💔
«هفدهم» شد ، قلبِ من
حتی تکانی هم نخورد
چشم دارم بر شب قَدْرَٺ،
«علی جــان» رحمتی
#اذان_می_گویند
#قبول_باشـہ
❤️السَّلامُ عَلیکَ یا اَمیرالمؤمنین …
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💞 @aah3noghte💞
#لوگوعکسپاڪنشه
شهید شو 🌷
💔 #بسم_الله_قاصم_الجبارین 📕 رمان امنیتی #خط_قرمز ⛔️ ✍️ به قلم: #فاطمه_شکیبا #قسمت204 ربیعی سعی
💔 #بسم_الله_قاصم_الجبارین 📕 رمان امنیتی #خط_قرمز ⛔️ ✍️ به قلم: #فاطمه_شکیبا #قسمت205 ربیعی نگاهی به من میکند و سری به تاسف تکان میدهد؛ انگار میخواهد بگوید ببین گیر چه نیروهایی افتادهام! بیا و من را از دست این دیوانهها نجات بده. باز هم لبی به نشانه لبخند کج میکنم. محسن را میبینم که خوابآلود و خمیازهکشان، از اتاق بیرون میآید. مسعود بدون توجه به خوابآلودگی محسن میگوید: - نقشهها و عکسهای ماهوارهای منطقه ... رو میخوام. محسن سرش را پایین میاندازد و میرود به سمت میز گوشه سالن که یک لپتاپ روی آن گذاشتهاند: -چشم. همین الان آمادهش میکنم. دارم با خودم حساب میکنم که محسن باید نیروی سایبری باشد و در ذهن با امید مقایسهاش میکنم، که مسعود برمیگردد به سمت من: - بافت فرهنگیش رو هم خودم توضیح میدم. دیگه؟ نگاه سبزش کمی ترسناک است و نافذ. خط اخمی که میان ابروانش جاخوش کرده، باعث میشود احساس کنم عصبانی ست. میگویم: - اطلاعات سخنرانها و بانیهای هیئت رو هم میخوام. و تاریخ دقیق جلساتشون رو. اسم و مشخصات فرمانده بسیج و نیروهاش رو هم میخوام. سرش را تکان میدهد و بلند میگوید: - شنیدی محسن؟ محسن عینکی بنددار و گرد را به چشمانش میزند و خمیازه میکشد: - بله آقا. لبخندی به مسعود میزنم به نشانه تشکر. ربیعی دستانش را میتکاند و از جا بلند میشود: - خب من دیگه برم. جلسه دارم. فکر کنم خیلی نیاز به من نداشته باشید، ماشاءالله هردوتون باتجربهاید. انشاءالله کنار هم این پرونده رو میبندید. زیر لب میگویم: - انشاءالله. ربیعی قبل از این که از در بیرون بزند، برمیگردد به سمت مسعود: - امروز ساعت ده صبح محافظ عباس آقا خودش رو اینجا معرفی میکنه. باهاش همکاری کن. مسعود فقط سرش را تکان میدهد. ربیعی آرام سر شانهام میزند و میرود. با رفتنش، جو سنگینتر میشود. احساس خوبی ندارم. کاش کمیل بود... و باز هم فکرم را احساس میکنم. کاش من بودنش را بیشتر حس میکردم. مسعود آرام در سالن قدم میزند و شمردهشمرده میگوید: - محافظ عباس آقا... درسته؟ نگاهم را میاندازم روی پرونده که با چشمان سبز و طلبکارش مواجه نشوم. میگویم: - بله. - توی سوریه جانباز شدی. و البته مورد سوءقصد قرار گرفتی... از این که او این جزئیات را درباره من میداند، حس خوبی ندارم.🙄 دیگر چه چیزهایی از من میداند که من خبر ندارم؟😐 در کار اطلاعاتی، دانستن کوچکترین جزئیات از زندگی طرف مقابلت میتواند به یک سلاح خطرناک علیه او تبدیل شود. با حرکت سر، حرفهایش را تایید میکنم و باز هم چشم از پرونده برنمیدارم تا بفهمد از این مکالمه خوشم نیامده. او اما ادامه میدهد: - تعریفت رو زیاد شنیدم. خیلی دوست داشتم ببینمت. با این که گفته «دوست داشتم»، اما لحنش بوی دوست داشتن نمیدهد.😐 #ادامه_دارد... #آھ_اے_شھادت... #نسئل_الله_منازل_الشھداء 💞 @aah3noghte💞قسمت اول
شهید شو 🌷
💔 #فاطمه دو یا سه سالش بود که برایش چه سفید گلدار خرید. گفت: "خانوم این #چادر را برای دخترمان بدو
💔
توی روضه حضرت زهرا علیه السلام خیلی بی تاب می شد برای حضرت مادر در جور دیگری عزاداری می کرد.
از همان شب اول محرم حال و هوایش تغییر میکرد اما شب #تاسوعا و #عاشورا احوال خیلی بد میشد.
بعد از شام عاشورا یکهو حالش خوب میشد حتی خنده هایش هم زیاد تر از بقیه وقت ها بود می گفت: "نمی دانم چرا خدا با ما اینجوری می کند"...
راوی همسر #شهید_جواد_محمدی
قسمتیازکتاب #دخترها_بابایی_اند با اندکی تغییر
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💞 @aah3noghte💞
#لوگوعکسپاڪنشه
شهید شو 🌷
💔 #آھ... یادش بخیر شهید آوینی را مےگویم که هر شب با آلیاژ خاص صدایش ما را بنشاند پای تلویزیون
💔
#آھ...
حاج اسماعیل دولابی رحمت الله:
شبهای #ماه_رمضان است، اغلب شما جوان هستید.
🔸وضو بگیرید
🔸نماز بخوانید
🔸کم حرف بزنید
🔸کم قصه بگویید !
این چیزهایی که در تلویزیون نشان میدهند برای تفریح است یا برای بچهها !
شما که روزه دارید کمتر این و آن را گوش دهید ، کمی به کارهایتان برسید. نیم ساعت یا یک ساعت بعد از نماز در سجاده بنشینید و خدا را یاد کنید.
#افطار که کردید، بدنتان که آرام گرفت ، به دعایی ، به ثنایی یک دقیقه خدا را یاد کنید.
با خودتان خلوت کنید ، به #قرآن نگاه کنید ، یا اینکه اصلا ساکت بنشینید ، این خیلی قیمتی است.
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💞 @aah3noghte💞
#لوگوعکسپاڪنشه
💔
وَ قالَ عليهالسلام :
إِنَّ لِلَّهِ مَلَكاً يُنَادِي فِي كُلِّ يَوْمٍ لِدُوا لِلْمَوْتِ وَ اِجْمَعُوا لِلْفَنَاءِ وَ اِبْنُوا لِلْخَرَابِ🍃
و درود خدا بر او ، فرمود :
خدا را فرشتهاى است كه هر روز بانگ مىزند : بزاييد براى مردن ، و فراهم آوريد براى نابود شدن ، و بسازيد براى ويران گشتن .🌼
❤نهج البلاغه
#حکمت 132 - ضرورت ياد مرگ
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💕 @aah3noghte💕
💔
فَاسْعَوْا إِلَىٰ ذِكْرِ اللَّهِ
بابا پاشید بیایید باهم حرف بزنیم....
#به_وقت_سحر
شهید شو 🌷
💔 حلقه ی حاجاتِ ما، پَنجره فولادِ توست... 💛 " أَلسَّلٰامُ عَلَیکَ یٰا عَلی اِبنِ موسَی أَلرّضٰا"
💔
بےخیال نسخه های بیخودی!✋🏻
درد بےدرمان علاجش مشهد است...
" أَلسَّلٰامُ عَلَیکَ یٰا عَلی اِبنِ موسَی أَلرّضٰا"
#چهارشنبه_های_امام_رضایی
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💞 @aah3noghte💞
#لوگوعکسپاڪنشه