یادت می آید زیر پرچم گریه کردیم
هرجا حسین گفتند، در دم گریه کردیم
تا کربلا رفتیم و با هم روضه خواندیم
تا کــربلا رفتیم و با هم گـریه کردیم
این که روایت گفته زائر عـرشیانند
یعنی کنار نوح و آدم گـریه کردیم
در زیر بارانـی که نم نم بود، ما هم
از اصغرش خواندیم و نم نم گریه کردیم
چندین سه سـالـه در میان راه دیدیم
بر روضه ای که شد مجسّم گریه کردیم
خسته شدیم و با قـد خـم راه رفتیم
یک لحظه بعدش بر قد خم گریه کردیم
گفتند تا کی گریه بر آقـای مظلـوم؟
گفتیم که اللهُ اَعـلـم... گریه کردیم
تنها نه بر کـرب و بلا و هر مقامش
بر عکسهای کـربلا هم گریه کردیم
این اشکـها آبیست بر دوزخ، به والله
فردا پشیمانیم اگر کم گریه کردیم
#نـوكـر_نـوشـت:
#حسین_جـان
دست بر سینه، ادب حکم کند وقت قیام
رو به اربابِ دو عالم دهی هر صبح سلام
نوکری کردنِ این طایفه لذت بخش است
بالاخص #نوکر ارباب شدن ختــــم کلام
#صلی_الله_علیک_ياسيدناالمظلوم_يااباعبدالله_الحسين
سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير، روزتون معطر بنام #ارباب_بی_کفن
#به_یاد_شهید_مدافع_حرم_محمد_کامران
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
امشب به رنگ فصل خزان گریه می کنیم
هم ناله با زمین و زمان گریه می کنیم
هر چند گفته اند که آرام گریه کن
اما بلند و ضجه زنان گریه می کنیم
امشب که خانه ی دلمان غم گرفته است
مـانند ابـرهـای روان گریه می کنیم
هم پای کوچه های مدینه نشسته ایم
با روضه های تازه جوان گریه می کنیم
تازه جـوان و قـدِ کمانی تعجب است
از غصه های قـدِ کمان گریه می کنیم
داریم پای روضه یتان پیر می شویم
امـا هنـوز از غـمـتـان گریه می کنیم
این خانه ی غمیست پر از غربت بقیع
از داغ قـبرهای نهـان گریه می کنیم
آری دوباره بر سر سفره نشسته ایم
امشب برای مادرمان گریه می کنیم
#نـوكــر_نـوشــت:
#وای_مـادرم
چند ضربه به در خورد، زجایش اُفتاد
مادری خم شد و از درد صدایش اُفتاد
پدری آب شد از شـانه عـبـایش اُفتاد
درِ آتـش زده روی سـر و پایش اُفتاد
#صلی_الله_علیک_ياسيدناالمظلوم_يااباعبدالله_الحسين
سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير، روزتون معطر بنام #خامس_آل_عبا
#به_یاد_شهید_مدافع_حرم_محمدحسین_عطـری
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
غزلی از حرمت ساختهام با «مثلا»
گرچه خاک است روی قبر تو؛ اما مثلا
گنبدِ زرد تو خورشید شده میتابد
نور میگیرد از آن؛ گنبدِ خضرا مثلا
چه ضریحی شده کارِ هنرِ فرشچیان
جنسِ هر پنجرهاش هست، مُطلّا مثلا
چقدَر پارچهی سبز، گره خورده به آن
میکنی باز، تمـام گـرهها را مثلا
خادمانت همه دورِ سرمان میگردند
ما عزیزیم، در این صحنِ مُعلّا مثلا
تشنهها مست شوند از مِـیِ سقاخانه
ساقیِ میکده هم «حضرت سقا» مثلا
هیئتی شکل گرفتهست، میان حـرمت
نام هیئت شده «یا حضرت زهرا» مثلا
روضهخوانی وسطِ صحن، حکایت میخواند
قصهی کوچهای از شهر تو؛ حالا مثلا
مادری با پسرش رد شده از آن؛ امــــا
هیچ کس راه نبستهست بر آنها مثلا
دست نامردِ کسی هم وسط کوچه نبود
چادری خاک نخوردهست، در آنجا مثلا
مادرِ قصهی ما رفت، صحیح و سالم
وَ نپوشاند، رخ از دیدهی مـولا مثلا
بعدِ مجلس همه رفتند، زیارت کردند
تربتِ حضـرت زهـرا شده پیدا مثلا
#نـوكــر_نـوشـت:
#حسـن_جـانم💔
#یوم_الحسین گفتی و #زینب ز تاب رفت
دیگر تو از عزای #حسین، ای #حسن مگو
#صلي_الله_علیک_ياسيدناالمظلوم_يااباعبدالله_الحسين
سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير، #دوشنبتون_امام_حسنی
#به_یاد_شهید_مدافع_حرم_علی_اکبر_عربی
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
حسرت اینبار مرا از نفس انداخته است
شوق دیدار مرا از نفس انداخته است
از فراقت چه بگویم؟ که نگفتن بهتر
زخم بسیار مرا از نفس انداخته است
آمدم جمعه ی این هفته نفس تازه کنم
دیدم انگار مرا از نفس انداخته است
ندبه های سحری شاهد غمهایم شد
دوری از یار مرا از نفس انداخته است
روضه خوان روضه بخوان، مادرسادات چه شد؟
خون مسمار مرا از نفس انداخته است
یاد #زهرا که میافتم دل من می لرزد
در و دیوار مرا از نفس انداخته است
وسط روضه ی زهرا غم سنگین #علی
صد و ده بار مرا از نفس انداخته است
با دل خسته ی خود مادر ما #مهدی گفت
درد خود را همه شب فاطمه با مهدی گفت
#نـوكــر_نـوشـت:
#مـهـدی_جـان💔
خورشیدی و زمین و زمان در مدار توست
مولای من بیا که جهان بیقرار توست
#صلی_الله_علیک_ياسيدناالمظلوم_يااباعبدالله_الحسين
سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير، روزتون معطر بنام #اباعبدالله
#به_یاد_شهید_مدافع_حرم_صادق_محمدزاده
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
مشتاق توام با همه ی آسی و پاسی
با کوه گناهان و خطاها و معاصی
این بار چرا هول شدم، قافیه بد شد
دربست حرم، زیرگذر، بست طبرسی
آقا حرم تو هتلی هشت ستاره ست
خوش حال وهوا، بابرکت، شیک و اساسی
خیلی حرمت شکل بهشت است ولی نه
شرمنده چه تشبیه سخیفی، چه قیاسی
عقل آمده زانو زده تا اذن بگیرد
پشت در این مدرسه ی هشت کلاسی
هر کس که نگاهش بکنی آمده اینجا
حتی من کم، این من بد، این من عاصی
تنها نه خراسان شمالی و جنوبی
ایران همه جایش شده از بوی تو یاسی
من آمده ام توی حرم جامعه خوانی
تا دوره کنم بحث خوش عشق شناسی
بر قامت این شاعر دلخسته بپوشان
از خلعت آقایـی خود تکـه لباسی
یک عمر امیدم به شما بوده و این در
آقا نکند روز قیامت نشناسی
با پای خودش آمده این آهوی وحشی
حالا بزن ای عشق تو هم تیر خلاصی
#نـوكــر_نـوشـت:
#یا_امـام_رضـا
شده ام مثل مریضی که پس از قطع امید
دَر پۍِ معجزه ای راهیه #مشهد شده است
#صلی_الله_علیک_ياسيدناالمظلوم_يااباعبدالله_الحسين
سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير، #چهارشنبتون_امام_رضایی
#به_یاد_شهید_مدافع_حرم_محمدرضا_جبلی
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
از آن زمان که خدایم سرشت تا باشم
نوشت تا که فقط عاشق شما باشم
نوشت با همه کس غیر تو غریب شوم
نوشت تا که فقط با تو آشنا باشم
خدا رقم زده این سرنوشت را؛ چه کنم؟
همیشه شاه تو باشی و من گدا باشم
امام عصر، امام زمان، مباد دمی
دمی که از تو و از یاد تو جدا باشم
تو نیستی و من این را ز خود نپرسیدم
در این زمانه که او نیست، من چرا باشم
میان خانه ات امشب عزا به پا کردی
چه می شود که در آن مجلس عزا باشم
برای آنکه کمی در غمت شریک شوم
اجازه می دهی امشب که سامرا باشم؟
قسم به اشک روانت برای من بنویس
که باز یک سحر جمعه کربلا باشم
#نـوكـر_نـوشـت:
#امام_حسن_عسکری
آماده شده کاسه ی خالی گدایی...
همنام حسن بی برو برگرد کریم است
#صلی_الله_علیک_ياسيدناالمظلوم_يااباعبدالله_الحسين
سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير، #شهادت_امامحسنعسکری (علیهالسلام) را خدمت شما تسلیت عرض میکنیم🏴
#به_یاد_شهید_مدافع_حرم_عمار_بهمنی
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم