🕊
#سلام_بر_ابراهیم
🌿 نامش را فراموش كردم، اما پسری سيزده ساله بود كه پدرش راننده بود و در يك سانحه از دنيا رفت. ابراهيم خيلی مراقب اين پسر بود. برايش خرج می كرد، او را باشگاه برد و وقتش را پر كرد. بعد متوجه شد كه اين ها مستأجر هستند و چند ماهی است اجاره منزلشان عقب افتاده.
🏡 روز بعد همان پسر در جمع ما گفت: خدا اين همسايه روبرويی ما رو حفظ كن. تموم اجاره های عقب افتاده را پرداخت كرد و به صاحبخانه ما گفته كه از اين به بعد اجاره ها را او پرداخت می كند.
🔮 او خوشحال بود و ابراهيم هم ساكت. اما من می دانستم كه ابراهيم با همسايه صحبت كرده و هزينه ها را پرداخت كرده!!
او می دانست خدای خوبش می فرماید: فَأَمَّا الْيَتيمَ فَلا تَقْهَرْ
و اما (به شکرانه این همه نعمت كه خدا به تو داده) یتیم را خوار و رانده و تحقیر مکن. (ضحی/۹)
#شهید_ابراهیم_هادی
#شادی_روح_پاکش_صلوات
•┈••✾•🌿🌺🌸🌺🌿•✾••┈•
خواهرم و برادرم
کاش بودی و میدیدی ایستادگی🌷بسیجیگردانکمیل🌷
همان ها که یک هفته بدون آب زیر آتش مستقیم عراق، مردانه ایستادند و به قول حاج سعید قاسمی، همت با یک واسطه از امام به آنها گفته بود، خط را نگه دارید و تا نگفتم برنگردید.
به اینجای قصه که میرسید صدایش را بلند میکرد، که هنوز که هنوزه برنگشته اند.
خواهرم و برادرم
🌷بسیجیهایگردانکمیل🌷خودشان که هیچ،پیکرشان که هیچ،پلاکشان که هیچ،استخوان هایشان هم برنگشته است.
همانها که وصیت کردند، سیاهی چادر شما از سرخی خون ما برنده تر است!
خواهرم و برادرم
تا به حال🌷مادرشهیدگمنام🌷 دیده ای؟
همان پیرزن قد خمیده ای که سی سال در معراج شهدا لای استخوان ها به دنبال جوان رعنایش میگشت و التماس میکرد، فقط یک بند انگشت، به یک بند انگشتش هم راضی ام؟
همان که سی سال است از خانه که بیرون میرود، کلید را به همسایه میدهد که اگر جوانش آمد، پشت در نماند!
کاش بودی و میدیدی،آخرین لحظات🌷بیسیمچیگردانحنظله🌷که پشت خط به حاج ابراهیم همت میگفت :بعثی ها دارند می آیند، باید کد بیسیم را تغییر دهم، به امام بگویید:غم به دل راه ندهد که ما تا آخرین لحظه عاشورایی جنگیدیم!
•┈••✾•🌿🌺🌸🌺🌿•✾••┈•
وارد منزل علامه جعفری شدیم. ایشان مشغول صحبت بود و چند نفری در اطراف علامه نشسته بودند
ابراهیم با عصای زیر بغل وارد اتاق شد. علامه یکباره نگاهش به در افتاد. از جا بلند شد و به استقبالش آمد. بعد با همان لهجه ی زیبا گفت: به به آقا ابراهیم، بفرمائید، بفرمائید
ابراهیم را با خودش بالای مجلس برد. همه به احترام او بلند شدند. بعد علامه حرفی زد که بسیار عجیب بود. من اگر خودم نمی شنیدم باور نمی کردم
علامه با اصرار گفت: «آقا ابراهیم، برو جای من بنشین، ما باید شاگردی شما را بکنیم.» تا علامه این جمله را گفت، نگاه کردم به صورت ابراهیم مثل لبو سرخ شده بود. همان جا کنار شاگردها نشست و گفت: استاد، تو رو خدا ما رو شرمنده نکنید
علامه بعد از اصرار زیاد به جای خودش برگشت قبل از اینکه بحث خود را ادامه دهد، رو به دوستانی که در کنارش بودند جمله ای گفت که خوب به یاد دارم
علامه فرمود: این آقا ابراهیم استاد بنده هستند
من چیز زیادی از درجات علمی علامه جعفری نمی دانستم، فقط دیده بودم که مرتب در تلویزیون سخنرانی می کند. اما همینقدر می فهمیدم که کلام این فیلسوف و عالم بزرگ، بی دلیل نیست
سلام بر ابراهیم۲ ص۷۷
•┈••✾•🌿🌺🌸🌺🌿•✾••┈•
✍ابراهیم در مقابل #خدا برای خودش شخصیتی نمیدید. هرکاری میتوانست برای #رضای_خدا انجام میداد.
💢 یکبار وارد مسجد شدم. میخواستم به دستشویی بروم. دیدم دو نفر دیگر از زیرزمین برگشتند و گفتند چاه دستشویی گرفته. برای نماز #برمیگردیم به خانه!
💢 من هم خواستم برگردم که همون موقع ابراهیم رسید. وقتی ماجرا را شنید آستینش رو بالا زد و رفت توی زیر زمین و در رو بست! یک ربع بعد در را باز کرد. چاه دستشویی رو #باز کرده بود و همه جا رو #شسته و تمیز کرده بود!
💢ابراهیم خودش رو درمقابل خدا کوچک میدید و #افتادگی داشت. خدا هم در چشم مردم، به او #عظمت_عجیبی داد!
📚سلام بر ابراهیم۲
•┈••✾•🌿🌺🌸🌺🌿•✾••┈•
6.68M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اونا اونطوری وایسادن
بدون آب، بدون نان...
اگهالانبودبهشهیدابراهیمهادیمیگفتنبا این قیمت دلار برا کی داری میجنگی؟
بخاطر گرونی، دلار و سکه خط رو خالی نکنیم🌱
خورشید کمیل
🌷🕊 #روایتگری #زندگینامه #شهیدوالامقامابراهیمهادی #سالروزشهادت روح مطهرش شاد و راهش پررهرو باد
واقعا وصیت شهید ابراهیم رو گوش بدید یک درس بزرگ زندگی هست ❤️
•شَبِتون شُـهَدایـے✨
•عِشقِتون حُسینۍ🦋
•نَفَسِتون حِیدَࢪۍ✨
•ذِڪرِتون یاعلی🦋
•مِهرِتون فاطِمۍ✨
•قَلبِتون ࢪضایی🦋
•صَبرِتون زینَبۍ✨
•حِجابِتون زَهࢪایۍ🦋
•غیرَتِتون علوۍ✨
•اِلتمـٰاسدُعـٰا🦋
•یـٰاعلۍ✨
"خورشید کمیل"💫
╭┅─────────┅╮
🆔 https://eitaa.com/shamse_komeil🕊
╰┅─────────┅╯