💔
کربلا؛ آغوش بگشا، حزب الله به سوی تو میآید.
جلوههای شگفتآور حضور امت،
همه حکایت از این دارد
که آنان حضور تاریخی خود را میشناسند
و سرّ آنچه عاشورا را جاودانه ساخته است دریافتهاند.
#حبحسین(ع)سِرّالاسرارشهداست.
فاین تذهبون؟!
اگر صراط مستقیم میجویی بیا؛
از این مستقیمتر راهی وجود ندارد:
#حُبّحسین علیه السلام.
چه روزگار شگفتی!
همه تاریخ در اینجا حاضر است....
✍ #شهید_سیدمرتضی_آوینی
#شهید_جواد_محمدی
#شهید_جاسم_حمید
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
🏴 @aah3noghte🏴
#کپےبدونتغییردرعکس
💔
کرونا و آزمون آخوندهای عرب پرست
#کرونا
#باستانگرایی
#سلبریتی_....
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
🏴 @aah3noghte🏴
💔
#نجوای_عاشقانه_منو_خدا 💞
راز عاشقی حسین
فرازی از دعای عرفه
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
🏴 @aah3noghte🏴
💔
#اربابجانم
#اربعین راه حرم باز شود یا نشود
#تو نگیر
#عشق خودت
از دل بیچاره ما....
#ما_ملت_امام_حسینیم
#صلےاللهعلیڪیااباعبدالله
#السلامعلیڪدلتنگم💔
#آھ_ڪربلا
#پروفایل😍
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
🏴 @aah3noghte🏴
#کپےبدونتغییردرعکس✓
شهید شو 🌷
💔 #قسمت_پانزدهم ادامه خاطره از زبان حاج قاسم من دیگر بیهوش شدم.... وقتی به هوش آمدم نگاه کردم منص
💔
#قسمت_شانزدهم
#ماجرایفتحخرمشهر
تیپ ثارالله وارد حمیدیه شد، در پادگانی مستقر شدیم و شناسایی و آموزش را شروع کردیم، حمید چریک از من جدا شد و گردان را تحویل گرفت، بهرام سعیدی و به گمانم هنری هم، گردان داشتند.
با تیپ تکاور ذوالفقار از ارتش ادغام شدیم، محورهای، سید جابر و بیل مکانیکی برای ما تعیین شد، منطقه لخت بود، آبی که شهید چمران رها کرده تا جلوی پیشروی دشمن را سد کند در منطقه مانده بود.
نیزارهای بلندی بوجود آمد، در چنین وضعی باید شناسایی میکردیم مسئول شناسایی محور ما تقی ابوسعیدی بود، حمید عربنژاد مسئول خط وعبدالحسین رحیمی جانشین فرمانده تیپ ثارالله بودند، محمد رضا حسنی جانشین من شد، ماموریت تیپ ثارالله یک ماموریت ایذایی بود تا دشمن از تلاش اصلی منحرف شود، تلاش اصلی عبور از کارون وفتح جاده خرمشهر –اهواز بود. موفق هم شدیم.
دشمن را سرگرم کردیم و نتوانست نیروهایی را که در جاده داشت تقویت کند.
#ادامه_دارد
📚 #نرمافزارمدافعانحرم
#شهید_حاج_قاسم_سلیمانی
#سردار_سلیمانی
#قاسم_هنوز_زنده_ست
#شهید_سپهبد_قاسم_سلیمانی
#سردار_دلها
🏴 @aah3noghte
#کپےبدونتغییردرعکس✓
💔
ڪوچڪ باش
و
"عاشــــق"
ڪہ عشـق ،
خود مے دانـد
آیین " بزرگـ " ڪردنت را ...
بزرگ مرد کوچک
#شهید_احمد_نظیف خردسالترین شهید دفاع مقدس
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
🏴 @aah3noghte🏴
#کپےبدونتغییردرعکس✓
💔
چقدَر ناز ربوده است دل بابا را...
{اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ صَبْرَ الشَّاكِرِينَ لَک}
از تو درخواست مى كنم كه مرا
صبر شكرگزاران عطا كنى
#پدرانه
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
🏴 @aah3noghte🏴
#کپےبدونتغییردرعکس✓
💔
بسم رب الشهداء
شهید مصطفی ابراهیمی مجد؛
متولد ۱۷ شهریورماه ۱۳۳۳ در جنوب تهران بود .
از همان ابتدا به خوبی خود را با معارف اسلام آشنا کرده بود به گونهای که ،
در فعالیتهای مذهبیاش نمایان بود...
پس از انقلاب همپای رهبر و دیگر سربازان اسلام به دفاع پرداخت .
مدتی هم افتخار همنشینی و همکاری با شهید دکتر مصطفی چمران نصیبش شد.
مبتکر بود و خلاقیت بسیاری در طراحیهای نظامی داشت.
سرباز بود و مگر می شود سرباز مطیع و عاشق فرمانده نباشد؟
عاشق حضرت صاحب الزمان« ارواحنافداه »بود به گونهای که همه از عشق مهدوی اش سخن میگفتند ...
به گونه ای که در وصیتش آورده بود:
جگرم سوخته از اینکه بار دیگر مولایم حضرت مهدی «عجلاللهتعالیفرجهالشریف »را ملاقات نکردهام
و به امید دیدار محبوبم به سوی شهادت می روم...
فرزندانتان را به عشق مهدی«روحی فداه» آشنا سازید و آنها را برای جهاد در راه آن حضرت همیشه آماده نگه دارید ...
در بیست وششم شهریورماه ۱۳۶۰ به هنگام آزمایش کردن موشک،
به مقام عظمای عند ربهم یرزقون رسید ...
او خود را برای سربازی آماده کرده بود ما برای امام زمانمان چه کردهایم؟؟؟
شادی روح شهید بزرگوار مصطفی مجد صَلَوٰات......
به قلم🖋:sh.g
#شهید_مصطفی_ابراهیمی_مجد
#شهید_دفاع_مقدس
#معرفی_شهید
#سالروزشهادت
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
🏴 @aah3noghte🏴
#jihad
#martyr
💔
وَلا تُعاجِلْني بِالْعُقُوبَةِ عَلى ما عَمِلْتُهُ...
+مرسی که میتونی عذاب کنی و صبر میکنی عزیز دلم♥️
#دعای_کمیل
#دم_اذانی
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
🏴 @aah3noghte🏴
💔
#ڪلامحق🖇
بیچـارهڪسیاستڪہ
#قیامت بیدارشـودوببیند
طورے #زندگۍ ڪردهڪہبـا #قرآن بیگانہبوده و #قرآن همبـااوبیگـانہاستــــ
#شیخحسینانصاریان🌱
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
🏴 @aah3noghte🏴
شهید شو 🌷
💔 ✨ #قدیس ✨ #قسمت_هجدهم نویســـنده: #ابراهیم_حسن_بیگے و بہ آن دو گفتم: «حرف هایتان را شنیدم.
💔
✨ #قدیس ✨
#قسمت_نوزدهم
نویســـنده: #ابراهیم_حسن_بیگے
گفتم:
«آنچہ گفتے از دل آشوبے و نگرانے هاے خودت بود؛ پرسیدم از ڪوفہ چہ خبر؟
از جنگ خونین بصره ڪہ جستہ و گریختہ چیزهایے بہ گوشم رسیده است.»
گفت:
«این حرف ها باشد براے بعد...
علــے چندین نامــہ براے من نوشتہ ڪہ پاسخ آن ها را داده ام.
نہ او حاضر است دست از سرم بردارد و مرا بہ حال خود بگذارد و نہ من حاضرم با او بیعت ڪنم.»
گفتم:
«پس #جنگـــے در راه است و تو مـرا خواسته اے تا راهِ پیروزے را در جنگ با علــے نشانت دهم.»
گفت:
"بلــہ، جنگ با علــے #اجتناب_ناپذیر است. علــے قدرتمندتر از ماست، اما ما قدرتے داریم ڪہ علــے ندارد و آن #خدعــہ و #نیرنــگ است؛ ابـــزارے ڪہ در جنگ با علــے بسیار بہ ڪــار مےآید."
پرسیدم:
«علــے در نامــہ هایش چہ نوشتہ است؟
دقیقا بگو چہ جملاتے بہ کار برده است. از #متن نامہ های او مے توان بہ #اندیشـــہ هایش پے برد و مقصودش را شناخت.»
معاویہ از جا برخاست، از تخت فرود آمد، از صندوقچہ ے ڪنار تختش، نامہ هاے نوشتہ شده بر پوست آهو را بہ طرفم گرفت و گفت:
"این نامہ ها را با خودت ببر و با دقت بخوان. فردا بہ من بگو از آن ها چہ فہمیده اے و مقصود نہایے علــے چیست؟ »
نامہ ها را از او گرفتم. معاویہ دستور داد ڪنیزڪان شراب و میوه بیاورند. ساعتے بعد هر دو مست بودیم و من از این ڪہ پس از آن، چہ ڪردیم و چہ گفتیم چیزے بہ خاطر نمے آورم.
اینڪ ڪہ این مڪتوب را مےنویسیم، شب از نیمہ گذشتہ است. نامہ هاے علــے در اطرافم پراڪنده است. برخے از آن ها را چند بار خوانده ام.
برخے از آن ها در واقع جواب نامہ هاے معاویہ است و معاویہ چہ قدر خــود را خوار نموده ڪہ با نوشتن نامہ به علــے پاسخ هایے گزنده و ڪوبنده دریافت ڪرده است.
او خود را با ڪسے برابر دانستہ ڪہ در #قلب پیامبر جاے داشت؛ در حالے ڪہ فراموش ڪرده پدر و اقوامش و نیز خودش، جزء آخرین ڪسانے بودند ڪہ با فتح مڪہ توسط محمد ایمان آوردند.
علــے در جایے از نامہ اش، با اشاره بہ همین نڪتہ نوشته است:
«نامہ ے شما رسید. در آن نوشتہ اید ”خداوند، محمد را براے دینش برگزید و با یارانش او را تأیید ڪرد“. بہ راستے ڪہ روزگار چہ چیزهاے شگفتے از تــو بر ما آشکار ڪرده است!
تو مےخواهے ما را از آنچہ خداوند بہ ما عنایت فرموده آگاه ڪنے و از نعمت وجود پیامبر باخبرمان سازي؟!
داستان تو داستان ڪسے را ماند ڪہ خرما بہ سرزمین پر خرماے #هجره مےبرد یا استاد خود را بہ مسابقہ دعوت مےڪند...
ای مرد! چرا در جایگاه واقعیات نمےنشینے؟ و ڪوتاهے هایت را بہ یاد نمےآورے؟ و بہ منزلت عقب مانده ات باز نمےگردے؟
برترے ضعیفان و پیروزے پیروزمندان در اسلام، با تو چہ ارتباطے دارد؟!
تو همواره در بیابان سرگردان و از راه راست روے گردانے... ڪار مرا با عثمان بہ یادآوردے!
ڪدام یڪ از ما، دشمنے اش با عثمان بیشتر بود و راه براے ڪشندگانش فراهم آورد؟
آن ڪسے ڪہ بہ او یارے رساند و از او خواست جایگاه خلافت رسول الله را حفظ ڪند و بہ ڪار مردم برسد، یا آن ڪہ از او یارے خواستہ شد و دریغ ڪرد؟ و بہ انتظار نشست تا مرگش فرا رسد؟...
نوشتہ اے ڪہ ... ”بین من و تو جز شمشیر نیست“؛ در اوج گریہ، انسان را بہ خنده وا مے دارے! فرزندان عبدالمطلب را در ڪجا دیدے ڪہ پشت بہ دشمن ڪنند و از شمشیر بہراسند؟!
من در میان سپاهے از بزرگان مہاجران و انصار و تابعان، بہ سرعت بہ سوے تو خواهم آمد. لشڪریانے ڪہ جمعشان بہ هم فشرده و بہ حرڪت غبارشان آسمان را تیره و تار مے ڪند، ڪسانے ڪہ لباس #شـہــادت برتن دارند و ملاقات دوست داشتنے آنان ملاقات با پروردگار است. همراه آنان فرزندانے از دلاوران بدر و شمشیرهاے بنے هاشم مے آیند ڪہ خوب مے دانے لبہ ے تیز آن، بر پیڪر بــرادر و دایــے و جــد و خاندانت چہ ڪرد.
🌸🍃 #قسمت_اول رمان زیبای #قدیس 🌸🍃
https://eitaa.com/aah3noghte/19645
این رمان رو از دست ندید☺️
#ادامه_دارد...
#کپی_ممنوعه😉
#آھ_اے_شھادت...
#نسئل_الله_منازل_الشھداء
🏴 @aah3noghte🏴
@chaharrah_majazi