eitaa logo
عجیب و پر ابهام🥶
22.2هزار دنبال‌کننده
21.9هزار عکس
20.5هزار ویدیو
39 فایل
﷽حَسْبُنَاالله‌وَنِعْمَ‌الْوَکیٖلْ...خُڋا‌ݕَڔٰاےِݦَݧ‌ْڬٰاڣٖیښٺ❤ تعرفه تبلیغات http://eitaa.com/joinchat/1634205710Cfca0499cd4
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از تبلیغات فال حرم🔺
💎کتاب همسرداری که نمی خونید؟!! 🤨 🔑کارگاه همسرداری که شرکت نمی کنید!! 🤨 💎مشاوره همسرداری هم که نمیرید!! 🤨 💐 حداقل یه کانال عالی رو دنبال کنید 😎 بروزترین کانال و در ایتا 😍 http://eitaa.com/joinchat/774176768Cda984571ac اینجا ۵ ساله دارن بطور و مستمر آموزش میدن👆👆
💎تازه شالیزارها را درو کرده بودند. من و برادرم می‌خواستیم بیرون برویم؛ چون هم می‌خواستیم گل‌بازی کنیم و هم برویم ماهی بگیریم. مادرم در خانه را قفل کرده بود و کلیدش را زیر سرش گذاشته بود؛ چون ما همیشه به رودخانه می‌رفتیم و می‌ترسید غرق شویم. من و برادرم آرام‌آرام داشتیم لب پنجره اتاق پذیرایی می‌رفتیم تا مثل خیلی از مواقع مخفیانه از پنجره فرار کنیم. مادرم یکباره بیدار شد. سریع وارد حیاط شدیم و مادرم به دنبالمان افتاد. ماهم سریع کنار تخت چندین نفره‌ی بزرگ فلزی داخل حیاطمان رفتیم. مادرم که با چوب و سنگ دنبالمان می‌افتاد ما دور تخت می‌چرخیدیم، اگر به سمت سرمان چوب پرت می‌کرد سریع سرمان را خم می‌کردیم، اگر هم سمت پاهایمان چوب یا سنگ یا کفش پرت می‌کرد سریع جا خالی می‌زدیم. مادرم عصبانی شد و با نگاهی روبه آسمان گفت:«خدایا! این دوتا چقدر دیونن.» سپس با اخمی به ما افزود:«بذارین الان تنبیهتون کنم کمتر تنبیهتون می‌کنم، اگه برین رودخونه و برگردین چند برابر تنبیهتون می‌کنم.» پس از چند دقیقه کوتاه موقعیت که مناسب شد به برادرم اشاره کردم سمت دیوار فرار کند؛ چون اگر به سمت در می‌رفتیم تا در را باز می‌کردیم سریع مادرم ما را می‌گرفت. برادرم سمت دیوار گریخت و من هم سریع سمت دیوار رفتم، دست‌هایم را روی لبه‌ی دیوار گذاشتم و زود خودم را آن طرف دیوار پرت کردم و گریختم. درحالی‌که من و برادرم داشتیم خنده‌کنان و با شوق زیاد می‌دویدیم، مادرم کنار دیوار ایستاد و گفت:«اگه جرأت دارین الان برنگردین خونه. غروب میایین خونه اون‌وقت می‌دونم چجوری حقتون رو بذارم کف دستتون. دارم براتون.» من و برادرم از مغازه یک تیغ خریدیم، سمت شالیزارها رفتیم. من و برادرم طبق معمول با ساقه‌های شلتوک و تیغ، نوع خاصی از فلوت و ساز دهنی درست کردیم. گاهی من ساز می‌زدم و برادرم همراه با ساز زدنم، نوای شرشر آب و آواز پرندگان می‌رقصید و گاهی هم برادرم می‌نواخت و من می‌رقصیدم، گاهی هم برای بقیه ساز درست می‌کردیم و یادشان می‌دادیم که چگونه بنوازند. چوپان‌ها هم از شنیدن نوای ساز زدنمان لذت می‌بردند. البته تنها ایراد این نوع سازها این بود که یک‌بار مصرف بودند؛ چون جنسشان از ساقه‌ی برنج بود و این نوع ساقه‌ها در عرض چند ساعت خشک یا نیمه‌خشک می‌شدند و از نفس می‌افتادند. من و برادرم برای خودمان یک تیم بودیم و دیگران هم یک تیم، سپس با گِل شالیزارها به دنبال هم می‌افتادیم و گل‌بازی می‌کردیم. در آخر هم روی ساقه‌های نیمه‌مرطوب و تلنبار شده شلتوک‌ها پشتک می‌زدیم و غلت می‌خوردیم، می‌خندیدیم و ذوق می‌کردیم. پس از حدود یک ساعت من و برادرم با یک پوشال کولر آبی به رودخانه رفتیم و مثل خیلی از مواقع حتی از صیادهایی که با تجهیزات کامل ماهی می‌گرفتند هم بیشتر ماهی می‌گرفتیم و آن‌ها متعجب می‌شدند. غروب هنگام من و برادرم دست در دست هم داشتیم به خانه برمی‌گشتیم، با خودمان فکر کردیم اگر به خانه مادربزرگمان برویم و شب آنجا بخوابیم و فردا به خانه برویم مادرمان تنبیهمان نخواهد کرد. به خانه مادربزرگمان رفتیم. فردا صبح من سرخوش و با خیالی آسوده سمت خانه‌مان رفتم. مادرم داشت حیاط را می‌شست و جارو می‌‌زد، اخم کرده به من گفت:«فکر کردی می‌ری خونه مامان بزرگ، دیگه کاریت ندارم؟ خب الان همون‌جا وایسا کارت دارم.» آن لحظه شگفت‌زده شدم، خنده‌هایمان پریدند و تا توانستم پا به فرار گذاشتم. وقتی به خانه مادربزرگم رسیدم وضعیت را برای برادرم توضیح دادم و گفتم:« داداش! الان به نظرت چکار کنیم؟» آنگاه من یک دست مادربزرگم را گرفتم و برادرم یک دستش را و همراهاو به خانه‌مان رفتیم و مادربزرگم چند ساعتی خانه‌مان ماند. آن روز مادرم تنبیه‌مان نکرد و من و برادرم از این اتفاق سرخوش بودیم. دفعه بعد که باز هم شیطنت کردیم مادرمان چندبرابر تنبیه‌مان کرد و گفت:« اینم به جای دفعه قبل که تنبیه‌‌تون نکردم.» ✍ 📚داستانڪ📚 ༺📚‌‌‌════‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌══‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌══‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ @dastanakk
🤯 میلیاردی و مجلل عزیز 😍 از رو همین الان میتونید در کانال زیر ببینید👇 https://eitaa.com/joinchat/3746037781Cdd1f2cbf97 ❤چه چیدمانی لاکچری و کلاسیک خاصی داره 🤌😯😯🤌 https://eitaa.com/joinchat/3746037781Cdd1f2cbf97 🙊فقط فیلم تعجب خانواه داماد🤪👆 👀چشمای همه دراومده😳😁👌
هدایت شده از تبلیغات فال حرم🔺
تیلیاردی ۶۰ ساله برای خود😅😅 https://eitaa.com/joinchat/3746037781Cdd1f2cbf97 😁فقط ببین چیا خریده 😄😄 همه از 😱😱 https://eitaa.com/joinchat/3746037781Cdd1f2cbf97 🔴🔴🔴🔴🔴🔴🔴🔴🔴🔴🔴🔴🔴🔴
💎آنهایی که کمتر تو را می‌شناسند همیشه می‌گویند خوش به حالت! فکر می‌کنند آرامش تو و شادی‌ات نتیجه‌ى بی‌خیالی‌هاست. فکر می‌کنند تو بلدی دنیا را ندیده بگیری. به خیالشان می‌رسد بدی‌ها را حس نمی‌کنی. آنها فکر می‌کنند دیوار شادی تو به اندازه‌ی صدای خنده‌هایت بلند است. اما کسانی هستند که بیشتر می‌شناسندت. بیشتر در کنار تو بوده‌اند و یا عمیق‌تر تو را دیده‌اند. آنها می‌فهمند و می‌دانند که بدی‌های دنیا را خوب دیده‌ای. می‌بینند ناراحتی‌هایی را که روی دلت سنگینی می‌کند را بلدی با چند تا خنده‌ى بلند از سرزمین قلبت بیرون کنی. آنهایی که تو را بیشتر بشناسند حساب نفس‌های سنگین شده‌ات را دارند و می‌بینند گاهی با ته‌مانده‌ى امید، تاریِ چشم‌هایت را پاک می‌کنی. آنهایی که تو را بهتر می‌شناسند خوب می‌دانند همیشه قاعده‌ها برعکس است: آدم‌هایی که زیاد می‌خندند، زیاد نمی‌خندند آنهایی که دوست زیاد دارند، دوست‌های کمی پیدا می‌کنند و آنهایی که می‌خواهند غمگین به نظر برسند غم‌های کوچک‌تری دارند. قدر شادی را کسانی می‌دانند که قلب سنگین‌تری داشته باشند. ✍ 📚داستانڪ📚 ༺📚‌‌‌════‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌══‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌══‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ @dastanakk
خرمدین کارگردان معروفی که توسط پدر مادرش به رسید و قطعه قطعه شد👆😰 پایان این به کجا رسید 😰😰 ❌❌ناراحتی قلبی داری نیا ❌❌ 🔴جزئیات کامل این‌خبر👇 https://eitaa.com/joinchat/3797024878C3a200ae615 https://eitaa.com/joinchat/3797024878C3a200ae615 کارگردان معروف خانم هم کشف حجاب کرد 🤦‍♂🤦‍♂🤦‍♂
هدایت شده از تبلیغات فال حرم🔺
🖤إِنَّـــا لِلَّهِ وَإِنَّــا إِلَیْـــهِ رَاجِـعُــونَ 🖤 🥀 متاسفانه به تازگی یکی از بزرگترین هنرمندان خوب کشورمون رو از دست دادیم 😭😞 جامعه ی هنری شد 😭🖤 🔴جزئیات کامل این‌خبر اعلام کامل تشییع جنازه و خاکسپاری وی فقط در این کانال 👇 https://eitaa.com/joinchat/1213726825C2c52fb3d7f ⭕️⭕️⭕️⭕️⭕️⭕️⭕️
💎بهش گفتم وقتي باهات اشنا شدم اولين چيزي كه بهش اشاره كردم اين بود كه گفتم من خيلي زودرنجم! مثلا يبار صدات كنم بجا 'جانم'بگي 'بله' دلم ميگيره! قلبم ميشكنه! گفتم مثلا اگه برات قلب بفرستم بهم لبخند بزني دلم ميگيره! يا اينكه اگه بهت بگم بيا همو ببينيم و بگي اون روز كار داري ناراحت ميشم به نظرت تا الان چندبار اين اتفاقا و اتفاقاي ديگه كه گفتم ناراحتم ميكنه رو انجام دادي؟ با همون غرور هميشگيش نگام كرد و لبخند نصفه و نيمه اي زد و باد انداخت تو غبغبش و گفت خب معلومه!هيچكدومش چون نديدم ناراحت باشي نيشخندي زدم گفتم ميدوني چه اشتباهي كردم؟!يادم رفت همون اول بهت بگم كه من خيلي زودرنجم شايد خيلي جاها ازت ناراحت شم ولي زبونِ گلگي ندارم! من حرف نميزنم !نميام باهات دعواكنم !هيچي نميگم فقط بهت لبخند ميزنم و به گفتن يه اكي بسنده ميكنم!چون من نميخوام عزيزامو محاكمه كنم ولي تو خودت بايد بفهمي !اون موقع ها كه پيامتوميخونم و چند دقيقه زل ميزنم به پيامات و جوابتو نميدم باز تايپ ميكنيو ميبيني درجا سين ميخوره،بايد بفهمي از حرف قبليت دلخور شدم و دارم باخودم كنارميام! اون موقع ها كه بعد از تلفن حرف زدنامون انلاين نميشم بايد بفهمي ناراحتم يا بعد از هراكي كه افلاين ميشم و تاساعت ها سراغت نميام بايد بفهمي دلخورم كردي! يادم رفت بهت بگم كه من دلخوريامو به زبون نميارم اما يروز ميبيني ديگه نيستم ديگه رفتم! اونوقت تااخر عمر تو ميموني با يه كوه سوال كه چرارفتم من ميمونم و يه قلب كه پر از دردو دلخوريه! كه هيچوقت كسي از دلش در نياورد! ميدوني اشتباه از خودم بود! خودم بايد بهت ميگفتم كه براي بودنِ من بايد قبل از همه چيز منو بلد باشي! 📚داستانڪ📚 ༺📚‌‌‌════‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌══‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌══‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ @dastanakk
⭕❗❗شرط می‌بندیم که قیمت انگشترهای ما از قیمت تمام فروشگاه‌هایی که می‌شناسید کمتر است اگر این‌طور نباشد😳😳…  یک انگشتر را که انتخاب کرده‌اید به رایگان به شما می‌دهیم🤩😁 تولیدکننده جدیدترین طرح انگشتر نقره مردانه زنانه و عقیق خطی و قیمت بسیار منصفانه 💎💍 برای شما که لایق بهترین ها هستید❤️ همین الان روی لینک ضربه بزن👇🌹 https://eitaa.com/joinchat/3456237749Cf5f1e23301
هدایت شده از تبلیغات فال حرم🔺
یکی از توصیه ها و نظرات مؤکد حضرت آیت الله بهجت برای در امان ماندن از بلایا و بیماری ها، دفع آزار شیاطین و اجنه، رفع اختلافات بین زوجین، درمان خواب های پریشان، باطل کردن سحر و طلسم، دفع حسادت به همراه داشتن دعای......... ⚠️ برای ادامه مطلب روی لینک ضربه بزنید👇😳 ┅═══✼🌿🌹🌿✼═══┅ https://eitaa.com/joinchat/3456237749Cf5f1e23301 ┅═══✼🌿🌹🌿✼═══┅  
💎دوستش داری... اما جرأت گفتنش را نداری و به روی خودت هم نمیاوری؛ میترسی. ترس از بین رفتن همین یک نگاه ساده، ترس اینکه همین لحظات کوتاه دیدارتان هم از بین برود، لال میشوی و در خیال خود یک "اوی" عاشق میسازی و با خیالش عاشقی میکنی، آنقدر غرق دوست‌داشتنش در خیال خود میشوی که به خود میآیی ‌و می بینی که برای همیشه از دستش داده ای... اگر دوستش داری جرأتش را داشته باش و همین حالا بگو... باورکن فردا، جز پشیمانی چیز دیگری را ندارد ✍ 📚داستانڪ📚 ༺📚‌‌‌════‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌══‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌══‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ @dastanakk
💎وابستگی یعنی «میخواهمت چون مفیدی.» دلبستگی یعنی «میخواهمت حتی اگر مفید نباشی.» من به خودکار گران قیمت روی میزم برای جلسات مهم، وابسته‌ام. اما به جعبه‌ی آبرنگ بی‌خاصیتی که یادگار دوران کودکیم است دلبسته‌ام. من به میز مدیریت که هر روز پشت آن می‌نشینم وابسته‌ام. اما به آن گلدان کوچک کاکتوسی که کنار پنجره گذاشته‌ام، دلبسته! من به کتابهای مدیریتی کتابخانه‌ام وابسته‌ام اما به کتاب‌های شریعتی روی میزم دلبسته. وابستگی‌ها را جامعه و فرهنگ و والدین می‌آموزند و پرورش میدهند اما دلبستگی‌ها انعکاس خود واقعی من هستند. راستی من و تو، وابسته‌ایم یا دلبسته؟! ✍ 📚داستانڪ📚 ༺📚‌‌‌════‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌══‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌══‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ @dastanakk