eitaa logo
شاه سلام علیک ؛ حسین سلام علیک
163 دنبال‌کننده
32 عکس
75 ویدیو
0 فایل
Admin : نوكري كردنِ اين قوم مرا بالا بُرد با گداييِّ حسين مَنسَب شاهي دارم به حسين بن علي پشت و پناهم گرم است اي خدا شكر ، عجب پشت و پناهي دارم. "تبادل و تبلیغ انجام نمی شود"
مشاهده در ایتا
دانلود
هرچند دادم از دست حال عبادتم را از من نگیر هرگز عـرض ارادتم را هر جوره خوب بودی با این بدِ گنهکار اما ادا نکـردم حق رفـاقـتـم را چیزی ز نعمت تو از سفره ام نشد کم با لطف خود ندیدی کفران نعمتم را مشغول هیچ بودم دنبال هیچ رفتم صرف دعا نکردم وقت فراغتم را هرچه فرار کردم دنبال من دویدی آغوش باز کردی دیدی خجالتم را یک کار خیر کردم صدها ثواب دادی زود از درت گرفتم سود شراکتم را آلــوده ام ولی من گـریه کن حسینم خرج حسین کردم ساعت به ساعتم را دست سه ساله دادم من آبروی خود را کی میدهد برگ زیارتم را : گنجینه ی عشق است دلِ خونِ رقیه عـالـم به فـدای دلِ محـزونِ رقیه آنقدر که در طالعِ او اشکِ غم افتاد شد وردِ لبِ ما صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
دنیـازده به عـزت دنیا نمی‎رسد حیران غیرِ دوست به صحرا نمی‎رسد باید به فکر بود که او فکر ما کند مجنونِ بی‎خیال به لیلا نمی‎رسد ثابت شد از جوانی از دست داده‎اش عشق کسی به عشق زلیخا نمی‎رسد از بس اسیر عشق مجازی شدیم ما در قلب ما به صاحبِ ما، جا نمی‎رسد با این همه گناه که ما مرتکب شدیم خیلی عجیب نیست که آقا نمی‎رسد روزی که عمر ما بشود وقف عشق او وقت ظـهـور به اگر، اما نمی‎رسد این اعتقاد ماست که بی گریه بر حسین حـاجـات مـا به نوبت امضا نمی‎رسد : عمری نگران، خیره به خورشید ظهـور ای کاش به زودی بـرسد عـید ظهـور هر هفته سه‌شنبه‌ها دلم پر زد و رفت تا به امید ظهـــــور صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
یک چشمه از عنایت چشم شما، عسل خوشرنگ تر ز سرخی رنگ طلا، عسل بسم الله است ذکر شروع عریضه ها اما شروع میشود این شعر با، عسل امشب من از سبوی لبت باده میخورم شیرین نموده تلخی کام مرا، عسل چون کودکی که خوب بچسبد به مادرش چسبد ز دست پاک تو بر کام ما، عسل امشب گرفته است حسن در بغل، عسل ذکر لبان او شده احلی من الـعسل بر نو عروس مادر سادات، از کرم هدیه نموده خالق عزوجل، عسل بابا همین که از لب تو بوسه چید، گفت: شیرینیه دهان تو قند و عسل، عسل وقتی به روی دست پدر خنده میکنی زیبا رخان عصر، تو شرمنده میکنی از بس که رفته ای تو به مادربزرگ خویش نام و نشان را زنده میکنی همچون پدر نفوذ نگاه تو محشر است این بنده زاده را، به نظر، بنده میکنی امشب اگر که پا به سر چشم من نهی قلب مرا ز مهر خود آکنده میکنی : ای گدایان رو کنید امشب که آقا قاسم است تا سحر پیمانه ریز کاسه ی ما قاسم است یادمان باشد اگر روزی بقیع را ساختیم ذکر کاشی های باب المجتبی یا قاسم است صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... سالروز ولادت حضرت بر همه ی امام حسنی ها مبارک🌹
چه لحظه های قشنگی، دوباره اشک و دعا زمان توبه ی ما و دوباره مـاه خـدا برای پاک شدن آمدم به درگـه تو تویی که سفره گشودی برای خیل گدا مرا محبت "حیدر" به سفره ی تو رساند و سجده های پـدر، مـادرم که نـذر شما رسیده روز ششم اهل روضه بسم الله دخیل نام علی شیرخوار کـرب و بلا تمام تشنگی ما فـدای که تشنه بود و سه شعبه رسید بی پروا کنار مـاه عطش٬ مـاه صبر و استغفار دوباره زنده شده داغ غرور مشک شکست و کنار علقمه ریخت عَلَـم به گـریه نشست از شهادت ِ سقا کنار سفره ی افطار و گریه بر این داغ که جان سپرده چرا تشنه٬ زاده ی زهرا؟ امیدوارم و خواندم پس از دعای سحر فقط دعـای را به عشق آل عبا خدا کند که بیاید همین، همین جمعه به حق حضرت سلطانِمان، امام ِ رضا : رمضان میگذرد زمزمه و اشک به پاست چشمه ی زمزم عشقیم که جوشش داریم ششمین روزه و شش گوشه و شش ماهه ی شاه ما عجب معـرکـه ای با عـدد شش داریم صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير...
گرفته دامن ما را شرار غیبت تو جهنمی شده این روزگار غیبت تو چگونه نام خودش را گدا گذاشته است کسی که کار ندارد به کار غیبت تو عجیب نیست که دیگر وفور نعمت نیست نشسته‎ایم در این شوره‎زار غیبت تو هنوز مادر تو صبح و شام می‎گرید برای مرثیه‎ی گریه‎دار غیبت تو چه عاشقان که ز داغ فراق دق کردند چقدر سر که می‎آید به زار غیبت تو تو بی‎کسی و کس تو نمی‎شود آقا شدیم ما همگی شرمسار غیبت تو بگو چه کار کند آنکه سوخته از هجر بگو چه کار کند بی‎قرار غیبت تو می‎آید آن سحری که به کعبه تکیه کنی به کوی وصل می‎افتد گذار غیبت تو اگر چه پیر شد عمه ز داغ کرب و بلا قدش خمیده شده زیر بار غیبت تو : با خون دل و اشک روان هر با مادر خود فاطمه در کرب و بلایی ای‌ کاش که یک لحظه به چشم همه عالم زآن گوشه ی شش‌گوشه به ما رخ بنمایی صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... معطر بنام
غزلی عشق مرا می چیند سفره را گوشه ی ایوان طلا می چیند از همان اول صبح نیت مشهد کردم نام سلـطـان دلـم را به زبان آوردم هشتمین روز قرار از دل ما میگیرد روزم عَطرِ حرم و صحن و سرا میگیرد هشتمین روز هـوای دلمان بارانیست مشهد و کرب و بلا هردو حرم مهمانیست هم سر سفره ی سلطان دو عالم هستیم هم پریشان شب هشت محرم هستیم هم علی اکبری ام هم رضـوی، حیرانم کفتر بام و : هشت روز است سحر منتظر این هستند روز هـشـتـم بنویسند ز تـو شـاعـرهـا کاش امـروز منـم زائـر مـشـهـد بودم خوش به حال همه خدام، تو و زائر ها صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
دلیل دارد اگر سر به زیر و غمگینم نمانده باطنی اصلا به ظاهر دینم نگاه کردم و دیدم تمام شد عمرم هنوز جاهلم و بنده ی شیاطینم گناه کردم و از رو نرفتم و حالا مرا زمین زده این کوله بار سنگینم قساوت دل آلوده ام سبب شده است امام عصر خودم را اگر نمی بینم همیشه بر در این خانه محترم بودم منی که مستحق ناسزا و نفرینم اگرچه شیعه نبودم تمام عمرم را خوشم به لطف علی در صف محبینم مرا به مرهم و طب و طبیب حاجت نیست که اشک روضه ی عباس هست تسکینم شکسته ای کمرم را بلند شو برویم سکینه را چه کنم من، شهید خونینم؟ هزار شکر که ام البنین نمی بیند چقدر غنچه ی تیر از تن تو می چینم : از مناجات سحر چشم تری دارم و بس چشم تر دارم و حال دگری دارم و بس نهم ماه خدا روضه ی دست و علم است شکر حق در رمضان هم قمری دارم و بس صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
با نامه ای سیاه و وجودی پر از گناه بر درگـه خدای خود آورده ام پناه خالی تر از همیشه و عاصی تر از همه رو کرده ام به سوی تو، هرچند روسیاه من را بخر که نرخ خودم را شکسته ام چوب حراج بر تن من خورده با گناه روزی که هر که با عملی می رسد به تو من در بساط خویش چه دارم به غیر آه من خواب ماندم و ‌ثمرم سوخت ای خدا یک قـرص نان بده، ثمرم را خودت بخواه و توشه ی من است ، روضه ی او، اشک گاه گاه با یال خون گرفته و با زین واژگون از قتلگاهِ شاه که برگشت ذوالجناح پای برهنه عمه ی سادات می دوید پای برهنه، عمه ی سادات، قتلگاه ای شمر، خوب دور و برت را نگاه کن خنجر نکش که مادرمان می کند نگاه : سحر روز دهـــم شـد دلم بیتاب است بیقرار حرم و مست می است ثلث ماه رمضـان رفت و هنوزم دل من نگـران در است صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... سالروز وفات ام‌المؤمنین خانم خدیجه کبری (سلام‌ الله‌ علیها) تسلیت باد▪️
وای اگر در حرمش یار نمی خواست مرا سر بازار خریدار نمی خواست مرا با چه شوقی بغلم کرد همان اول ماه اصلا انگار نه انگار نمی خواست مرا من همانم که شدم خارِ همه اما او پیش مخلوق خودش خار نمی خواست مرا به حسابم نرسید و به حسابم آورد او کریم است بدهکار نمی خواست مرا بودم آلوده ولیکن دم در پاکم کرد لطف آقاست گنهکار نمی خواست مرا آشنای علی ام، گرد و غبار وای اگر حیدر کرار نمی خواست مرا لَكَ صُمْنَای ِمرا بی برو برگرد خرید سرشکسته دم افطار نمی خواست مرا تشنه ام کرد که یاد لب عطشان باشم تا نگویند علمدار نمی خواست مرا عاقبت کارگر روضه شدم شکر خدا فاطمه نوکر سربار نمی خواست مرا آن حسینی که سرش ریخت به هم بین تنور وسط شعله گرفتار نمی خواست مرا : ثلث ماه رمضــان بی تو سپـــر شد آقا عمــــر ما بود که دور از تو هــدر شد آقا چه شود این رمضان وصل شما پا بدهد؟ یازده روز که در هجــر تو ســر شــد آقا صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
نشسته ام سراین سفره تا گذشت کنی مرا ببخشی و باز ای خدا گذشت کنی به افتتاح و ابوحمزه اتکا کردم که با فراز فراز دعا گذشت کنی تمام عمر خودم بارها خطا کردم چه میشود که توهم بارها گذشت کنی دلت میاید اگر بین شعله ها باشم؟ اراده کن که ازین بی نوا گذشت کنی نوای فاطر یا فاطمه گرفتم که به نام نامی خیرالنسا گذشت کنی مقیم مسجد ارکم امیدوارم من دراین حریم سراسر صفا گذشت کنی کبوتر چه بهتر که دم شلوغی گذشت کنی بَدَم قبول، ولی ای کریم ممکن نیست؟ برای رفتن تا گذشت کنی؟ : گفته‌اند که عُقده‌ام را تو فقط وا می‌کنی هر دری که بسته باشد، از کَرَم وا می‌کنی دربـهـای بسته به رویم این بَرات کربلایَم را، کِی تو امضا می‌کنی صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... (ع)
سفره ی افطار ما پر، سفره ی دیدار نه ما به فکر هرکسی هستیم اما یار نه غصه ی هجر تو را خیلی نداریم عفو کن سرسری از وصل میخوانیم با اصرار نه کارگر کم داری آقا جان، سخنران بیشمار قیل و قال از غربتت کردیم اما کار نه آشتی کن با گـدایان گنه کار خودت خیر میبیند گدا با دوری از دلدار؟ نه ما دم بیدار بودن هم بخواب غفلتیم چشمـهـا بیدار اما باطـن بیدار نه نامه ی اعمال مارا وا نکن تایش بزن هرچه میخواهی گنه دارد ثواب انگار نه با شهیدان عهد خود را بسته ایم از ابتدا مرگ در این راه آری زندگی با عار نه به مناجات شب ما سربزن یابن الحسن یک جهان ناگفته هست و محرم اسرار نه با خودت مارا ببر تا کـربلا هر اربعین خط نزن نام گدایان را ازین طومار نه صبر میکردیم ما پای غم  زینب ولی صبر پای روضه هایش برسر بازار نه زینبی که عرشیان به دستبوسش میرسند حرمتش بالاست بین دسته ی اشرار نه : پيش از آنکه رسد اين عشق به ديوانه شدن ميخورم حسرت ديدار تو و شش گوشه ترسم اين است که باطل بشود روزه ی من صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير...
عاقبت روی نهان تو عیان خواهد شد عالم پیر به یکباره جوان خواهد شد بهترین خاطره ها در گرو ایامیست که به گرمای حضورت گذران خواهد شد دست تقدیر مرا از تو جدا خواسته است انتظار من و تو، وِرد زبان خواهد شد مهدیه اسم مکان است ولی میدانم روزگاری برسد اسم زمان خواهد شد با تو هر ماه سر سفره ی حق مهمانیم چو بیایی همه سالم رمضان خواهد شد آنروز تماشا دارد که به دستان شما مشک فشان خواهد شد رجعت یارِ سفر کرده ی ما نزدیک است پرچمِ یکتای جهان خواهد شد : نیم ماه رمضان بى تو سپر شد آقا عمر ما بود ڪہ دور از تو هدر شد آقا چه شود این رمضان وصل شما پا بدهد؟ چهارده روز ڪہ در هجر تو سر شد آقا صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... معطر بنام