eitaa logo
شاه سلام علیک ؛ حسین سلام علیک
163 دنبال‌کننده
32 عکس
75 ویدیو
0 فایل
Admin : نوكري كردنِ اين قوم مرا بالا بُرد با گداييِّ حسين مَنسَب شاهي دارم به حسين بن علي پشت و پناهم گرم است اي خدا شكر ، عجب پشت و پناهي دارم. "تبادل و تبلیغ انجام نمی شود"
مشاهده در ایتا
دانلود
کـربلا وُ شبِ جمعه حرمِ حضرتِ عشق در کجا بوده چنین بخت میسّر باشد در حرم روضه ی مقتل چقدر می چسبد چه شود مرثیه خوان حضرتِ مادر باشد هرگزم بهتر از این بخت نباشد یارم جای من در حـرمِ آلِ پیمبر باشد جای دارد نفسی تازه کنم از سحرش به اذانی که در آن طعمِ معطر باشد چه نسیمِ سحری می وزد از باغِ حرم آسمانش چقدر رقصِ کبوتر باشد جنتی را که خدا وصف کند اینجا هست باغِ هفتاد و دو تن لاله ی پرپر باشد : با شما حال خراب دل ما خوبتر است وسط خیمه ی تو حال و هوا خوبتر است نیمه شب ها وسط نافـلـه، گـریانم کن سینه زن که بشود اهل بکا خوبتر است صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
بیا به حلقه ی ما دم بده که دم گیریم برای سجده کمی گیریم بیا که با نفست بـوی کـربلا پیچد نشان قبله ی خود را از آن قدم گیریم حسین جانِ تو با ما ببین چه ها کرده بیا حسین بگو جان دم به دم گیریم بنا نبود از اول بهشت قسمت ما بناست جای کمی گوشه ی حرم گیریم لباس خاکی تان را تکان دهیم امشب از آن عـبـای مبـارک غبار غـم گیریم خرابه گردی تان ارث عمه های شماست بیا سـراغ یتیم خـرابه هم گیریم و کاش چند عروسک کنار او ببریم میان شب خبر از پای پُر وَرم گیریم : امروز گـدایان همگی محـو لقـایت آیا به من بی سر و پاهم نظری هست در دل عطش کـرب و بلا جان به سرم کرد آقا تو عنایت کن اگر هـم سفری هست صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... آدینتون معطر بنام
دلت کربلا میخواد... اولین مرحله این است فقط رو بزنی پی یک مهر به این سو و به آن سو بزنی دومین مرحله این است که خود را بِبَری مُهـر با اصل برابر شده بر او بزنی سومین مرحله سخت است که در طیِّ طریق با خودت مو نزنی دست چو بر مو بزنی چارمین مرحله خوب است که از تاول پات؛ در تنت باغچه ای از گُل شب بو بزنی پنجمین مرحله باید بشوی خود جاده کَف پای همه را با مُـژه جـارو بزنی ششمین مرحله باید بروی قٙبلِ حسین حـرم حضـرت عبـاس دو زانـو بزنی هفتمین مرحله چون اول راهت باید به ضریح و به حریم و به حرم رو بزنی هشتمین مرحله عشق است که پیش ارباب در حـرم نعـره ی یا ضـامن آهـو بزنی : هر ڪه پرسید چه دارم دگر از دار جهان همه ی دار و ندارم بنویسید هیچ شعری ننویسید به روی ڪفنم با گِـل ِ تربتِ یارم بنویسید صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
جای گله ز فاصله ها گریه می کنم با نام سیّـدالـشّهـدا گریه می کنم من که تمام عمر ز داغت گریستم در بین قبر هم چه بسا گریه می کنم باید هـزار سـال برای تو گریه کرد قـدر هـزار سال تو را گریه می کنم من سمت روضه میروم و عابری به من می گـوید: "التماس دعا " گریه می کنم تو خواستی و حاجت من شد روا حسین بر نـذر هـای گشته ادا گریه می کنم حالا تو بخش بخش شدی «ح» شدی و «سین» حالا تو را هِجـا به هِجـا گریه می کنم تو در ازای اشکــ به من بده من در ازای گریه می کنم : من هجـر يار ديده ام و زنده ام هنوز اين شرطِ عاشقـي نَبُوَد خاک بر سرم "بيچاره عاشقي كه نرفته ست كـربلا" بيچاره تر كسي كه نمرده ست در حرم صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
تو طفل بودی و حتی گمان نمی کردی میان کـوچه کسی هتک حرمتـی بکند به مادری که خداوند کـوثرش خوانده کسی لـگـد بزند یا جسـارتـی بکند به قصد خانه از این کوچه ها گذر کردید ولی چه حیف که مادر به مقصدت نرسید چو دستهای بزرگش به قصد سیلی رفت "پریدی از سر جایت ولـی قَـدَّت نرسید" ز روی پوشیه زد تازه این چنین شده است چه خوب شد که تو آنجا مراقبش بودی چـو برق از سـر مـادر پرید و می افتاد چه خوب مثل عصـایـی مراقبش بودی هنوز لحظه ی رفتن میان کوچه ی تنگ تـو با تمـام تصـاویر درد سـر داری نگاه کردم و دیدم نوشته به روی لخته ی خونی که از جگر داری : بیچاره دستی که گـدای مجتبی نیست یا آن سری که خاک پای مجتبی نیست بر گـریه ی زهـرا قسم مدیون زهـراست چشمی که گـریان عـزای مجتبی نیست صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... (ع)
رسیده است از این گریه آبرو به گدا چقدر رزق عطا کرده دستِ او به گدا فقیر پُشتِ در آمـد، درآمدش را داد بنا نـداشت شود تـازه روبرو به گدا خجالت از کـرمش بود اینکه رو نزدیم دلش نخواست خودش داد باز رو به گدا رسیده است به او دامـنـی پُر از خیـرات رسیـده است تـمـنّـا و آرزو به گدا به قیمتِ دلِ خوش حرفِ دل خریدُ شنید نشست و داد فقط وقتِ گفتگـو به گدا نفس کشید وَ بر سینه اش دمید همین بس است تا برسد نورِ ذکرِ "هو" به گدا چقدر خوب که ما شده چقدر خـوبِ گـدایی چـقـدر خـوبِ گدا : ڪاش می شد دلِ دیوانه ڪمی پر بزند بر درِ قـصـر در بزند دسٺ بر سینه گـذارید مـرا داخلِ قـبـر شاید ارباب بخواهد به نوڪرش سربزند صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
به نام قبـلـه ی ایرانیان به نام حرم به نام خادم و جاروکش و غلام حرم به نام پنجره فولاد و لطف بسیارش به نام این همه خیر علی الدوام حرم به نام هر که حسـادت کند به اقبـالِ کـبـوتـران بهـشتـی روی بـام حرم کسـی نبود که مـا را دهـد پنـاه اما هـزار مـرتبه قـربان این مـرام حرم فـدای میکـده ی ما تمام میکده ها هزار سال گذشت و پر است جام حرم هـزار رنگ عـوض کـرد روزگـار، امـا حرم به این همه وسعت ندیده این دنیا : این بــار گُنه حــال مــرا بـَد کـــرده انگـــار کـه اربــاب مــرا رَد کـــرده یا رَب دلِ من پیش حسین است ولی بـدجــور دلـم هـوای مَشهد کـــرده صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... امام رضایی(ع)
یادِ غمهـای تو بودیم اگـر غـم دیدیم پس جهان را فقط از قاب محرم دیدیم خبرِ آدم و عـالـم به در خانه ی توست ما که در چایِ تو فالِ همه عالـم دیدیم بر سر سفره ی تو زنده دلان می گردیم در غـذای تو دمِ عیسـیِ مـریـم دیدیم رو به سمت حـرم انگار، سلامت دادیم هر شب جمعه اگر سرخیِ پرچم دیدیم سرد وقتی که شود آتش دوزخ با اشک اشک‌ِ بر داغ تو را بیشتر از دیدیم «از بد حـادثه اینجـا به پنـاه آمده ایم» هر چه خیر است در این خیمه ی ماتم دیدیم در میان جلـسـه انگار آمد حالمان را وسط روضه چو برهم دیدیم لطف کن بیشتر از قبل طلب کن ما را شب جمعه حَرَمَت را بخدا کم دیدیم یاد لبهای عـلـی اصغـرت، آقـا بودیم تا که روزی به حرم بارشِ نم نم دیدیم : ما پاى لطف "فاطمه" شرمندگى كنيم ارباب ما حسين و فقط بندگى كنيم اصلا نميشود كه "شب جمعه اى"ز عمر بى شور و حال "كرب وبلا" زندگى كنيم صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
اين روزها ديگر كسی ياد شما نيست ديگر كسی با نامهـايت آشنا نيست مثـل گـذشته نيست ديگر كارهامان شبهای جمعه روی لبهامان دعا نيست حـق با شمـا بوده اگـر خيمه نشينی اينجـا ميان ما برای تو كه جا نيست تفـریح بعضی ها مهمتر از نمـاز است يک عده ای هم كارشان غير از ريا نيست ديگر گذشت آن هفته های جمكـرانی ديگر سه شنبه های هفته با صفا نيست در بنـد نفس خـود گـرفتـاريم از بس كه لحظه هامان از گرفتاری جدا نيست بیچارگـی یعنـی همین روزی بفهمیم در دفتـر چشـم انتظاران نام ما نیست چیزی که از ما دیده ای تو بی وفائیست چیزی که ما دیدیم از تو مهربانیست اصلاً چـه کاری بهتـر از روضـه گرفتن؟ حالا که روزی ِ گـدایان نیست : با هر نفسی سلام ڪردن عشق اسٺ آقا به ٺو احٺـرام ڪردن عشـق اسٺ چـون نام قشنگٺ بـه میـان می آید از روی ادب قیـام ڪردن عشق اسٺ صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... آدینتون معطر بنام
اینکه افتاده به سمتِ تو مسیرم کافیست تا قیامت شده ای نِعمَ الاَمیــرم، کافیست جز حسیـن بن علی عشـقِ دگر نیست مرا در همین حد که به عشقِ تو فقیرم کافیست شاعـر و خــادم و مــداح ندارد فـرقـی اینکه یک نوکـرِ ناچیز و حقیرم کافیست من اگر با کَـرَم و لـطف و عطایت آقــا حاجتِ دیدنِ بگیرم کافیست دســتِ دل را به ضریحت برسانم روزی آنقَدَر گریــه کنم تا که بمیـرم کافیست : من در گناه خویش زمین خورده ام حسین شرمنـده ام که آبرویت برده ام حسین بیراهه مـی روم‌، تو ‌مـرا سـر به ‌راه کن از دوری ات‌ همیشه بد آورده‌ام، حسین صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
آخر اندوهِ فراقِ تو مرا خواهد کشت تبِ شورِ اشتیاقِ تو مرا خواهد کشت به غـریبـیِ تو و غـربت زهـرا سوگند قبرِ بی شمع و چراغِ تو مرا خواهد کشت كاش مانند حسين، صحن و رواقی داشتی حسرت صحن و رواقِ تو مرا خواهد کشت تلخی ِ خاطره ی کوچه، چه زود پیرت کرد عاقبت طاقت طاقِ تو مـرا خواهد کشت پاره پاره جگـر از زهـرِ شـرر بار حسن شرر آتش داغِ تـو مـرا خواهد کشت : زخـم جگـر تو بس که کاری شده است چشمـان من از غصه بهاری شده است خـونـی که ز داغ کـوچه بر دل کـردی از گـوشه ی لبهای تو جاری شده است صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... دوشنبتون امام حسنی (ع)
حاء سین و یا و نون و هجا آفریده شد الحق که خوب بود و بجا آفریده شد امضا زدی الست برب را به خون خود خـونت اراده کـرد بلا آفـریده شد داغت که جلوه کرد خدا یا حسین گفت تا یا حسین گفت صـدا آفریده شد دست خدا تویی چه بگویم تو خالقی؟ یا که جهان به دست خدا آفریده شد در لفظ فرق هست به معنا که فرق نیست عباس خلـق گشت وفـا آفریده شد جبریل آمد و دو سه خط روضه خواند و بعد آدم که گـریه کـرد عـزا آفـریده شد این بیقراری دل ما بی دلیل نیست از خـاک تربتت گل ما آفـریده شد ما را که دید گفت خدا خیرتان دهد زهـرا دعـا که کرد دعـا آفـریده شد رونق گرفت روضه ات آقای بی کفن یابن الشبیب های رضـا آفریده شد این قدر داغ بر دل اهل حرم گذاشت من مانده ام که نیزه چرا آفریده شد؟ : با یا حُسیـن عشق و ڪلام آفریده اند هـر صـبـح را بـرای سـلام آفریده اند وقتی ڪه شاه ڪشور دلها شدی حُسیـن مـا را بـه افـتـخـار غــلام آفریده اند صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام