#تمرین_نیم_ساعت_نوشتن
_دلم برات تنگ شده بیا برویم خانه.
_نمی آیم من با تو هیچ کجا نمی آیم.برو با هر کسی که دلت خوش است با او باش.
_چرا مگر من چه کرده ام؟
اشکش فرو ریخت و گفت : دلم نمیخواد ببینمت.
چه خبر شده است کل سرسرا صدای شماست!
سلام بر هر دوی شما.
با ترس قدمی جلو گذاشت و گفت: سلیمان نبی (ع) به سلامت باشد.
این زن من است و با من سر ناسازگاری دارد من به عشق او معترفم و در دلم جز عشق و محبت او نیست ولی مرا می راند.
گنجشک ماده با ناراحتی قدمی جلو گذاشت و گفت:
سلام بر نبی خدا (ع) شما زبان ما را می دانید و از دلمان آگاه هستید، این مرد شوهر من است ، او می گوید فقط عشق من در دلش است حال آنکه من او را هر زمان با گنجشک ماده دیگری میبینم و به دورغ می گوید فقط در دلش من هستم!!
سلیمان (ع)لختی درنگ کرد گفت: وای بر احوال ما در پیشگاه خدا که به معترفیم که در قلبمان جز او نیست حال انکه هزار معشوقه در آن جای دارد.
#ف_صالحی
#990807
#تمرین_نیم_ساعت_نوشتن
#تمرین_41
از زبان یکی از تخم مرغ ها یک داستان بنویسید.
_من لباس پرپری می خوام ، من عروسی می خوام.
_عزیزم یه یک ماه صبر کنی لباس پرپری برات میگیرم، عشقم کروناست عروسی که نمیشه!!!
_من عروسی می خوام تامام.
_مامان و باباهامون میگن زوده یه ماهی صبر کن من خودم رو جمع و جور می کنم بریم سر خونه و زندگی مون.
15 روز بعد جوجه ها از تخم در آمدند یک ماه بعد هم رفتند سر خونه زندگیشون!!!!!
پ.ن.پ انتظار داشتین توی کرونا عروسی بگیرند. مثل ما ادم ها که نیستند خاکی اند و تجملات ندارند که یک ماهه میرن سر خونه و زندگی شون!!!!!
#ف_صالحی
#990807
#تمرین_نیم_ساعت_نوشتن
#طنز
_آقا حکم پسرم چیه؟
_خانم چند نفر را با قمه زده!!!
_خب آقا قمه مقصره پسره من چی کار کرده ! اصلا قمه فروش محله شریک جرمه!!!
_حالا پسرم چی می شه؟
_راستش مادر......
_تیلیفیزیون دادگاهش رو نشون میده مادر به قربونش بره؟
_نه مادر
_توی نورزومه چی عکسش رو می زنند؟
مادر به فداش محشور میشه!!!!
_نه مادر فکر نکنم....
_میشه ببرین زندان اوین اخه باکلاس ها اونجان !!!
_مادر اصلا موضوع یه چیزه دیگه است؟
_آهان خب خدا شکر اعدامه فقط بگید یارانه و معیشتش رو قطع نکنند!!!
رفیق بی کلک مادر !!!!!!
#ف_صالحی
#990808
#تمرین_نیم_ساعت_نوشتن
#ویرایش
_دلم برات تنگ شده بیا برویم خانه.
_نمی آیم من با تو هیچ کجا نمی آیم.برو با هر کسی که دلت خوش است با او باش.
_چرا مگر من چه کرده ام؟
اشکش فرو ریخت و گفت : دلم نمیخواد ببینمت.
نفسش را به سختی بیرون داد نمی دانست دیگر چه بگوید.
سلام بر هر دوی شما ...چه خبر شده است کل سرسرا صدای شماست!
با ترس قدمی جلو گذاشت و گفت: سلیمان نبی (ع) به سلامت باشد.
این زن من است و با من سر ناسازگاری دارد من به عشق او معترفم و در دلم جز عشق و محبت او نیست ولی مرا می راند.
گنجشک ماده با ناراحتی قدمی جلو گذاشت و گفت:
سلام بر نبی خدا (ع) شما زبان ما را می دانید و از دلمان آگاه هستید، این مرد شوهر من است ، او می گوید فقط عشق من در دلش است حال آنکه من او را هر زمان با گنجشک ماده دیگری میبینم و به دورغ می گوید فقط در دلش من هستم!!
و قطره اشکش فرو ریخت.
سلیمان (ع)لختی درنگ کرد گفت: وای بر احوال ما در پیشگاه خدا که به معترفیم که در قلبمان جز او نیست حال انکه هزار معشوقه در آن جای دارد.
پی نوشت: تخم گذاران ذاتاً تک همسر هستند.
#ف_صالحی
#990808
در دفتر زمانه فتد نامش از قلم
هر ملتی که مردم صاحبّ قلم نداشت.
#پروین_اعتصامی
در این کتاب سعی شده است مطالبی که می تواند در کار خوب نوشتن و درست نوشتن به خوانندگان یاری رساند سخن به میان آمده است و نمونه های ساده و رسا و در خور و پیام دار و آموزنده برای هر یک آورده شود.
#بخش_اوّل
نگارش، اسم مصدر است از" نگاشتن" به معنی نوشتن ، یعنی بیان کتبی خواسته ها و دانسته ها و عاطفه،و نگارنده ، به معنی کسی است که بدان کار می پردازد؛ یعنی می نویسد.
نویسنده امروزه در دو معنی به کار می رود:
1_معنی عام :
یعنی هر آن که چیزی می نویسد؛ مانندنامه دوستانه و یا یک گزارش ساده.
2_معنی خاص:
یعنی کسی که به هنر "نوشتن" آراسته است و قدرت پرودن مطالب گوناگون و معانی باریک و دقیق را با بیان زیبا و شیوا و رسا دارد؛ نویسنده، در این معنی در ردیف دیگر هنرمندان است؛چون نقّاش،شاعر،پیکرتراش، نوازنده و آهنگ ساز؛ هدایت ها، جمال زاده ها، آل احمد ها، حجازی ها، نفیسی ها و خانلری ها و... از این گروه ممتازند.
برای بیان مفهوم عام "نوشتن" ، واژهء "نگارش " به کار می رود و برای معنی خاصّ آن، از واژه نویسندگی استفاده می شود.
#کتاب_از_فنّ_نگارش_تا_هُنر_نویسندگی
#دکتر_حسن_احمدی_گیوی
#کارگروه_داستان_نویسی_استاد_حسین_ابراهیمی
@ANARSTORY
#990809