eitaa logo
شاه سلام علیک ؛ حسین سلام علیک
163 دنبال‌کننده
32 عکس
75 ویدیو
0 فایل
Admin : نوكري كردنِ اين قوم مرا بالا بُرد با گداييِّ حسين مَنسَب شاهي دارم به حسين بن علي پشت و پناهم گرم است اي خدا شكر ، عجب پشت و پناهي دارم. "تبادل و تبلیغ انجام نمی شود"
مشاهده در ایتا
دانلود
نابرده رنج را چه کسی گنج می دهد یک گفتم و داراترین شدم هیئت که آمدم سر و رویم سیاه بود لطف حسین بود که زیباترین شدم عمرم تمام گشت و خودم را نیافتم در بینِ روضه بود که پیداترین شدم صد مرده زنده می شود از ذکر یاحسین از محتشم نوشتم و شیواترین شدم هرکس بزرگ بود، که آقـا نمی شود  من با حسین بودم و آقاترین شدم جبریل هم به گرد پر من نمی رسد تا گنبدش پریدم و بالاترین شدم بر روی سنگ قبر من اینگونه حک کنید مجنـون کــربلایم و لـیلاترین شدم : در شهـر به دیوانگـی، انگشت نماییم رسوای جهـان ساخت، تمنای تو ما را صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
وقتش شده، كه دل به غمت مبتلا شود راهـی به سوی تربت كرب و بلا شود آن تربتی كه هركه نظر كرد، ديده‌اش گريان برای شاهِ سر از تن جدا شود فرقی نمی‌كند كه گدايت كجايی است آقا،به يک نگاهِ شما هر گـدا شود باب الحوائجی كه كنار تو خفته است بی شک به دست او گره بسته وا شود آئينه ی دلی كه شده تار، از گناه با اشک و ناله در غمت آقا جلا شود مُـزدِ رسالتِ نَـبـی اصلأ روا نبود با سنگ و تيغ و نيزه و خنجر ادا شود جز كـربلا و كـوفـه و شـامِ بلا و غـم بر ميهمانِ خود ستم اینسان كجا شود رأس حسین و بزم شرابی و خيزران در پيشِ چشم زينب كبری بپا شود جان مي‌دهد رقیه در آندم که ناگهان با حـنـجـرِ بريـده، لـبش آشنـا شود : از دل نگذشته تو روا می سازی از گـرفـتـاری مـا باخـبـری مـا را بس جان قسم، این دلمان تنگ شده یڪ سفر و بلا هم ببری ما را بس صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
کاش قسمت بشود لطف الهی گاهی به گدایان برسد طرفه نگاهی گاهی میشود بندهی درمانده و آواره شده سخت محتاج به آغوشِ پناهی گاهی هر چه کردم بشوم زائر میخانه، نشد نیست جز گریه سوی میکده راهی گاهی گاه با یک حسنه پاک شود کـوه گـناه کـوه خیـرات بسوزد به گـناهی گـاهی به خودم گفتهام اصلا شده چون حجّت حق از غم و غصهی یک شیعه بکاهی گاهی؟ از در سوخته و دوری میدهد چشم پر از اشک گواهی گاهی یاد بین الحـرمـین و حــرم ثاراللّه میکشیم از جگر سوخته آهی گاهی باعث قـرب به دربار ولــی اللّه است اشکِ در روضه به قدر پر کاهی گاهی میتواند سبب مـردن نوکـر بشود روضهی جسمِ به خون مانده ی شاهی گاهی : مثل موجی که به روی آب بازی می کند نام نیکت در دل من سرفـرازی می کند ذکر اسمت می شود مشکل گشای دردها گفتن یک یا حسین، صد چاره سازی می کند صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
لحظات مناجات فقط مشغله دارم خیلی سرِ نفسم عوضش حوصله دارم یک بار نشد تا که شکایت کنم از خود تنهـا فقط از دست بقیه گـِلـِه دارم بهر منِ دنیا زده پرواز محال است اینگونه که بر بال و پرم سلسله دارم من را چه شده یاد قیامت نمی افتم؟ با این همه ترسی که ز یک زلزله دارم در خوابم و یک لحظه نشد تا که بفهمم با یوسف زهــرا چـقـدر فـاصلـه دارم نــوكـــر نـوشـــت: رفته ای در سفرُ مشکلی هست مگر باعث تأخیر شده؟ سالـهـا می گذرد غایبـی از دیده ی ما نکند شده صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... آدینتون معطر بنام
ماییم و فقط روضه ی ارباب و دگر هیچ چشمان پر آب و دل بی تاب و دگر هیچ چون روزنه ای چشم فرو بسته از عـالـم وابسته ی خورشید جهان تاب و دگر هیچ اندوخته جـز اشک نداریم به دنیا ماییم و همین گوهر نایاب و دگر هیچ اندازه ی یک قطره اگر اشک فشاندیم شد کوه گنه شسته به سیلاب و دگر هیچ راه دل مـا را به حـرم ختم نمودند هر راه به جز این شده گرداب و دگر هیچ چون پرچـم سیار عـزا، خانه به دوشم چون ابر سبکبارم و بی خواب و دگر هیچ "در حشر چو پرسند که سرمایه چه داری" گویم که غـم حضرت ارباب و دگر هیچ : حالم دوباره صبح شد و رو به راه شد وقٺ سلام و عرض ارادٺ به شاه شد عالم تمام، خاڪ ڪف پای شاه عشق شاهی ڪه بر تمام جهـان سرپناه شد صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
نشسته‌ام بنویسم گدا نمی‌خواهی؟ میان خانه‌ی خود بینوا نمی‌خواهی؟ نشسته‌ام بنویسم کریم یعنی تو کریم‌زاده تو حاجت روا نمی خواهی شنیده‌ام که عطایت زبانزد همه است نیازمند برای عطا نمی‌خواهی به خاک تیره اگر بنگری طلا گردد تو علم و معجزه و کیمیا نمی‌خواهی قسم به روی شما خوب می‌شوم آقا فقط بیا و نگو که مرا نمی‌خواهی منم اسیر نگاه پر از عطوفت تو من از نگاه تو خواندم شما نمی‌خواهی که من جدا شوم از تو؛ وَ خوب دانستم که می‌کنی ز محبّان خود هواخواهی هرآنکه بسته به چشمت دخیل سیّدنا نشسته روی پر جبرئیل سیّدنا : از دعـاهـای شمـا، راهـیِ “مشهـد” میشوم میروم مشهـد، همانجا وقف مرقد میشوم ای جوادبنُ الرّضا، بابُ الجوادت محشر است رفتن از بابُ الجواد، از هر دری شیرین تر است صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... ولادت باسعادت امام جواد(ع) بر عاشقان ولایت مبارکباد
در وصف ذات، صحبت ما احتیاج نیست  زیرا که در صفات خدا «احتیاج» نیست باید به بال رفت و درآورد گیوه را     در بارگاه قرب تو پا احتیاج نیست تو بی ‌وسیله هم بلدی معجزه کنی    دست تو را به لطف عصا احتیاج نیست بوی طعام سفره، خودش می‌کشد مرا   تا خانه‌ی تو راهنما احتیاج نیست خواهش نکرده اهل کرم لطف می‌کنند این جا به التماس گدا احتیاج نیست اصلاً پی معالجه ی این جگر مباش "بیمار عشق را به دوا احتیاج نیست" محشر برای رو شدن اعتبار توست   کی گفته است روز جزا احتپپیاج نیست؟ تو با سکوت کردن خود، جنگ می‌کنی  تیغ تو را به کرب و بلا احتیاج نیست وقتی نداشت  مادر تو سنگ قبر هم دیگر تو را به صحن و سرا احتیاج نیست : کنار صحـن خیالــی و رو به ایوانم و پیش حوض حیاطی که نیست، حیرانم گرفته زمـزمـه، فــواره یا حسین؛ اما صدای آید؛ بگو حسن جانم صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير...
اصلا حواسم نیست که فرصت ندارم خیلـی برای بندگـی همت ندارم اینقدر زیر خاک خوابیده اند مردم چشمـی برای دیدن عبرت ندارم امروز و فردا می کنم هنگام توبه حالـی برای ترک معصیّت ندارم ارزان خودم را باختم در دار دنیا اما حواسم نیست من قیمت ندارم افتادم اما باز دستم را گرفتی جایی به جز این خانه من عزت ندارم وای از شبی که صورتم بر خاک قبر است چیزی برای خانه ی غربت ندارم باب نجات شیعه ی زهرا، حسین است چشم امیدی جز به این رحمت ندارم وقتی حسین بن علی را دوست دارم از هیچ چیز دیگـری وحشت ندارم : عاشق آن‌ است که فکرش همه خدمت باشد صبحهـا در عـرض ارادٺ باشد بهتر از ندیدم شاهـی ڪه چنین باخبر از حـال باشد صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
بعثتی در ورقِ کاغذِ من در راه است به رسالت قلـمم باز برانگیخته شد بارِ سنگینِ نوشتن زِ یدالله، علــی امشب انگار به دوش قلم آویخته شد وحی از عمق وجودم به قلم کرد نزول عشق با گوشت و خونِ قلم آمیخته شد قلم و جوهر و کاغذ همه گفتند علی هر کسی گفت علی عالمِ فرهیخته شد نشِمردم ولی آنطور که حسّم میگفت صد و ده بار نمک در غزلم ریخته شد لحظاتی که به لب زمزمه داریم علی به خدا ، طبقِ روایات عبادت کردیم ثبتِ پروندهءمان هست سلامی هر روز صبحِ هر روز به تو عرض ارادت کردیم ولی الله علی هست و یدالله علیست مرزِ تشخیصِ همه راه زِ بیراه علیست کرد مرقوم، قلم، من که امامم علی است راهیِ میکده ام شُرب مدامم علی است : نوکر همیشه در تب عرض ارادت است نوکر نگو که نام درستش سیادت است شیعه به خودبناز که ارباب تو علیست آن دلبری که بردن نامش عبادت است صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلامٌ عليكم و رحمة الله... میــلاد با سر سعادت امیرمومنان حضرت علی بن ابیطالب (ع) مظهــر و به پیشگاه امام زمان(عج) و همه شما عزیزان تبریــک و تهنیت باد🌹
دوباره بی‌تو دارد این جهان جدید می‌شود زمین پر از گل و شکوفه‌ی سپید می‌شود زمین چگونه می‌کند لباس تازه بر تنش جهان بدون روی تو چگونه عید می‌شود بدون جلوه‌ی رخ تو ماه در نحوست است هلال ماه با نگاه تو سعید می‌شود زمان اسیر دوری حضور تو الی الابد و مبتلای داغ، مدّتی مدید می‌شود غبارها گرفته‌اند آسمان تشنه را که ماه پشت این غبار ناپدید می‌شود و داغ دوری تو عادتی برای ما شده‌ست که رنج نسلهای خسته "من مزید" می‌شود مراد عـالمیست آن نگاه مهربان تو عزیز مصر زیر دست تو مرید می‌شود به کاف و ها و یا و عین و صاد می‌خورم قسم که نام تو برای قفل‌ها کلید می‌شود ولی هنوز در تعجّبم که سال بی‌رمق چگونه می‌رسد ز راه و هی جدید می‌شود : یک *یا حسین* بهر تسلای ما بس است ما را همین مقوله و حال و هوا بس است شش سین زِ هفت سین، همه ارزانیِ شما یک سین برای ما، " سفر کـربلا " بس است صلي الله عليڪ يا سيدناالغريب يااباعبدالله الحسين... سلام و عرض ادب... صبحتون بخير... فرا رسیدن سال نو و عید نوروز را تبریک عرض میکنیم.
با اشک بی‌زوال خودم گریه می‌کنم بر روز و ماه و سال خودم گریه می‌کنم این پلک ها به روضه‌ی تو‌ زخم شد حسین پس با زبان حال خودم گریه می‌کنم حالا دگر بدون عصا می‌خورم زمین گاهی خودم به حال خودم گریه می‌کنم می‌پرسم از خودم که چرا بی کفن شدی؟ بر پاسخ سوال خودم گریه می‌کنم گاهی که یاد عصر دهم می‌کند دلم بر غارت جلال خودم گریه می‌کنم من آن کبوترم که ز شلاق ها هنوز هر شب ز درد بال خودم گریه می‌کنم ای بهترین برادر دنیا برای تو تا وقت ارتحال خودم گریه می‌کنم : بازهم روضه‌ ی زینب، همه جا ریخت بهم حال و روز همه‌ ی اهل سما ریخت بهم بازهم پیرهنی را به سر و روش کشید گریه‌هایش همه‌ مرثیه را ریخت بهم صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... شهادت اسوه صبر و استقامت خانم حضرت زینب سلام الله علیها بر عموم شیعیان تسیلت باد
ﮔﻔﺘﻢ ﺩﻭﺍﯼ ﺩﺭﺩ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﻣﯽ‌ﺭﺳﺪ ﺍﻣّـﺎ ﻃﺒﯿﺐ ﺍﯾﻦ ﺩﻝ ﺑﯿﻤـﺎﺭ ﺑﺮﻧﮕﺸﺖ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﺑﻪ ﺩﯾﺪﻥ ﯾﻮﺳﻒ ﻧﻤﯽ‌ﺭﻭﺩ ﺣﻖ ﻣﯽ‌ﺩﻫﻢ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﺑﺮﻧﮕﺸﺖ ﭼﺸﻢ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﭼﺸﻢ ﺗﺮﻡ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺟﺎﺩﻩ ﻣﺎﻧﺪ ﭘﻨﺠﺎﻩ ﻭ ﭼﻨﺪ ﺟﻤﻌﻪ ﻭ ﺩﻟـﺪﺍﺭ ﺑﺮﻧﮕﺸﺖ ﻣﻦ ﭼﻪ ﻏﺮﻭبهـا ﮐﻪ ﻧﺸﺴﺘﻢ ﺑﻪ ﭘﺎﯼ ﺗﻮ ﺁﯾﻪ، ﻗﺴﻢ، ﺑﻬـﺎﻧﻪ ﻭ ﺍﺻـﺮﺍﺭ ﺑﺮﻧﮕﺸﺖ ﯾﮏ ﺳﺎﻝ ﺩﺭ ﮔﻨﺎﻩ ﺩﻟـﻢ ﺭﺍ ﻧﻈﺎﺭﻩ ﮐﺮﺩ ﺷﮑﺮ ﺧــــــﺪﺍ ﺯ ﻣﺎ ﻧﻈﺮ ﯾﺎﺭ ﺑﺮﻧﮕﺸﺖ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﺣﺴﺎﺏ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﺩﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺑﯿﺮﺍﻫﻪ ﺭﻓﺖ ﺍﯾﻦ ﺩﻝ ﻭ ﯾﮑﺒﺎﺭ ﺑﺮﻧﮕﺸﺖ ﺍﻭ ﺳﺎﻟﻬﺎﺳﺖ ﺁﺑﺮﻭﯾﻢ ﺭﺍ ﺧﺮﯾﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺍﺑﺮ ﮐَــﺮَﻡ ﺯ ﻋـﺒـﺪ ﮔـﻨﻬﮑﺎﺭ ﺑﺮﻧﮕﺸﺖ ﺍﺻﻼ‌ً ﺑﺪﻭﻥ ﺍﻭ ﭼﻪ ﺑﻬﺎﺭﯼ؟ ﭼﻪ ﻟﺬّﺗﯽ؟ ﺑﯽ ﺍﻭ ﻧﺴﯿﻢ ﻫﻢ ﺳﻮﯼ ﮔﻠﺰﺍﺭ ﺑﺮﻧﮕﺸﺖ ﺳﺎﻝ ﺟﺪﯾﺪ، ﺳﺎﻝ ﻓـﺮﺝ، ﺳﺎﻝ ﮐــﺮﺑﻼ‌ ﺍﻣﺴﺎﻝ ﻫﻢ آمــد ﻭﻟﯽ ﯾﺎﺭ ﺑﺮﻧﮕﺸﺖ : عید امسال مرا لایق دیدار کنید یا مرا گریه کن صحن علمـدار کنید بهترین عیدی ما دیدن شاه شهـداست کاش یک گوشه ی چشمی به من زار کنید صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام