 🌷
💔 ترفندهای جنگ رسانه ای #آھ_اے_شھادت... #نسئل_الله_منازل_الشھداء 💞 @aah3noghte💞
💔 با آب و تاب فراوون رفت و گفت: وامصیبتا! دیدی چه بازی اومده تو گوگل و.... تا فیهاخالدون بازی رو میگه بعد گفت: حالا برو گزارش بده تا ریپورت بشه... رفیقش یه کم فکر میکنه و با خودش میگه چطوره نصبش کنم ببینم چیه بعد گزارش بدم... و این چنین، الان تمام کانالای مذهبی، شدند سرباز بی جیره مواجب دشمن شاید اگه ما اینقدر گرد و خاک نمیکردیم، این بازی ضعیف، اینقدرم بازدید نداشت🙄
💔 ❌هرگز به پسرم نگویید که پدرت به سفر رفته و باز می گردد ✅ بلکه یاد دهید که باید خود او به پدرش بپیوندد شهيد مهدي یاغي✨ ... 💕 @aah3noghte💕
💔 رو به خدا گفت: "چقدر باید سختی بکشم؟... چقدر دلتنگ باشم؟.... چقدر باید تنهائی را جرعه جرعه سر بکشم؟... اصلا چرا مرا آفریدی؟"... خدا نگاهی از سر به او انداخت ... دست بر سرش کشید و گفت: "من تو را برای خودم آفریدم، اما اینجا که آمدی، زرق و برقش✨، عقل از سرت ربود... تو را در دل سختی ها خلق کردم تا یادت بماند جای ماندن نیست... دنیا جای ماندن نیست...." 💔 ... 💞 @aah3noghte💞
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
💔 بـہ روایـت هـمـسـر شـهـیـد جـلـیـل خـادمـے فاطمه👧 به دوسالگی که رسید قصدداشتم جشن تولدی را برایش‌بگیرم. اما زخم زبان هایی از اطراف به گوشم رسید.تصمیم گرفتم تولد🎉دوسالگی را همانند سال پیش با جمع چهار نفری در کنار مزار جلیل برای فاطمه بگیرم.🎈 خیلی دلم گرفته😔بـود.به گلزار شهدا رفتم و خودم را روی سنگ مزارش😢 انداختم و گفتم : جلیل تحمل زخم زبانهای مردم را ندارم...💔برای من شاد کردن دل فاطمه مهم است و هدایای مردم برایم اصلا مهم نیست.😑 خیلی گریه کردم و به او گفتم : روز تولد فاطمه کیک تولد🎂 میخرم و به خانـه میروم و تو باید به خانه بیایی.😭💚 روز بعد در بانک بودم که گوشی📱تلفنم زنگ خورد. جواب دادم . گفتند: یک سفر زیارتی سوریه😍 بـه همراه فرزندان در هر زمانی که خواستید...😇😍 از خوشحالی گریه کردم.در راه برگشت به خانه آنقدر در چشمانم اشک بودکه مسیر را درست نمی دیدم. 🌸🍃 یک روزه تمام وسایل ها را جمع کردم و روز بعد حرکت کردیم. از هیجان سوریه تولد فاطمه👧 را فراموش کردم.  زمانی که به سوریه رسیدم یادم آمد که تولد فاطمه چهارشنبه است. بدون اینکه به من بگویند حرم حضرت رقیه (س) را تزئین🎊🎈 ڪردند و بـا حضـور تمـام خانواده شهدای مدافع حرم جشن🎉 گرفتند . شروع سه سالگی فاطمه👧 خانم درکنار امام حسین (ع) یک آرزوی بزرگی برای من بود😍 ... 💕 @aah3noghte💕
💔 گاهی دلم بغض مےکند دقیقا شبیه همین حال تو باید بنشینم و یک دل سیر، برای قتیل العبرات، اشک بریزم تا سبُک شوم مےدانی جواد... دل هایمان بدجور گرفته است... اما دل بازکنی جز روضه ارباب نداریم دلمان به همین خلوت سحرها خوش بود که آن هم دارد تمام میشود جواد! رفیق! این حال خوبت را به من هم بچشان... خسته نشدی از این رفیق بی حال؟!!!! نمیخوای درستش کنی؟؟؟ سربه راهش کنی؟؟؟ من از خودم خسته شدم... تو دیگه کی هستی رفیق... که خسته نشدی از من😭😭 💔 ... 💞 @aah3noghte💞
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💔 💞 🎬 مهربانیِ تو، قصه‌ی غریبی است خدای من!‌ ‌ تو مرا صدا می‌کنی؛‌ ولی من از تو روی می‌گردانم...‌ و تو چیزی جز مصلحت، برای بنده‌ات نمی‌خواهی!‌ ‌ تو به سوی من دست محبت دراز می‌کنی‌ و برایم آغوش مهر می‌گشایی؛‌ ولی من به تو پشت می‌کنم و کینه می‌ورزم!‌ ‌ تو با همه‌ی عظمتت به سوی من می‌آیی و دوستی می‌ورزی،‌ ولی من با همه‌ی حقارتم از تو می‌گریزم و نمی‌پذیرم؛‌ انگار که منتی بر تو دارم یا ولی نعمت توام!‌ ‌ اما شگفتا که همه‌ی این زشتی‌ها و پستی‌ها و پلیدی‌ها،‌ باز مانع لطف و احسان تو نمی‌شود...،‌ تو را از بخشش کریمانه ات باز نمی‌دارد...‌ و از عطایای تو، چیزی نمی‌کاهد!‌ ‌ پس ای خدا!‌ بر این بنده‌ی نادانت رحم کن‌ و در مقابل جهالتش، آغوش شفقت بگشا‌ و باران طراوت بخش فضل و احسانت را‌ بر کویرستان نادانی او ببار‌ که تو کرامت محضی‌ و بخشش و مهربانی، شایسته‌ی توست.‌ ‌ ‌
💔 عاشق خدا بود... آنقدر این عشق، در کام او شیرین بود که مےخواست بقیه هم از این عشق بےنصیب نمانند دستور العمل عشق را اعلام عمومی کرد... "مےخواهید خدا عاشق شما شود؟ قلم مےزنید برای خدا باشد گام برمےدارید برای خدا باشد سخن مےگوئید برای خدا باشد همه چی... همه چی... همه چی... برای خدا باشد" خودش بےشڪ این چنین بود که خدا هم عاشقش شد و خون بهایش گشت ثواب اعمال امروز تقدیم به اسطوره اخلاص 💔 ... 💞 @aah3noghte💞