🌷
حضرٺ باران
بہ ابرهاے حوالے خانہ تان بگو
قدرے نزدیڪتر بیایند
اینجا
وجودےتشنہ روےِ توسٺ ...🌧
@lezat_e_daanaayee2
کُن لِدُعائی مجیباً ، و مِن ندائی قریباً و لِتَضَرُّعی راحماً و لِصوتی سامعاً
خدایا ؛ اجابت کننده دعایم باش و به ندایم نزدیک و به تضرع و زاریم مهربان و به صدایم شنوا باش!
@lezat_e_daanaayee2
☕️🍂
♡هــر چیزے شڪل انتـظــار بہ خــود مےگیــرد
پشـٺ این پنجــرهـ هــا....♡
#اللّهمَّعَجِّلْلِوَلِیِّڪَالفَرَج❣
@lezat_e_daanaayee2
بعد از او بهمن و اسفند چه فرقی دارد؟
از همان روز که او رفت، زمستان آمد...
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
@lezat_e_daanaayee2
هزار واندی سال است از زمانی که خدا زمین را از نعمت وجودت محرومکرد گذشته است، تا در طول تاریخ آدم هایی که جز با وجود تو آرامش نمی گیرند، جانشان را آماده ی ظهورت کنند!
وخدا ما را برای پذیرش وجود مهربان شما غرق در بلا می کند؛
«ولنبلونّکم بشیٕ من الخوف والجوع ونقص من الاموال والانفس والثمرات...
وما دلخوشیم به ؛
وبشّرالصابرین»
جهان از نبودنت به تنگ آمده جانِ دلم!
بیا وجان تشنه ی دنیا را سیراب کن!
#ظهور_تنها_راه_نجات_جهان
#روزنوشت_هشتم
@lezat_e_daanaayee2
#برش_کتاب_۳
اولین چیزی که به آن دو مأمور گفتم، این بود:« من برای چه اینجا هستم؟» تا سوال کردم، تمام لحظات زندگیام را در آنجا دیدم. از بدو تولد تا آخرین لحظهای که در زمین زندگی کرده بودم.
اصلا مانند فیلم نبود. همه وقایع، همه ثانیهها و صحنههای زندگیام در آنجا بود. در اطرافم. از دوران شیرخوارگی تا نوجوانی، جوانی و میانسالی. همه اعمالم، ریز یا درشت، خوب یا بد، آنجا بود. هر کاری که در طفولیت انجام داده بودم، یا در دوره دبستان، یا دوره راهنمایی، دبیرستان، دانشگاه...
همه اعمالم در وادی حقالناس وجود داشتند. حتی اعمالی که در دنیا به اندازه یک ویرگول به آنها اهمیت نداده بودم.
باز تأکید میکنم: من در حالِ تماشای فیلم زندگانیام نبودم. در حالِ تماشای خود اعمالم بودم.
#آن_سوی_مرگ📚
#جمال_صادقی✍
#داستان_کسانی_که_مرگ_را_تجربه_کردهاند💠
#کتاب_خوب_بخوانیم📖
#باغ_کتاب_شمعدونی🌸
🆔 @lezat_e_daanaayee2
امید داشته باش فردا روز بهتری خواهد بود
تا خدا هست امید هم هست💙🌈
@lezat_e_daanaayee2