eitaa logo
شهید شو 🌷
4.3هزار دنبال‌کننده
19.3هزار عکس
3.7هزار ویدیو
71 فایل
مطالبی کمتر روایت شده از شهدا🌷 #به‌قلم‌ادمین✎ وقت شما بااهمیته فلذا👈پست محدود👉 اونقدراینجاازشهدامیگیم تاخریدنےبشیم اصل‌مطالب،سنجاق‌شدھ😉 کپی بلامانعه!فقط بدون تغییر درعکسها☝ تبادل: @the_commander73 📱 @Shahiidsho_pv زیلینک https://zil.ink/Shahiidsho
مشاهده در ایتا
دانلود
شهید شو 🌷
💔 🌷 بسم رب الشهدا و الصدیقین #دختر_شینا #قسمت۶٢ گفتم: «مگر نمی بینی وضعیت قرمز است.» با خنده گفت
💔 🌷 بسم رب الشهدا و الصدیقین ۶٣ مهدی را بوسیدم و سعی کردم آرامَش کنم. گفتم: «چه حرف هایی می زنی تو. خیلی زندگی را سخت گرفته ای. این طورها هم که تو می گویی نیست. کنسرو سهمیه توست. چه آنجا، چه اینجا.» کنسرو را دور از چشم مهدی از توی داشبورد درآورد و توی صندوق عقب گذاشت. گفت: «چرا نماز شک دار بخوانیم.» ماه آخر بارداری ام بود. صمد قول داده بود این بار برای زایمانم پیشم بماند؛ اما خبری از او نبود. آذرماه بود و برف سنگینی باریده بود. صبح زود از خواب بیدار شدم. بی سر و صدا طوری که بچه ها بیدار نشوند، یک شال بزرگ و پشمی دور شکمم بستم. روسری را که صمد برایم خریده بود و خیلی هم گرم بود، پشت سرم گره زدم. اورکتش را هم پوشیدم. کلاهی روی سرم گذاشتم تا قیافه ام از دور شبیه مردها بشود و کسی متوجه نشود یک زن دارد برف پارو می کند. رفتم توی حیاط. برف سنگین تر از آنی بود که فکرش را می کردم. نردبان را از گوشه حیاط برداشتم و گذاشتم لب پشت بام. دو تا آجر پای نردبان گذاشتم. با یک دست پارو را گرفتم و با آن یکی دستم نردبان را گرفتم و پله ها را یکی یکی بالا رفتم. توی دلم دعادعا می کردم یک وقت نردبان لیز نخورد؛ وگرنه کار خودم و بچه ساخته بود. بالاخره روی بام رسیدم. هنوز کسی برای برف روبی روی پشت بام ها نیامده بود. خوشحال شدم. این طوری کسی از همسایه ها هم مرا با آن وضعیت نمی دید. پارو کردن برف به آن سنگینی برایم سخت بود. کمی که گذشت، دیدم کار سنگینی است، اما هر طور بود باید برف را پارو می کردم. پارو را از این سر پشت بام هل می دادم تا می رسیدم به لبه بام، از آنجا برف ها را می ریختم توی کوچه. کمی که گذشت، شکمم درد گرفت. با خودم گفتم نیمی از بام را پارو کرده ام، باید تمامش کنم. برف اگر روی بام می ماند، سقف چکّه می کرد و عذابش برای خودم بود. هر بار پارو را به جلو هل می دادم، قسمتی از بام تمیز می شد. گاهی می ایستادم، دست هایم را که یخ کرده بود، جلوی دهانم می گرفتم تا گرم شود. بخار دهانم لوله لوله بالا می رفت. هر چند تنم گرم و داغ شده بود، اما صورت و نوک دماغم از سرما گزگز می کرد. دیگر داشت پشت بام تمیز می شد که یک دفعه کمرم تیر کشید، داغ شد و احساس کردم چیزی مثل بند، توی دلم پاره شد. دیگر نفهمیدم چطور پارو را روی برف ها انداختم و از نردبان پایین آمدم. خیلی ترسیده بودم. حس می کردم بند ناف بچه پاره شده و الان است که اتفاقی برایم بیفتد. بچه ها هنوز خواب بودند. کمرم به شدت درد می کرد. زیر لب گفتم: «یا حضرت عباس! خودت کمک کن.» رفتم توی رختخواب و با همان لباس ها خوابیدم و لحاف را تا زیر گلویم بالا کشیدم. در آن لحظات نمی دانستم چه کار کنم. بلند شوم و بروم بیمارستان یا بروم سراغ همسایه ها. صبح به آن زودی زنگ کدام خانه را می زدم. درد کمر بیشتر شد و تمام شکمم را گرفت. ای کاش خدیجه ام بزرگ بود. ای کاش معصومه می توانست کمکم کند. بی حسی از پاهایم شروع شد؛ انگشت های شست، ساق پا، پاها، دست ها و تمام. دیگر چیزی نفهمیدم. لحظه آخر زیر لب گفتم: «یا حضرت عباس...» و یادم نیست که توانستم جمله ام را تمام کنم، یا نه. صمد ایستاده بود روبه رویم، با سر و روی خاکی و موهای ژولیده. سلام داد. نتوانستم جوابش را بدهم. نه اینکه نخواهم، نایِ حرف زدن نداشتم. گفت: «بچه به دنیا آمده؟!» باز هم هر کاری کردم، نتوانستم جواب بدهم. نشست کنارم و گفت: «باز دیر رسیدم؟! چیزی شده؟! چرا جواب نمی دهی؟! مریضی، حالت خوش نیست؟!» می دیدمش؛ اما نمی توانستم یک کلمه حرف بزنم. زل زد توی صورتم و چند بار آرام به صورتم زد. بعد فریاد زد: «یا حضرت زهرا! قدم، قدم! منم صمد!» یک دفعه انگار از خواب پریده باشم. چند بار چشم هایم را باز و بسته کردم و گفتم: «تویی صمد؟! آمدی؟!» ادامه دارد... ... 💞 @aah3noghte💞
شهید شو 🌷
💔 سالهاست‌ كه‌ به‌ دست‌ #تو‌ بهار‌ ميشود، اميد ما 🌱 ‌ #فداےسیدعلےجانم❤️ #درخت_برای_زندگی #آھ_اے_ش
💔 پس از کاشت دو اصله نهال میوه در روز درختکاری فرمودند : ➖حفظ محیط‌زیست، یک فعالیت و است ➖گرانی و مشکل معیشتی مردم دارد در جلسات متعدد این را به تذکر دادیم ➖هر چه ستاد ملی مقابله با کرونا در خصوص سفر عید اعلام کرد همه کنند ➖فعالیت محیط زیستی کار دینی و انقلابی است نه یک کار تجملی و تزئینی☝️ ۱۳۹۹/۱۲/۱۵ ... 💞 @aah3noghte💞
شهید شو 🌷
✨﷽✨ #تفسیر_کوتاه_آیات #سوره_بقره (۱۲۰) وَ لَن تَرْضَي عَنكَ الْيَهُودُ وَ لَاالنَّصَارَي حَتَّي تَت
✨﷽✨ (۱۲۱) الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاَوَتِهِ أُوْلَـئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ مَن يَكْفُرْ بِهِ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ  كسانى كه به آنها كتاب آسمانى داده ايم و آن را چنان كه سزاوارِ تلاوت است تلاوت مى كنند، آنان به آن (قرآن يا پيامبر) ايمان مى آورند و كسانى كه به آن كافر شوند، آنان همان زيانكارانند. ✅نکته ها: در برابر يهود و نصارايى كه به سبب لجاجت و سركشى مورد انتقاد قرار گرفتند، گروهى از آنان مورد تمجيد و قدردانى خداوند قرار گرفته اند. آنان كسانى هستند كه به كتاب هاى آسمانى مراجعه كرده و نشانه هاى ظهور و بعثت پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله را در آن ديده و به او ايمان مى آورند. در تفسير اطيب البيان آمده است: مراد از «كتاب» در اين آيه، قرآن و مخاطب مسلمانانى هستند كه در قرائت قرآن، حقّ تلاوت را ادا نموده و به پيامبر (صلى الله عليه وآله) ايمان آورده اند. تفسير الميزان نيز اين معنى را احتمال داده است. روايتى درباره ى آداب تلاوت قرآن در تفسير الميزان نقل شده، كه هشت نكته را مورد توجّه قرار داده است: ۱- ترتيل آيات. ۲- تفقّه در آيات. ۳- عمل به آيات. ۴- اميد به وعده ها. ۵ - ترس از وعيدها. ۶- عبرت از داستان ها. ۷- انجام اوامر الهى. ۸ - ترك نواهى. در پايان روايت نيز امام صادق عليه السلام فرمود: حقّ تلاوت تنها حفظ آيات، درس حروف، قرائت و تجويد نيست. و بر اساس روايات، كسانى كه حقّ تلاوت قرآن را ادا مى كنند، تنها امامان معصوم مى باشند. [۱] ----- ۱) كافى، ج ۱/ ص۲۱۵ 📚 تفسیر نور ... 💞 @aah3noghte 💞
شهید شو 🌷
💔 میخواستم برگردد او ، اما سلامت او کشته شد اما... سر آقا سلامت جان ها به قربان خم ابروی آقا صدها
💔 سید‌حسن‌نصرالله می گوید: هنگامی که حاج قاسم در آخرین دیدار خود به نزد من آمد ، او خواستار اجازه استفاده از تلفن برای تماس با حاج ابومهدی شد و پس از چند دقیقه صحبت ، حاج سلیمانی شروع به التماس به ابومهدی المهندس کرد که به فرودگاه بغداد برای استقبال ، نیاید. اما حاج ابومهدی المهندس مصمم بود که هنگام ورود به فرودگاه بغداد از وی پذیرایی و اورا همراهی کند. 😢 💚 😍 ... 💞 @aah3noghte💞
شهید شو 🌷
💔 مےگفت من هیچوقت تموم ڪننــده ی رفاقت نیستــم... بله رفیق جــان این ماییم ڪه نارفیــقی میڪنیم..😔
💔 : آن روزها شهادت داشتیم، ولی حالا تنگ... هنوز هم برای شهید شدن فرصت هست. باید را صاف کرد.💖 ✍ ... جواد دلش را صاف کرد و ... شد🥀 ... 💕 @aah3noghte💕
💔 پدر در آغوش پسر جانباز شیمیایی علی اکیر معزغلامی در آستانه سالروز شهادت پسرش آسمانی شد ... 💞 @aah3noghte💞
💔 و باز امشب برایتان کمی آوینی بخوانم آنجا که فرمود: آری! تفاوتی نمي كند اينكه تو دانشجو هستی يا كارمند، كارگر هستي يا كشاورز، طلبه هستی يا كاسب بازار... آنچه از همه‌ی اينها فراتر مي رود توست و انسان، اگر انسان باشد و به وجدان خويش رجوع كند ندای «هل من ناصر» سيدالشهدا را از خويش خواهد شنيد كه فطرتش را به او گوشزد مي‌كند. خداوند سر و جان را نيز همچون به انسان بخشيده است تا هر دو را (ع) كند ✍و اگر دعای روز و شب و هر لحظه‌مان این شود بِاَبی اَنتَ وَ اُمی یااباعبدالله... شک ندارم عاقبت به اجابت خواهد رسید ... 💞 @aah3noghte💞
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💔 ‏ظهور مهدی ما ناگهانی و غیر منتظره خواهد بود. ✓ امام محمدباقر (ع) حتی تصور اون روز هم شیرینه❤️💔 ... 💕 @aah3noghte💕
💔 {مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَمَا قَلَی} كه خداوند هرگز تو را وانگذاشته، و مورد خشم قرار نداده است.. ، آیه ۳ ... 💞 @aah3noghte💞