سَراپا گوش باید شد، کلامَش نور باران است
سراپا چشم باید شُد، تماشاییست مِیدانش
علـی از دور میآید، یتیمان دورِ او جمعند
علـی آهسته میآید، فَدایِ راهبَندانش
به نَــخ نَماییِ پیراهَنَـش نگاه مَـکُن
سُتـونِ اصلـیِ عالَـم نـخِ عبایِ علیسـت
تَغُرُّ وَ تَضُرُّ وَ تَمُرُّ ؛
که #دنيا ،
مىفريبد ،
زيان مىرساند ،
و سریع مىگذرد ..
[ نهجالبلاغه ، حکمت۴۱۵ ]