هدایت شده از بنرها
دلتنگ حرمی ؟ دلت میخواد بری کربلا؟
دنبال جایی میگردی بوی کربلا بگیری ؟
میخوای حرم به شکل انلاین ببینی ؟
حتما یه سر اینجا بزن ضرر نمیکنی
دِلتَنٖگِڪَღـَرْبَلآیِیِ بیا گلچینی از بهترین مولودیهای روز اینجاس👇
#روزانه_۴۰_ثانیه_فیلم_ازحرم
دلتنگ کربلایی بیا اینجا حرم ببین
بهترین نوحه ها در دلتنگ حرم
زود جوین شو تا پاک نشده👇
http://eitaa.com/joinchat/1068105750Cf2670e35cc
ڪـانـال تخصصے دلتنگ ڪــღــربــلا👆
○°●•○•°♡◇♡°○°●°○
#رمان_بی_تو_هرگز "بر اساس داستان واقعی
#قسمت_هفتم✍ احمقی به نام هانیه
🌹پدرم که از داماد طلبه اش متنفر بود … بر خلاف داماد قبلی، یه مراسم عقدکنان فوق ساده برگزار کرد … با ۱۰ نفر از بزرگ های فامیل دو طرف، رفتیم محضر … بعد هم که یه عصرانه مختصر … منحصر به چای و شیرینی
🍃… هر چند مورد استقبال علی قرار گرفت … اما آرزوی هر دختری یه جشن آبرومند بود و من بدجور دلخور … هم هرگز به ازدواج فکر نمی کردم، هم چنین مراسمی …
هر کسی خبر ازدواج ما رو می شنید شوکه می شد … همه بهم می گفتن … هانیه تو یه احمقی … خواهرت که زن یه افسر متجدد شاهنشاهی شد به این روز افتاد …
🌹تو که زن یه طلبه بی پول شدی دیگه می خوای چه کار کنی؟… هم بدبخت میشی هم بی پول … به روزگار بدتری از خواهرت مبتلا میشی … دیگه رنگ نور خورشید رو هم نمی بینی … .
🍃گاهی اوقات که به حرف هاشون فکر می کردم ته دلم می لرزید … گاهی هم پشیمون می شدم … اما بعدش به خودم می گفتم دیگه دیر شده … من جایی برای برگشت نداشتم… از طرفی هم اون روزها طلاق به شدت کم بود … رسم بود با لباس سفید می رفتی و با کفن برمی گشتی …
🌹حتی اگر در فلاکت مطلق زندگی می کردی … باید همون جا می مردی … واقعا همین طور بود …
اون روز می خواستیم برای خرید عروسی و جهیزیه بریم بیرون … مادرم با ترس و لرز زنگ زد به پدرم تا برای بیرون رفتن اجازه بگیره …
🍃اونم با عصبانیت داد زده بود … از شوهرش بپرس … و قطع کرده بود … .
به هزار سعی و مکافات و نصف روز تلاش … بالاخره تونست علی رو پیدا کنه … صداش بدجور می لرزید … با نگرانی تمام گفت: سلام علی آقا … می خواستیم برای خرید جهیزیه بریم بیرون …
#ادامه_دارد
○°●•○•°♡◇♡°○°●°○
#رمان_بی_تو_هرگز "بر اساس داستان واقعی
#قسمت_هشتم✍ خرید عروسی
🌹با نگرانی تمام گفت: سلام علی آقا … می خواستیم برای خرید جهیزیه بریم بیرون … امکان داره تشریف بیارید؟ … – شرمنده مادرجان، کاش زودتر اطلاع می دادید … من الان بدجور درگیرم و نمی تونم بیام …
🍃هر چند، ماشاء الله خود هانیه خانم خوش سلیقه است … فکر می کنم موارد اصلی رو با نظر خودش بخرید بالاخره خونه حیطه ایشونه … اگر کمک هم خواستید بگید … هر کاری که مردونه بود، به روی چشم … فقط لطفا طلبگی باشه …
🌹اشرافیش نکنید … مادرم با چشم های گرد و متعجب بهم نگاه می کرد … اشاره کردم چی میگه ؟ … از شوک که در اومد، جلوی دهنی گوشی رو گرفت و گفت … میگه با سلیقه خودت بخر، هر چی می خوای … دوباره خودش رو کنترل کرد …
🍃این بار با شجاعت بیشتری گفت … علی آقا، پس اگر اجازه بدید من و هانیه با هم میریم… البته زنگ زدم به چند تا آقا که همراه مون بیان ولی هیچ کدوم وقت نداشتن … تا عروسی هم وقت کمه و … بعد کلی تشکر،گوشی رو قطع کرد …
🌹 هنگ کرده بود … چند بار تکانش دادم … مامان چی شد؟ … چی گفت؟ … بالاخره به خودش اومد … گفت خودتون برید … دو تا خانم عاقل و بزرگ که لازم نیست برای هر چیز ساده ای اجازه بگیرن … و … برای اولین بار واقعا ازش خوشم اومد …
🍃تمام خریدها رو خودمون تنها رفتیم … فقط خربدهای بزرگ همراه مون بود … برعکس پدرم، نظر می داد و نظرش رو تحمیل نمی کرد … حتی اگر از چیزی خوشش نمی اومد اصرار نمی کرد و می گفت … شما باید راحت باشی … باورم نمی شد یه روز یه نفر به راحتی من فکر کنه …
🌹 یه مراسم ساده … یه جهیزیه ساده … یه شام ساده … حدود ۶۰ نفر مهمون … پدرم بعد از خونده شدن خطبه عقد و دادن امضاش رفت … برای عروسی نموند … ولی من برای اولین بار خوشحال بودم… علی جوان آرام، شوخ طبع و مهربانی بود
#ادامه_دارد
○°●○°•°♡◇♡°○°●°○
#هرروزیک_آیه
✨وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ
✨أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي
✨وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ
✨و هرگاه بندگان من از تو در باره من بپرسند
✨بگو من نزديكم و دعاى دعاكننده را به هنگامى
✨كه مرا بخواند اجابت مى كنم پس آنان
✨بايد فرمان مرا گردن نهند و به من ايمان
✨آورند باشد كه راه يابند
📚 سوره مبارکه البقرة
✍ آیه ۱
#حدیث_روز
🌷 شرح یک حدیث 🌷
🔹امام حسن عسکرى علیه السلام فرمودند:
إنَّ الله جَعَلَ لِلشَّرِ أَقْفَالا وَجَعَلَ مَفاتِیح تِلْکَ الأَقْفالِ اَلشَّرابَ، وَالْکِذْبُ شَرٌّ مِنَ الشَّرابِ ؛
خداوند براى شرور و بدى ها قفل هائى قرار داده که کلید آنها شراب است و دروغ گفتن از شراب هم بدتر است!
کتاب وسایل الشیعه، جلد 2، صفحه 223.
🔹شرح حدیث:
بزرگترین و مؤثرترین مانع بر سر راه زشتى ها و بدى ها عقل و خرد است و این قفل محکمى است که بر آنها زده شده، و به هنگامى که قفل «خرد» با کلید «شراب» گشوده مى شود همه زشتى ها و بدى ها آزاد مى گردند و انسان در حال مستى آلوده هرگونه جنایت و گناه و تبهکارى ممکن است بشود. ولى اگر آدم «شرابخوار» از روى «جنون مستى» دست به گناه مى آلاید «دروغگو» آگاهانه سازمان زندگى اجتماعى را بهم مى ریزد و روح اعتماد را مى کشد و سرچشمه انواع گناهان و مفاسد مى گردد. پس دروغ از شراب هم خطرناک تر است...
#دروغ❌
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh
#احکام_شرعی💠 گم شدن كفش💠
اگر كفش كسى را ببرند وكفش ديگرى به جاى آن بگذارند، صاحب كفش با سه شرط مىتواند آن را براى خود بردارد:
1⃣بداند كفشى كه مانده، مال كسى است كه كفش او را برده.
2⃣از پيدا كردن صاحبش مأيوس شود يا برايش مشقّت داشته باشد.
3⃣ارزش آن مساوى با كفش خودش يا كمتر از آن باشد، ولى اگر قيمت آن از كفش خودش بيشتر باشد، بايد هر وقت صاحب آن پيدا شد، زيادى قيمت آن را به او بدهد.
#احکام_حق_الناس_گم_شدن_کفش
📚 منبع:
توضيح المسائل مراجع، ج ٢، ص ٦٨٩، م ٢٢.
#داستان_کوتاه_آموزنده
داستان نفرین مادر
#جریح_عابد
بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم
در بنی اسرائیل عابدی بود که او را جریح می گفتند در صومعه خود عبادت خدا می کرد. روزی مادرش به نزد او آمد در وقتی که نماز می خواند، او جواب مادر را نگفت. بار دوم مادر آمد و او جواب نگفت. بار سوم مادر آمد و او را خواند جواب نشنید.
مادر گفت از خدای می خواهم ترا یاری نکند! روز دیگر زن زناکاری نزد صومعه او آمد و در آنجا وضع حمل نمود و گفت: این بچه را از جریح بهم رسانیده ام.
مردم گفتند: آن کسی که مردم را به زنا ملامت می کرد خود زنا کرد. پادشاه امر کرد وی را به دار آویزند.
مادر جریح آمد و سیلی بر روی خود می زد. جریح گفت: ساکت باش از نفرین تو به این بلا مبتلا شده ام.
مردم گفتند: ای جریح از کجا بدانیم که راست می گوئی؟ گفت: طفل را بیاورید، چون آوردند دعا کرد و از طفل پرسید پدر تو کیست؟ آن طفل به قدرت الهی به سخن آمد و گفت: از فلان قبیله، فلان چوپان پدرم است.
جریح بعد از این قضیه از مرگ نجات پیدا کرد و سوگند خورد که هیچگاه از مادر خود جدا نشود و او را خدمت کند....
@tafakornab
@shamimrezvan
#بسته_سلامتے
افرادی که دچار سرفه های شدید هستند
خرمالو🍅میل کنند تا به اصطلاح سینه شان نرم شود
و سرفه ها از بین بروند
(یا از شدت شان کاسته شود)
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh
#درسنامه
کمی از وقتتون رو هم با بزرگترهاتون بگذرونید
همه چیز تو شبکه های مجازی و گوگل پیدا نمیشه....
@tafakornab
@shamimrezvan
@zendegiasheghaneh
#سوره_درمانے
#فرمول_ثروت
🌸✨روزپنجشنبه ازبرای
مال وثروت دو رکعت نماز
وبعد《 #سوره_یس》رابخواند
واین عمل راتاسه روزانجام دهد
مجرب خواهدبود✨
📚دوهزارختم۱۲۹۸
ڪلیڪ ڪنید↩️
@shamimrezvan
#ذڪرهاےگرـღگشا👆
#آیه_درمانے
#رغبت_به_مدرسه✏️
🖊هرکس۵شنبه۳۰۰باربخش اول آیه۱۰سوره فاطر راخواند تحصیل برش آسان شود
ورغبتش بمطالعه افزایش یابد
به نیابت هم قبول است
📚جامع الفوائد
@shamimrezvan
#ذڪرهاےگرـღگشا👆
#ذکر_درمانے
#نماز_بسیارمجرب
👑 #عزت_جاه_مقام
✨براے این امور در روز پنجشنبہ
۲ رڪعت نماز حاجت بخواند و
بعدنماز۵۰۰مرتبہ بگوید↯
اثرعجیب دارد✨
《مَن کان یُریدالعزة فلله العزة جمیعا》
📚صحیفه مهدیه۱۵۹
http://eitaa.com/joinchat/815792139C7badb43017
#ذڪرهاےگرـღـگشا⬆️⬆️⬆️
#ذکردرمانی
#رهایی_از_ترس
🍃ویژه افرادی که
زیادمیتـ😰ـرسن🍃
✍اگر۷هفته هرروز از
پنجشنبه۷۰باراین ذڪررا
بگوید
(حسبی الله الحسیب)
مشکلش حل شود
📚معراج الذاکرین۹۶
@shamimrezvan
#ذڪرهاےگرـღگشا👆