eitaa logo
شاه سلام علیک ؛ حسین سلام علیک
163 دنبال‌کننده
32 عکس
75 ویدیو
0 فایل
Admin : نوكري كردنِ اين قوم مرا بالا بُرد با گداييِّ حسين مَنسَب شاهي دارم به حسين بن علي پشت و پناهم گرم است اي خدا شكر ، عجب پشت و پناهي دارم. "تبادل و تبلیغ انجام نمی شود"
مشاهده در ایتا
دانلود
گـرچه شوال ولـی داغ محرم با اوست پس عجب نیست اگر این همه ماتم با اوست مثل جـدش شده در کنیه «اباعبدالله» در بقیع است ولی کرب و بلا هم با اوست شیعه را کرب و بلا گرچه علمـداری کرد جعفری مذهبمان کرده و پرچم با اوست من اگر مــورم اگر هیچ، ولـی می‌‌دانم «او سلیمان زمان است که خاتم با اوست» زندگینامه ی او سطر به سطرش روضه‌ست که مصیبات همه عـالـم و آدم با اوست در غمش اشک، اگر ریخت اگر جاری شد بانـی روضـه ی سقاست و زمزم با اوست لفظی از کوچه در این مرثیه محزون‌تر نیست وارث محنت زهــراست اگر غـم با اوست : دوّمین بار است در شهـر نبـی، در سوخته خانه ی اَمنی به دست یک ستمگر سوخته ارثِ زهـراییِ این آقـاست که کاشانه اش بین شهر مـادری چون بیت مـادر سوخته صلي الله عليڪ يا سيدنا المظلوم يا اباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... شهادت بنیانگذار و رئیس مذهب تشیع، شیخ الائمه، امام جعفر صادق (ع) بر شیعیان تسلیت باد
السلام ای روضـه ات آغـاز مـاتم یا حسین در دلـم از روضـه ات شور مُحـرّم یا حسین خـونبهـای خـون تو گردیده خـون کـبریا ای سـراپای وجـودت نـور خاتم یا حسین تو كه رفتى همه ى خيمه بهم ريخت حسين ديدم از دور، پَرَت ريخت، پَرَم ريخت حسين تو نگاهت به حـرم بود و سنان خيره به تو از نگاهش به تو بدجور دلـم ريخت حسين شمـر هم آمد و ديدم به دو چشمِ تَرِ خود كار تو گشت تمـام و اثـرم ريخت حسين نفسـم حبس شد و بين حـرم سـرگـردان دشمن از راه رسيد و به سرم ريخت حسين : من بدون روضه، می میرم، نمی مانم دمی زانکه مـادر با غـم تو داده شیرم یا حسین اذن میخواهم بگـویم تا چـه شد در کـربلا وای از حال رباب و این همه غـم یا حسین صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
خشكی چشم پشیمان مرا دریابید به غبـاری سـر مژگان مـرا دریابید من اویسم ز قَرَن، آمدم، آقایم نیست چشمهـای تر ِ حیـران مـرا دریابید كاش می‌دیدم و با گریه‌كنان می‌گفتم حـال آقای پریشـانِ مــرا دریابید میزنم سینه به پایِ غمتان تا یک روز سینه‌ی خسته‌ی سوزان مـرا دریابید كاش در روضه فقط جان بسپارم پیشت كاش در كـرب و بلا جان مرا دریابید گریه‌ی مادرِ تو می‌رسد از روضه‌ی ما دستهـا، چاک گـریبان مـرا دریابید مـادرت باز به سر می‌زند و می‌گوید پسـر تشنه و عـریان مـرا دریابید عمّه‌ی كوچک ِ تو داشت به زینب می‌گفت زخمهـای لب مهمـان مـرا دریابید : قصـد دارد دل مـن، مثـل کبـوتر باشد از غـم کـرب و بلا والـه و پـرپـر باشد دوست دارد دل من هم برود جایی که شب جمعه، همه جا، نالـه ی مادر باشد صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... معطر بنام منتقم خون اباعبدالله
نفس نفس زدنم را حسین می بیند جراحت بدنم را حسین می بیند نحیف هستم و آتش به جانم افتاده و شعله های تنم را حسین می بیند دویدن از پیِ مرکب برای من سم است نحیف تر شدنم را حسین می بیند حریم شخصی من جای این اراذل نیست غریبی وطنم را حسین می بیند چقدر سخت بُوَد مادرت زمین بخورد ندای واحَسَنم را حسین می بیند شبیه دامن طفل سه ساله می سوزم عزای سوختنم را حسین می بیند تمام فکر من این است لحظه ی تدفین سفیدی کفنم را حسین می بیند فقط برای حسین سینه زن شوید امّا دو دست سینه زنم را حسین می بیند : دلـم هـوای دارد و غـم صـادق دل من ز مـاتم صـادق دوباره بیـرق مشکـی به دسٺ دل گیرم زنم به سینه که نزدیک شد صادق صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... شهادت بنیانگذار و رئیس مذهب تشیع، شیخ الائمه، امام جعفر صادق (ع) بر شیعیان تسلیت باد
یک عمـر تنت بود اگـر رخت امیری یک غصه تو را برد همه عمـر اسیری سربسته بگو از غم خود در دو سه جمله از کـودکـی خویش بگو از سر پیـری یک بار نشد راحت و آسوده بخوابی در خواب نوای "نزن ای پست" نگیری وقتی که روی تشت، جگرهای تو می ریخت دیـدنـد که هـر پاره شده زخـم ز تیـری زخمی که همه از غم آن کوچه ی تنگ است این غـصـه تو را برد هـمـه عمـر اسیری تا مـادر تو در کوچه زمین خورد آلالـه ی عـمــر تـو در آن ثانـیـه پژمـرد : دوشنبه هاست هوایم عجیب بیش از حد شده است ذکرمن امن یجیب بیش ازحد دوشنبه ها دوباره دلتنگنـد بـرای غـربت شـاه غـریب بیش از حـد صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... دوشنبتون امام حسنی (ع)
قصـه ی نوکـری ام را همه جا بنویسید و بـرای مـنِ مسـکـوت، صـدا بنویسید حسرتی که به دلم مانده، خودش دیوانیست مو به مو، خط به خطش را، همه را بنویسید بنـویسیـد، رفت، ولـی در رویا جای مـن را وسط صحن و سرا بنویسید و مـرا زائـر اربـاب، شمـا فـرض کـنـیـد گوشه ی قصه ی من کـرب و بلا بنویسید بنویسید که دستم به ضریحش خورد و... روی یک پنجـره اش نـام مـرا بنـویسیـد داغ جاماندگی ام گـر چه مرا کشت، ولـی ننـویسیـد کـه دق کـرد، شـفـا بنـویسیـد سرگذشت دل من روضـه ی مکشوفه شده مـقـتـلـم را روی ایـوان طـلـا بنـویسیـد مـن کـلـاغـم که به خـانـه نرسیـدم آخـر قـصـه ی سر شده ام را همه جا بنـویسیـد : نوڪر ڪنار سفره ی ارباب دل خوش اسٺ شڪـر خـدا کـه گشته خـریـدار ما حسین آری وصـیّـٺ همـه ی مـا هـمـیـن بُـوَد بـر روی قـبـر مـا بنـویسیـد: صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
نگاهم کن، دلم یک خلوتِ جانانه می خواهد کـبوتر وار آمـد روی گنبد، دانه می خواهد عطش دارم، تو در جریانی و دیریست میدانی دلم یک جرعه از دریای سقاخانه می خواهد ضمـانت کردی و از دستـهـای مهـربان تـو برای بستنِ پیمـان، دلـم پیمانه می خواهد فـدای آن گـلایلـهـایِ بالایِ ضـریحت که- ملائک پرور است و دورِ خود پروانه می خواهد گـدا آدابِ درباری نمیـدانـد فقط از تـو سلامی مهربان و کاملا شاهانه می خواهد سر از دیوارِ گـوهـرشاد عمـری برنمی دارم که غمهایِ وسیع و بیشمارم شانه می خواهد به گـنـبد عـادتم دادی کنار صحـنِ آزادی کبوتر بچه ات را رد نکن که لانه می خواهد به دعوتنامه محتاجم نگاهم خیره مانده ست و براتِ کـربلا از دستِ صاحب خانه می خواهد : روزی بـه جـرم عشـق شما متهـم شدم روز دگـر بـه احترام غمت محتـرم شدم دیگر بس است بـه دلم رحـم ڪن رضا دیـوانـه ی بـی سـر و پای حــرم شدم صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... امام رضایی (ع)
هر کس به احترام مقام تو خم نشد آقـا نشد بزرگ نشد مـحـتـرم نشد دل خسته بود و راهی این آستانه شد دل خسته بـود و راهـی باغ ارم نشد گفتند مرقدت حـرم آل فاطمه است با این حساب هیچ کسی بی حرم نشد این حاجت من است الهـی قـلـم شود دستـم اگـر برای تـو بـانـو قـلـم نشد باز این چه لطفی است که در حق ما شده ما شاعـرت شدیم ولـی محـتـشـم نشد مـی خواستم برای تـو بهتـر از این غـزل من را ببخش آنچه که می خواستم نشد : کَـرَم از دست تو ای دست عطا میچسبد در شبستـان تو قـرآن و دعــا میچسبد بارها تجـربه کـردم به خـدا در حَـرَمَـت بیشتر از همه جـا ذکـر میچسبد صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... ولادت با سعادت کریمه ی آل الله حضرت فاطمه ی معصومه سلام الله علیها و روز دختر مبارک باد🌹
بی تو هر جا می روم احساس غربت می کنم راه بر جایی ندارد هر چه همت می کنم بی تو آرام و قراری نیست در دنیای ما دور مانده از خوشی با هر که صحبت می کنم نامه ی اعمال من حال تو را بد می کند جمعه ها بدجور احساس خجالت می کند غیر تو هر کس رفیقم شد نزد چنگی به دل بعد از این تا زنده ام با تو رفاقت می کنم روز و شب فکر همه هستم ولی فکر تو نه حال هر کس جز تو را آقا رعایت می کنم من که باری بر نمی دارم ز روی شانه ات با چه رویی بر تو اظهار ارادت می کنم : گر چه بودند همه دل نگرانش، کشتند نامـه دادند بیـا و پس از آنش کشتند پسر فـاطـمه"س" در آمدنت دقت کن به خـدا جّـد تـو را منتظـرانش کشتند صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... آدینتون معطر بنام
یڪ لحظه چشمَٺ را ببند، دل را هوایی ڪن با یڪ سَـلامِ سـاده خود را ڪَـربـَلایی ڪن حَتمـــاً نبـاید روبروی گُـنبــدَش باشـی اصـلاً میـانِ خـانه، دل را نینـــوایی ڪن خـود را میانِ صَحنِ اربابَـٺ تَصــور ڪن حالا ڪه رفتـی پس بیا شـور و نوایی ڪن گنبد، ضـریح و زائران و صحـن و گُلدستـه اینهاسـٺ پیشِ چشمِ تو، دل را خدایی کن اَرباب حـاضر، ڪَــربلا حـاضر، خـدا حـاضر دیگر چه میخواهـی، همین حالا گدایـی کن هر حـاجتـی داری بگـو با چشمهـای خیس با قطره های اشڪِ خود مشکل گشایی ڪن این هـم زیارٺ ڪــردنِ از راه هــای دور پس پیشـوند اسـمِ خـود را ڪـربلایی ڪن : با شمـا حـال خـراب دل مـا خوبتر است وسط خیمه ی تو حال و هـوا خوبتر است نیمـه شب ها وسط نافـلـه، گـریانـم کن سینه زن کـه بشود اهـل بکا خوبتر است صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
وسـط رد شـدن از مرز جنـون حرمٺ میوزد عـطــر خداونــد درون حرمٺ هرڪہ در حصن حصینٺ متحصن باشد می شود تـا ابدالدهـر مصــون حرمٺ حجـرالابیـض ایـوان تو از نـور بهشـٺ پـایه ی عـرش خـدا نیز، ستون حرمت راز آدم شـدن یڪ شبـه ی گنـدابیسٺ اِنَّمـا اَمـرِ تـو و ڪُـن فَیڪـونِ حرمٺ ولَهُ الجنـة هر ڪس حـرمٺ را بوسیـد اِنّ الاِنسـانَ لَفـی خُسـر، بدون حرمٺ : ما تشنه لبان را حرمت پهنه ی دریاست پیوستن یک قطره به دریای تو زیباست محضِ دل دیوانه ی طـوفان زده ی ما شش گوشه ی تو دنج ترین گوشه ی دنیاست صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
نیمه شبها تا سحر ذکر رضا باید گرفت اینچنین حاجات خود را از خدا باید گرفت در جوار مرقدش هرگز به کم قانع مشو چونکه از مشهد برات باید گرفت دست خالی آمدم امشب به درگاه شما هرچه میخواهد دل از راه دعا باید گرفت چشم در راه دعای خیرتان هستم، فقط یک ضمانت از تو در روز جزا باید گرفت میشود امشب دل من عازم باب الجـواد اجر و مزد نوکری را پس کجا باید گرفت؟ : سلطان طوس، نوکری ات افتخار من عشـق تـو آبـروی مـن و اعتبار مـن از دولـتــی ِ تـو و ایل و تبـار تـو خوب است حال من و ایل و تبار من صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... امام رضایی (ع)