نیمه شب است و مانده علی كه چهها كند
باید بساطِ غسلِ کسی را به پا کند
حیدر بنا نداشت که بی فاطمه شود
اما بناست خانه ی قبری بنا کند
باگریه کارِ غسلِ خودش را شروع کرد
باید کهِ مثلِ شمع، نباید صدا کند
بعد از سه ماه رو زدن و رو ندیدنش
وقتش رسیده فاطمه را روبنا کند
هر عضو شستشوش یکی را زِ هوش برد
مانده علی چه با جگر بچه ها کند
دستش کجا رسید که دادش بلند شد
مجبور شد که کارِ خود را رها کند
مانده که گرمِ شستنِ زخم تنش شود
یا فکرِ جا به جا شدنِ دنده ها کند
زهرا چه راحت است علی پُر جراحت است
دنیا نخواست که با جگرش خوب تا کند
#نـوكــر_نـوشــت:
#زهرا_جان💔
غربتم با بودن زهرا نمی آمد به چشم
روزگاری تکیه گاهی داشتم یادش بخیر
#صلی_الله_علیک_ياسيدناالمظلوم_يااباعبدالله_الحسين
سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير، روزتون معطر بنام #خامس_آل_عبا
#به_یاد_شهید_مدافع_حرم_علی_منیعات
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
داغی نهفته است در این قلب پاره ام
همچون حباب منتظر یک اشاره ام
عمریست لحظه ی گذر از کوچه هایِ تنگ
آن صحنه ی غرور شکن در نظاره ام
گفتم به زهر، خوب اثر کن بر این جگر
در دستهای توست فقط راه چاره ام
در ظلمت همیشه ی شبهای کوچه ها
در جستجویِ تکّه چندین ستاره ام
چون مادرم تمامِ تنم سوخت ای خدا
امّا به سینه است تمامِ شراره ام
اسرار کوچه را نتوان گفت با کسی
راویِ این حقیقت پر استعاره ام
یک جمله ای بگویم و ای خاک بر سرم
بگذاشت پا به چادر و رد شد ز مادرم
#نــوكــر_نـوشــت:
#حسن_جـانم
مادر چقدر دلنگران سکوت اوست
فهمیده سینه ی حسنش تیر میکشد
#صلی_الله_علیک_ياسيدناالمظلوم_يااباعبدالله_الحسين
سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير، #دوشنبتون_امام_حسنی
#به_یاد_شهید_مدافع_حرم_فرزاد_زنگنه
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
دلتنگ روی ماه تو هستیم ماهِ ما
چشمان خیس وقت سحرها گواه ما
معلوم میشود که دلت را شکستهایم
از بس که بی اثر شده این سوز آه ما
نگذشتهایم محض رضای تو از گناه
بگذر عزیز فاطمه از اشتباه ما
یارانتان که سیصد و اندی نشد ببخش
محبوس شد میان معاصی سپاه ما
در زیر نور ماه کجا خیمه میزنی؟
تنها پناه عالمیان، تکیه گاه ما
بیچاره آنکه مثل شما اهل گریه نیست
حال بکاء و روضه و غم شد سلاح ما
یک قطره اشک در غم جد تو کوه ساخت
از این عبادت کم و قدر کاه ما
دلخوش به گریه بر غم زهرای اطهریم
تا بر دو چشم خیس تو افتد نگاه ما
#نـوكــر_نـوشـت:
#مـهـدی_جـان
روز سه شنبه بود که رفتی و سالهاست
بغض غروب جمعه ی من این سه شنبه هاست
#صلی_الله_علیک_ياسيدناالمظلوم_يااباعبدالله_الحسين
سلام عليكم ورحمة الله،صبحتون بخير، معطر بنام #اباعبدالله
#به_یاد_شهید_مدافع_حرم_جبار_دریساوی
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
دست خالی هرکسی آمد زیانش کمتر است
معتصم وقتی شدی حال و هوایت بهتر است
کیسه ی زر را نمیخواهم فقط ردّم نکن
باز کن در را رضاجان، سائلت پشت در است
از میان این همه کفتر که دورت میپرند
میخری تو آن کبوتر را که بی بال و پر است
یک سفر رفتم قم و دور حرم گفتم رضا
مشهدی که آمدم سوغات صحن خواهر است
آنقدر که بامرامی مثل بابایت علی
می نشینی در کنار آنکه آلوده تر است
بارها بین حرم برگشته ام باب الجواد
دیدن گنبد از این زاویه لطفی دیگر است
زودتر از عرض حاجت، حاجتم را می دهند
چون گرفتارم، قسم هایم به جان مادر است
خواهشاً خرج نجف تا کربلایم را بده
خرج آن حتی اگر جان دادن این نوکر است
#نـوكــر_نـوشـت:
#یا_امام_رضا
در بین سینه شوق حریم تو بی حد است
اصلاً تمام دلخوشیام شهر مشهد است
#صلی_الله_علیک_ياسيدناالمظلوم_يااباعبدالله_الحسين
سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير، #چهارشنبتون_امام_رضایی
#به_یاد_شهید_مدافع_حرم_احسان_فتحی
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
مینویسم با عطش امشب غزل بر بوریا
مینشینم یاد شاهِ بی مثَل بر بوریا
یاد آن شبها که آمد اشک-ریزان نورِ ماه
تا بپوشاند تنش را با زُحل بر بوریا
سینه ی تیرِ سه شعبه خورده اش را ضجّه زد
آفتاب افتاد وقتی بی خلل بر بوریا
با دعای خواهرش راهی شد آهسته سه روز
ظهرگاهان یک نسیم از روی تل بر بوریا
شد اذانِ مغرب و افتاده پیش قتلگاه
تکه تکه حضرتِ خیرالعمل بر بوریا
غرق در خون است از نامردی صیادها
اهل عالم! نیست جای شیرِ یل بر بوریا
خوب شد برداشتند از روی خاک و ریختند
پیکر صد پاره اش را لاأقل بر بوریا
اینچنین شد که ملائک لطمه زن در کربلا
روضه میخوانند از روز ازل بر بوریا
#نـوكــر_نـوشـت:
#حـسین_جـان💔
ای کشته ی بی غسل و کفن، تشنگی تو
داغی ست که تا روز ابد بر جگر ماست
#صلی_الله_عليک_ياسيدناالمظلوم_يااباعبدالله_الحسين
سلام عليكم و رحمة الله،صبحتون بخير،
#روزيتون_زیارت_كـربلای_مـعـلـی
#به_یاد_شهید_مدافع_حرم_روح_الله_صحرایی
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
باز حسرت به دلم ماند و نیامد یارم
او چه کرده است ندانم همه شب بیمارم
نیت روزه نمودم که به مِی لب نزنم
یاد رخساره ی تو شد سبب افطارم
گر بُود صفحه ی روشن به کتاب عمرم
لحظاتی ست که خرج تو شده ای یارم
بس که از وصف تو گفتم همه مشتاق تواَند
لیک پرسند چگونه است رخ دلدارم
کاش تصویر گناهم به دو چشم تو نبود
تو به رویم نزدی من خجل از کردارم
گر نشانی ز تواَم بود همه رفت از دست
کاروان رفته و من گمشده ی دیدارم
از تو دلگیر شوم گر به سرایم آیی
خواب باشم بروی و نکنی بیدارم
آرزویم همه این است که در خیمه ی تو
بنگـرم از کـرمت بنده ی خدمتکارم
#نـوكــر_نـوشـت:
#مـهــدی_جـان
مثل هر جمعه دلـم حس عجیبی دارد
حس دیدار تو این جمعه کمی بیشتر است
#صلی_الله_عليک_ياسيدناالمظلوم_يااباعبدالله_الحسين
سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير، #آدینتون معطر بنام #منتقم_خون_اباعبدالله
#به_یاد_شهید_مدافع_حرم_رضا_کارگربرزی
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم