eitaa logo
شهید شو 🌷
4.3هزار دنبال‌کننده
19.3هزار عکس
3.7هزار ویدیو
71 فایل
مطالبی کمتر روایت شده از شهدا🌷 #به‌قلم‌ادمین✎ وقت شما بااهمیته فلذا👈پست محدود👉 اونقدراینجاازشهدامیگیم تاخریدنےبشیم اصل‌مطالب،سنجاق‌شدھ😉 کپی بلامانعه!فقط بدون تغییر درعکسها☝ تبادل: @the_commander73 📱 @Shahiidsho_pv زیلینک https://zil.ink/Shahiidsho
مشاهده در ایتا
دانلود
شهید شو 🌷
💔 #عاشقانه_شهدایی من و همسرم دوستان خوبی برای یکدیگر بودیم. ویژگی یک دوست خوب این است که شما می‌تو
💔 یک هفته قبل از شهادتش بود که برای مرخصی به بهبهان اومد. صبح زود بود که به خونه رسید و از من خواست تا برم دنبال خانمش و بیارمش خونه گفتم: داداش، این اول صبحی خوبیت نداره برم در خونشون! اصرار کرد و به خانمش رفتم و اومد. چند دقیقه ای از رفتنشون توی اتاق نگذشته بود که خانمش با ناراحتی از اتاق بیرون زد. گفتم: چرا ناراحتی؟ گفت: ابوالقاسم میگه این آخرین باریه که منو می بینی، این بار که به جبهه برم شهید می شم. اگه می خوای عقدمون رو بهم بزنیم تا تو آزاد باشی، اگه هم قصد جدا شدن از منو نداری و می خوای پام بمونی میشی عروس بهشتیم. تصمیم با خودته میخوام حقی گردنم نباشه، من می رم جبهه و چهل روز دیگه برمیگردم. ابوالقاسم رفت جبهه و بعد از چهل روز، پیکر مطهرش به شهر آمد و روی دستانی مردم تشییع و به خاک سپرده شد. خانمش هم که حاضر به جدایی از او نشد ، ماند؛ به امید اینکه بشه عـروس بهشـتی ابوالقاسم. دو سال بعد از شهـادت ابوالقاسم بود که او نیز دار فانی رو وداع گفت و به شوهر شهیدش پیوست. درست یک هفته قبل از مرگش، خواب ابوالقاسم رو دیده بود که با یک چادر رنگی اومده بود دنبالش و بهش گفته بود: «این چادر رو سرت کن که می خواهم تو رو ببرم پیش خودم.» خواهر 💞 @shahiidsho💞
پشت پات آب ميريزم.mp3
5.49M
💔 پشت پات آب میریزم... دل بیتاب میریزم... یه لحظه خودت رو بذار جای پدر و مادر بزرگوار شهید حججی، اونجا که پسرشونو دست بسته میبینن که سوار ماشینش کردند و بردند... چه گذشته بر این خانواده را فقط خدا می داند و اما بی شک تنها تسلای قلب مضطرشان، خانوم حضرت زینب بوده‌است!!!... 🎤سید رضا نریمانی 💞 @shahiidsho💞
5.36M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💔 🎥 شهید سلیمانی: نحوۀ شهادت شهید حججی، یک نمونه کوچکی بود از آن همه مصیبت بسیار عظیم و بزرگی که در کربلا اتفاق افتاد. 💞 @shahiidsho💞
💔 حسام در وصیتنامه اش نوشته بود: "...اگر شهادت نصیبمان شد، آن را دو دستی می‌گیرم و خدا کند که زانوهایم سست نشود و شهادت چیزی نیست که نصیب هر کس بشود..." برایم خیلی عجیب بود... به این فکر میکردم که مگه میشه کسی باشه شهادت را نخواهد و آن را پس بزند؟ که این مطلب را در مورد ضحاک بن عبدالله مشرقی دیدم...👇 او که حضور خود را در کنار امام مشروط کرد و گفت: تا آن جا از شما دفاع خواهم کرد که دفاع من به حال شما مفید باشد، در غیر این صورت در جدایی از شما آزاد خواهم بود، امام نیز پذیرفت. او در روز عاشورا، دلیری به خرج داد و امام بارها او را تشویق و دعا فرمود اما وقتی یاران امام ـ جز دو نفرـ به شهادت رسیدند، نزد حضرت آمد و اجازه بازگشت خواست، امام هم آزادش گذاشت. او هم فرار کرد... ماجرای «ضحاک بن عبدالله» در نوع خود بی نظیر است، او که تا دقایق پایانی حماسه عاشورا در کنار امام شمشیر زد و شماری از لشکریان خصم را از پای درآورد و از نزدیک شاهد صحنه مظلومیت خاندان رسالت بود، چگونه بر عاقبت نیکوی خود پشت پا زد و خود را از فیض شهادت در رکاب سالار شهیدان محروم ساخت! آری، شاید تنها دلیلش این باشد که او به دنیا دل بسته بود... و شهدای ما دلبسته نبودند... یاران واقعی 💞 @shahiidsho💞
شهید شو 🌷
💔 می‌گویند: زیارت، به رفتن نیست، به دعوت است... به اینکه امام، اذن زیارت بدهند... حتی همان زیارت ار
💔 گفتند "عند ربهم یُرزقون" اما با مرام ها یک نگاهی به قلب ما بکنید... گویی شیرینی همجواری با ارباب، ما گوشه‌نشینان خراب آباد دنیا را از یادتان برده است... ما به امید نگاهی از طرف شما در این سیاره‌ی رنج، با ابتلائات، امتحانات و شداید، دست و پنجه نرم میکنیم آخر شنیده ایم، رسیده میتواند نرسیده را مدد کند و یقین داریم شما به حق رسیده اید... آی شهدا ... نگاهی هم به ما کنین به بهانه سالروز شهادت و حضور تابوتش در کنار فداییان عمه جان 💞 @shahiidsho💞 "کپی آزاد ، بدون تغییر در عکس!"
شهید شو 🌷
💔 دعای شهادت از نوه از شدت شوق برای دیدار باحق تعالی در لباس شهادت، در آخرین اعزام خود، از نوه 5 سا
💔 سلام همسنگری روز پنجشنبه است، گفتم با پای دل ببرمتون یه تیکه از بهشت... دسته گلی از صلوات به نیابت از شهدا، هدیه می‌دهیم به حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها 🌸الّلهُمَّ‌صَلِّ‌عَلَی‌مُحَمَّدٍوَآلِ‌مُحَمَّدٍوَعَجِّلْ‌فَرَجَهم🌸 به امید نگاهی از جانب پُر مهرشان یاران باوفای 💞 @shahiidsho💞
شهید شو 🌷
💔 نائب الزیاره بودیم #کرامات_شهدا #شهید_حسینعلی_اکبری اهل درچه اصفهان : شهید حسینعلی اکبری بوی ع
چند دقیقه دیگه از زیارت این شهید لایو میذارم قبلش این مطلب و بخونین 👆👆👆 که بدونین کجا میخوام ببرمتون
پخش زنده
فعلا قابلیت پخش زنده در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💔 کمی با دقت بیشتر سنگ مزار این دو شهید را بخونین تا نکته‌ای عرض کنم.... شهید مهدی، داماد شهید محمدباقر هستن و امان از خردادماه پر التهاب دختر این شهید و همسر آن شهید... شاید خرداد ماه، تو را به یاد امتحانات آخر سال تحصیلی بیندازد اما دختری بوده که در یک خرداد ماه کودکی اش، خبر شهادت پدر و در خرداد ماه عنفوان جوانی اش، خبر شهادت همسرش را شنیده و صبوری کرده... پس به ما خرده نگیرید که چرا از بی‌قراری خانواده‌های شهدا دَم می‌زنیم، وقتی به اندازه یک شب، رنج آنها را نچشیده‌ایم... 💞 @shahiidsho💞 "کپی آزاد ، بدون تغییر در عکس!"
7.33M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💔 🎥 اولین اسیر و آخرین آزاده! به مناسبت سالروز شهادت سرلشکر شهید حسین لشگری، خلبانی که 18 سال اسارت را سرافرازانه سپری کرد و سرانجام در 19 مرداد سال 1388 به درجه رفیع شهادت نائل آمد. سالروز شهادت 💞 @shahiidsho💞
💔 خواهر معزز شهید حسین دارابی پیام دادند و بیان کردند این پیامی که به برادرشون، نسبت داده شده کذب است. اصل پیام برادر بزرگوارشون چند پست پایین تر آورده شده | پروردگارا! دوست دارم در همین جا رضایت خودم را از جاهلی که بنده را به قتل می‌رساند تسلیم شما کرده و البته شکایت خود را نیز از دو گروه نزد شما تا روز قیامت به امانت بگذارم گروه اول: کسانی که خود در پوچ گرایی هستند و برای آنکه آن ننگ را از دوش خود بردارند، درصدد برمی آیند، تا ما را در راهی که هستیم، بی هدف نشان بدهند و گروه دوم: کسانی هستند که با مکر و ریا سعی می کنند، به تفریح و یا برای به دست آوردن منافع دنیوی روی خون شهدا موج سواری بکنند.| این مطلب به عنوان دستنوشته در نت هست که دروغه سالروز شهادت فدایی عمه جان 💞 @shahiidsho💞
💔 دعای کمیل شهید عبدالله میثمی با یک کمونیست بدعنق هم سلولیش کردند. وقتی آب یا غذا می‌آوردند، هم سلولیش اول می‌خورد تا عبدالله نتواند بخورد. نماز و قرآن خواندنش را هم به تمسخر می‌گرفت. شب جمعه بود. دلش خیلی گرفته بود. شروع کرد به خواندن دعای کمیل. دعا که به جمله: «خدایا اگر در قیامت بین من و دوستانت جدایی اندازی و بین من و دشمنانت جمع کنی، چه خواهد شد؟» رسید، دیگر نتوانست تاب بیاورد. به سجده افتاده با هق هق گریه. سر از سجده که برداشت، دید هم سلولی کمونیست هم به خاک افتاده و زار زار گریه می کند. 📚 یادگارن 💞 @shahiidsho💞