eitaa logo
شاه سلام علیک ؛ حسین سلام علیک
163 دنبال‌کننده
32 عکس
75 ویدیو
0 فایل
Admin : نوكري كردنِ اين قوم مرا بالا بُرد با گداييِّ حسين مَنسَب شاهي دارم به حسين بن علي پشت و پناهم گرم است اي خدا شكر ، عجب پشت و پناهي دارم. "تبادل و تبلیغ انجام نمی شود"
مشاهده در ایتا
دانلود
این آخرین شنبه ی پایان سال ماست گویی دوباره درد فراق تو مال ماست یک لحظه هم نبوده برایت غمین شویم با این حساب غصه و غم سهم حال ماست از شیعیان محض و مطیعت که هیچ وقت اینکه شدیم شیعه یتان از خیال ماست فال فرج زدیم و جوابش چنین رسید ترک گناه راه میان وصال ماست حق با شماست اینکه بگویی برایتان این ادعای منتظرانت وبال ماست آقا ببخش نوکر خوبی نبوده ایم مشغول نفس بودنمان اشتغال ماست آقا تو را به جان ابوالفضل حلال کن ما را غلام و جزو محبان خیال کن : نـود و نـه که از تو خبری نشنیدم کاش امسال دگر سال ظهورت باشد صلي الله عليڪ يا سيدناالغريب يااباعبدالله الحسين... سلام و عرض ادب،صبحتون بخير، پیشاپیش فرا رسیدن سال نو و عید نوروز را تبریک عرض میکنیم.
در این هوای بهاری، شدم دوباره هوایی بهار می‌رسد اما، بهار من تو کجایی؟ چه برکتی، چه نویدی، چه سبزه‌ای و چه عیدی؟ به سال نو چه امیدی؟ اگر دوباره نیایی مقلّبانه به قلبم، هوای تازه بنوشان محوّلانه به حالم، اشاره کن به دعایی مقدرست به فـالـم، مدبّرانه بتابی خوش است لیل و نهارم، اگر نظر بنمایی اگر قرار چنین شد، تو را بهار نبیند چنین نکو، زِ چه رویی، چنین خجسته چرایی؟ اگر چه حُسن فروشان، به جلوه آمده باشند تو آبروی جهانی، تو روی ماه خدایی دل از امیر سواران، گرفته است بشارت از آسمان خراسان، شنیده است ندایی به سوی‌ چشمه‌ی عشقت، اگر که تشنه بیاییم قسم که حضرت باران، همین بهار می‌آیی خودت مگر که به زهرا، توسلی کنی امشب نمی‌رسد گل نرگس، دعای ما که به جایی : سالی که نکوست از بهارش پیداست امسال مـرا گـدای خوانــت بنویــس صلي الله عليڪ يا سيدناالغريب يااباعبدالله الحسين... سلام و عرض ادب،صبحتون بخير، فرا رسیدن سال نو و عید نوروز را تبریک عرض میکنیم.
بـا نیـم نگــــــاهِ مهـربانــــت بنویــس آقـا بــه عطــای بی کــرانت بنویـــس مـــا را بنویس هـر کـجا، جـــا داری روزی خورِ خــرده های نانَــت بنویـس سالی که نکوست از بهارش پیداست امسال مـرا گـدای خوانــت بنویــس دل را به تو می سپارم این اول سال نزدِ حــرمِ خویش، امانــت بنویــس یکبـار مـرا هــم امتحان کـن آقــا لطفی کن و از مُـدافعانـت بنویـس نوکـر بنویس، یا گــدا فرقی نیست یک جا بنویـس، پاسبانـت بنویــس بر حاجـت مـن جنّت اعـلا بنویس در زُمـره ی خِیـل زائرانـت بنویــس بر کاغـذ سـرنـوشـت من با دستت یک تذکـره با خطّ مـعـلّـیٰ بنویس : 💔 عید امسال مرا لایق دیدار کنید یا مرا گریه کن صحن علمدار کنید بهترین عیدی ما دیدن شاه شهداست کاش یک گوشه چشمی به من زار کنید صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يا ابا عبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير، روزتون معطر بنام
افزوده شد بر غیبتت یکسال دیگر هم بد می‌شود هرسالِ بی تو، بلکه بدتر هم شد کاسه‌های صبرمان لبریز از غصه از شعرهای گریه‌دار هجر، دفتر هم خسته شدیم از رنج، از تبعیض، از غارت کی میزنی پس این بساط ظلم را برهم؟ سینه زدیم از ماتم ارباب هر شب را از داغ هجران تو کوبیدیم، بر سر هم شرمنده‌ایم آقا که بین این همه نوکر حتی نداری یار و یک ناچیز لشکر هم تو در کنار مایی و هستیم نابینا گفتی اناالمظلوم، نشنیدیم، پس کر هم هر چند، گاهی بیخیال روز موعودیم اما تمام ترسمان این است، آخر هم گویند: که در آرزوی دیدن رویت مُردند از هجران تو یک قومِ دیگر هم : همه آرام گرفتند و شب از نیمه گذشت آنچه در خواب نرفت چشم منو یاد تو بود صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير، روزتون معطر بنام
به این امید که تو میدهی جواب حسین سلام داده به تو هرکه خورده آب حسین به عشق گریه برای مصیبتت دارد چهار فصل گل چشم من گلاب حسین به آبروی همین چند قطره محترمم به روسیاهی من گریه زد نقاب حسین به پادشاهی عالم نمی کنم میلی چرا که نوکر تو می شوم خطاب حسین کمال من اثر همنشینی ام با توست که غوره ی دل من با تو شد شراب حسین اگر در آتش عشق تو سوختن باشد کجاست آنکه بترسد از این عذاب حسین بتاب بر من آلوده و بسوزانم و چرا که پاک کننده ست آفتاب حسین اگر بدم، اگر آلـوده ام، تو سرورمی که من جوانم و تو سیدالشباب حسین : ♥️ باز می تابـد شعـاعِ نـور از بیتُ الولا چشمِ بد بادا همیشه دور از بیتُ الولا صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يا ابا عبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير، روزتون معطر بنام
فلک ندیده جمالی به این تماشایی به این شگفتی و زیبایی و دل آرایی تو از تبار علی هستی و علی هستی و عطر و بوی تنت هست عطر زهرایی کسی مقابل شمشیر تو نمی‌ماند میان معرکه شاگرد دست سقایی گواهِ گفته‌ی این نکته خواهرت باشد گرفته‌ای یقـه‌ی آب را به تنهایی و در مقام تو این بس میان کرببلا میان این همه، پایینِ پای بابایی به شانه‌های پدر تا اشاره می‌کردی به کوه طور خودت را نظاره می‌کردی : این شعر، سرود عالم بالا شد تبریک، حسین بن علی بابا شد همنام علی، شبه محمد یعنی میلاد علی اکبر لیلا شد صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يا ابا عبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير، ولادت حضرت علی اڪبر و روز جـوان بر شما خوبان مبارڪ🌺
فصلی که در نبود تو آید بهار نیست اصلا زمین بدون شما برقرار نیست این سالها بدون شما نو نمی شود این جمعه های رد شده با اعتبار نیست پژمرده و شکسته شده هر شکوفه ای رنگ طراوتی به رخ سبزه زار نیست سالی دگر اضافه به تقویم ها شده ما را دگر تحمل این روزگار نیست بیمار هجر یوسف کنعان شدیم لیک درمان دردمان که به جز وصل یار نیست هر لحظه از فراق و غم دوری شما کار تماممان که به جز انتظار نیست در گیرودار سال جدیدیم روز و شب اصلا حواسمان به ظهور نگار نیست فصل بهار آمده اما خزان ماست فصلی که در نبود تو آید بهار نیست : یکهزارویکصدوهشتادوچندی سال شد منتظرهای تو میگویند صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير، آدینتون معطر بنام
من از این نَفس، از این بی سروپا خسته شدم خودم ازدست خودم آه خدا خسته شدم اینکه هر روز بیایم تو مرا عفو کنی بروم باز خطا پشت خطا خسته شدم من از این چشم که جز تو همه را می بیند از همین کوری و این منظره ها خسته شدم به همه وعده ی جبران محبت دادم جزتو ای خوب، از این رسم وفا خسته شدم لااقل کاش دمی شکرگزارت بودم من از این لال زبانی به خدا خسته شدم ای که ناگفته همه حاجت ما را دادی قسمتم کن بروم کرببلا خسته شدم : 💔 متوسل شده ام تا ڪه بیایم كـربـلا نڪند بند دخیلم گِرِهَش محکم نیست؟ صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير، روزتون معطر بنام
نه اعتنا به می و نه خمار می کردند علی نبود، خلایق چه کار می کردند؟ علی اگر که نمی بود، شاعران در شعر چه استفاده ای از ذوالفقار می کردند؟ به دار باقی مـولـی شتافتند آنان کز عشق یار تمنای دار می کردند ز هیبت سخنش، پایه های منبر نیز زمان خطبه، سکوت اختیار می کردند به دست حیدری اش بوسه زد در خیبر و اهل کوفه به این افتخار می کردند برای علم علـی تازگی ندارد، هر حقیقتی که بر او آشکار می کردند همه مناظر کوفه ز خویش می رفتند اگر نگاهی از آن رخ شکار می کردند بگو به منکر مولا که در شب هجرت خلیفه های دروغین چه کار می کردند؟ در آن زمان که علی ذوالفقار میچرخاند ز معرکه دو خلیفه فرار می کردند : ♥️ حالم دوباره صبح شد و رو به راه شد وقت سلام و عرض ارادت به شاه شد صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يا ابا عبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير، روزتون معطر بنام
می نشینم گوشه ای و آهِ حسرت میکشم گوشه چشمی از تو را عمریست منّت میکشم از ازل «قالوا بلی» گفتم برای دیدنت سالها بر دوش خود بارِ امانت میکشم مهزیارت بی تو شد آواره، امّا بی تو من این نفسهایِ کذایی را چه راحت میکشم خوشبحالِ عاشقی که گفت با عجزونیاز ناز چشمان تو را محض عبادت میکشم عهد بستم با تو امّا نَفْس عهدم را شکست اینچنین در وادیِ عصیان اسارت میکشم تا که آقا سر به زانوی تو روزی جان دهم روزوشب بر لوح دل نقش شهادت میکشم در خیالاتم تجسّم میکنم رویِ تو را رنجِ بسیاری از این طرزِ زیارت میکشم باز هم یکسالِ دیگر باعثِ زحمت شدم نیمه ی شعبان که میآید خجالت میکشم : سحر نیمه شعبان و من و اشک و فراق همگی منتظر روز ظهورت هستیم صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم ياابا عبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير، ولادت حضرت ولی عصر امام مهدی علیه السلام بر تمامی منتظران حضرتش مبارڪباد🌺
فکرکردم که قلم یار نشد دیدم شد لحظه‌ی فهم تو آغاز نفهمیدم شد ساقی شعرشدی جام شراب آوردی مثل هربار مرا هم به حساب آوردی درخیابان جنون میروم عابر باشم یازده صفحه ورق خورد که شاعر باشم بنویسم به تو ازخون جگر بیت به بیت وتورا گریه کنم وقت سحر بیت به بیت لطف کن پرده از این پلک نگاهم بردار این همه فاصله را از سر راهم بردار بام کعبه است مهیای تو و دلبریت ای به قربان اذانهای علی اکبریت کاش این ندبه ی مانیز به جایی برسد باز هم از طرفت کرببلایی برسد کربلایی بروم من به جوانی باتو دور شش گوشه ولی جامعه خوانی، باتو راستش دیگر از این فاصله ها دلسردم از نوشتن به امید صله ها دلسردم مدتی هست که ظرف گله ام سر رفته خودم از دست خودم حوصله ام سر رفته : پرونده ی مرا کم مرور کن آقا خودم به حال خودم گـریه می کنم 😭 صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير، روزتون معطر بنام
نه می توان به همین سادگی مسافر شد نه می توان به یکی پر زدن مهاجر شد بسا کسی که بسوی تو کاروانها بست ولی نیامده کارش گرفت و تاجر شد بسا کسی که به پابوسی تو هم آمد ولی به راه تو مؤمن نگشت و کافر شد خوشا بحال کلاغی که کنج لانه ی خود کبوتران تو را دوست داشت، زائر شد خوشا به حالت چشمان بچه آهویی که عاشقانه ترین بیت هرچه شاعر شد قسم به عشق که شرط و شروط لازم نیست فقط بناست که غایب نبود و حاضر شد چگونه می شود از سد روزگار گذشت که لحظه ای بتوان با شما معاصر شد ببند بار سفر را، پرنده آمد و گفت که می توان به همین راحتی مسافر شد : حال شیرین زیارتنامه خواندن در حرم می‌کشاند سوی مشهد عاقبت فرهاد را صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم ياابا عبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير، (ع)