eitaa logo
شاه سلام علیک ؛ حسین سلام علیک
163 دنبال‌کننده
32 عکس
75 ویدیو
0 فایل
Admin : نوكري كردنِ اين قوم مرا بالا بُرد با گداييِّ حسين مَنسَب شاهي دارم به حسين بن علي پشت و پناهم گرم است اي خدا شكر ، عجب پشت و پناهي دارم. "تبادل و تبلیغ انجام نمی شود"
مشاهده در ایتا
دانلود
شکر خدا دعای سحرها گرفته است دست مـرا عنایت آقـا گرفته است شکر خدا، که چشم همیشه حسینی ام اشکـی برای روز مبادا گرفته است بال فرشته است برای تبرکش اطراف چشمهای ترم را گرفته است اینجا حسینیه است، ملائک نشسته اند جبریل هم برای خودش جا گرفته است این دستمال گریه ی مـاه محـرمـم امروز بوی چادر زهـرا گرفته است حالا نفس نفس زدنِ سینه های ما عیسی شده است و طبع مسیحا گرفته است دیروز بین خونِ خودش ریشه کرده بود حالا درخت سیب شده پا گرفته است : آن ساعتی خوش است که من گریه می کنم آن گـریه را به محضـرتان هـدیه می کنم هر کس به تکیه گاه و پناهی دلش خوش است من نوکــرم به صاحب خود تکیه می کنم صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
باز هم نيمه ى شب گريه و آه آوردم به درِ خانه ى تو باز پناه آوردم رو سياهم كه نشد توبه ى من مقبولت واى بر من كه فقط بار گناه آوردم مهربانِ دل من، رد نكنم از در خويش من پشيمان شده ام، روى سياه آوردم اشكـهاى منِ بيچاره سراب است ولـى دلخوش از اينكه به درگاه تو چاه آوردم جان زهـرا كمكم كن، آبرويم را بخـر به در خـانـه ى تو باز پناه آوردم : سالها دل طلب جام جم از ما می ڪرد دردها داشٺ ولـی باز مـدارا می ڪرد تا ڪه افتاد گذارش به حریم تو حسین و از آن روز دگـر اشڪــ تمنا می ڪرد صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
تا نشاندند سر سفره ی احسان، ما را راه دادند در اين روضه ى رضوان، ما را يعنى از سمت سماوات، بشارت دادند رمضان مى دهد آرامش قرآن، ما را كيست هر آينه در عـرش، پر از آوازست؟ نيمه شب خوانده به دل، سوره ی انسان، ما را فرصت عاشقى از جانب حق صادر شد محو عشق است نماز شب جانان، ما را باز از مـأذنه، گلبـانگ وفـا مى آيد آه، بخشيده مگر حضرت سبحان، ما را با نسيم سحر و عطر ابوحمزه و اشک ابر دل برده در انديشه ی باران، ما را چشم دل وقت سحر منتظر دلدار است كاش پايان برسد روزه ی هجران ما را : یادت مرا دو مرتبـه بـی تاب میکند دارد غـمـت وجــود مـرا آب میکند جانم فدای شاعر خوش مسلکی که گفت همیشه تکیـه به میکند صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
اینکه افتاده به سمتِ تو مسیرم کافیست تا قیامت شده ای نِعمَ الاَمیــرم، کافیست جز حسیـن بن علی عشـقِ دگر نیست مرا در همین حد که به عشقِ تو فقیرم کافیست شاعـر و خــادم و مــداح ندارد فـرقـی اینکه یک نوکـرِ ناچیز و حقیرم کافیست من اگر با کَـرَم و لـطف و عطایت آقــا حاجتِ دیدنِ بگیرم کافیست دســتِ دل را به ضریحت برسانم روزی آنقَدَر گریــه کنم تا که بمیـرم کافیست : من در گناه خویش زمین خورده ام حسین شرمنـده ام که آبرویت برده ام حسین بیراهه مـی روم‌، تو ‌مـرا سـر به ‌راه کن از دوری ات‌ همیشه بد آورده‌ام، حسین صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
قصـه ی نوکـری ام را همه جا بنویسید و بـرای مـنِ مسـکـوت، صـدا بنویسید حسرتی که به دلم مانده، خودش دیوانیست مو به مو، خط به خطش را، همه را بنویسید بنـویسیـد، رفت، ولـی در رویا جای مـن را وسط صحن و سرا بنویسید و مـرا زائـر اربـاب، شمـا فـرض کـنـیـد گوشه ی قصه ی من کـرب و بلا بنویسید بنویسید که دستم به ضریحش خورد و... روی یک پنجـره اش نـام مـرا بنـویسیـد داغ جاماندگی ام گـر چه مرا کشت، ولـی ننـویسیـد کـه دق کـرد، شـفـا بنـویسیـد سرگذشت دل من روضـه ی مکشوفه شده مـقـتـلـم را روی ایـوان طـلـا بنـویسیـد مـن کـلـاغـم که به خـانـه نرسیـدم آخـر قـصـه ی سر شده ام را همه جا بنـویسیـد : نوڪر ڪنار سفره ی ارباب دل خوش اسٺ شڪـر خـدا کـه گشته خـریـدار ما حسین آری وصـیّـٺ همـه ی مـا هـمـیـن بُـوَد بـر روی قـبـر مـا بنـویسیـد: صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
به زخم زخم تنت گریه می کنم هر شب برای پیرهنت گریه می کنم هر شب شبیهِ سرخیِ خورشیدِ آسمانِ غروب به دست و پا زدنت گریه می کنم هر شب به خشکی لب مثل کویرت آقا جان به خشکی دهنت گریه می کنم هر شب به پیکری که سه شب روی ریگ صحرا ماند به جسم بی کفنت گریه می کنم هر شب به لحظه ای که تنت را گذاشت بین حصیر به بوریا شدنت گریه می کنم هر شب اگر شود ز دو دیده دوباره خون جاری به زخم زخم تنت گریه می کنم هر شب : این زندگی بی روضه‌ها لطفی ندارد دنیای ما بی کــربلا لـطـفـی ندارد تا کربلایت هست عشق سینه زن‌ها طوف حرم، سعیِ صفا لطفی ندارد صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
غير از غم معشوق در عالم خبرى نيست جايي خبرى نيست که از غم خبرى نيست پروانه پرش سوخت ولى آبرويش شد ما هم دلمان سوخته، اين کم خبرى نيست دنيا نتوانست ز ما گريه بگيرد بين غم تو از غم عالم خبرى نيست من توبه نکردم مگر از راه توسل بي نام تو از توبه ی آدم خبرى نيست گفتند درِ خانه ی غير تو شلوغ است گفتند ولى رفتم و ديدم خبرى نيست رزقِ همه اينجاست و رزّاق هم اينجاست والله درِ خانه ی حاتم خبرى نيست "گرماى گنه سوز حرم"خورد به ما، پس از سوختنِ بين جهنم خبرى نيست از ناحيه توست عنايات خداوند بى تو به خدا پيش خدا هم خبرى نيست ده ماه همه منتظر ماه تو هستند در سال به جز ماه محرم خبرى نيست عـمـامـه ندارى و عـبـا نيز ندارى اى واى که از پيرهنت هم خبرى نيست : بالاترین سِمَتِ درِ این خانه نوکـریست این اعتبار، حسرت سلمان و قنبر است نوکـر بهشت هم برود، نه بدون شک نوکر بهشت هم نرود باز نوکر است صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
دوباره صبح دلم تنگ آفتاب شده هوای بی حرمی بدشده عذاب شده نسیم صبح سلامم رسان به اربابم بگوکه قلب من ازدوری توآب شده توشاه بنده نوازی بیا و رحمی کن به حال و روز منو این دل خراب شده خدا نیاورد آن روز را خدا نکند که درعریضه ی من حک شود جواب شده تصورش چه قشنگ ست در میانه ی حشر حسین فاطمه گوید برو حساب شده : کاش پای دل من هم به نوایی برسد اربعینی، حـرمی، کـرب و بلایی برسد آری آقـاتر از آنـی تو که راهـم ندهی دارم امید که از دوست ندایی برسد صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
بینِ یک مشت خس و خوار تنت را دیدم زیر یک چکمه برادر بدنت را دیدم آمدم، کاش نمی آمدم و مـیـمردم وسط همـهمـه ها پر زدنت را دیدم گفتم این معرکه ها در تهِ گودال ز چیست ناگهان دست سنان پیروهنت را دیدم ساربانی که به امّید زدن آمده بود در کـَـفـَش آه، عقیق یَمـَنـَت را دیدم بدنت روی زمین بود و تکان می خوردی سُمِ اسب و بدنت....لِـه شدنت را دیدم وای از آن لحظه که دشنام به من می دادند تو نظر کردی و، من دلشکنت را دیدم : بی سبب نیست اگر ذڪر تو بر لب داریم یا که ماتم زده هستیم و ز غم تب داریم روضـه و نوحـه و گریه و همین رخت عزا یادگاریست که از«سیدة زینبﷺ»داریم صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
آنانکه خاک را به نظر کیمیا کنند از لطف تربت شه کربُ و بلا کنند آنانکه دیده اند ضریح حسین را آیا شود که گوشه ی چشمی به ما کنند جــامـانـده های قافله ی اربعین تو آقا دوای درد دل خود کجا کنند جا تنگ بوده است و یا ما اضافه ایم مردم به چشم طعنه نگاهی به ما کنند باشد حسین، کـرب و بلا مال خوبها بدها بگو، که عقده ی دل با چه وا کنند ما هم دل شکسته به دست می رویم تا ما را غبـار صحـن و سـرای رضا کنند : با یاحُسین بغض عطش در گلوی ماسٺ این اشڪهای سر زده آب وضوی ماسٺ وقٺ زیارٺ اسٺ با هر سلامِ صبح، حـرم روبروی ماسٺ صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
دو ماه زندگی ام خرج روضه های تو بود سلامِ روز و شبم سمت کربلای تو بود دلیل سجده ی ما تربت تو بود فقط دلیل گریه ی ما مجلس عزای تو بود نگاه کن به دلی که تپیده با غم تو دلی که در همه حالات مبتلای تو بود شبی برای گـدایان خود دعـا کردی خدا هر آنچه به ما داد از دعای تو بود نوشته اند که جبریل هم دلش می خواست به جای این همه منصب فقط گدای تو بود تویی که نور خداوند در تو جلوه نمود تویی همان که خداوند خونبهای تو بود چگونه سمت خداوند پر زدی که زمین سه روز بعد تو دنبال رد پای تو بود میان گـودیِ گـودال سجده می کردی زمین کـرب و بلا محـو ربنـای تو بود نــوكـــر نـوشـــت: .... از شور تو ای عشق نوا می خواهیم چون اهــل وِلا فقط بـلا می خواهیم ما مـزد دو مـاهه ی عزا می خواهیم از دوست برات می خواهیم صلي الله عليڪ يا سيدناالغریب يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... حلول ماه ربیع الاول مبارک باد💐
دل می‌برد ز من نظر آسمانی‌ات قربان این همه اثر آسمانی‌ات خورشید من به نیزه تو تنها نمانده‌ای دارد هوای تو قمر آسمانی‌ات با دیدن ملائکه بهتم نمی‌زند سجده کنند اگر به سر آسمانی‌ات گفتی خدا اسیری‌مان را نوشته است جانم فدای این خبر آسمانی‌ات «هل من معین» تو جگرم را کباب کرد می‌سوزد عرش از شرر آسمانی‌ات هر روز دخترت ز  سرت می‌کند سوال پایان ندارد این سفر آسمانی‌ات؟ مهتاب هر شبم چه به روز تو آمده؟ زخمی شده دو چشم تر آسمانی‌ات آقا رباب سینه‌اش از شیر پر شده حالا کجاست گل پسر آسمانی‌ات : اسیرِ هجرم و حسرت‌ کش جماداتم به من بگو که چرا کاشی حرم نشدم؟ صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير... روزتون معطر بنام