eitaa logo
شاه سلام علیک ؛ حسین سلام علیک
163 دنبال‌کننده
32 عکس
75 ویدیو
0 فایل
Admin : نوكري كردنِ اين قوم مرا بالا بُرد با گداييِّ حسين مَنسَب شاهي دارم به حسين بن علي پشت و پناهم گرم است اي خدا شكر ، عجب پشت و پناهي دارم. "تبادل و تبلیغ انجام نمی شود"
مشاهده در ایتا
دانلود
بیکار برای تـو دعـا سـود ندارد عاشق شدن ناقص ما سود ندارد ثروت که مهم نیست غرض قرب به مولاست اینجا سخن از فقر و غنا سود ندارد خاصیت ما در گرو سوختن ماست عمری که نشد وقف شما سود ندارد هر چیز که سود است برای همه مردم گـر دور کند از تو مـرا سود ندارد وقتی که خدا سود کلان داده به این در رفتن ز درِ تو، به خدا سود ندارد تو برکتی و واسطه‎ی برکتی آقا بی‎فیض شما هیچ کجا سود ندارد لنگ سفر کـرب و بلاییم کمک کن نوکـر نرود کـرب و بلا سود ندارد : هر کسی نام کسی بُرد، سرش بالا رفت ما که از لطف تو داریم، سری در سرها ازدحـام است سـر کـوی شمـا، اذن بده لااقـل مـا بنشینیم همین صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
هرچند که در شهر تو بازار زیاد است باید برسم زود، خریدار زیاد است من دربه‌در پنجره‌‌فولادم و دیریست بین من و آن پنجره دیوار زیاد است آنقدر کریمی که بدهکار تو کم نیست آنقدر کریمی که طلبکار زیاد است پاییز رسیدم به حرم، با همه گفتم: اینجا چقدر چادر گلدار زیاد است با بار گناه آمده‌ام مثل همیشه با بار گناه آمدم این بار زیاد است گندم به کبوتر بدهم، شعر بگویم آخر چه کنم؟ در حرمت کار زیاد است نوروز به نوروز، محرم به محرم سرمست زیاد است، عزادار زیاد است هر گوشه ی ایران حرم توست که با تو همسایه ی دیوار به دیوار زیاد است از دور سلامی تو و از دور جوابی این فاصله انگار نه انگار زیاد است آن شب که به رؤیای من افتاد مسیرت دیدم چقدر لذت دیدار زیاد است در خواب، سر سفره ی اطعام، تو گفتی: هر قدر که می‌خواهی بردار، زیاد است : ڪسی قدم به بی مدد نخواهد زد بدون واسطه دم از احــد نخواهد زد گدای ڪوی شو ڪه آن به سینه ی احـدی دست رد نخواهد زد صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... (ع)
دوسه شب مانده فقط فرصتمان محدود است  رحم کن گرچه گـدای تو گنه‎آلود است وای بر من اگر امشب نخری بارم را  آه پس من چه کنم نفس خطاکارم را هیچکس مثل منِ خسته پریشان نشده  روزه‎هایم سپر آتش سوزان نشده دانه دانه گنه من شده صدها خروار  ماندم از فیض نمازی که قضا شد هربار در سرم جز هوس و خواهش نفسانی نیست  خبری دیگر از آن سجده‎ی طولانی نیست جای مظلوم، ستم پیشه هم آغوشم شد  از گفتم و ایتام فراموشم شد معصیت کم‎کم از این خانه مرا دورم کرد  خوی دنیاطلبی بود که مغلوبم کرد سیدی صید شدم در شهواتم الغوث  سخت دلواپس میزان و صراطم الغوث بینوایم، به گدا نان و نوایی برسان  درد دارم چه کنم زود دوایی برسان نسخه‎ای نیست به جز گریه‎ی بر ثارالله  هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله : حرم یــار برای دگــران خوشی لحظه ی دیدار برای دگــران منم و روضه ی گودال و دلی غمدیده چشم بستم به نسیمی ز دعای دگـران صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير...
اشک عشاق تو از دیده روان است بیا  آخرین جمعه‎ی ماه رمضان است بیا العجل تا که برای تو به دردی بخوریم  نوکـر تو تا که جوان است بیا صاحب العصری و هر عصر نبودم یادت  سر ما گرم به بازی زمان است بیا ثمن عمر منِ زار، ضرر بود و ضرر  عمر این شاخه دگر رو به خزان است بیا کوهی از معصیت است اینکه روی شانه‎ام است  قامتم زیر گنه مثل کمان است بیا گرد و خاکی که گرفته دل ما را بتکان  نظر لطف شما خانه تکان است بیا کو عبایت که بیایی به سر ما بکشانی  شیعه عمریست به دنبال امان است بیا من دعا بهر فرج می‎کنم و می‎دانم  که یقینا فرج شیعه در آن است بیا انتقام در و دیوار به دستان شماست  مادرت فاطمه قلبش نگران است بیا کربلا با تو چه کیفی چه صفایی دارد  پشت تو قافله‎ی سینه‎زنان است بیا : مانده‌ام بی‌کس و از عشق شما دور شدم خوب داری خبر از من که چرا دور شدم رفتم آنقـدر به دنبال گناهان که دگـر در ته چاهم و از شرم و حیا دور شدم صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... معطر بنام
از ما عجیب نیست دعایی نمی رسد از تَحبِسُ الدُّعا که صدایی نمی رسد ما تَحبِسُ الدُّعا شده یِ نانِ شُبهه ایم آن جا که شُبهه است عطایی نمی رسد پَر باز می کنم بِپَرم، می خورم زمین بال و پَرِ شکسته به جایی نمی رسد باید تنم پیِ سپرِ دیگری رَوَد با روزه های ما به نوایی نمی رسد با دستِ خالی از چه پُل دیگران شوم دستی که وقف شد به گدایی نمی رسد ای میزبان فدای تو و سفره چیدنت آیا به این فقیر غذایی نمی رسد؟ من سالـهاست منتظر یک ضمانتم آخر چرا نمی رسد از من مخواه بیش از این زندگی کنم وقتی براتِ کـرب و بلایی نمی رسد : عاشقِ نامِ حسینم و میگویم گل که بویَم طَمَعِ عطرِ حسیڹ می بویم اهـلِ عالـَم همه می گـرید و جَنّٺ طلبد من رَواق و قبر حسین می جویم صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
شاید کسی حال مرا پرسیده باشد یا اشک چشمان ترم را دیده باشد حق دارد این قلبی که مهمان خدا بود از دوری ماه خدا رنجیده باشد کِی می رسد تا آسمانها بنده ای که در گوشه ی زندان تن پوسیده باشد؟ پیروز میدان جهاد روزه داری ست هرکس که با نفس خودش جنگیده باشد فطر آمده تا فطرت خود را بیابیم گمگشته ای که روشنای دیده باشد امکان ندارد سفره دار ماه غفران تا این زمان ما را نیامرزیده باشد شاید خدا در لحظه های روشن قدر ما را به عشق مرتضی بخشیده باشد بخشیده خواهد شد کسی که بین روضه بر روی گونه اشک غم باریده باشد رمز شروع گریه با ذکر حسین ع است چشمی اگر چون چشمه ای خشکیده باشد دنیا ندیده تا به حالا پیکری را که اینچنین روی زمین پاشیده باشد عالم ندیده که کسی مانند زینب مرثیه ی گودال را فهمیده باشد حتّی اگر زیر گلویش را به جای ... مادر ... میان کربلا بوسیده باشد ... خنجر رسید و از قفا سر را جدا کرد خورشید ما را بر فراز نیزه جا کرد... : لباس خادمـی و نوکـری مناسب ماست حسین در دل طوفان خودش مراقب ماست تمام سال، سر سفره اش نمک خوردیم غذای روضه ی ارباب قوت غالب ماست صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... 🌺عید سعید فطر و حلول ماه شوال بر همگی مبارک باد🌺
شوّال اگر نشد به محرّم حساب کن این روسیاه را بخر، آدم حساب کن یک عمر گفته ام به همه نان خور توام لطفی کن و زکات مرا هم حساب کن اشکم چکیده در غم تو صبح و ظهر و شام این چشمه کوچک است تو زمزم حساب کن گناهـم اگر زیاد بخشنده ای، گناه مرا کم حساب کن صف بسته اند خیل طلبکارهای من تو ضامنم شدی خودت از دم حساب کن این اربعین مسافر تو می شوم حسین با اینکه روسیاه می آیم، حساب کن خوبان عـالـمند همه زیر سایه ات من را دخیلِ سایه ی پرچم حساب کن : رمضان رفت، ولـی باز هـم آدم نشدم در حَرم بودم و افسوس، که مَحرَم نشدم روزه‌دارانِ ؛ روضه‌نشینِ حَرَمَند من ولـی مُـحـرِمِ احـرامِ مُـحـَرّم نشدم صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
کاش روزی هم بیاید عیدِ فطری در بقیع گنبد و گلدسته ات را، ما چراغانی کنیم از گلاب و عنبر و اسپندِ صحنِ انقلاب صحنِ قدسِ مجتبی را هم خراسانی کنیم همچو شاهِ کربلا، آقا ضریحت سهمِ ماست شهرِ پیغمبر بُوَد باید که سلمانی کنیم در مضیفِ حضرتی اطعامِ شاهانه دهیم بهرِ نذریْ سوی تو فرزند قربانی کنیم مثلِ ایوانِ نجف ایوانْ طلا خواهیم ساخت کوری چشمِ سعودی ها چه نورانی کنیم ذکرِ لایومَ کَیومَک نقشِ کاشی ها شود چشمِ زوارُالحسن را نیز بارانی کنیم : با اینکه میان نـوکـــران رسواییم امضای زیارت از میخواهیم اربـــاب کـــــــرم اگر کــرامت بکند با پای پیاده می آییم صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام
خاک حرم رسید، دوا نیز داده شد آب حرم رسید، شفا نیز داده شد ما طور خواستیم مقیم حرم شدیم ما جلوه خواستیم، خدا نیز داده شد اصلاً بهانه هاست که ما را می آورد با دادن بهانه، بها نیز داده شد هر جا اگر به خواسته ها لطف می شود در این حرم نخواسته ها نیز داده شد از بس کریم بود که درهم خرید و رفت در ازدحام، حاجت ما نیز داده شد اصلاً به خواهش کم ما اکتفا نکرد ما سنگ خواستیم، طلا نیز داده شد گفتم رضا، عطای حسینی نصیب شد گفتم حسین، امام رضا نیز داده شد می خواستم به مشهد تو راهی ام کنند دیدم برات کــرب و بلا نیز داده شد : گفته‌اند که عُقده‌ام را تو فقط وا می‌کنی هر دری که بسته باشد، از کَرَم وا می‌کنی دربـهـای بـسـتـه بـه رویـم آقـا این بَرات کـربلایَم را، کِی تو امضا می‌کنی صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... (ع)
گریه های شب جمعه چه خریدن دارد نوکرت تا خود تو شوق رسیدن دارد شده هفتاد و دو سر با سر تو بر نیزه سر بازار شمـا زجـر کشیدن دارد دل من لک زده تا اسم مرا بنویسند به سر بام حرم میل پریدن دارد رخ یوسف اگرم هرچه که زیباست ولی چهره نه ٰنام شما دست بریدن دارد من شفا یافته ی دست شما بودم وبس شکر باذکر حسین قلب تپیدن دارد همه زوار تو بی دل شده بر میگردند که نیازی دلشان  بر تو شدیدا دارد هر کجا مینگرم عکس حرم میبینم این در خانه ی عشق است دویدن دارد دم محشر که حسین بن علی وارد شد حال و روز دل عشاق چه دیدن دارد بدنی بی سرو پر زخم فدایش جانها کمر آنجا به خدا جای خمیدن دارد الکی نیست که زینب سر خود میشکند دیدن روی شما سینه دریدن دارد : مهمانِ ڪـربلا شده بانویِ بی نشـــان ای روضه خوان بیاکمی ازعطش بخوان شبهایِ جمعه روبه حرم ڪن فقط بگو از آب هم مضایقه ڪردند ڪــوفیان صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير...
بیا که آینه ی روزگار، زنگاریست بیا که زخم زبانهای دوستان کاریست به انتظار نشستن در این زمانه ی یاس برای منتظران چاره نیست، ناچاریست به ما مَخَند اگر شعرهای ساده ی ما قبول طبع شما نیست کوچه بازاریست چه قاب ها و چه تندیس های زرینی گرفته ایم به نامت که کنج انباریست نیامـدی که کـپرهای ما کـلنگی بود کنون بیا که بناهایمان طلاکاریست به این خوشیم که یک شب به نامتان شادیم تمـام سـال اگـر کـارمان عـزاداریست نه این که جمعه فقط صبح زود بیدارند که کار منتظرانت همیشه بیداریست به قول خواجه ی ما در هوای طره ی تو چه جای دم زدن نافه های تاتاریست : همین ڪه یاد ٺو هسٺم دلـم نورانیسٺ به عشق روی ٺو قلبم ببین چراغانیسٺ نسیم لـطـف ٺو آقـا، مـرا دهـد سامان دمی ڪه بی ٺو بمانم پر از پریشانیسٺ صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... معطر بنام
بیا اجازه نده عاشقت عذاب ببیند چرا همیشه حرم را فقط به خواب ببیند به خواب دیدم از اینجا نمای گنبدتان را عجیب نیست اگر تشنه ای سراب ببیند مرا به پشت در عادت بده به خرده طعامی همین بس است تو را "دیده" در نقاب ببیند گدا نمی رود از پشت درب خانه ی مولا اگر دوباره امیدی به فتح باب ببیند نگاه چپ بکند دشمنی به سمت حریمت جهان دوباره به خود باید انقلاب ببیند مدافع حرمت گفته بود قبل شهادت مگر بمیرد و این صحن را خراب ببیند : با جَذْبه تر از روی تو ارباب ندیدم بی تاب تر از این دل بی تاب ندیدم من خواب حرم دیدم و از خواب پریدم ولله که شیرین تر از این خواب، ندیدم صلي الله عليڪ يا سيدناالمظلوم يااباعبدالله الحسين سلام عليكم و رحمة الله... صبحتون بخير... روزتون معطر بنام