گاهی وقتی زندگی اون روی جدی و عمیق ترش رو بهم نشون میده
یهو حس میکنم یسری طناب به دستام بسته شده تا نتونم از جام بلند شم
شَنبَلیلهازنوعشعر
گاهی وقتی زندگی اون روی جدی و عمیق ترش رو بهم نشون میده یهو حس میکنم یسری طناب به دستام بسته شده تا
من برای گیر و بند های این دنیا زیادی ذهنیت آزادی دارم
و این موضوع که زندگی چقد تورو مجبور به پا گذاشتن تو راه هایی میکنه که هیچوقت نمیخواستی انجامش بدی
باعث میشه حس کنم یه دستی مداوم گلومو فشار میده
فک کنم اینکه همیشه سعی میکنم با روتین روزانه مردم متفاوت باشم
هم این باشه که دارم سعی میکنم به خودم ثابت کنم این اجبار همگانی واسه من استثناست
ولی خب لعنتی، واقعا وقتی میخوام بهش منطقی فک کنم
بنظر میرسه که مجبورم