eitaa logo
شاه سلام علیک ؛ حسین سلام علیک
163 دنبال‌کننده
32 عکس
75 ویدیو
0 فایل
Admin : نوكري كردنِ اين قوم مرا بالا بُرد با گداييِّ حسين مَنسَب شاهي دارم به حسين بن علي پشت و پناهم گرم است اي خدا شكر ، عجب پشت و پناهي دارم. "تبادل و تبلیغ انجام نمی شود"
مشاهده در ایتا
دانلود
دیدنت در همه ی راه معما شده است  تو کجا نیزه کجا وای چه با ما شده است؟  دیدنت سخت ولی سخت تر از آن این است  باز هم حرمله سرگـرم تماشا شده است  باورم نیست که بالای سرم می خندی  دل من سوخته تر از دل لیلا شده است  ساربانی که نگین پدرت را دارد  چند روزیست در این قافله پیدا شده است  حجم تیری که علمدار زمین گیرش شد  باورم نیست که در حنجره ات جا شده است  کاش آرام رود قافله تا راه روی  بعد من نوبت لالایی زهرا شده است  کاش آرام رود تا که نیفتی از نی  ولی افسوس سر رأس تو دعوا شده است  نیزه داری که تو را می برد این را می گفت  باز هم زخم گلوی پسرت وا شده است  نــوكـــر نـوشـــت: منت از این خانواده هر کسی بهتر کشید درد طعنه از زبان این و آن کمتر کشید تا درِ این خانه باشم آبرویم میدهند در به در شد هرکسی که دست از دلبر کشید صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام خامس آل عبا
با غصه های آل عبا گریه می کنی در اوج روضه های عزا گریه می کنی ما با گناه اشک تو را در می آوریم از سوز بی وفایی ما گریه می کنی ای صاحب عزا، تو به این روضه های ما می آیی و بدون صدا گریه می کنی «گاهی نجف، مدینه، گهی کربلا و گاه» در مشهد امام رضا گریه می کنی بر کشته ی فتاده به هامونِ کربلا بر داغ سید الشهدا گریه می کنی این روزها به حال دل زینب اسیر در ماجرای شام بلا گریه می کنی بر رأس های رفته به بالای نیزه ها با خیزران و طشت طلا گریه می کنی حالا دوباره چشم تو را خون گرفته است با غصه های آل عـبـا گـریه می کنی نــوكـــر نـوشـــت: نشسته ام بنـویسـم برایتـان آقـا نشسته ام بنویسم فقط تو را دارم نشسته ام بنویسم مـرا حـرم ببرید که غیر کرب و بلا من مگر کجا دارم صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... آدینتون معطر بنام منتقم خون اباعبدالله
فراز منبر نی قـرص مـاه می بینم خـدای مـن، نكند اشتباه می بینم؟ بتاب یوسف من، بوی گرگ می شنوم بتاب، راه دراز است و چاه می بینم نظاره می كنم از راه دور سرها را جوان و پیر، سفید و سیاه می بینم به آیه های كتاب غمت كه می نگرم تمام را به «كدامین گناه...» می بینم چقدر زخمي و خاكستري شدي پيداست عجيب دردِ سر از نورِ سروري داري چه ديده اند كه دست از تو بر نمي دارند؟ جز اين سرِ سرِ ني، چيزِ ديگري داري؟ خروش أًمْ حَسِبَت كوچه كوچه را پُر كرد چه بغضِ خسته اي و گريه آوري داري دلم هواي دمي روضه خوانيت كرده اگـر هنوز سرِ نيزه حنجـري داري؟ به احترام سرت، سر به مهر می سایم و قتلگاه تو را قبله گاه می بینم بزرگِ قافله، اين بار تو شمارش كن براي ماندنِ من، چند نازنين مانده؟ نــوكـــر نـوشـــت: هـر روز صبـح زود زیارت کنـــــم تــو را تا روبـــه روی گنبـدتان می‌دهـــم سـلام هرجا که صحبت از تو شد و ذکر خیر تو دست‌به‌سینه عرض ادب کردم و احترام صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام ارباب بی کفن
دلم هوای حرم کرده حضرت ارباب تـرا بجان عـزیـزت بیا مـرا دریاب دوباره شور پیاده روی به سر دارم شبانه سوی حرم، گریه، زمزمه، مهتاب نه خـرج راه و نه ویـزا و نه گـذرنامـه سفر رسیده، مهیا نمی شود اسباب دو چشم سرخ و دل آشوبه های بی پایان سزای این دل بی تاب و دیده ی بی خواب هـوای سیل خـروشان زائران دارم مـرا ببر کـه نمانم اسیر این مـرداب تمام آرزوی من جواب این حرف است سلام حضرت خورشید و ماه عالمتاب شهید راه ظـهـور و زیارتم گـردان تو را به جان رقیه مـرا بخر ارباب نــوكـــر نـوشـــت: در فراق ڪربلا محزون و دلخونم حسین تا به ڪی از جمع زوار تو بیرونم حسین؟ میرسد آیا ڪه روزی روبروی گنبدٺ سجده ی شڪری ڪنم گویم ڪه ممنونم حسین؟ صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام خامس آل عبا
همه دیدند بی اندازه میلرزید سر در تشت به جای زهرها میریخت هر تکه جگر در تشت پسر گاهی به سینه میزد و گاهی به سر میزد و میبارید چشمان پر از اشک پدر در تشت اگرچه میگرفت از صورتش خونابه را زینب ولیکن می نشست از لخته خونها بیشتر در تشت نگاهی گاه بر زینب و گاهی بر حسینش داشت چه ها میدید آقای غریبـمان مگر در تشت؟ صدا زد خواهرم این گریه را خرج حسینت کن شبی که میروی آزرده به دیدار سر در تشت خدا را شکر اینجا خیزران در کار نیست اما چه خواهی کرد در شام بلا با چوب تر در تشت اگرچه زانوی غم در بغل داری و میباری خدا را شکر اینجا چادری بر روی سر داری نــوكـــر نـوشـــت: عباس هم به دست حَسـَــن مرد رزم شد استــادِ فـنِ رزمِ علـمـدار، مجتبــــاست از لطف اوســت اشک دو چشم حسینیان در مجلس حسین، میـاندار، مجتبـــاست صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... دوشنبتون امام حسنی (ع)
ارباَ اربا بدنت، قلب مرا از جا کند زخمِ صد پاره تنت، قلب مرا از جا کند با شتاب آمدم از تل سوی مقتل، ای وای خنجری در دهنت، قلب مرا از جا کند کهنه پیراهنی هم روی تنت نیست چرا؟ غارت پیرُهنت، قلب مـرا از جا کند بوریا گشته مقدّر ز برایت، صد حیف بدن بی کفنت، قلب مرا از جا کند قاتلت همسفرم هست، عزیزم چه کنم دشمنِ بس لجنت، قلب مرا از جا کند خیزران هست به دستش که جسارت بِکند بر لب و آن دهنت، قلب مرا از جا کند شمس رویت ز نوک نیزه قمر را دیده وَ تبسّم زدنت، قلب مرا از جا کند جان عبّاس بگو از سرِ نیزه چه خبر؟ روی نی پر زدنت، قلب مرا از جا کند طفل بی تاب تو، هر لحظه پدر می خواهد اشک این یاسمنت، قلب مرا از جا کند نــوكـــر نـوشـــت: این قلـب ها که در به درِ شاه ‌کربلاست یک گوشه چشم مختصرِ شاه ‌کربلاست این شوق بی‌نهایتُ این صبحُ این سلام ایـن هـا تمـام زیـر سـرِ شـاه کربلاســت صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام اباعبدالله
هر چند دادم از دست حال عبادتم را از من نگیر هرگـز عـرض ارادتم را هر جوره خوب بودی با این بد گنهکار اما ادا نکـردم حـق رفـاقـتـم را چیزی ز نعمت تو از سفرهام نشد کم با لطف خود ندیدی کفران نعمتم را مشغول هیچ بودم دنبال هیچ رفتم صرف شما نکردم افسوس همتم را هر چه فرار کردم دنبال من دویدی آغوش باز کردی دیدی خجالتم را آلودهام ولی من گریه کن حسینم خرج حسین کردم ساعت به ساعتم را دست سه ساله دادم من آبروی خود را کِــی میدهد رقیه برگ زیارتم را؟ زینب بلند میگفت ای آفتاب نیزه گودال تو رقم زد روز اسارتم را نــوكـــر نـوشـــت: گاه آهسته فقط وای برادر می خواند لب تشنه «قُتلوا» بود كه از بَر می خواند اشک می ریخت وَ هر آینه می گفت حسین تا دم مـرگ فقط روضـه ی حنجر می خواند صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام ارباب بی کفن
هر لحظه در سکوت غمت داد می زند بغضی که از فراق تو فریاد می زند اینکه تو نیستی و به ما طعنه می زنند بر آتش نبودن تـو باد می زند وقتی که صید دائمی چشم توست، دل کی دست رد به سینه صیاد می زند قلبم اگر که با تو نباشد نمی تپد نبضم دمی که از تو کنم یاد می زند دیریست خنده نیست به رخسار پر غمت چشم تو حرف از دل ناشاد می زند امشب نگاه ابـری تو با زبان اشک دم از عـزای حضرت سجاد می زند سی سال آزگار به هر جا نشسته است حرف از غمی که بر دلش افتاد می زند با یاد شام و بزم شراب اشک ریزد و با یاد جسم غرق به خون داد می زند نــوكـــر نـوشـــت: تا اشک هست در بصرم گریه می کنم با این تـوان مختصـرم گریه می کنم تنها نه با دو چشم ترم گریه می کنم با خون مانده بر جگرم گریه می کنم صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... شهادت امام سجاد علیه السلام بر همه ی عاشقان و شيعيان حضرتش تسليت باد
هردم به آخرین سخنت گریه میکنم یاد غروب و زخم تنت گریه میکنم یکدم بیا ببین که فتادم زپا حسین دائم به غصه و محنت گریه میکنم پیراهنت به سینه گرفتم بیا ببین بر خون روی پیرهنت گریه میکنم یادم نمی رود که چه دیدم به قتلگاه با یاد دست و پا زدنت گریه میکنم در زیر آفتابم و یاد تن توأم از طرز زیر و رو شدنت گریه میکنم شد بوریا کفن به تن نعل خورده ات هر لحظه من، بر آن کفنت گریه میکنم کی میرود، ز خاطر من مجلس شراب بر چوب دشمن و دهنت گـریه میکنم نــوكـــر نـوشـــت: ڪـربلا پای پیاده اربعینم آرزوسٺ خاڪ پای زائران روی جبینم آرزوسٺ دیدنِ گلدسته ها و گنبدِ عباس، بعد سجده‌ی شڪرِ ستونِ آخرینم آرزوسٺ صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام خامس آل عبا
اگر که عمر زیادم دهد خدای حسین هـزار سال بسوزم فقط برای حسین حسینیم، به دو عالم چه کار دارم من گذشته ام ز دو عالم به اتکای حسین حسین روح‌ نماز است و پنج‌ نوبت را سر نماز میافتم به دست و پای حسین براش سینه زدم، سینه ام حسینیه شد نوشته روی دلـم مجلس عـزای حسین همیشه مادر دلخسته ام به من‌ می گفت مباد خـرده بگیری به روضه های حسین رفیق کرب و بلا دعوتیست، پولی نیست برات کرب و بلا چیست؟ یک دعای حسین نیابتاً ز حسن کــربلا بـرو امسال ببر سلام حسن را به کـربلای حسین هنوز فاطمه در عـرش روضه می خواند تنور خانه ی خـولی نبود جای حسین نــوكـــر نـوشـــت: نامی شدن کـرب و بلا از حـرمین است یک سوی اباالفضل و دگر سوی حسین است آن پل که خدا گفته صراط است یقینا از روز ازل شارع بین الحـرمین است صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام اباعبدالله
پروازمان دهید که بی بال و پر شدیم یک عمر در هوای شما در به در شدیم کالیم و خشک و زرد، خدا را چه دیده ای؟ شاید به لطفِ یک نفست بارور شدیم تو آب زاده ای پدرت هم ابوتراب رزقی به ما دهید که بی برگ و بر شدیم هر چه شما کـریم تری ما گداتریم از اعتبار نام شما معتبر شدیم ما را به راه راست کشاندی تو یا کریم ما در مسیر تو ز خدا با خبر شدیم آقـاییِ تـو شاملِ حالِ گــدا شُدُ ما هم به نوکری شما مفتخر شدیم ما را به نامتان "حسنی" ثبت کرده اند ما سالـهاست حلـقـه ی آویزِ در شدیم آقـاترین جـوانِ جـوانانِ جـنـتـی بی بارگاه و صحن، ولـی با کـرامتی نــوكـــر نـوشـــت: حـسن_جــان مثل موجی که به روی آب بازی می کند نام نیکت در دل مـن سرفرازی می کند ذکر اسمت می شود مشکل گشای دردها گفتن یک یا حسن، صد چاره سازی می کند صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... دوشنبتون امام حسنی (ع)
دارد تمام می شود آقـا عـزای تو کم گریه کرده ایم برای تو شبهاي آخر است، گـدا را حلال كن اين هم بساطِ بي دست و پاي تو ما را ببخش گـريه ي سيري نكرده ايم چشمانِ خشکِ ما خجل از اين عزاي تو هر روز روز تو همه جا محضر شما یعنی که هست هرچه زمین تو کی دست خالی از در این خانه رفته است دست پر است تا به قیامت گدای تو تنها بلد شدیم تباکی کنیم و بس گریه کند برای تو صاحب عزای تو گریه کن تو والسلام جانم فدای و جانم فدای تو تازه به می رسد از راه قافله تازه رسیده نوبت تشت طلای تو : مرا ڪه هرنفسم غیر عشق برلب نیسٺ به سینه جزغم دلدار و ذڪر یارب نیسٺ دلم گرفته دوباره به یاد شبی ڪه بی دم و روضه سر شود شب نیسٺ صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام ارباب بی کفن