eitaa logo
شهید شو 🌷
4.3هزار دنبال‌کننده
19.3هزار عکس
3.7هزار ویدیو
71 فایل
مطالبی کمتر روایت شده از شهدا🌷 #به‌قلم‌ادمین✎ وقت شما بااهمیته فلذا👈پست محدود👉 اونقدراینجاازشهدامیگیم تاخریدنےبشیم اصل‌مطالب،سنجاق‌شدھ😉 کپی بلامانعه!فقط بدون تغییر درعکسها☝ تبادل: @the_commander73 📱 @Shahiidsho_pv زیلینک https://zil.ink/Shahiidsho
مشاهده در ایتا
دانلود
شهید شو 🌷
💔 #نقش_زنان_در_جنگ ۹ یکی از خانم‌ها از مادر #شهید_صفری روایت می‌کند که... روزی مشغول شستن لباس ش
💔 ۱۰ خانم‌های پایگاه شهید علم‌الهدی روزهای سختی را در جوانی پشت سر گذاشته‌اند و هنوز خاطرات آن ایام در ذهنشان زنده است. آنها شاهد بودند که یک بار که تعدادی لباس آوردند، تعدادی از خانم‌ها ناگهان از دنیا می‌روند. دلیلش هم ساده بود و هم عجیب... آنها نمی‌دانستند که این دسته از لباس‌های جدید شیمیایی بوده‌. رعایت نکردن یک سری از آداب بهداشتی موجب شده تا هنگام شستن لباس‌ها خودشان هم شیمیایی شوند. خانمی بعد از گذشت ۳۰ سال هنوز هم پوستش گواه عوارض شیمیایی و تاول‌ها را می‌دهد، تعریف می‌کند: «چند روز بعد از شستشوی لباس دست‌هایمان شروع کرد به خارش و پر از تاول شد. تا نشانه‌ها را اعلام کردیم، گفتند شیمیایی است و از همان‌جا ما را مستقیم بردند بیمارستان!» ... ... 💕 @aah3noghte💕
شهید شو 🌷
💔 🔈 شرح و بررسی کتاب #آنسوی_مرگ 🔇 جلسه بیست و سوم ارواح شریر چگونه بودند؟ جهنمی ها روز قیامت برای
24_An_sooy_marg_aminikhaah.ir.mp3
9.49M
💔 🔈 شرح و بررسی کتاب 🔇 جلسه بیست و چهارم زن به مامورانی که پشت سر من بود گفت این شخص باید به دنیا برگردد! او گفت خدا به شما فرصت دوباره داده است امیدوارم ارزش این لطف را بدانید و خود را از گناه حفظ کنید 👌 ... 💕 @aah3noghte💕
💔 🌻🌿🌻🌿🌻🌿 در روز چند مرتبه با مادرمون حضرت زهرا ارتباط میگیرید؟! شده بعد از تسبیحاتِ هر نماز، به مادر سلامی بکنید باهاشون حرف بزنید و طلب کنید برایِ شما که فرزندش هستید دعا کنه؟! خیلی حسِ خوبیه از دستش ندید.. برای اینکه تو برزخ با حضرت مانوس باشیم، باید این عشق اینجا قوام بگیره.. امتحانش کنید😍😍😍 مادر همیشه منتظرِ ماست و آغوشش به رویِ ما بازه ❤ التماسِ دعا 🌻🌿🌻🌿🌻🌿 ... 💕 @aah3noghte💕
💔 چاره فقط در خانه ماندن است ماسک زدن و رعایت بهداشت 😷 ... 💕 @aah3noghte💕
💔 اقتصاد اگه خراب بشه تقصیر رهبریه اگه خوب بشه بخاطر رییس جمهور امریکاست رییس جمهور خودمونم که اومده بود یه موز برداره بره !!!😏 👤 زهراسادات موسوی ... 💕 @aah3noghte💕
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
شهید شو 🌷
💔 ✨ #قدیس ✨ #قسمت_صد_و_بیست_و_هفتم نویســـنده: #ابراهیم_حسن_بیگے ...برخے به برخے دیگر هجوم آو
💔 ✨ نویســـنده: ...غـــم، اندوه را با نیروے صبـــر، از خود دور ساز... دوست آن است ڪه در همه حال آیین دوستــے را رعایت ڪند. هواپرستــے همانند ڪورے است ڪه دوستــے ندارد. ڪسے ڪه از حق تجاوز ڪند، زندگــے بر او تنگ مےگردد و هر ڪس قدر و منزلت خویش بداند، حرمتش باقــے است پســرم! زندگــے چنان نیست ڪه هر عیبــے در آن آشڪار و هر فرصتــے دست یافتنے باشد. چه بســا ڪه بینــا به خطــا مےرود و ڪور به مقصــد مےرسد. بدےها را به تأخیــر انداز، زیرا هر وقــت ڪه بخواهــے مےتوانــے آن ها را انجام دهے. بریــدن با جاهــل، پیوستــن به عاقــل است. ڪســے ڪه از نیرنگ بازے روزگار ایمن باشد، به او خیانــت خواهد ڪرد و ڪسے ڪه روزگار فانــے را بزرگ بشمارد، او را خوار خواهد نمــود." ڪشیــش ڪتاب را بست و عینڪش را برداشت و به سرگئــے نگاه ڪرد و گفت: "خـوب؟ چه طــور بـود؟" سرگئــے گفت: "خوب بـود؛ شبیـه پیامبران ڪه شما در ڪلیسا موعظــه مےڪنید." ڪشیش با سر حرف او را تأیید ڪرد و گفت: "بلــه، ڪاملا درست است؛ با این تفاوت ڪه علــے پیامبــر نیست، اما شده ے دامن پیامبر اسلام است. البتــه موعظــه های علــے نڪاتے دارد ڪه گاهــے سخنان انبیاے الهــے را با دقت نظر بیشترے منعڪس مےڪند. من عقیــده دارم ڪه بایــد حرف هاے ڪسانــے چون علــے را به محــراب ڪلیسا ببریم و به گوش مردم برسانیــم." سرگئــے پرسید: "با عقیدتــے و مذهبــے چه مےڪنید پدر؟ توے ڪلیسا ڪه نمےشود اسم علــے را آورد و موعظه هایش را خواند." ڪشیش گفت: "می شود اسم علــے را نیاورد. ڪافــے است این سخنان با گوش مردم برسد و تأثیر خودش را بگذارد." ... 😉 ... 💕 @aah3noghte💕 @chaharrah_majazi این رمانی‌ست که هر شیعه ای باید بخواند‼️
شهید شو 🌷
💔 ✨ #قدیس ✨ #قسمت_صد_و_بیست_و_هشتم نویســـنده: #ابراهیم_حسن_بیگے ...غـــم، اندوه را با نیروے ص
💔 ✨ نویســـنده: سرگئے از جــا بلنـد شد و گفــت: "بهتر است فـردا مـن هم با شـما بـه کلیسـا بیایـم. مےخواهــم دوستان قدیمتــان را ببینم و موعظه هاے جدیدتـان را بشنــوم." خود از جا برخاست و گفت: "حتما بیــا! قرار است موعظــه اے ڪنم مـردم از گنـاه فاصـله بگیرنـد و قلـب هایشان به نور حقایق و زندگـے روشن شود." سرگئــے لبخندے زد و گفت: "خیلــے هم امیدوار نباش چنین اتفاقــے بیفتد پدر؛ قلب هایــے ڪه از جنـس سنـگ باشند، با سال ها بارش بـاران هم نــرم نمےشود. حالا برویـم ڪه فڪر ڪنم شــام آمـاده باشد." ڪلیساے حضرت داوود، ڪلیساے ارتدوڪس ڪوچڪے بـود در شـرق بيــروت. دیــوارهایش از سنــگ مـرمـر سفیــد بـود و حیاط ڪوچڪے داشت ڪه وسط آن حوضــے بود با فواره هاے آب ڪه به صورت هلالــے به میانه ے حوضــے مےپاشید. مناره ے ڪلیسا باریڪ و ڪوتــاه بـود و تنهــا دو مترے از سقف گنبدے شڪل ڪلیسا بلندتر بود. ڪشیــش به همراه سرگئــے وارد حیـاط ڪلیسا شدند، در حالــے ڪه ڪشیش قباے مشڪے و بلند ڪشیشے اش را پوشیده بود و زنجیر نقره اي و را به گردن آویخته بود. ڪشیش این صليـب قدیمــے و گران قیمت را جز در مراسم خاص به گردن نمےآویخت؛ و آن روز براے طلایــے اش را بـه گردن آویختــه بـود. ڪشیـش این صلیـب قدیمے و گـران قیمــت را جز در مراســم خاص به گردن نمے آویخت؛ پس از سال ها آمــده بـود تا دوستــان قدیمــے اش را ببیند و متفـاوت تر از همیشــه براے آنان سخنرانــے ڪند. سرگئے ڪت و شلوارے مشڪے، پیراهنــے سفید و ڪرواتــے قرمــز با خطوط ریز مشڪے به تن داشت و دوش به دوش پدر قدم بر مےداشت. پــدر ڪارپیانس ڪه جلوے در سالن چشــم به انتظار ایستــاده بود، بـه محض دیــدن آن ها بـه طرفشـان آمـد. بعــد از خوش آمدگویــے، به سرگئــے نگــاه ڪرد و گفـت: "هر بار ڪه سرگئــے را مےبینم زیباتـر و خوش انـدام تر شـده اسـت؛ درســت مثل جـوانے هاے جنـاب ایوانــف! خدا حفظشان ڪنــد." ... 😉 ... 💕 @aah3noghte💕 @chaharrah_majazi این رمانی‌ست که هر شیعه ای باید بخواند‼️