شهید شو 🌷
✨ بسم الله النور #مردی_در_آینه قسمت 6⃣9⃣ آخرین امام سکوت، فضاي اتاق رو پر کرد ... چشم هاي
✨ بسم الله النور
#مردی_در_آینه
قسمت 7⃣9⃣
مسیرهای جهانی
ناخودآگاه خنده ام گرفت ...
- پيدا کردن جواب از دهن اونها ... يعني بايد به آدم هايي که اعتماد کنم که براي رسيدن به هدف ... هر چیزی رو توجیح می کنن ... به مردم خودشون دروغ ميگن و حقيقت رو مخفي مي کنن ... وقتي همه چيز محرمانه است ... چطور مي تونم باور کنم چيزي که دارم مي شنوم حقيقته؟ ...
من سال هاست که حرف هاي اونها رو شنيدم ... و نه تنها اين حرف ها کوچک ترين کمکي به حل سوال هاي ذهن من نمي کنه ... که اونها رو عميق تر و سخت تر مي کنه ... به حدي که گاهي بين شون گم ميشم ... و حتي نمي تونم سر و ته ماجرا رو پيدا کنم ...
از طرفي سوال دومت خيلي خنده داره ... اگه اون مرد واقعا وجود داشته باشه ... و قرار باشه جامعه رو به سمت رهبري واحد مديريت کنه ... چطور مي تونه با کسي ارتباط نداشته باشه؟ ...
جامعه جهاني چطور مي تونه به سمت هدف و آماده سازي براي شکل گيري جامعه واحد و یکپارچه با سيستمي که اون مرد مي خواد حرکت کنه ... اما هيچ رهبري فکري اي براي سوق دادن مسير به سمت ظهور و آماده سازی برای بازگشت اون وجود نداشته باشه؟ ...
اگر اون مرد واقعيت داشته باشه و اين هدف، حقيقت ... قطعا افرادي هستن که بدون شک باهاش ارتباط دارن ... و الا باور به شکل گيري اين آماده سازي يه حماقت و دروغ بزرگه ... اون هم در مقیاس بزرگ جهان با آدم هایی که نود در صدشون حتی نمی تونن دو روز دیگه شون رو مدیریت کنن ...
پس با در نظر گرفتن وجود این فرد، قطعا اين افراد هم وجود دارن ...
من وقتي توي رفتارها و جريان هايي که دولت ها در تمام اين سالها اون رو مديريت کردن دقت کردم ... متوجه شدم يکي از بزرگ ترين اهداف شون ... جلوگيري و بهم زدن اين رهبري فکري واحد جهاني هست ... حالا از ابعاد مختلف ...
البته مطمئنم چيزهايي که پيدا کردم خيلي کور و سطحي هست ... چون من نه سياستمدارم ... نه تخصصي در اين زمينه ها دارم ... اما در واقعيت داشتن چيزهايي که پيدا کردم شک ندارم ... به حدي که مطمئنم اگه نتونن براي جلوگيري از اين حرکت ... مسيرهاي فکري رو قطع کنن ... به زودي يه جنگ اسلامي بزرگ توي دنيا اتفاق مي افته؟ ...
بدون اينکه پلک بزنه داشت گوش مي کرد ... سکوت من، سکوت اون رو عميق تر کرد ... تا به حال هيچ کسي اينقدر دقيق به حرف هام گوش نکرده بود ... کمي خودش رو روي تخت جا به جا کرد ... گوشه لبش رو گزيد و بعد با زبان ترش کرد ... و من، مثل بچه ها منتظر کوچک ترين واکنشش بودم ... مثل بچه اي که منتظره تا بهش بگن آفرين، مساله هات رو درست حل کردي ...
بعد از چند دقيقه سرش رو بالا آورد ...
- منظورت از اون مسيرهاي فکري چيه؟ ...
متعجب، مثل فنر از روي تخت، پایین پريدم ... و با دست به سمت راست اتاق اشاره کردم ...
- چطور نمي دوني؟ ... دو تاشون الان توي اون اتاق کنارين ...
و اون با چشم هاي متحير، عميق در فکر فرو رفته بود ...
هر چقدر هم اين سفر براي من سخت بود ... هر چقدر هم که ورود به حيطه هاي مقدس اسلام براي انساني مثل من ممنوع ... من کسي نبودم که از سختي فرار کنم ... اين انتخاب من بود ... و در هيچ انتخابي، مسير ساده اي وجود نداره ... در انتخاب ها، فقط انتخاب سختي مسيرها فرق مي کنه ...
دوستي داشتم که مي گفت ... زندگي فقط در رحم مادر ساده است ... اما اون هم اشتباه مي کرد ... زندگي هيچ وقت ساده نيست ... حتي براي نوزاد بي دفاعي که در اون محيط امن ... آماج حمله احساسات و افکاري ميشه که مادرش با اونها سر و کار داره ... بي دفاعي که در مقابل جبر مطلق مادر قرار مي گيره ...
⏪ ادامه دارد...
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💞 @aah3noghte💞
نویسنده : شهید مدافع حرم سید طه ایمانی
ارسال داستان فقط با ذکر لینک کانال مجاز و شرعی است.
شهید شو 🌷
✨ بسم الله النور #مردی_در_آینه قسمت 7⃣9⃣ مسیرهای جهانی ناخودآگاه خنده ام گرفت ... - پيدا
✨ بسم الله النور
#مردی_در_آینه
قسمت 8⃣9⃣
تا آخرین سلول
صبحانه رو که خوردیم ... یکی، دو ساعت بعد اتاق ها رو تحویل دادیم و از هتل اومدیم بیرون ...
تمام مدت مسیر تهران تا قم، ساندرز و مرتضی با هم حرف می زدن ... گاهی محو حرف هاشون می شدم ... گاهی هم هیچ چیز نمی فهمیدم ... بعضی از موضوعات، سنگین تر از اطلاعات کم من در مورد اسلام بود ...
با وجود روشن بودن کولر ماشین ... نور خورشید از پشت شیشه، صورتم رو گرم می کرد ... چشم های خسته ام می رفت و برمی گشت ... دلم می خواست سرم رو روی شیشه بزارم و بخوابم ... اما قبل از اینکه فرصت گرم شدن پیدا کنن .. بیدار می شدم و دوباره نگاهم بین جاده و بیابان می چرخید ... خواب با من بیگانه بود ...
مرتضی که من رو خطاب قرار داد حواسم از بین دشت برگشت داخل ماشین ...
سرم گیج بود اما جاذبه ورود به قم، تمام اون گیجی رو پروند ... تا اون لحظه فقط دو شهر از ایران رو دیده بودم و چقدر فضای این دو متفاوت بود ... تفاوتی که برای تازه واردی مثل من، شاید محسوس تر از ساکنین اونها به نظر می رسید ...
درد داشت از چشم هام شروع می شد و با هر بار چرخش مردمک به اطراف، بیشتر خودش رو نشون می داد ... این بی خوابی های مکرر و باقی مونده خستگی اون پرواز طولانی دست از سرم برنمی داشت ... و نمی گذاشت اون طور که می خواستم اطراف رو ببینم و تحلیل کنم ...
دردی که با ورود به هتل، چند برابر هم شد ... حالا دیگه کوچک ترین شعاع نور تا آخرین سلول های عصبی چشم و مغزم پیش می رفت و اونها رو می سوزند ...
رفتم توی اتاق ... چند دقیقه بعد، صدای در بلند شد ... به زحمت خودم رو تا جلوی در کشیدم و بازش کردم ... مرتضی بود ...
بدون اینکه چیزی بگم برگشتم و ولو شدم روی تخت ... با دست راست، چشم هام رو مخفی کردم شاید نور کمتری از بین خط باریک پلک هام عبور کنه ...
ـ حالت خوبه؟ ...
مغزم به حدی درد می کرد که نمی تونست حتی برای یه جواب ساده سوالش رو پردازش کنه ... کمی خودم رو روی تخت جا به جا کردم ...
ـ می خوای بریم دکتر؟ ...
می خواستم جواب بدم ... اما حتی واکنشی به این کوچکی دردم رو چند برابر می کرد ... به هر حال چاره ای نبود ...
ـ نه ... چند ساعت بخوابم درست میشه ... البته اگه بتونم ...
ـ میرم دنبال دارویی که گفتی ...
این رو گفت و از اتاق خارج شد ... شاید جملاتش بیشتر از این بود اما ورودی مغزم فقط همین رو دریافت کرد ...
تا برگشت مرتضی ... هر ثانیه به اندازه یه عمر می گذشت ... کلید رو برده بود تا با در زدن دوباره، مجبور نشم بلند بشم ... شاید با خودش فکر می کرد ممکنه توی این فاصله هم، خوابم برده باشه ...
از در که وارد شد ... بی حس و حال غلت زدم و چشم های بی رمقم بهش خیره شد ...
ـ خودش رو پیدا نکردم ... اما دکتر گفت این دارو مشابه اونه ... مسکن هم گرفتم ... پرسیدم تداخل دارویی با هم نداشته باشن ...
با یه لیوان آب اومد بالای سرم ...
آدمی نبودم که اعتماد کنم و تا دقیق نفهمم چی توی اون قرصه بهش لب بزنم ... ولی این بار مهم نبود ... هیچی مهم نبود ... فقط می خواستم از اون حال نجات پیدا کنم ...
قرص به معده نرسیده ... چند دقیقه بعد خوابم برد ... عمیقه عمیق ...
⏪ ادامه دارد...
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💞 @aah3noghte💞
نویسنده: شهید مدافع حرم سید طه ایمانی
ارسال داستان فقط با ذکر لینک کانال مجاز و شرعی است.
💔
آرومم میکنی ؟
أَنْتَ الْقَادِرُ عَلَى كَشْفِ مَا مُنِيتُ بِهِ،
وَ دَفْعِ مَا وَقَعْتُ فِيهِ، فَافْعَلْ بِــــي ذَلِكَ
تنها تو ميتواني آن اندوه را از ميان برداري و آنچه را بدان گرفتار آمدهام دور كني.
پس با من چنين كن!
فقط تو میتونی آرومم کنی . . .
* دعای توصیه شده آقا
#دم_اذانی
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
#دعای_هفتم_صحیفه_سجادیه
💕 @aah3noghte💕
15.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💔
🎥 ویدئویی از غسالهای خط شکن
۸۰ طلبه خواهر و برادر مشهدی برای غسل و کفن متوفیانی که مبتلا به #کرونا بوده اند، داوطلبانه و رایگان بصورت جهادی آستین بالا زدند👌
#ببینید
اجرکم عندالله
#مدافعان_سلامت
#جهادگران_مخلص
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💞 @aah3noghte💞
💔
خدایا!
وقتی به نازدانه های شهدا نگاه می کنم، شرمم می آید که چرا پدران آنها برای به ثمر رساندن این انقلاب الهی، جان خود را فدا کرده اند و به لقاء یار رفتند
ولی من بدون هیچ خدمتی به جامعه اسلامی از این دنیای بی بقا رخت بربندم.
#شهید_اسماعیل_گلزاده
#سالروزشهادت
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💞 @aah3noghte💞
#martyr
#jihad
💔
ای جوانان!
این لباس های غربی در روز قیامت به درد شما نمی خورد
بلکه در روز قیامت
فقط #اعمال_نیک و #ڪارهای_شایستھ به درد شما مےخورد...
#شهید_یزدان_علیزاده
#سالروزشهادت
#حلبچه
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💞 @aah3noghte💞
#martyr
#jihad
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💔
🎥 بغض و گریه پرستار بخش کرونا بیمارستان امام رضا(ع) مشهد:
۲۳ روزه که بچه هام رو ندیدم؛ یه کم تحمل کنید؛ بشینید توی خونه هاتون؛ دلتون به حال ما بسوزه
با باز نشر این ویدئو در صفحات شخصی مان در شبکه های اجتماعی پیام کادر درمانی را به تمام مردم ایران برسانیم.
#در_خانه_بمانیم
#کرونا
#کرونا_را_شکست_میدهیم
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💞 @aah3noghte💞
💔
#سیدعلی مهربون!
چهرهء معصومانه تو را قاب مےکنم
تا جای خالےات را کمتر احساس کنم...
نوش جانت دیدن محبوب اما...
یادی هم از ما کن💔
#سید_علی_زنجانی
#شهید_مدافع_حرم
#ادلب
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💞 @aah3noghte💞
شهید شو 🌷
💔 🎥 بغض و گریه پرستار بخش کرونا بیمارستان امام رضا(ع) مشهد: ۲۳ روزه که بچه هام رو ندیدم؛ یه کم تح
💔
پروفسور کرمی در گفتوگو با تسنیم:
کرونا قدرت سرایت فوقالعادهای دارد
تنها راه مهار ویروس ماندن در خانه است
استاد دانشگاه علوم پزشکی بقیةالله(عج):
🔹اگر راههای ورودی به گیلان بسته شود و مردم نیز رعایت کنند و از خانه بیرون نیایند و مدیران اجرایی استان نیز امکانات در خانه ماندن مردم را فراهم کنند ویروس کرونا ۲۵ روزه مهار میشود.
علائم کرونا بسیار شبیه به علائم سرماخوردگی، آنفلوآنزا و ذاتالریه است بههمین دلیل افراد در تشخیص دچار اشتباه میشوند اما 85 درصد افراد دارای علائم با ماندن در خانه خوب بهبود پیدا میکنند.
قدرت سرایت فوقالعاده بالای ویروس کرونا آن را از سایر ویروسها مانند آنفلوانزا متفاوت کرده است و همین موضوع در شیوع بالای آن نقش بسیار مهمی دارد.
وقتی شخص سرفه میکند ذرات بسیار ریزی از دهانش خارج میشود که همین عامل انتقال ویروس کرونا بوده لذا نیاز است اشخاص دارای علائم حتماً از ماسک استفاده کنند تا زنجیره انتقال ویروس قطع شود.
#کرونا
#کرونا_را_شکست_میدهیم
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💕 @aah3noghte💞
💔
امان از فراموشی لاله ها!
راحت باشیم.
خودمان را اذیت نکنیم.
نیازی نیست ما به آنها فکر کنیم.
همین که آنها به ما فکر می کنند، ما را بس!
ده - بیست روز قرنطینۀ خودخواسته
ده - بیست روز نشستن در خانه
با همه امکانات
خوراکی، دیداری، شنیداری، اینور آبی و اونور آبی
در کنار خانواده
برای گریز از درد و مرض و کرونا
خسته ام کرده.
کلافه ام.
دلم سفر می خواهد.
گردش با خانواده.
به کوه و دشت زدن با دوستان
شنا در دریا
و جوجه زدن در جنگلهای آمل.
در این ده - بیست روزه، همه جاهایی را که بیست سال است نرفتم، لیست کردم که به محض رفتن کرونا، بروم.
می دانستند
خیلی خوب
می شناختند
قبل از این که من و تو بشناسیم
گاز خون
گاز خردل
گاز اعصاب
گاز تاول زا
گاز خفه کننده
موج انفجار
سوزش ترکش
آتش گلوله
و ...
کسی به آنها دروغ نگفت
گولشان نزدند
خوب می دانستند که
اگر آنها نروند و تیر و ترکش و گاز را نخورند،
کودکان و زنان سرزمینشان ایران، باید طعم زهرآگین آنها را در سایه اشغال بعثیان می چشیدند!
هر دفعه که می رفتند جبهه، انتظار همه اینها را داشتند.
منّتی بر کسی ندارند
سی - چهل سال است این گونه اند
آرام و ساکت
افتاده بر تخت آسایشگاه
مثلا آرمیده اند
تا مزاحم زندگی آرام ما نشوند!
قرار نیست ما از آنها خبری داشته باشیم
قرار نیست بشناسیمشان
حتی قرار نیست در این شبها که خیلی محتاج خدا شده ایم
برای آنها دعا کنیم!
مهم این است که آنها
باوجودی که با ریه های شیمیایی شده شان
خیلی بیشتر از من و تو در معرض خطر کرونا هستند
برای سلامتی و شفای من و شما دعا می کنند!
اینها خوب می فهمند دکترها چه زحمتی می کشند
خیلی بهتر از همه ما به خدمات و زحمات پرستاران و کادر پزشکی کشور آگاهند
نه فقط این یک ماهه
که سی - چهل سال است
چون فقط دکتر و پرستارها می فهمند اینها چه می کشند!
اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا
حمید داودآبادی
فروردین 1399
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💞 @aah3noghte💞
@hdavodabadi
💔
#قرار_عاشقی
از دور سلامی و تو از دور جوابی
این فاصله انگار نه انگار زیاد است
#به_تو_از_دور_سلام
#اللهم_صل_علی_علی_بن_موسی_الرضا_المرتضی
#امام_رضآی_دلم
#دلتنگ_حرم
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
💕 @aah3noghte💕