eitaa logo
شاه سلام علیک ؛ حسین سلام علیک
163 دنبال‌کننده
32 عکس
75 ویدیو
0 فایل
Admin : نوكري كردنِ اين قوم مرا بالا بُرد با گداييِّ حسين مَنسَب شاهي دارم به حسين بن علي پشت و پناهم گرم است اي خدا شكر ، عجب پشت و پناهي دارم. "تبادل و تبلیغ انجام نمی شود"
مشاهده در ایتا
دانلود
هرچند که از چشم تـَرَم فاصله داری دلـهای کبوتر شده یک قافله داری ای قامت مغرب که به سجاده ی مشرق پشت سر هر سجده، دو صد نافله داری این مرغ خودش خواست که در دام نشیند آقـا، تو برای دل ما هم تله داری؟ هرچند شلوغ است حرم، دلهره ای نیست وقتی که برای همگی حوصله داری با دست خودت باز بکن این گره را هم آقا خودمانیم، عجب مشغله داری میخواستم از خود گله ای، نه، چه بگویم آقـا تو بفرما اگر از ما گله داری هرچند که ما این طرف جاده نشستیم دور و بر خود، ، یک سلسله داری گفتم که از اینجا به حرم راه زیاد است گفتی که مگر از دل خود فاصله داری؟ : از کیمیای مهر تو زر گشت روی من آری به یمن لطف شما، خاک زر شود سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير،
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
قطره‎ایم اما کماکان وصل دریا نیستیم چون نمی‎میریم ز دوری، مسیحا نیستیم غصه ی یک لقمه نان داریم و درد یار، نه چون در این دنیا به غیر از عبد دنیا نیستیم وقت را بیهوده صرفش می‎کنیم حق بده آنقدر پایینیم و بالا نیستیم چشم گریان داشتیم افسوس آن هم خشک شد ما برای یوسف زهرا زلیخا نیستیم نه بیابان می‎رویم و نه گدایی می‎کنیم مثل مجنون نیستیم و فکر لیلا نیستیم دید مرحوم فشندی غربت ارباب را قدر ظرف آب هم مشتاق آقا نیستیم کربلا رفتن که باشد عرش رفتن راحت است در حرم در حسرت عرش معلی نیستیم در تمام عمر صبح و شام اگر گریه کنیم ما حریف گریه‎ی یک روز نیستیم : گرچه دوریم، به یادِ تو سخن می‌گوییم بُعد منزل چه بلاها به سرِ ما آورد سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير،
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
به هر بهانه دلم میل یار دارد و بس هوای دیدن روی نگار دارد و بس جوانیم شده رنگ خزان ز هجرانت به وصل روی تو عاشق بهار دارد و بس مزن به رویم اگر دست من شده خالی مکن گله که، غلامم شعار دارد و بس اگر زمانه به طعنه ردم کند غم نیست که نوکرت دو جهان با تو کار دارد و بس کرم نما و قدم رنجه کن در این دل ما که باغ ما دو روان چشمه سار دارد و بس تمام هستی من مایه سوز عشق تو شد ولی دوباره هوای قمار دارد و بس دگر به آینه ی دل تو را نمیبینم که صحن آینه گردوغبار دارد و بس خدا بدون رضایت مرا نمیخواهد گدا به نام کریم اعتبار دارد و بس زمین کرببلا وعده گاه نوکـر‌هاست که درحریم حسین دل، قرار دارد و بس : 💔 هر صبحِ جمعه ناحیه ها ندبه می‌کنند: می‌آید او که منتقم و دادخواهِ ماست سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير، آدینتون معطر بنام
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
التماست میکنم با من کمی تا کن حسین در میان خیل زوارت مرا جا کن حسین چند روزی میشود چندین گره پیش آمده جان مولا یک نظر کن این گره وا کن حسین اشک چشمم چند روزی میشود خشکیده است چشمه ی چشم مرا مانند دریا کن حسین قصه ی عشق من و تو قدمتش دیرینه است پس بیا در راه عشقمان تو غوغا کن حسین در کلاس تو ندارد دانشی این بی سواد پس بیا از دانشت من را تو برنا کن حسین من ارادت دارم آقا از قدیم بر ساقی ات یک نظر کن و مرا مجذوب سقا کن حسین پادشاهی میکنی بر عرشیان و فرشیان از کرم فکری به حال زار دنیا کن حسین بس در این دنیا بجز تو دیدم آقا کور شدم من تو را میخواهم و من را تو بینا کن حسین آری حقا من همانم کز گناه آلوده ام التماست میکنم با من کمی تا کن حسین : 💔 تو آرزوی بلندی و دست من كوتاه تو دوردست امیدی و پای من خسته‌ست سلام عليكم ورحمة الله،صبحتون بخير، روزتون معطر بنام
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
از ازل نوکریت مست و خرامانم کرد خواندن مرثیه ات بی سروسامانم کرد این دل بی ثمرم لایق دیدار نبود نقش ایوان تو اینگونه خروشانم کرد در هوای یاد غمت افتادم غم تو پیوسته پريشانم کرد در تن من قطره ای از عشق نبود این توچون چشمه ی جوشانم کرد ساقیا قطره ای از عشق تو مرا ذاکر مرثیه ی ساقی عطشانم کرد رد مکن نوکر خود را ز درت یا مولا نوکریت به جهان یک شبه سلطانم کرد عاقلی بودم و راهی نجف گشت دلم بوی یکسره حيرانم کرد : به عشق حیدر کرار سینه پر شرر است بدون حب علی هر عبادتی ضرر است سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير، روزتون معطر بنام
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
بانی جنگ جمل داشت تماشا می کرد تیغ در دست حسن حل معما می کرد رجز حیدری اش بود که غوغا می کرد روی لبـهای علی خنده شکوفا می کرد ناگهان از وسط معرکه این صوت آمد سر بدزدید، حسن نه، ملک الموت آمد به علی رفته که تیغ سخنش برنده ست مثل زهرا چقدر خطبه ی او کوبنده ست اینکه در جنگ جمل زلزله ای افکنده ست به گمانم دو سه تا قلعه ی خیبر کنده ست رجزش ولـولـه ای در دل صحرا انداخت نیـزه ی او شتـر سرخ جـمل را انداخت روزها ذکر من این است و همه شب سخنم شـیـعـه ی حـیـدر و مدیون امام حسنـــم : او کریم است و بدنبال گدا میگردد کار صد حاتم طائی به درش نوکری است بنویسید به هر خاک بقیع این مصرع بی حرم ماند بفهمند حسن مادری است سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير،