eitaa logo
شاه سلام علیک ؛ حسین سلام علیک
163 دنبال‌کننده
32 عکس
75 ویدیو
0 فایل
Admin : نوكري كردنِ اين قوم مرا بالا بُرد با گداييِّ حسين مَنسَب شاهي دارم به حسين بن علي پشت و پناهم گرم است اي خدا شكر ، عجب پشت و پناهي دارم. "تبادل و تبلیغ انجام نمی شود"
مشاهده در ایتا
دانلود
نشسته ام رمضان را کنار خوان رقیه منم گدای همین لطف بیکران رقیه اگرچه رانده شدم از همه ولی به امیدی رسانده ام سر خود را به آستان رقیه نمیزند لب خود را به لقمه ای که حرام است هر آنکه میخورد از رزق آب ونان رقیه خدا کند نزنم باز زیر قول وقرارم و سربلند بمانم در امتحان رقیه گره گشایی ما روضه های سوم ماه است که میهمان خدائیم و میهمان رقیه به ناله های منِ تحبس الدعا نظری کن به ناله ی ابتا، یاحسین جان رقیه نشسته ام سر سجاده واکند به دعایش زبان لال مرا لکنت زبان رقیه کمان شده قد من با گناههای زیادم مرا ببخش قسم بر قد کمان رقیه به خاک چادر زینب قسم که در صف محشر تمام گریه کنانند در امان رقیه خمیده راه اگر میرود بخاطر این است که خورده ضربِ لگدها به استخوان رقیه گرفته است چه محکم به دست معجر خود را رسیده آتش خیمه به گیسوان رقیه : روز سوم‌ آمد و یاد‌ رقیه‌ کرده‌ ام هدیه‌ کردم‌ روزه‌ام‌ را‌ من‌ به‌ بانوی‌ دمشق♥️ سلام عليكم ورحمة الله،صبحتون بخير، روزتون معطر بنام
ادای حق تو با گریه ی بهاری نیست ادای حق تو با اشکهای جاری نیست تو سر به راه شدن از گدات می خواهی ادای حق تو تنها به گریه زاری نیست حساب معصیتم رفته است از دستم نگاه های حرام مرا شماری نیست تمام فاصله ها را گناه پر کرده وگرنه بین منو صاحبم حصاری نیست پر اضطرابم و آرامشی ندارم من کسی که دور شود از تورا قراری نیست حرام باد نمازی که بی محبت توست نماز عرض نیاز است پس تجاری نیست هزار سال دگر هم مطیع تو نشوم جواب نامه ی کرب و بلام آری نیست به دست شاه خراسان سپرده است خدا جواز کرب و بلا را، به پولداری نیست مرا که از درِ آمده ام مران ز پیش خودت،جز تو سایه ساری نیست قسم به حضرت معصومه آدمم کن تو برای چشم تو این کارها که کاری نیست : ناز بر فردوس آرد فخر بر رضواݧ کند هرکه یک شب درخراساݧ تومهماݧ می شود سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير، (ع)
با مُسمّایی و نامت را چه زیبا بُرده اند اهل دل جام حسن از دست قاسم خورده اند تو کریم بن کریمی و عزیز نجمه ای سائلان غیر شاهی مثل تو افسرده اند آنقدر زیبایی و بویت دل انگیز است که یاسهـای با طراوت پیش تو پژمرده اند آن میِ نابی که در دست حسن بار آمدی در شراب ناب تو صاحبدلان چون دُرده اند خال لبهایت دهان کعبه را انداخت آب آسمانیها به احرام تو کُشته مُرده اند پیش تیغت نصف خواهد شد سپاه کوفیان الحق این نام تو یاقاسم به جا آورده اند گرچه رمز حاجت عالم صدوده بار بود با تو اما دیگر از این سیزده نشمرده اند از همان اول دخیل عشق آل هاشمم من غلام حضرت جانانِ عالم  قاسمم : دستِ خالی نرود هیچ کسی بی تردید بانیِ سفره ی امروز است سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير، سالروز ولادت حضرت بر همه ی امام حسنی ها مبارک🌹
گنج مخزون که خدا داشت گدا هم دارد این گدا فاطمه دارد که خدا هم دارد بی جهت خالق ما خالق حیدر نشده نظری داشت به سلمان که به ما هم دارد بدم اما نروم بی علی اصلاً به بهشت ته بازار نجف بی سر و پا هم دارد طبل رسوایی من خورده که شب آمده ام بنده ی پست کمی شرم و حیا هم دارد کسی اندازه من ظلم نکرده به خودش وای از آنکس که بدی این همه با هم دارد شهر ما شهر گناه است ولی وقت سحر کوچه در کوچه مناجات و دعا هم دارد بغلم کرده خدایی که خدای حسن است صد برابر عوض اخم عطا هم دارد لقمه سفره ما هدیه همسایه ماست سفره هر شب ما بوی رضا هم دارد دهن روزه قسم خوردم و گفتم به حسین لب تشنه عطش کرببلا هم دارد مادری گفت خدا اصغر من تشنه لب است چه فراتیست که خشک است و صدا هم دارد خبر پارگی مشک رسیده به حرم به ربابی که تنش رخت عزا هم دارد ضرب این تیر سه شعبه سه نفر میخواهد نه چنین حنجری که تنگی جا هم دارد : روز هم آمد به خداوند قسم ياد  و  ی تو پيرم كرد سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير، آدینتون معطر بنام
با اینکه هر دفعه تو مبینی گناهم را اما نیاوردی به رویم اشتباهم را اینجا پر است از روسفیدان تو یاالله پس من کجا مخفی کنم روی سیاهم را مردم سیاهی های رویم را نمیبینن از دور میبینن تنها روی ماهم را مِن بعد از این هم سر به راه تو نخواهم شد پس تو عوض کن سمت راه خویش راهم را محتاج جز تو بودن اصلا به صلاحم نیست از هر کسی بهتر تو میدانی صلاحم را اگر جایی به جز تو چشمم افتاده قدرت بده تا اینکه برادرم نگاهم را بر حُب حیدر تکیه دادم که نمی اُفتم می ترسم از اینکه بگیری تکیه گاهم را بگذار گرم روضه ها باشد نفس هایم خرج حسین بن علی کن سوز و آهم را : 💔 تا دَم لحظه ی افطار پُر از بُغض و غَمَم سَحـری حَسرتِ دیدارِ حَـرَم را خوردم سلام عليكم ورحمة الله،صبحتون بخير، روزتون معطر بنام
روز هشتم شده اما هنوز هم زارم هنوز در دلِ خود آهِ بی اثر دارم همیشه توبه شکستم همیشه بخشیدی ولی به جای شما این منم طلبکارم اگرچه از تو به من خیر می‌رسد، اما به جای تو، به گناهم فقط گرفتارم تو بودی آنکه ندیده گرفتی عصیانم به عفو و بخشش تو سالها بدهکارم گناه کردم و شد نامه‌ام سیاهِ سیاه ذلیل و خوار شدم، کِرده‌ام نشد یارم اسیرِ نفس شدم خوبیِ تو یادم رفت جسورو خیره سر و بی وفا و بی عارم شکسته بال و پرم در گناه یا شافی اسیرِ معصیتم، مستکین و بیمارم نشسته‌ام سرِ این سفره هر سحر، افسوس نشد ز سفـره‌ی لطفِ تو رزق بردارم : قلب من یک بام دارد دو هوا لحظه ای صحن گوهرشاد و دمی پایین پا سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير، روزتون معطر بنام
به دامن پر مهرش زدم مکرر دست به دامنی که گرفته ز صد پیمبر دست به او که کل ملائکه ندیمه های وی اند به او که رسولان به محضرش ور دست خیال اهل حرم تخت میشود وقتی گرفته ای علم شاه کربلا در دست تو در مبارزه هم بارز است آقائی ات به وقت بخشش و احسان دهی ز پیکر دست ز دست بی علمت دست شسته ای یعنی نداده ای به کسی غیر آل حیدر دست همین که ماه حرم در خسوف نی ها رفت غریب کرببلا زد دو دست خود بر دست همین که بر سر سهم از سر تو دعوا شد میان خیمه سکینه گذاشت بر سر دست دو دست تو به روی خاک و در عوض حالا دراز کرده حرامی به سمت معجر دست : نهمین روز صیام است به عباس بگو کودکان با لب عطشان عمو میخواهند😔 سلام عليكم ورحمة الله،صبحتون بخير، روزتون معطر بنام
بی تاب لقاییم الهی به خدیجه دنبال فناییم الهی به خدیجه ما را بِرَهان از قفس عُلقه به دنیا تا پر بگشاییم الهی به خدیجه جمعیت درمانده و بیچاره شنیدی؟ آن طایفه، ماییم الهی به خدیجه یک سوم مهمانی خوبت سپری شد محتاج عطاییم الهی به خدیجه شرمنده از اعمال خطاییم، مدد کن تا توبه نماییم الهی به خدیجه اذنی بده تا باز سوی مرقد سلطان با گریه بیاییم الهی به خدیجه محروم ز نوریم، خدا مرحمتی کن دلتنگ رضاییم الهی به خدیجه لطفی بکن امسال شب قدر ببینیم در کرب و بلاییم، الهی به خدیجه محتاج عطا و کرم مادر زهرا در هر دو سراییم الهی به خدیجه از اشک یتیمیِ غریبانه ی زهرا در حال بکاییم الهی به خدیجه هرجا سخن از روضه و از داغ حسین است با آل کساییم الـهـی به خدیجه با یاد غم غارت انگشتر ارباب مشغول عزاییم الهی به خدیجه عمریست که دلخون و پریشان شده از آن انگشت جداییم الـهـی به خدیجه : سحـر روز دهم باز دلـم حیـران است یاد آن پیراهَـنُ، آه زبـــانم لال است و دوباره به لبم زمزمه است اين جمله سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير، وفات (س) بر همه ی مسلمانان تسلیت باد🏴
از ما عجیب نیست دعایی نمی رسد از تحبس الدعا که صدایی نمی رسد ما تحبس الدعا شده ی نان شبهه ایم آنجا که شبهه است عطایی نمی رسد پر باز میکنم بپرم، میخورم زمین بال و پر شکسته به جایی نمی رسد باید تنم پی سپر دیگری رود با روزه های ما به نوایی نمی رسد با دست خالی از چه پل دیگران شوم دستی که وقف شد به گدایی نمی رسد ای میزبان، فدای تو و سفره چیدنت آیا به این فقیر غذایی نمی رسد؟ من سالهاست منتظر یک ضمانتم آخر چرا نمی رسد؟ از من مخواه پیش از این زندگی کنم وقتی برات کرب و بلایی نمی رسد : چنان گرفته تو را خلق تنگ در آغوش که "خاک" حسرت لمس ضریح را دارد سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير، (ع)
تو اگر که نظرت با منِ مسکین باشد حیف باشد که دلم پیش تو غمگین باشد همه ی شهر به بیچارگی ام خندیدند پس چه خوب است سرم پیش تو پایین باشد میزنی گاه تلنگر، بخورم زود ولی وای اگر که زدنت از سر نفرین باشد وای اگر زود ببخشی و بگویی که برو وای اگر جلوه ی ستاری تو، این باشد بند ابلیس شدم هی به گناه افتادم نکند بندگی من، به تو توهین باشد نکند با منِ مغرور شوی سرسنگین نکند بنده ی تو بنده ی تحسین باشد تو اگر قهر کنی بنده ی تو می‌میرد بغلم کن، فقط آغوش تو تسکین باشد من که بد بوده و بد کرده ام اما والله  بدتر این است که آدم به تو بدبین باشد یا ببخشید مرا یا جلوی چشم حسین مگذارید که پرونده ام سنگین باشد دم افطار فقط تربت او می‌چسبد هرچه هم دور و برم سفره ی رنگین باشد گریه کن‌های حسینیه ی محشر هستیم گریه‌های سحر ما همه تمرین باشد بسپارید مرا دست   نوکری پیش حسین است که شیرین باشد : همه با یار خوش ومن به غـم یار خوشم سخت کاریست ولی من به همین کار خوشم سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير،
بیش از این کاش با خدا باشیم بیش از این با تو آشنا باشیم می شود عاشق تو اهل سحر باید اهل شب و دعا باشیم ای خوش آن قدر که کنار شما تا سحر مست ربنا باشیم تو می آیی اگر که از ته دل ما بخواهیم با شما باشیم حسرت چشمهای مانده به راه عصر جمعه بگو کجا باشیم؟ در کنار تو می شود آیا یک شب جمعه کربلا باشیم؟ با تو کاش گریان تن از هم جدا جدا باشیم فرصتی نیست...رفیق، باید باز در فکر یک شفا باشیم : 💔 هی گنه کردم و هی جار زدم یار بیا من ندانم چه شود عاقبت کاربیا خود بگفتی دعا بهر ظهورت بکنیم خواندمت خسته ام ای یار بیا سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير، آدینتون معطر بنام
جنس انگور اگر عسگری اش قیمتی است دلِ خالص شده هم دلبری اش قیمتی است عبد رسوا شده ای که همه جا را گشته زار برگشتن و جامه دری اش قیمتی است دل رسوای مرا لطف خدا بالا برد از بس این ظرف دلم، مشتری اش قیمتی است تا سحر نام تو را می برم، ای رب کریم سینه ی سوخته، نوحه گری اش قیمتی است از همان روز ازل فاطمه ما را خوانده مادر ما به خدا مادری اش قیمتی است دل نبستیم به هر دل که فقط در دلـهـا در تمامی جهان حیدری اش قیمتی است کل اعمال گره خورده به حب حیدر مژده بر دل که علی باوری اش قیمتی است هر کسی ذوب در انوار حسینی باشد نزد زهرا و علی نوکری اش قیمتی است چشم ما گریه نکرده است به جز بر ارباب باده ی ناب فقط کوثری اش قیمتی است : ❤️ صید دام تو شدن، روزی هرکس نشود لطف ک در دام شما افتادم سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير، روزتون معطر بنام