باغ کتاب شمعدونی
مردی در تبعید ابدی نام کتابی است که توسط نادر ابراهیمی با محوریت زندگی ملاصدرا نگاشته شدهاست. مردی
نادر ابراهیمی این کتاب را به سبک یک رمان عاشقانه نوشتهاست و در آن از زمان تولد صدرالمتالهین تا زمان درگذشتش به همراه شرح عقاید و افکارش را شرح میدهد.[۱] فهرست این کتاب عبارت است از:[۲]
راه
غرق شیرین
چند ورق از تاریخ غم
راه
دریا او را طلبیده بود
دریا، مرا طلبیدهاست، پدر!
راه
آزمون شنا بر خشکی بیمخاطره
عاشق دریا، به جانب غرق
راه
همسفری برای سفر به اعماق
بر اوجِ اوج، در آستانهٔ غرق
از راه به منزلگاه
مقدمات غرق
غرقِ تمام
مردی در تبعید ابدی
❪✨🚌❫
-
هیچكس جز به فرمانِ خدا نمیمیرد، سرنوشتی است تعیین شده!📜
- عمران/۱۴۵
دفترِ عمرم هنوز باز است. نميدانم چند وَرَق تا انتها مانده؛ اما هر روز، هر ورق كه بر من میگشایی زيبا خواهم نوشت👩🏻🎨🧡
📖 #رسم_کتابخوانی
"محفل كتابخوانی"
🚨 رهبرانقلاب: جوانها وقتی دور هم مینشینند و دو ساعت، سه ساعت جلسه دارند، قرار بگذارند که از این جلسه، نیم ساعت کتاب بخوانند.
درباره مردی در تبعید ابدی :
«مردی در تبعید ابدی» عنوان رمانی از نادرابراهیمی است که بر اساس داستان زندگی محمدصدرشیرازی- ملاصدرای شیرازی (صدر المتألهین) نوشته شده است. آنچه این رمان را در بین سایر آثار نگارش یافته در این زمینه متمایز میکند، نگاه همزمان به داستان زندگی ملاصدرای شیرازی و سیر تکوینی اندیشهها و تفکرات عرفانی فلسفی وی است.
نویسنده در این زمان دو موضوع و رویکرد به ظاهر جداگانه اما به هم پیوسته را همزمان به پیش میبرد و مخاطب در زمان آشنایی با داستان سرگذشت و زندگی شخصی، شخصیت مرکزی رمان (ملاصدرای شیرازی) با چگونگی بروز و ظهور نطفههای اولیه تفکرات و اندیشههای فلسفی عرفانی و همچنین حکمت نظری ملاصدرای شیرازی آشنا میشود.
زمان، حالت سیالی در طول رمان دارد. نویسنده سعی کرده تمام ابعاد شخصیت ملاصدرای شیرازی را هر چند مختصر در درون متن بیاورد. اما زمان حال را برای روایت رمان روزهای اولیه تبعید ملاصدرای شیرازی از اصفهان(پاییتخت شاه عباس صفوی) به مقصد نامعلومی انتخاب کرده است. شروع خوانش ابتدای رمان در بین راه است و سطرهای اولیه متن با دیالوگی از فاطمه همسر ملاصدرای شیرازی آغاز میشود:
- آقا! خستهایم و بیمار. تن دختر نو رسیدهام در تب میسوزد.
شکایت نمیکنم و تا این لحظه میدانید. که گله نیز نکردهام. با شما بودن، چون شما صبور بودن را میطلبد. اما به خاطرتان میآورم که ماهها است آوارهایم آقا! از هیچ سو سکونتگاهی، راهی نیست که اگر باشد هم مسدودش کردهاند. مگر شما، آقا چه گفتهاید و چه کردهاید که دشمناتان به چنین عذابی مهمانتان کرده اند.
ناامید از درِ رحمت به کجا باید رفت ؟
یارب از هرچه خطا رفت ؛ هزار استغفار...