شهید شو 🌷
💔 #حاج_حسین_یکتا: آتش به اختیار یعنی به اختیار ، غم و غصه مردم رو به دل ریختن! غصهی مردم رو خورد
💔
#حاج_حسین_یکتا:
بچهها بگردید یه #رفیق_خدایی پیدا کنید؛
یه دوست پیدا کنید که وسط میدون مینِ گناه،
دستمون رو بگیره.
✍ #رفیق_خدایی_داری؟
چند تا رفیقات مواظبن گوشیت📱
کامپیوترت🖥
لپ تاپ و دی وی دی و ریکوردرت💻
بوی خدا بده؟
امام زمان پسند باشه؟...
#آھ...
💕 @aah3noghte💕
🌕 توبه دسته جمعی 👆
🌺 با توجه به در پیش رو داشتن فتنه ها و بلایای عظیم ، به منظور آماده سازی معنوی خویش امروز دوشنبه 5 فروردین رأس ساعت 22 شب به طور هم زمان دسته جمعی به ترتیب با انجام:
1. دعای فرج
2. دو رکعت نماز توبه
3. دعای توسل
4. زیارت عاشورا
5. صد صلوات
6. صد استغفرالله ربی و اتوب علیه
7. دو رکعت نماز به منظور تعجیل در فرج
🍀 همگی با خداوند و امام مهدی عج تجدید عهد نموده و از گناهان توبه واقعی و محکم نموده و برای ظهور حضرت مهدی عج دعا میکنیم
🍀 توبه همیشه زیباست ولی وقتی چند هزار نفر از منتظران ظهور به طور دسته جمعی توبه میکنند قطعا رنگ و بوی دیگری دارد و قطعا مورد عنایت خداوند مهربان است
🌺 بسیاری از افراد نا امید منتظر همچین چیزی بودند و با دیدن این پیام خشنود میشوند ، انگار که خداوند از آنها دعوت نموده پس اگر نوری در اعماق وجودشان هست این فرصت را از دست ندهند
(آیه 53 زمر)
🌺 بگو ای بندگان من که (با گناه) بر خود زیاده روی کردید، از رحمت خدا نومید نشوید یقینا خداهمه گناهان را می آمرزد زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است 😭
🔴 توجه
هر کسی خودش میداند توبه واقعی یعنی چه ..
@aah3noghte
شهید شو 🌷
🔹 #او_را ... 32 دیگه دلم نمیخواست ریخت عرشیا رو ببینم، از بعد ماجرای خودکشیش واقعا ازش بدم اومده ب
🔹 #او_را ... 33
رسیدم جلو در خونه عرشیا و زنگو زدم،
یکم طول کشید تا درو باز کنه...
با آسانسور رفتم بالا و دیدم در واحدش بازه.
از جلوی در صداش زدم اما جواب نداد!!
یکم ترسیدم اما آروم رفتم داخل،
از راهرو کوتاه ورودی گذشتم و پیچیدم سمت راست
که صدای دست زدن و جیغ و سوت ، باعث شد از ترس جیغ بزنم😨
عرشیا زود اومد طرفم و گفت
-نترس عشششقم😉
خوش اومدی خانومم😍
با تعجب نگاهمو تو خونه چرخوندم،
حدود ده،دوازده تا دختر و پسر اونجا بودن و خونه با بادکنک و شمع تزئین شده بود...🎈🎊🎉
یه کیک خوشگلم روی میز بود🎂
نگاهمو برگردوندم سمت عرشیا😳
-اینجا چه خبره؟؟
-هیچی خوشگلم...
دوستامو جمع کردم تا بودن با عشقمو جشن بگیرم😉
-وای تو دیوونه ای عرشیا!!
-میدونم
دیوونه ی تو😉
یدفعه یکی از دوستاش گفت
-بسه دیگه عرشیا😂
بعدا حسابی قربون صدقه هم میرید
بذار با ما هم آشنا بشن
عرشیا خندید و دستمو گرفت و برد دونه دونه دوستاشو بهم معرفی کرد.
بعد از آشنایی با همه دور هم نشستیم و یکی هم مشغول بریدن کیک شد
"محدثه افشاری"
@aah3noghte
@Romanearamesh
#انتشارحتماباذکرلینک