eitaa logo
شاه سلام علیک ؛ حسین سلام علیک
163 دنبال‌کننده
32 عکس
75 ویدیو
0 فایل
Admin : نوكري كردنِ اين قوم مرا بالا بُرد با گداييِّ حسين مَنسَب شاهي دارم به حسين بن علي پشت و پناهم گرم است اي خدا شكر ، عجب پشت و پناهي دارم. "تبادل و تبلیغ انجام نمی شود"
مشاهده در ایتا
دانلود
می نویسم از تو ای ارباب عطشان و غریب من مریض عشق و تو بر درد بی درمان طبیب گـریه تنها در عـزای توست کار مَردها گفته آقایم رضا این جمله بر ابن شبیب فرق وقتی نیست اینجا بین سلطان و گدا کی بُود دیگر هراسم از فراز و از نشیب؟ گر غلامی پیر شد در آستانت ماندنیست چارده قرن است آقا، گشته دربانت حبیب دلخوشی‌های من و دیگر غلامانت یکیست کربلا، ماه محرم، اشک و روضه، عطر سیب روضه می‌خواهد دوباره، حال دل بارانی‌است داستان قتل صبر و قاتلانی نانجیب بی کس و تنها میانِ... صبر کن تنها چرا؟ خواهری می‌آید از ره بر لبش اَمَّن یُجیب بارها در راه می‌اُفتد، خدا صبرش دهد در چنین حالی کجا ماند به دل صبر و شکیب : هـر جـا دلـت اسیــر بلا شد بگو حسین قلبت تهی ز شور و صفا شد بگو حسین نـام حسیــن نسخــه درمـان دردهـاست دردت اگـر به ذکر دوا شـــد بگو حسین صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
وقتی دخیل ها گره این درند و بس این خانواده نیز گـدا پرورند و بس اینان که سنگ را به نظر فضه میکنند از کودکی قبیله یشان زرگرند و بس در آستان شمع که طور مقدس است پروانه ها همیشه مقرب ترند و بس دل دادن و ندادن ما دست ما نبود اینان به شیوه ی خودشان دل برند و بس بگذار بشکنند دلـم را یکی یکی اینجا فقط شکسته دلی میخرند و بس ارباب زاده ها همه ارباب میشوند چون بنده زاده ها که همه نوکرند و بس این خانواده ای که مرا صید کرده اند حالا اسیر زلف و بس وقتی میان کوچه ی ما راه می رود یک شهر در زیارت پیغمبرند و بس : کسی که نوکــر بابای توست می‌داند چه بهره‌ها ببرد حشر، از شفاعت تو چه خوب بود شب جمعه کربلا بودم کنار کعبه‌ی شش گوشه با عنایت تو صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... ولادت با سعادت شاهزاده علیه السلام و مبارک باد. 🌸
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
حتی میان خانه اش همدم ندارد مرد غریبی که دلش جز غم ندارد در سینه اش از بی وفایی های کوفه غم آنقَدَر دارد که دنیا هم ندارد در خانه اش وقتی اسیر رنج دنیاست حتی مجال گریه ی نم نم ندارد اما کنار او همیشه زینبش هست تا خواهرش باشد که چیزی کم ندارد از کودکی داغی میان سینه اش هست ربطی به مرگش آتش آن سم ندارد بعدازشهادت هم غریب است وغریب است حتی ضریحی قـــــبر آقایـــــــَم ندارد : صحن خاکی شما را، سنگ مرمر میزنیم دور تا دور حـرم را، اسم حیدر میزنیم گنبد و گلدسته می‌سازیم، از جنس طلا شاخه ای از یاس هم، با عشق مادر میزنیم صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... دوشنبتون امام حسنی (ع)
يادش بخير گوشه ی ايوان، حسين جان يادش بخير نـم نـم بـاران، حسين جان پايين پا درست زمينگير تو شديم يادش بخير ديده ی گريان، حسين جان يک پيرمرد رو به حرم گريه اش گرفت ياد مدينه گفت حسن جان، حسين جان ما در همان زيارت اول عوض شديم يادش بخير توبه و غفران، حسين جان يادش بخير كـودكـي ام بين دسته ها پرچم به دوش بين خيابان، حسين جان يادش بخير پشت در تـَكـيـه ی محـل دعواى كـودكانه ی طفلان، حسين جان يادش بخير نـوحـه ی تركـىِ روضه ها با لـحـن آذرى سنه قربان، حسين جان ما در همين حسينيه ها قد كشيده ايم با چشم خويش معجزه بسيار ديده ايم : در سینه، نیتم همه اش نذر تو حسین حال عبادتم همه اش نذر تو حسین خرده فروش نیستم و عمده میدهم یڪجا محبتم همه اش نذر تو حسین صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
حالِ خوب و اشتیاقِ دم به دم یادش بخیر کوچه های خلوت و پُر پیچ و خم یادش بخیر زیره و عطرِ حرم! عطرِ نبات و زعفران حسّ دلتنگی و بغض بیش و کم یادش بخیر لذّتِ باب الجواد و خواندنِ إذن دخول گنبد و اشکِ روان در هر قدم یادش بخیر حرکتِ پرچـم میانِ دستهـای آسمان پای سقّاخانه اشکِ مادرم یادش بخیر مانده در گوشم صدای ماندگارِ زائران ترک و بوشهری، عرب یا که عجم، یادش بخیر تکیه بر دیوار دارالحجّه و تجدیدِ عهد- با امام ِ منتظر کنج حـرم یادش بخیر از لبِ نقّاره ها دادی سلامم را جواب اشکهایِ سر به زیرِ صبحدم یادش بخیر زیـرِ ایـوانِ طلا روحِ مـرا دادی جلا تا تو را بر مادرت دادم قسم، یادش بخیر پنجـره فـولاد إذنِ کــربلایم را گرفت ذکرِ «آقاجان نیفتم از قلم» یادش بخیر دست و بالم بسته شد با بستنِ درب حرم بیقراری هایِ بارِ آخـرم یادش بخیر : آنجـا عجیب طـعـم هـوا فرق می کند اصلا شـهـر شمـا فرق می کند وقتی که حج ما فقـرا مشهد شماست یعـنـی کـه قـبلـه ی فـقـرا فرق می کند صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... (ع)
هوای شهر بهاری ولی غم انگیز است بهار اگر تو نباشی شبیه پائیز است دلم هوای تو کرده چه میشود آیی؟ ببین که کاسه ی صبرم ز غصه لبریز است عنایتی، کـرمی، یا محول الاحوال که حال و روز گدایت ترحم انگیز است قسم به عصمت زهرا کسی که در قلبش ولایت تو ندارد فقیر و بی چیز است به انتظار قـدومت مسافـر ببین که جمعه به جمعه گدا سحرخیز است بیا که داغ فراق تو می کشد ما را بیا که چشم من از دوری تو خونریز است به عالـمی نفروشم دمـی ز حالم را که انتظار فرج قیمتی ترین چیز است یگانه مرهم یاس شکسته سینه بیا غریب خسته دل و زائر مـدینـه بیا : عاقبت روی نهان تو عیان خواهد شد عالم پیر به یکبـاره جوان خواهد شد اسمِ مکان است ولی میدانم روزگاری برسد اسمِ زمـان خواهد شد صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... ولادت با سعادت بقیة الله الأعظم، صاحب العصر و الزمان بر همگان مبارک🌸🌹
وقتی که می خواهد دلم سامان بگیرد باید که چشمانم کمی باران بگیرد مثل همیشه این غزل تا بیت آخر حال و هوایی مبهم و پنهان بگیرد تا اینکه آید ذکر بر لبانم شاید که بغضی در گلویم جان بگیرد با چشم گریان ندبه می خوانم برایت شاید دعا با دیده ای گریان بگیرد آقـا بیا تـا در میـان قلب شیعـه این زخم کهنه عاقبت درمان بگیرد هر جمعه من روی تو را چشم انتظارم تا اینکه عصر غیبتت پایان بگیرد : ای کاش دلم فرش عبورت گردد یک روز شرفیاب حضورت گردد تاریخ ولادتت شود زیباتر این جمعه اگر روز ظهورت گردد صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... معطر بنام
واژه به واژه شعر و غزل داده اي به ما اين گنج را تو روز ازل داده اي به ما اينجا كسى به عاشقى ما محل نداد تنها تو بوده اى كه محل داده اى به ما اين روزگار يكسره سم داد دست ما اما تو نه، هميشه عسل داده اى به ما مردم كه جاي خود، چقَدَر حُسنِ آبرو نزد خـداى عـزوجـل داده اى به ما ما پنج وعده وقت قنوت ازتو گفته ايم خيرت قبول، خيرالعمل داده اى به ما نامت چقدر گريه ز چشمان ما گرفت تو گـوهـر بدون بَـدَل داده اى به ما يكبار دست خالى از اين در نرفته ايم يک كـربلا كه حداقل داده اى به ما يادش بخير دفعه اول، چه خوب بود تصوير گـنبد حَـرَمَـت در غروب بود : دارم سلام حـضـرت اربـاب ڪربلا از عمق جان خسته و بی‌تاب ڪربلا آرامشم دوباره ربوده ست دیدم دوباره نیمه‌ی شب خواب ڪربلا صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
آخر جواب داد سحر ربنای ما دیدی گرفت این دم آخر دعای ما دختر چراغ خانه ی باباست، باز هم روشن شد از فروغ چراغی سرای ما نامش است، رقیه؛ ولی بدان آمد سه سال باشد برای ما زینب بیا و صورت او را نگاه کن مثل گل است صورت خیرالنسای ما دستان کوچکش گره های بزرگ را وا می کنند از همه ی خلق، جای ما در پرده حرف می زنم ای همسفر بدان این دختر است همسفر ما همواره فکر می کنم این پای کوچکش دارد توان آمدن پا به پای ما دق می کند اگر که ببیند به راه شام پا می خورند روی زمین نیزه های ما : بردن نام تو هرچند خطر داشت پدر دخترت عشق تو را مد نظر داشت پدر ذره ای ترس به دل راه ندادم زیرا دخترت مثل علمدار جگر داشت پدر صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... میلاد نازدانه ی علیه السلام، سلام الله علیها بر محبین اهل بیت (ع) مبارک باد...
همیشه صبح و شبم غرق ذکر حسن است که زنده روح من از این محبت حسن است اگر که بی حسنم سمت دوزخم ببرید کلید جنت من در رضایت حسن است عجم شدم که شوم شیعه با نگاه حسن که شیعه گشتن ایران کرامت حسن است مسیح اگر که دمش مرده می کند زنده ز گریه بهر حسین و عنایت حسن است سکوت کردن او عین جنگ رو در روست که صلح نقطه ی عُطف ولایت حسن است هنوز حک شده در لـوح سینه ی تاریخ جمل نشانه ی خشم و شجاعت حسن است کجا روی تو برادر سخن به حق بشنو حسین تحت لوای امامت حسن است اگر برای حسینش به سینه می کوبیم حسین گفتن ما تحت دولت حسن است دعای مادر او بیمه می کند ما را نگاه فاطمه فردا به امت حسن است دلم خوش است که گریه به غربتش کردم چه غم ز بار گنه تا شفاعت حسن است : تا لطف حسن هسٺ، گدايی عشق اسٺ دور و بر شـــاه، بی نوايی عشق اسٺ خاڪ حرمــــش به ڪيميا می ارزد اصلا همه چيز، مجتبائى عشق اسٺ صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... (ع)
در من هزار موج دعـا گريه مي‌کند باران ز چشم پنجره ها گريه مي‌کند در گوشه ی حياط تو در حوض جمکران باشوق و بي‌صدا و رهـا گـريه مي‌کند از من چه مانده است به جز شوق وصل تو فواره‌اي که سر به هـوا گريه مي‌کند تا کـي به بـومـهـا بکشم انتظار را اين شعر ناسروده کجا گريه مي‌کند؟ موسي بيا که بشکني اين نيل درد را اين چشمه با صداي عصا گريه مي‌کند آقا بيا ستاره فراوان به حوض ريخت هفت آسمان به پاي شما گريه مي‌کند : تکلیفِ بیقـراری این دل چه میشود اصلاً شما اگـر که نخواهی ببینمت ای کاش، شبی قسمتم شود در راهِ سر راهی ببینمت صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام