eitaa logo
باغ کتاب شمعدونی
807 دنبال‌کننده
7.5هزار عکس
936 ویدیو
14 فایل
|•بہ وقت دانایـے🌱🧠•| کتاب‌های‌خوب📚 لحظات‌خوب⏳اتفاق‌های‌خوب📣 🗓️شنبه، دوشنبه و چهارشنبه‌﴿عصر﴾ 🕒ساعت ‌۱۵ تا ۱۷ 📍ما‌ اینجاییم: ورامین، مجتمع‌ ادارات، روبروی‌ قنادی‌ کاج، طبقه پایین سازمان تبلیغات اسلامی میشنویم☎️:09036182154 ادمین: @Najvaa_1
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
بلند شو...؛ جوانہ بزن...؛ رشد کن...؛ با نِشستَن و نگٰاه‌کردݩ، نمیتونی یارِ امامِ‌ٺ؏ بشوی :)🌱 @lezat_e_daanaayee2
❤️🍃 .•موسی تو بگو حالِ دلم را به خدایـت نیل‌ام ڪه مرا با دَمِ او حادثه ها بود•. ـــــــــ✨ @lezat_e_daanaayee2
📚کتاب (قصه فرماندهان۲) ✍نویسنده: 🌀انتشارات: 🔖 📌معرفی: دانش آموز اگر از مدرسه فرار کند🏃‍♂ همه می گویند چه بچه شری. حالا این کتاب داستان معلم فراری است، چه معلم عجیبی!😳 ☘برگی از کتاب: ابراهیم فقط حرف خودش رامی زد”من باعث شدم سربازها کتک بخورند. حالا هم خودم باید جبرانش کنم. باید شر سرلشکر را از سربچه ها کم کنم)” 😡گروهبان باعصبانیت می گوید:(اوسرلشکر است….توسربازی می فهمی چه می گویی؟)) ابراهیم به شوخی می گوید: ((او سرلشکر است …من هم آشپزم👨‍🍳. آشی براش بپزم که یک وجب روغن باشد.)) حالا برو قفل آشپزخانه را بازکن🔓 فقط مواظب باش سرنخوری، کف آشپزخانه طوری شده اگر زنجیرچرخ هم به کفشهایت ببندی بازهم سرمی خوری!😃 یونس با احتیاط🚶‍♂ به طرف در رفته قفل آن را بازمی کند. ابراهیم درحالی که وضومی گیرد می گوید: حالاکف شور را بردار و خودت را مشغول شستن کف آشپزخانه نشان بده. ابراهیم سجاده اش را روی تخت پهن کرده به نماز می ایستد. 🚔ازبیرون صدای ماشین می آید اول ماشین سرلشکر بعد یک جیپ نظامی چماق به دست چلوی ساختمان آشپزخانه می ایستد. سرلشکر چماق یکی از نظامی ها را گرفته به طرف آشپزخانه راه می افتد. با دیدن آن دو غرولندکنان به طرفشان حمله ور می شود. پدر سوخته های عوضی شماهنوزآدم……هنوزحرف سرلشکرتمام نشده که سرخورده پاهایش در هوامعلق می شود و با کمرو دست به زمین کوبیده می شود. چ با صدای آه وناله, نظامی ها به آشپزخانه دویده, یکی پس ازدیگری روی سرلشکرمی افتند…..ص۳۱😆 @lezat_e_daanaayee2
°•🦋 اشتیـــاقےکہ به دیدار تۅ دارد دڵ مݩ....❤️ دڵ مݩ دانـــــد ۅ داند دڵ مݩ 💕 @lezat_e_daanaayee2
📸 📚 ✍ چگونگی یاری امام... @lezat_e_daanaayee2
سید با توجه به تمام اطلاعات، خط سیر ذهنی خودش را نشان داد. دقایقی در سکوت پیش رفت و آخر که صفحه ی دیتا که خاموش شد. سینا نوشته بود: -پول و گناه! شهاب نوشته بود: -تجارت ناموس! آرش نوشته بود: -انقلاب رنگی زنان! و امیر که لب زد: - مدلینگ! 🕸🙍‍♀️ @lezat_e_daanaayee2
💐] \/ 🎼صداے عـشـق و امـیـد از حریم با صفایتان عجیب رسیده به قلبم این هرم و هوایتان😍 @lezat_e_daanaayee2
برای آمدنت باید کاری کرد ...... 🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼 در روز میلاد حضرت علی اکبر (ع) به همت بچه های بسته های نذر کتاب آماده شدند 🌻🌻🌻🌻🌻🌻 تا در روز میلاد امام عصر عج الله به دست دوستداران و عاشقان آن حضرت برسد. باشد تابادانایی منتظر واقعی آن حضرت باشیم‌ 🍀🍀🍀🍀🍀☘☘ از تمامی دوستانی که با نذر دانایی مارا دراین کارفرهنگی حمایت کردند تشکر وقدر دانی میشود . ان شاالله نذر شما مقبول درگاه الهی @lezat_e_daanaayee2 پیام رسان ایتا @lezat_e_daanaayee تلگرام