eitaa logo
شاه سلام علیک ؛ حسین سلام علیک
163 دنبال‌کننده
32 عکس
75 ویدیو
0 فایل
Admin : نوكري كردنِ اين قوم مرا بالا بُرد با گداييِّ حسين مَنسَب شاهي دارم به حسين بن علي پشت و پناهم گرم است اي خدا شكر ، عجب پشت و پناهي دارم. "تبادل و تبلیغ انجام نمی شود"
مشاهده در ایتا
دانلود
از ما عجیب نیست دعایی نمی رسد از تحبس الدعا که صدایی نمی رسد ما تحبس الدعا شده ی نان شبهه ایم آن جا که شبهه است عطایی نمی رسد پر باز می کنم بپرم، می خورم زمین بال و پر شکسته به جایی نمی رسد باید تَـنَـم پـیِ سپـر دیگـری رود با روزه های ما به نوایـی نمی رسد با دست خالی از چه پل دیگران شوم دستی که وقف شد به گدایی نمی رسد ای میزبان فدای تو و سفره چیدنت آیا به این فقیر غذایـی نمی رسد؟ من سالهـاست منتظر یک ضمانتم آخر چرا نمی رسد از من مخواه بیش از این زندگی کنم وقتی برات کـرب و بلایی نمی رسد : آغاز می ڪنم سخنم را به یا حسین در میزنم به خانه ی معبود با حسین کاری به خاطـرِ رمـضـانم نڪرده ام اما گـرفٺ دسٺِ تُهـیِ مـرا صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
خجالتم نده و عاصی ام خطاب مکن نده جـواب مـرا لااقـل جـواب مکن تمام خواسته هایم برای نفسم بود دعای من که دعا نیست مستجاب مکن صدا بزن که سحرها کمی بلند شوم مرا به وقت مناجات غرق خواب مکن همینکه ترس برم داشته خودش کافیست تو با عـتاب دلـم را پر اضطـراب مکن عـتاب کردن تو بدتر از جهنـم هست جهـنمـم ببر امـا دگـر عـتاب مکن چقدر جار زدم من که دوستم داری بیا مقابل مـردم مـرا خـراب مکن خودت اجازه نده بعد از این گناه کنم زیاد روی من و توبه ام حساب مکن اگر که نبودم نمی رفتم مرا به خاطر عذاب مکن سوا نکن که همه با همیم جان حسین همه غـلام حسینیم انتخاب مکن : یادت مـرا دو مـرتبه بیتاب میکند دارد غـمـت وجود مـرا آب میکند جانم فدای شاعر خوش مسلکی که گفت همیشه تکیه به میکند صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
پادشاهی تو و من نیز همان مسکینی که به جز عشق تو در سینه ندارد دینی قدمت بر سر چشمم اگر ای مرد کریم سحـری هم به کنار دل من بنشینی مستجاب است دعای دل آلوده من اگـر از صحـن لبانت برسد آمینی به صف مشتریانت نظر اندازی گر ته صف یوسف دل باخته را می بینی کوهکن می شوم از شوق شکر خنده ی تو آب افتاده دهـانـم چقـدَر شیرینـی بیشتر از همه نام تـو حـلاوت دارد باز هم قـاری تو شـوق تلاوت دارد نـوكــر نـوشــت: بین خوبانت به من هم روزیِ اشکی بده می‌شـوم بی‌اشک رسوا، آبرویم را مبر دارد آقا آبرویــــم مـی‌رود کاری بکن جان زهــرا، جان آقا، آبرویـــم را مبر صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... معطر بنام منتقم خون اباعبدالله
تا نشاندند سر سفره ی احسان، ما را راه دادند در اين روضه ى رضوان، ما را يعنى از سمت سماوات، بشارت دادند رمضان مى دهد آرامش قرآن، ما را كيست هر آينه در عـرش، پر از آوازست؟ نيمه شب خوانده به دل، سوره ی انسان، ما را فرصت عاشقى از جانب حق صادر شد محو عشق است نماز شب جانان، ما را باز از مـأذنه، گلبـانگ وفـا مى آيد آه، بخشيده مگر حضرت سبحان، ما را با نسيم سحر و عطر ابوحمزه و اشک ابر دل برده در انديشه ی باران، ما را چشم دل وقت سحر منتظر دلدار است كاش پايان برسد روزه ی هجران ما را : یادت مرا دو مرتبـه بـی تاب میکند دارد غـمـت وجــود مـرا آب میکند جانم فدای شاعر خوش مسلکی که گفت همیشه تکیـه به میکند صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
ذکـر استغفارهایم بـی اثر مانده هنوز یک نگاهی کن گدایت پشت در مانده هنوز گریه ها کردم ز دوری ات ولی آقای من بنده ی بیچاره از تو بی خبر مانده هنوز دارد آقا ماه مهمانی به پایان می رسد حسرت دیدارتان در یک سحر مانده هنوز قول دادم نوکـر خوبی شوم اما نشد هی شکستم توبه و این درد سر مانده هنوز رو زدم بر غیر تو حالا زمین خوردم ببین این دل زار من آقا در خطر مانده هنوز دگر از دست خودم خسته شدم پاکم بکن تا که یک فرصت برایم مختصر مانده هنوز نکند روزیِ امسـال من آقـا نشود اربعین پای پیاده یک سفر مانده هنوز : کرمی کن برسان نوکـرتان را به حرم بوسه بر شش گوشه با چشمان تر مانده هنوز ته گودال صدا زد خواهرم گریه نکن ماجرای خیزران و تشت زر مانده هنوز صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
بی عشق حسن زندگی ما شدنی نیست جز کـرب و بلا بر حسنیون وطنی نیست او هرچه که دارد به خدا وقف حسین است درمکتب و قاموس حسن، خویشتنی نیست در حد حسن هیچ کسی نیست حسینی اندازه ی ارباب کسی هم حسنی نیست از بس که به سینه زده ام سنگ شما را چون سرخی این سینه، عقیق یمنی نیست در قبر هم از تن نَکَنم جامه ی خدمت جز رخت غلامی به تن ما کفنی نیست درسینه نمانده زغمت صبر و قـراری دل، تنگ تو و صحن سرایی که نداری : با حسن، ماه خدا عطـر کرامات گرفت رمضانم به خودش رنگ مناجات گرفت مادرش هم لقب مـادر سادات گرفت پسر فاطمه و باب نجات است حسن صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... امام حسنی (ع)
سفره را جمع نکن آمده ام پشت دَرَم من همان بی سرو سامان شده ی خون جگرم با تو مأنوس شدم خوب رفیقی هستی چقدر حرف زدم با تو ز شب تا سحرم دست مردم پُر دست من اما خالی ست کاسه ام را به کجا غیر همین در ببرم بعد از این دست تو باشد دل و چشمم یا رب نکند باز بیوفتد به گناهان نظرم شب آخر نکند قهر کنی می میرم وای اگر دست نوازش نکشی روی سرم علی آمد برکت داد به این بندگی ام علی آمد اثری داد به اشک بصَرم هیچ کس مثل علی پشت من زار نماند جز علی نیست کسی پشت و پناهم،سپرم مزد این سی شبه یک کرببلایم ببری چند وقتی است که من منتظر این سفرم رمضان رفت ولی فکر محرم هستم می خورد باز به این روضه ی رضوان گذرم بیش ازهمه مادر پی اولادش هست لطف زهرا نرسد سود ندارد ضررم شب جانسوز وداع است بخوانم ز وداع تشنه ای رفت به خیمه وسط اهل حرم خواهری ناله ی ای وای برادر دارد دختری ناله ی ای وای خدایا پدرم : هر سحر بعد مناجات و نمازم آقا در سرم گنبدتان بود مجسم آقا رمضان رفت و منم میروم از دست اگر کــربـــلا را ندهی قبـلِ مـحــرم آقا صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
همه رفتند، گـدا باز گـدا مانده هنوز شب عید است و خدا عیدی ما مانده هنوز عیب چشم است اگر اشک ندارد، ور نه سر این سفره ی تو حال و هوا مانده هنوز کار ما نیست به معراج تقرّب برسیم یا علیّ دگری تا به خدا مانده هنوز گریه ام صرف تهی بودن اشکم نیست دستم از دامن محبوب جدا مانده هنوز وای بر من که ببینم همه فرصت ها رفت باز در نامه ی من جرم و خطا مانده هنوز هر چه را خواسته بودیم، به احسان علی همه را داد، ولی کـرب و بلا مانده هنوز : لباس خادمـی و نوکـری مناسب ماست حسین در دل طوفان خودش مراقب ماست تمام سال، سر سفره اش نمک خوردیم غذای روضه ی ارباب قوت غالب ماست صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... 🌺عید سعید فطر و حلول ماه شوال بر همگی مبارک باد🌺
آنقدر نالـه زدم تا که پناهـم دادی بی رمق بودم و تو قدرت آهم دادی کور بودم که مرا روضه تان داد شفا با همین اشک چه نوری به نگاهم دادی همه جا رفتم و خوردم به در بسته حسین فقط آخر که رسیدم به تو راهم دادی خیر دنیای منی آخرتم هم با توست به همه خیر رساندی و به ما هم دادی من زمین خورده ام اما تو بلندم کردی روی خوش باز به این روی سیاهم دادی آنقدر پیش خدا دست تو باز است حسین لب اگر باز کنم هر چه بخواهم دادی : اشڪ تا باشد وضـو لازم ندارد نوڪـرت غیر بغضی در گـلــو لازم ندارد نوڪـرت یا وجیهـأ عِندَ رَبّـــی آبـرویـم را بــخـر تا تـو باشـی، آبـرو لازم نــدارد نوڪـرت صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
اسیر درد شدیم و دوا نیامد باز گذشت ماه خدا ماه ما نیامد باز شبیه هر رمضانی که بی تو آمد و رفت نفس به سینه ی ما ماند و جا نیامد باز چقدر هر سحر از درد دوریش یک ماه صدا زدیم که آقـا بیا؛ نیامد باز دوباره من نشدم آنچه را که او می‌خواست دوباره کرد برایم دعـا نیامد باز اگرچه بد شده بودم ولی مرا بخشید اگرچه شد دلش از من رضا نیامد باز دوباره روضه بخوان، روضه خوان، که گریه کنیم که صاحب همه ی روضه‌ها نیامد باز پس از گذشتن یک ماه گریه در دستم مگو که تذکـره ی کــربلا نیامد باز : کاش میشد که شبی در حَرَمَت سر می شد اگرم بود چه بهتر می شد و همان شب دل ما در کـرب و بلا فرش راه قـدم می شد صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... آدینتون معطر بنام
گفتم حسین قفل دلم ناگهان شکست بغض گلوی مأذنه وقت اذان شکست در راه ِعشق اَنگ ِهوس خورد و خُرد شد پیش ِهمه غـرور زلیخا چنان شکست مجنون که بی محلیِ لیلا کشید، گفت: ظرف ِمرا فقط جلویِ دیگران شکست قُـرب ِخـدا بدون ِتوسـل نمی شود بالا نرفت آن که زد و نردبان شکست حتی بساط ِچای ِشما غُصه می خورد آن هفته خود به خود دو سه تا استکان شکست در پيش هيچ كس به خدا خم نمى شود هر قامتى كه محضر اين خاندان شكست : عاقبٺ یڪ روز سرگردانی دور از حـرم جان ز ما می خواهد و قلبم مرا پس میزند آنقدر عشقٺ به دل دارم که میدانم حسین جسم ما را غیر خاڪ ڪربلا پس میزند صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
آغاز شد غـزل؛ غـزلـی مطلعش حسین با خط اشک می چکد از مصرعش حسین ما پای روضه های غمش قد کشیده ایم طـومار عمـر؛ خاتمه و مبدأش حسین باید حــرم بـرای دل خود به پا کنم صحن و رواق و پنجره و مضجعش حسین وقتی که خوب روضه به جانم رسوخ کرد دل قطـعه قطعه مـی شود و مقطعش حسین روز حساب، جان مرا رجعتی خوش است با پای عشق می دود و مرجعش حسین : بی تاب شدم این دل بیتاب خوش اسٺ شش بوسه ز شش گوشه ی ارباب خوش اسٺ را زیارٺ ڪردن والله قسـم، حتی در خواب خوش اسٺ صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام