eitaa logo
شاه سلام علیک ؛ حسین سلام علیک
163 دنبال‌کننده
32 عکس
75 ویدیو
0 فایل
Admin : نوكري كردنِ اين قوم مرا بالا بُرد با گداييِّ حسين مَنسَب شاهي دارم به حسين بن علي پشت و پناهم گرم است اي خدا شكر ، عجب پشت و پناهي دارم. "تبادل و تبلیغ انجام نمی شود"
مشاهده در ایتا
دانلود
آخـر نشد برای تـو حــرم بسازیم به گنبد و گلدسته ی سبزت بنازیم یه سال نشد برای تـو دهـه بگیریم تُو روضه ی آخـرِ دهـه برات بمیریم هر چی برات گریه کنیم بازم غریبی تُو خـونَتَم آقـای مـن تـو بی حبیبی از بس که مادری بودی حبیب مادر عاقبت اِسمتو گذاشت غریب مادر کـسی حـدیث غُـربَتُو اَزَت نپرسید یه گـوشه از مصیبتو اَزَت نپرسید غریب اونه که بِشنَوه صدای مـادر قَـدِش تـو کـوچه بشه عصای مـادر غریب اونه که چادر خاکی رو دیده با گریه دست و پای مـادرو بوسیده غـریب اونه کـه دست باباشو ببندن به گریه‌هاش پیش همه به اون بخندن غـریب اونه کـه هنوزم حــرم نداره آقام هنوز که هنوزه بی کس و یاره نــوكـــر نـوشـــت: هر چه از سفره ی احسان تو بر میدارم برکـتم می شود و بر تن من می چسبد نمک روضه ی ما ذکـر حسین است ولی وسط سینه زنی ذکـر حسن می چسبد صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... (ع)
سعی کن نوکــر دربار مـولا باشی سعی کن گریه کن حضرت زهرا باشی سعی کن خاک شوی زیر قدمهای علی یا که ایوان نجف عاشق و شیدا باشی سعی کن سینه زن مجلس شاه شهدا یا عـزادار غـم زینب کـبری باشی سعی کن بنده ی شیطان مشو ای اهل ولا سعی کن از حسد و کینه مبرا باشی سعی کن اهل عمل باش نه تزویر و ریا سعی کن در طلب خالق یکتا باشی دین فروشی مکن ای مدعی بزم عزا سعی کن در همه دم نوکـر مولا باشی پول پاکت به تو چسبیده چه گویم افسوس سعی کن در طلب لـذت عقبی باشی اهل دنیا مشو ای مشتری روز جزا سعی کن هرنفست فوق مسیحا باشی مدح هرکس نکن ای شاعر و مداح ولی سعی کن مشتری هرشب سقا باشی نام زیبای حسین بن علی کالا نیست سعی کن بنده ی آن ماه دلارا باشی غافل از قافله ی عشق غـزلـها گفتند سعی کن ای دل ازین عده مجزا باشی نــوكـــر نـوشـــت: هـر که با خاڪ دَرَت کام لـبـش بردارد از همان کودکی اش چشم به کوثر دارد اولـیـن آرزویـم هـســت هـمـانـی باشم که به لب نام تـو تا لـحظـه ی آخـر دارد صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
در این غزل فقط سخن از شیر مادر است احساس من به پنج تن از شیر مادر است می خواست یک پسر که شوم خادم الحسین گر خـادمم و سینه زن از شیر مادر است با گـریه ریخت شهد ولایت به کام من این شور و حال و اشک من از شیر مادر است او گفت یا عـلـــی بگـو از جا بلند شو این ذاکر علـی شدن از شیر مادر است بر تن، محــرم و صفــر و فاطمیه ها رنگ سیاه پیرهن از شیر مادر است نــوكـــر نـوشـــت: دل اگر نذر حسین است خریـدن دارد اشک اگر مال حسین است كه ریختن دارد هــمــه ی عالـم و آدم به فدایت ارباب غـــــمِ ارباب بـه دلــــها چه كشیدن دارد صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
خوشا به حالِ دل بی شکیب بعضی ها هـزار غبطه به حـال عجیب بعضی ها نمی رود ز سرِ این پرنده ی قفسی خیال بال و پر دل‌فریب بعضی ها قنوتِ وِترِ سحر، در جوار طبیب حاذق درد غریب بعضی ها نصیب همچو منی، مهر تربت و حسرت برات کـرب و بلا، هی نصیب بعضی ها دلـم شکسته خدایا، مـرا اجابت کن به حق حرمت بعضی ها به همنشینی پاکـان رفته گرفته پیرُهَنِ من، بوی سیب بعضی ها : بر عـلـمـدارت بگو من از قلـم افتاده ام تا بداند حـضـرت سـقـا خـیالاتـی شدم یک دل و یک حسرت و یک کربلا یک اربعین در میان روضه ات حـالا خیالاتـی شدم صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
برای دوری ات آهِ جگـر بهانه گرفت شکست بغض نهان، چشمِ تر بهانه گرفت خوشا به حال دلم، از فراق و هجرانت خودش به جای هزاران نفر بهانه گرفت همین زمان که دعـا می کنی برای دلـم همین دقیقه دلـم بیشتر بهانه گرفت دمی ز ماه رخت پرده را کنار بزن برای دیدن رویت قمر بهانه گرفت همیشه هر که دلش سوخت از غم هجران به اشتیاق نگارش سحر بهانه گرفت فدای راه رقیه تمام هجران ها چقدر زیر کتک، در گذر بهانه گرفت همین که صوت پدر شد بلند از نیزه دوید و خورد زمین، پشت سر بهانه گرفت نــوكـــر نـوشـــت: است بیا حال مرا بهتر کن فکــر دلـواپسیِ قلب مـن مضطر کن این شب جمعه اگر مقصد تو کرب و بلاست نـزد دعــایــی به مـن کن صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... آدینتون معطر بنام منتقم خون اباعبدالله
هر کس که در این میکده نوکر شده باشد ننگ است که دلـواپس محشر شده باشد بی ساغر و می مست شود در همه ی عمر با یار اگر عمـر کسی سر شده باشد من معتقدم خوبتر از مرغ بهشت است هر کس که در این بام کبوتر شده باشد این چشم طمع داشتن ما فقرا هست زیر سر لـطفی که مکــرر شده باشد دنیا و قیامت گـره ی کــور ندارد هر مرد و زنی سائل این در شده باشد حاجت نگرفتن ز خداوند حرام است روزی که علی صاحب دختر شده باشد جـن و ملک و انس شد آواره ی زینب عـالـم همه پروانه ی گـهـواره ی زینب نــوكـــر نـوشـــت: ماه گردون شرمسار از روی ماه زینب است هر دلی که شد حسینی در پناه زینب است مـرقـد او را مپرس از اهل شام و اهل مصر سینه ي ایرانیـان آرامگـاه  است صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... میلاد مظهر صبر و شکیبایی خانم جان حضرت زینب سلام الله علیها و روز پرستار مبارک باد🌹
گفتند کارتان، همه گفتیم نوکــریم چون بار عشق را به سر شانه می بریم ما را اگر چه بازی دنیا خـراب کرد اما به لطف روضه ی ارباب بهتریم از هر چه بگذری سخن دوست خوشتر است پس می شود به عشق تو از هر چه بگذریم فرقی نمی کند چه کسی با چه منصبی در پای سفره ات همه با هم برابری گـریه زبان مـادری نوکـران توست احساس می کنم همه با هم برادریم نــوكـــر نـوشـــت: بدون اذن تو خورشید دیده وا نڪند سحـر بدون خیالٺ دلـی دعـا نڪند دوباره زندگـی مـن نمی شود آغاز لبم سلام اگـر سمٺ ڪـربلا نڪند صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
از کوچه به هنگام گذر خاطره دارم میسوزم و باسوز جگر خاطره دارم مانوس به اشکم چه کنم دست خودم نیست آخر من ازین دیده ی تر خاطره دارم یک روز عصا بودم و یک عمر خمیدم از درد سر و درد کـمر خاطـره دارم کابوس گرفته ز من این خواب شبم را با آه شب و سوز سحر خاطره دارم این پیری من زیر سر کودکی ام بود در سن کم از غم چقدر خاطره دارم رد میشدم از کوچه ی تنگ و جگرم سوخت از سیلی و از چرخش سر خاطره دارم بیزارم ازین سرعت بسته شدن در من با لگد و آتش در خاطره دارم : همه ی زندگی ام بیمه ی حرز حسن است مـن دعــاگـیرِ حـسن، زنـده‌ی نــاد حـسنم با تمام ڪَرَمش، در حرمش، خاڪ پُر است هر ڪجایی ڪه حرم هسٺ، بیاد حسنم صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... (ع)
خورشید صبحگاهی بامت حسین بود بعد از دو هفته ماه تمامت حسین بود هـر دفعه كه برادرت از راه میرسید از فرط شور و شوق سلامت حسین بود یک راستای نور وجود تو زینب است نوری كه در مسیر امامت حسین بود ساده تَرَش شد اینكه نوشتیم زینب و دیدیم در حقیقتِ نامت حسین بود در ذیل خطبه های فصیحت مورخان آورده اند تکـه کـلامت حسین بود در خانواده ای كه واژه ی برخاستن علی است از كودكی، ذكــر قیامت حسین بود خواهر اگر توئی و برادر اگر حسین نادیده ام برادر و خواهر در عالمین : ما که بر صاحب این عشق ارادٺ داریم ما که انگیزه ی برگشت به فطرٺ داریم یک نفس تا به خدا بُـعـدِ مسافٺ داریم باز هـم در سـرمـان شـور زیارٺ داریم صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
تا باز کرد در شب روضه، را در خـون تپیده دید تمـام حـروف را می‌دید واژه‌ها همه فـریاد می‌زنند داغی عظیم و مرثیه‌های مخوف را می‌دید تیرها که نشانه گرفته‌اند «خورشید چشمـهای امام رئوف را» آماده ی هجوم به قلب مـطـهـرش پر کرده‌اند نیزه به نیزه صفوف را این دشنه‌های تشنه به تصویر می‌کشند بر گلویش را انگار از تنش باز می‌کنند با نعلـهای تازه دخیل سیوف را : این قلبها ڪه در به در شاه‌ ڪـربلاسٺ یڪ گوشه چشم مختصرِ شاه‌ ڪـربلاسٺ این شوقِ بی نهایٺ و این صبح و این سلام اینهـا تمـام زیر سـرِ صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
نَبَـریـدَم، پسـر مـادرم اینجـا مـانده پنج تن یک تنه بر دامن زهرا مانده هیچ کس نیست که بالای سرش گریه کند مونسِ بی کسیِ من تک و تنها مانده کاش میشد که لباسی برسانم به تنش آبرویِ همه عریان روى صحـرا مانده بین یک گونیِ کهنه سر او را بردند ته گـودال ولـی پیکـــر او جا مانده ساربان داد مزن ما کس و کاری داریم ساربان راه مــرو، همسفـرِ مـا مـانده چند باری شده گم کرده ام او را اصلاً بس که از دور تنش مثل معما مانده باز چشمش به که افتاد که غش کرد رباب؟ باز هم آمـده این حــرمله ى وا مانده برسانید خبر را به حــرم چـادر تو زیر لـگـدها مـانده ناقه زانو زده تا اینکه سوارش بشوم چشمِ من سمت علی اکبرم اما مانده نــوكـــر نـوشـــت: قـلـب مـرا زدند از اول به نامـتـان مـن آمـدم همیشه بمــانم غـلامتان با یک درود، صبح خود آغاز می کنیم ماییـم و اشتیاق «عَلیکَ السلامتان» صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
در دیدهام غایب شدی در جان من، نه خالی شد از یادت جهان، کنعانِ من، نه مومن شدم بر کعبهی رویت ندیده عمری به سرآمد ولی ایمان من، نه دیشب که خوابیدم به یادم گریه کردی چشمان تو گریان شد و چشمان من، نه احسان و لطفت هر دقیقه شاملم شد یک لحظه دیدی خوبی و احسان من؟ نه جز در غم زهرا شده قدری گذارم رویت کند اشکِ مرا، مژگان من؟ نه ای دل بسوز از غربت حیدر که میگفت رو برمگردان فاطمه جان، جانِ من، نه باور ندارم یار هجده ساله زود است پر میکشی از کلبهی احزان من، نه باید به چاه کوفه گویم درد خود را دامان تو گلگون شده دامان من نه : شـبِ جمعه سـت و نسیمی ز ڪرم می آید نوڪر و ” ڪرب و بلا ” خوب به هم می آید و هماڹ ”مــادرِ” خسته ڪه زمینگیر شده نفَسـش رفته ولی بـاز می آید صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... آدینتون معطر بنام منتقم خون اباعبدالله