آمدم اینجا دوباره، لشگرت یادش بخیر
قاسم و عون و زهیر و جعفرت یادش بخیر
اولین باری که اینجا آمدم یادت که هست؟
شد رکابم ساقی آب آورت یادش بخیر
اولین باری که اینجا پهن شد سجاده ام
با اذان دلـربای اکبرت یادش بخیر
حال، من برگشته ام اما نه مثل بار قبل
قامت مانند سرو خواهرت یادش بخیر
از امانتداری ام دارم خجالت می کشم
بچه های من فدای دخترت، یادش بخیر
روضه ی دیروزمان این بود با بی بی رباب
ای عروس مادر من اصغرت یادش بخیر
من خودم اینجا به جسمت پیرهن پوشانده ام
دستباف یادگار مادرت یادش بخیر
رفتی و با اشکهایم بدرقه کردم تو را
ای برادر آن وداع آخرت یادش بخیر
مثل جدم می شدی در پیش چشمان همه
وای من عمامه ی پیغمبرت یادش بخیر
ساربان در پیش چشمان خودم حراج کرد
گوشواره هام...نه انگشترت... یادش بخیر
#نـوكــر_نـوشـت:
#حسین_جان💔
ای سایه ی روی سر #زینـب نظری کن
در دل به جز از حسرت دیدار شما نیست
#صلی_الله_علیک_ياسيدناالمظلوم_يااباعبدالله_الحسين
سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير،
#روزيتون_زیارت_كـربلای_مـعـلـی
#به_یاد_شهید_مدافع_حرم_احمد_گودرزی
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
اینچنین احساس کردم بین رؤیا بارها
میزنم بوسه به دست و پایت آقا بارها
خواستم تا مهزیارت باشم امّا روز و شب
سبز شد در پیش رو «امّا ـ اگرها» بارها
با چنین وضع وخیم و رو به قبلهبودنم
حال و روزم را شدی هر روز جویا بارها
ای طبیبی که به دنبال مریضت میروی
با وجودی که مرا کردی مداوا بارها...
کور بودم که تو را نشناختم،عیب ازمن است
شد حجاب دیدگانم حب دنیا بارها
این همه گفتی که دور معصیت را خط بکش
من ولیکن کردهام امروز و فردا بارها
چشمپوشی از گناهان معنیاش این است که
با تغافل میکنی با من مدارا بارها
کشتی اُنس مرا طوفان شهوت غرق کرد
ریخته بار مرا در قعر دریا بارها
جنس نامرغوب بیخ ریش صاحب میشود
آه آقا روی دستم مانده حالا «بارها»
بارهایم را خریدی ای خریدار کریم
مادرت بس که سفارش کرد من را بارها
#نـوكــر_نـوشــت:
#مـهـدی_جـان
روزیِ ما فقرا شربت وصل تو نبود
زهر هجر تو چشيديم و نديديم تو را
چه قدَر چلّه نشستيم و عزادار شديم
چه قدَر شمع خريديم و نديديم تو را
#صلی_الله_علیک_ياسيدناالمظلوم_يااباعبدالله_الحسين
سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير، آدینتون معطر بنام #منتقم_خون_اباعبدالله
#به_یاد_شهید_مدافع_حرم_سعید_سامانلو
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
يادش بخير گوشه ی ايوان، حسين جان
يادش بخير نـم نـم بـاران، حسين جان
پايين پا درست زمينگير تو شديم
يادش بخير ديده ی گريان، حسين جان
يک پيرمرد رو به حرم گريه اش گرفت
ياد مدينه گفت حسن جان، حسين جان
ما در همان زيارت اول عوض شديم
يادش بخير توبه و غفران، حسين جان
يادش بخير كـودكـي ام بين دسته ها
پرچم به دوش بين خيابان، حسين جان
يادش بخير پشت در تـَكـيـه ی محـل
دعواى كـودكانه ی طفلان، حسين جان
يادش بخير نـوحـه ی تركـىِ روضه ها
با لـحـن آذرى سنه قربان، حسين جان
ما در همين حسينيه ها قد كشيده ايم
با چشم خويش معجزه بسيار ديده ايم
#نوكـر_نوشـت:
#حسین_جانم
اول هفته پس از گفتن یک بسم الله
از دل و جان تو بگو #حسین_اباعبدالله
#صلی_الله_علیک_ياسيدناالمظلوم_يااباعبدالله_الحسين
سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير، روزتون معطر بنام #ارباب_بی_کفن
#به_یاد_شهید_مدافع_حرم_مسعود_عسگـری
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
آنانکه عابدند به وقتِ اذان خوشند
آنانکه زاهدند به یک تکه نان خوشند
از هر دو تا نِگار، یکی ناز می کند
عُشّاقِ روزگار یکی در میان خوشند
نانی که می پَزند به همسایه میرسد
این خانواده با خوشیِ دیگران خوشند
این سفره دارها که شدم میهمانشان
بعد ازبیا، بروست، ولی با بِمان خوشند
ما می خوریم و اهل کَرَم شُکر میکنند
با این حساب بیشتر از میهمان خوشند
جانی بگیر و در عوضش هیچ هم نده
عُشّاق با معامله های گران خوشند
با اخم خویش راهِ فرارِ مرا ببند
صیاد اگر علیست همه با کمان خوشند
#نـوكـر_نـوشـت:
#مـولا_جـان
مادرم بعد خدا نام تو را یادم داد
عادت کودکی ماست #علی گفتن ما
هر که آمد نجف از هیبت تو زانو زد
بی سبب نیست سراسیمه زمین خوردن ما
#صلی_الله_علیک_ياسيدناالمظلوم_يااباعبدالله_الحسين
سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير، روزتون معطر بنام #خامس_آل_عبا
#به_یاد_شهید_مدافع_حرم_علی_اکبر_شیرعلی
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
گرچه من را میتوانی زود از سر وا کنی
تا سحر این پا و آن پا میکنم در وا کنی
آمدم دیگر بمانم پس مرا بیرون نکن
مشت خاک آورده ام که کیسه ی زر وا کنى
اول مهمانی از تو خواهشی دارم فقط
می شود زنجیر را از پای نوکـر وا کنی
من خودم رسوای این و آن شدم با معصیت
پیش چشم خلق لازم نیست دفتر وا کنی
افتضاحی که به بار آورده ام شد دردسر
اصلاً اینجا آمدم که از سرم شر وا کنی
واسطه چه بهتر از این نام زهرا هست که
آنقدر میکـوبم این در را که آخر وا کنی
گریه از نان شبی که میخورم واجبتر است
کاشکی بر چشم خشکم نهر کوثر وا کنی
من گرفتاری خود را میبرم امشب نجف
تا گره های مرا با دست حیدر وا کنی
هرشبى كه روزه ام وا مى شود با ياحسين
مى شود رويم حسابى صد برابر وا كنى
دست و پا كمتر بزن خيلى اذيت مى شوم
مى شود زير لگد چشمى به خواهر وا كنى
بى حيا آهسته تر، آهسته تر خنجر بزن
كاشكى از گريه هاى مادرش پَروا كنى
#نـوكــر_نـوشـت:
#حـسیـن_جـان
در بـدو ورود #رمـضـانيـم هنوز
حسـرت به دلـيـم و نگـرانيـم هنوز
گـويند: که آرزو بمـا عيبـی نيست
يک کرب_و_بلا که ما جوانيم هنوز
#صلی_الله_علیک_ياسيدناالمظلوم_يااباعبدالله_الحسين
سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير، روزتون معطر بنام #خامس_آل_عبا
#به_یاد_شهید_مدافع_حرم_ناظر_حسینی_رحیمی
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
گرچه من را میتوانی زود از سر وا کنی
تا سحر این پا و آن پا میکنم در وا کنی
آمدم دیگر بمانم پس مرا بیرون نکن
مشت خاک آورده ام که کیسه ی زر وا کنم
اول مهمانی از تو خواهشی دارم فقط
می شود زنجیر را از پای نوکر وا کنی
من خودم رسوای این وآن شدم با معصیت
پیش چشم خلق لازم نیست دفتر وا کنی
افتضاحی که به بار آورده ام شد دردسر
اصلا اینجا آمدم که از سرم شر وا کنی
واسطه چه بهتر از این نام زهرا هست که
آنقدر میکوبم این در را که آخر وا کنی
گریه از نان شبی که میخورم واجبتر است
کاشکی بر چشم خشکم نهر کوثر وا کنی
من گرفتاری خود را میبرم امشب نجف
تا گره های مرا با دست حیدر وا کنی
#نــوكـــر_نـوشـــت:
#یـاعـلـی_جـان
به اذن عالی اعلی، به احترام علی...
شروع می کنم این ماه را به نام علی
#صلي_الله_علیک_ياسيدناالمظلوم_يااباعبدالله_الحسين
سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير، #حلول_ماه_رمضان_مبارک، طاعات و عباداتون قبول حق🙏
#به_یاد_شهید_مدافع_حرم_محمدحسین_علیخانی
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم