eitaa logo
shatt_eshgh
210 دنبال‌کننده
16 عکس
129 ویدیو
0 فایل
🩵﷽🩵 ماخدارا‌داریم، به‌اِزاۍ‌هرآنچه‌که‌نداریم˘🌱 یاحسیـنـ🏴 ارتباط با ادمین👇🏻 @Cd0_0yt برای تبلیغات👇🏻 @admin_shatt
مشاهده در ایتا
دانلود
"بسم‌الله الرحمن الرحیم" ▪شب ششم▪ (قاسم ابن الحسن‌ع) +در تاریخ از «حمید بن مسلم» که خود یکی از سپاهیان عمر بن سعد در کربلا بود، نقل شده که: «جوانی پا به میدان نبرد گذاشت که چهره ­اش چون پاره ماه بود. او پیراهن و شلواری به تن و نعلینی به پا داشت، که بند یکی از آنها پاره بود و فراموش نمی­ کنم که بند نعلین پای چپ او بود، پس قاسم ایستاد تا که بند کفشش را محکم کند. در این هنگام عمرو بن سعد ازدی به من گفت: «به خدا قسم من بر او حمله خواهم کرد.» به او گفتم: «سبحان الله! چه منظوری داری؟ به خدا قسم که اگر او مرا بکشد، من دست خود را به سوی او دراز نمی­ کنم، این گروه که اطراف او را گرفته­ اند، او را بس است!» اما او بر گفته ­اش تأکید کرده گفت: «من به او حمله خواهم کرد.» پس به قاسم حمله کرد و چنان ضربتی بر فرق سر قاسم زد که او به صورت بر زمین افتاد و فریاد برآورد: «یا عمّاه!» پس حسین(ع) چون باز شکاری از جای جست و چون شیر خشمگین بر سپاه کوفه حمله کرد، پس ضربتی بر عمرو بن سعد ازدی زد. عمرو دست خود را سپر خود قرار داد تا جلوی ضربه حسین(ع)  را بگیرد ضربت شمشیر حسین(ع) دستش را از بازو جدا کرد در این هنگام  عمرو بن سعد از همراهانش کمک طلبید، سپاه کوفه برای نجات او شتافتند در این هجوم ناگهانی، جسم عمرو بن سعد لگدکوب اسبان سپاه عمر بن سعد شد و سینه­ او در زیر سم اسبان خرد شد.
غبار سرتاسر میدان را فرا گرفته بود، چون غبار فرو نشست، حسین(ع) را دیدم که خود را به بالین قاسم رسانده و کنار سر او ایستاده است و قاسم [از شدت درد] با دو پای خویش زمین را می­ خراشید. در این هنگام حسین(ع) می­ فرمود: «از رحمت خدا به دور باشند، قومی که تو را کشتند. در روز رستاخیز جد تو از جمله دشمنان آنها خواهد بود.» آن گاه گفت: «چقدر بر عموی تو سخت است که او را به کمک بخوانی و از دست او کاری برنیاید و یا اگر کاری هم بتواند انجام دهد برای تو سودی نداشته باشد.» آنگاه حسین(ع) قاسم را به آغوش گرفت و او را از میدان بیرون برد.» حمید بن مسلم می­ گوید: «من به پاهای آن نوجوان نظر می­ کردم و می­ دیدم که بر زمین کشیده می­ شود و حسین (ع) سینه­ خود را به سینه­ او چسبانیده بود. با خود گفتم: که او را به کجا می­ برد؟ دیدم او را آورد و در کنار کشته­ فرزندش علی بن حسین(ع) و سایر شهدای خاندان خود قرار داد....🥀🩶🩷 @shatt_eshgh
15.57M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حضرت قاسم علیه‌السلام:مرگ نزد من شیرین تر از عسل است 🩷🩶 ♡دریاے عِشـق♡ @shatt_eshgh
"بسم‌الله الرحمن الرحیم" ▪شب هفتم محرم▪ (حضرت علی اصغر‌ع) +یکی از فرزندان امام حسین علیه‌السلام در روز عاشورا کودک شیرخوار ایشان علی اصغر (ع) بود که از شدت تشنگى بى تاب‌ گشته بود. امام حسین(ع)، خطاب به دشمن فرمود: «از یاران و فرزندانم، کسى جز این کودک نمانده ‌است. نمی‌بینید که چگونه از تشنگى بى تاب است؟» در «نفس المهموم» آمده است که‌ فرمود: «ان لم ترحمونى فارحموا هذا الطفل»، در حال گفت‌وگو بود که تیرى از کمان حرمله ‌آمد و گوش تا گوش حلقوم على اصغر (ع) را درید. امام حسین (ع) خون گلوى او را گرفت و به آسمان پاشید.
در زیارت ناحیه مقدسه، درباره این کودک شهید آمده است: «السلام على عبدالله‌بن‌‌الحسین، الطفل الرضیع، المرمى الصریع، المشحط دما، المصعد دمه فى السماء، المذبوح‌ بالسهم فى حجر ابیه، لعن الله رامیه حرمله بن کاهل الاسدى‌»((سلام بر عبدالله بن الحسین، شیرخوار، مقتول، غرق در خون، خونش به آسمان عروج کرد، با تیری در دامان پدرش کشته شد، لعنت خدا بر تیربارش حرمله بن کاهل اسدی)) و در یکى از زیارتنامه‌‌هاى ‌عاشورا آمده است: «و على ولدک على الاصغر الذى فجعت به». از این کودک، با عنوان‌هاى‌ شیرخواره، شش ماهه، باب الحوائج، طفل رضیع و...یاد می‌‌شود و قنداقه و گهواره نیز از مفاهیمى است که در ارتباط با او آورده می‌شود...🏴 @shatt_eshgh
9.63M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روی دستش پسرش رفت ولی قولش نرفت...🩷🩶 یا اباعبدالله... ♡دریاے عِشـق♡ @shatt_eshgh
سلام رفیق✋😀 سلام✋ دنبال چی میگردی‌🤨 یه کانال می‌خوام پروفایل و استوری و دلنوشته ووو داشته باشه😕 خب رفیق همه کانال ها دارن اینجور چیزها رو🤓 نه میدونم ولی من نابشونو می‌خوام☹️ اها من دارم رفیق😏 عه‌ پس لطفاً لینکشو بده😇 بفرما🙂 @motasalharam شمایی که داری این متنو میخونی‌ پاشو خودت عضو شد چند دقیقه برو ببین چخبر ضرر نمیکنی وقتتم الکی نمیره کانال واسه سیدشهداس😉🙃❤️🌷🙏
"بسم‌الله الرحمن الرحیم" ▪شب هشتم▪ (حضرت علی اکبرع) +على اکبر(ع)، یکی از فرزندان امام حسین(ع) بود که از نظر صورت و سیرت و سخن گفتن، به حدّى شبیه پیامبر خدا(ص) بود که هر کس شوق دیدار پیامبر را داشت، به او می‌نگریست، چنان‌که پدر بزرگوارش، طبق نقلى، هنگام رفتن وى به میدان نبرد، فرمود: «خداوندا ! گواه باش که جوانى براى جنگ با آنان می‌رود که شبیه‌ترینِ مردم به پیامبرت از جهت صورت و سیرت و سخن گفتن است». «و ما هرگاه مشتاق دیدار پیامبر تو می‌شدیم، به او نگاه می‌کردیم». على اکبر(ع) در واقعه عاشورا، از ارکان سپاه امام حسین(ع) به شمار می‌رفت. او هنگامی که در مسیر کربلا خبر به شهادت رسیدنش را از پدر بزرگوارش شنید،‌ بر حق‌مدارى تا ایثار جان تأکید کرد. براى اقامه جماعت به امامت حسین(ع) در جریان برخورد سپاه حُر با کاروان امام(ع) نقش مؤذن را بر عهده گرفت. در شب عاشورا از افرادی بود که مسئولیت آب‌رسانى به خیمه‌ها را بر عهده گرفت. بنابر نقل مشهور، ایشان براى نبرد و شهادت، پیش از دیگر افراد بنی هاشم خود را داوطلب کرد. و ...
به میدان جنگ رفت و گروه زیادی را کشت سپس به سوى پدرش باز گشت و در حالى که زخم‌هاى فراوانى به او زده بودند، گفت: اى پدر! تشنگى مرا کُشت و سنگینىِ آهن، تاب مرا بُرد. آیا آبى براى نوشیدن هست تا با آن در برابر دشمن، نیرو بیابم؟! حسین(ع)گریست و فرمود: «اى پسر عزیزم! بر محمّد و على و پدرت، سخت است که از آنان، چیزى بخواهى و آن‌را اجابت نکنند، و از آنان، یارى بخواهى و تو را یارى نکنند. سپس، انگشترش را به او داد و فرمود: «این انگشتر را بگیر و برای نبرد با دشمنت، باز گرد که من، امید می‌برَم که شب نرسیده، از کاسه لبریز جدّت، چنان شربتى بنوشى که پس از آن، دیگر هرگز تشنه نشوى». پس على اکبر(ع) به میدان باز گشت و حمله بُرد و به جنگ، ادامه داد تا این‌که کشتن را به دویست نفر تکمیل کرد. سپس، مُنقِذ بن مُرّه عبدى، ضربه‌اى بر فرقِ سرش زد که او را به زمین انداخت. [دیگر] سپاهیان نیز شمشیرهایشان را بر او فرود آوردند. او از گردن اسب، آویخت. اسب، او را به میان دشمن بُرد و آنان، او را با شمشیرهایشان، تکّه تکّه کردند. چون جان به گلویش رسید، با بالاترین صدایش ندا داد: اى پدر! این، جدّم پیامبر خدا(ص) است که با کاسه لبریزش، به من شربتى نوشانْد که پس از آن، هرگز تشنه نخواهم شد و به تو می‌فرماید: «بشتاب که کاسه‌اى برایت، نگاه داشته‌اند!». حسین(ع)، بانگ بر آورد: «خداوند، بکُشد کسانى را که تو را کُشتند، اى پسر عزیزم! چه قدر در برابر خدا و بر هتک حرمت پیامبر خدا(ص)، گستاخ بودند! دنیا، پس از تو، ویران باد!..🏴 @shatt_eshgh