eitaa logo
شهید شو 🌷
4.3هزار دنبال‌کننده
19.3هزار عکس
3.7هزار ویدیو
71 فایل
مطالبی کمتر روایت شده از شهدا🌷 #به‌قلم‌ادمین✎ وقت شما بااهمیته فلذا👈پست محدود👉 اونقدراینجاازشهدامیگیم تاخریدنےبشیم اصل‌مطالب،سنجاق‌شدھ😉 کپی بلامانعه!فقط بدون تغییر درعکسها☝ تبادل: @the_commander73 📱 @Shahiidsho_pv زیلینک https://zil.ink/Shahiidsho
مشاهده در ایتا
دانلود
💔 ڪاش مثہ شهدا پای عهدمون بمونـیمـ #شهیدجوادعنایتی #عهد #دیگه_دنبال_گناه_نمےرم #توبه #آھ... 💕 @aah3noghte💕
💔 کاش مےدانستم چه حسی دارد سرباز امام زمان بودن و در راه عمه جانش به شهادت رسیدن خوشا به سعادتتان کاش از جام بلورینِ احلی من العسل ما هم جرعه ای مےچشیدیم در سوریه جاودانه شد و به ارباب رسید 💞 @shahiidsho💞 با نشر مطالب، شوید😇 که "زنده نگه داشتن ، کمتر از نیست"
شهید شو 🌷
بسم الله النور #جنگ_با_دشمنان_خدا قسمت 9⃣ 🔶آغاز یک پایان فاطمیه تمام شده بود اما ذهن من دیگه
بسم الله النور قسمت 0⃣1⃣ 🔶کاروان محرم تقرییا هفت ماه از فاطمیه گذشته بود ... و من هفت ماه در چنین وضعیتی زندگی کرده بودم ... حتی تمام مدت تعطیلات، جزء معدود طلبه هایی بودم که توی خوابگاه مونده بودم ... . دیگه حاجی هم هر بار منو می دید به جای تعریف و تشویق، دعوام می کرد ... شده بود مثل پدری که دلش می خواست یک کشیده آبدار به پسرش بزنه ... حالت ها، توجه و نگرانیش برای من، منو یاد پدرم می انداخت و گاهی دلم شدید براش تنگ می شد ... . در میان این حال و هوای من، محرم هم از راه رسید ... از یک طرف به شدت کنجکاو بودم شیعیان رو توی محرم از نزدیک ببینم ... از طرف دیگه، فکر دیدن قمه زنی از نزدیک و فیلم هایی که دیده بودم به شدت منزجرم می کرد ... این وسط هم می ترسیدم، شرکت نکردنم در این مراسم، باعث شک بقیه بشه . بالاخره تصمیم گرفتم اصلا در مراسم محرم شرکت نکنم ... هر چه باداباد ... دو شب اول، خودم رو توی کتابخونه و به هوای مطالعه پنهان کردم و زیر چشمی همه رو زیر نظر گرفتم ... موقعی که برمی گشتن یواشکی چکشون می کردم ... همه سالم برمی گشتند و کسی زخمی و خونی مالی نبود ... . روز سوم، چند تا از بچه ها دور هم جمع شده بودند و درباره سخنرانی شب گذشته صحبت می کردند ... سخنران درباره جریان های فکری و سیاسی حاضر در عاشورا صحبت کرده بود ... خیلی از دست خودم عصبانی شدم ... می تونستم کلی مطلب درباره عاشورا و امام حسین یاد بگیرم که به خاطر یه فکر احمقانه بر باد رفته بود ... همون شب، لباس سیاه پوشیدم و راهی حسینیه شدم ... هر شب یک سخنران و مداح ... با غذای مختصر حسینیه ... بدون خونریزی و قمه زنی ... . با خیال راحت و آرامش می نشستم و مطالب رو گوش می کردم و تا شب بعد، در مورد موضوع توی منابع شیعه و سنت مطالعه می کردم ... سوالاتی که برام مطرح می شد و موضوعات جانبی رو می نوشتم تا در اسرع وقت روشون کار کنم ... بدون توجه به علت کارم اما دیگه سراغ منابع وهابی ها نمی رفتم .... همه چیز به همین منوال بود تا شب سخنرانی درباره علی اصغر ... اون شب، یک بار دیگه آرامشم طوفانی شد ... خودم تازه عمو شده بودم ... هر چی بالا و پایین می کردم و هر دلیلی که میاوردم ... علی اصغر فقط شش ماهه بود ... فقط شش ماه .... حتی یک لحظه از فکر علی اصغر و حضرت ابالفضل خارج نمی شدم ... من هم عمو بودم ... فقط با دیدن عکس برادرزاده ام توی اینترنت، دلم برای دیدنش پر می کشید ... این جنایتی بود که با هیچ چیز قابل توجیه نبود ... اون شب، باز هم برای من شب وحشتناکی بود ... بی رمق گوشه سالن نشسته بودم ... هر لحظه که می گذشت ... میان ضجه ها و اشک های شیعیان، حس می کردم فرشته مرگ داره جونم رو از تک تک سلول هام بیرون می کشه ... این اولین احساس مشترک من با اونها بود ... . اون شب، من جان می دادم ... دیگران گریه می کردند ... . . ⏮ ادامه دارد... به قلم زیبای 💕 @aah3noghte💕
💔 #یامولامهدےجان اين هفتہ نیز جمعہ ما بےشما گذشتــ آقـا بپرس این کہ چہ برحال ما گذشتــ ایــن هفتہ هفتـــ روز بہ روزگذشتنے برمن ولےعزیزدلم قرن ها گذشتـــ #اللّٰھـُم_عجِّل_لِوَلیڪَ_الفَرَج #ترڪ_یڪ_گناه_به_عشق_مولا #آھ... 💕 @aah3noghte💕
💔 #اربابم_اباعبدالله هرڪہ پرسیـدچہ دارم دگر از دار جهـان همہء دار و نـدارم بنـویسیـد #حسیـن هیـچ شعـرےننویسیـد بروےڪفنم با گِلِ تـربت ارباب، بنـویـسیـد #حـسین #آھ_ڪربلا 💕 @aah3noghte💕
💔 اربعینےها سلام زیارت قبول سرِتان سلامت شما حرف هایتان را زیر قبه با ارباب گفتید بگذارید کمی هم ما های قافله عشق با ع درد و دل کنیم... سلام برتوای اباعبدالله راست مےگویند زائرانت که باید ازتوتشکرکرد... راست مےگویند که نباید الطاف تورانادیده گرفت... یادم آمد به از لیست زوار امسال اربعینت وحالا میخواهم از تو کنم... ممنونتم ارباب که باحذف نامم از زوارت ، دلم را بیشتر شکستی... ازتوممنونم که با دل شکستنم ، اسباب تقربم به خودت را بیشترفراهم کردی... ازتوممنونم که با تقربم به تو اشکم بیشتر از قبل بر دیدگانم جاری شد... از تو سپاسگذارم از بس که پا به پای زوارت با رادیو اربعین دویدم که مبادا از آنان جابمانم... از تو ممنونم که به واسطه عدم حضورم درکربلا، چشم از رخ بین الحرمینت در قاب سیما برنداشتم... اگر امسال جا نمےماندم شاید اینقدر تو را صدا نمیکردم... شاید اینقدر حسرت و غبطه به خوبانت نمیخوردم... شاید به بدےهایم آگاه تر نمیشدم... حسین جان 💔 همین که با حذفم از لیست زوارت، غرور مرا شکستی یعنی مراصدا زدی و مرا خواهانی... 💞 @shahiidsho💞
💔 دِل ‌ْ گفت ‌وِصالَش ‌به‌ دُعا ‌باز ‌تَوان ‌یافت عُمرےست ‌کِه‌ عُمرم‌ هَمه ‌دَر کار‌ِ دُعا‌ رَفت ... #شهیدجوادمحمدی #آھ... (٣نقطه) 💕 @aah3noghte💕
💔 حال مرا دید و ... کمی آهسته تر رفت با من مدارا کردنش را دوست دارم ... 💕 @aah3noghte💕
💔 نه سراغی... نه سلامی... خبری می خواهم...! قدر یک قاصدک از تو اثری می خواهم... مادر #شهیدان_جاویدالاثر #امیر_و_حمید_محمدرضایی #آھ... 💕 @aah3noghte💕
شهید شو 🌷
بسم الله النور #جنگ_با_دشمنان_خدا قسمت 0⃣1⃣ 🔶کاروان محرم تقرییا هفت ماه از فاطمیه گذشته بود
بسم الله النور قسمت1⃣1⃣ 🔶 در تقابل اندیشه ها محرم تمام شد اما هیچ چیز برای من تمام نشده بود ... تمام سخنرانی ها و سیرهای فکری - اعتقادی نهضت عاشورا، امام شناسی، جریان شناسی ها و ... باب جدیدی رو دربرابر من باز کرد ... . هر کتابی که درباره سیره امامان شیعه به دستم میومد رو می خوندم ... و عجیب تر برام، فضایل اهل بیت و مطالبی بود که درباره اونها در کتب اهل سنت اومده بود ... سخنرانی شیخ احمد حسون درباره امام حسین هم بهش اضافه شد ... . کم کم مفاهیم جدیدی در زندگی من شکل می گرفت ... مفاهیمی که با اطاعت کورکورانه ای که علمای وهابی می گفتند زمین تا آسمان فاصله داشت ... دیدگاه و منظرم به آیات قرآن هم تغییر می کرد ... . شروع کردم به مطالعه نهج البلاغه و احادیث امامان شیعه ... اونها رو در کنار قرآن می گذاشتم ... ساعت ها روی اونها فکر و تحقیق می کردم ... گاهی رسیدن به یک جواب یا نتیجه، چند روز طول می کشید ... . سردرگمی من روز به روز بیشتر می شد ... در تقابل اندیشه ها گیر کرده بودم ... و هیچ راه نجاتی نداشتم ... کم کم بی حال و حوصله شدم ... حوصله خودم رو هم نداشتم ... کتاب هام رو جمع کردم ... حس می کردم وسط اقیانوسی گیر افتادم و امواج، هر دفعه منو به سمتی می کشه ... من با عزم راسخی اومده بودم امادیگه نمی تونستم حتی یه قدم جلوترم رو ببینم ... . من که روزی بیشتر از ۳ ساعت نمی خوابیدم و سرسخت و پرتلاش بودم ... من که هیچ چیز جلودارم نبود ... حالا تمام روز رو از رختخواب بیرون نمیومدم ... هیچ چیز برام جالب نبود و هیچ حسی برای تکان خوردن نداشتم ... دیگه دلم نمی خواست حتی یه لحظه توی ایران بمونم ... خبر افسردگی ام همه جا پیچید ... بچه ها هم هر کاری می کردن فایده نداشت ... تا اینکه ... . اون صبح جمعه از راه رسید .. اون جمعه هم عین روزهای قبل، بعد از نماز صبح برگشتم توی تخت ... پتو رو کشیدم روی سرم و سعی می کردم از هجوم اون همه فکرهای مختلف فرار کنم و بخوابم ... حدود ساعت پنج بود ... چشم هام هنوز گرم نشده بود که یکی از بچه های افغانستان اومد سراغم و گفت: "پاشو لباست رو عوض کن بریم بیرون" ... با ناراحتی گفتم: " برو بزار بخوابم، حوصله ندارم ... ." خیلی محکم، چند بار دیگه هم اصرار کرد ...دید فایده نداره به زور منو از تخت کشید بیرون ... با چند تا دیگه از بچه ها ریختن سرم ... هر چی دست و پا زدم و داد و بی داد کردم، به جایی نرسید ... به زور من رو با خودشون بردن ... . چشم باز کردم دیدم رسیدیم به حرم ... با عصبانیت دستم رو از دست شون کشیدم ... می خواستم برگردم ... دوباره جلوم رو گرفتن ... . حالم خراب بود ... دیگه هیچی برام مهم نبود ... سرشون داد زدم که ... ولم کنید ... چرا به زور منو کشوندید اینجا؟ ... ولم کنید برم ... من از روزی که پام رو گذاشتم اینجا به این روز افتادم ... همه این بلاها از اینجا شروع شد ... از همین نقطه ... از همین حرم ... اگر اون روز پام رو اینجا نگذاشته بودم و برمی گشتم، الان حالم این نبود ... بیچاره ام کردید ... دیوونه ام کردید ... ولم کنید ... . امام رضا، دیوونه هایی مثل تو رو شفا میده ... اینو گفت و دوباره دستم رو محکم گرفت ... . . ⏮ ادامه دارد... به قلم زیبای 💕 @aah3noghte💕
💔 #اربابم_اباعبدالله ای خون بهای عشق چه خوش گفت پیـر مـا " اسلام را محرم تو زنده می‌کند " پ.ن امام خمینی: "محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است." #آھ... (۳نقطه) 💕 @aah3noghte💕