17.21M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️ حکایت شنیدنی ملاقات با امام زمان (ع)
از زبان شهید کافی
➥ @sheikh_kafi | شیخ احمد ڪـافی
شهید شیخ احمد کافی
❤️ خدایی که در اثر ریاضتهای شیطانی از دهان خارج گردید! عالم بزرگوار سید علی اکبر خوئی فرمود: در ز
چند ماه از اين قضيه گذشت. روزى ملا عبدالصمد را در شهر ديدم. تعجب كردم و گفتم: چه شده، شما را در شهر مى بينم؟!
- شما هرگز به شهر نمى آمديد و با اهل دنيا آميزش نداشتيد. مقام و مرتبه خود را به كجا رسانديد؟! گفت: خدا لعنت كند شيطان را و خدا لعنت كند مجد الاشراف را...
پدر شما گاهى به من مى گفت: اين رياضتها عاقبت خوشى ندارد. ولى من قبول نمى كردم و اكنون توبه كرده ام.
- گفتم: براى چه؟! شما كه به مقاماتى رسيده بوديد! گفت: بلى، همه روزه مجد الاشراف را در شيراز مى ديدم و با من سخن مى گفت و دستوراتى به من مى داد...
و [در اين ايام] اشخاصى بر من ظاهر مى شدند و مطالبى را به من مى گفتند و من پيوسته به اوراد و اذكار مشغول بودم و چيزهايى بر من مكشوف مى شد.
روزى مجد الاشراف به نظر من آمد و گفت: ملا عبدالصمد! اكنون كامل شده اى و به مقاماتى رسيده اى... فردا مولود نفسى بر تو ظاهر خواهد شد.
چون فردا شد و من مشغول اوراد بودم، ناگاه ديدم از دهان من طفلى خارج شد و برابر من ايستاد و به من خطاب كرد: اكنون كامل شدى، منم خداى تو، مرا سجده نما تا تو را به مقام مجد الاشراف برسانم!
من به شگفت آمدم و به فكر فرو رفتم؛ خدا ديدنى و تصور كردنى نيست! چگونه از دهان من بيرون مى آيد. پس معلوم مىشود كه شيطان است. گفتم: خدا لعنت كند شيطان را...
- ناگاه حال من متغير شد و غشوه به من روى داد. چون به حال آمدم، فهميدم تمام اين رياضتها شيطانى بوده!
انسان نبايد براى چند روز دنيا و رياست و بزرگى و مريد خواهى، تا ابد خود را دچار عذاب الهى گرداند! لذا توبه كردم و تمام اوضاع را به هم زدم. اكنون چيزى در دست ندارم و از خدا خواهانم توبه مرا قبول نمايد.
📎 منبع: مناظره با دانشمندان، آيت اللَّه سيد على علم الهدى، مناظره ۱۹، ص ۱۳۰، انتشارات سجده.
📚 همراه با عالمان شیعه
❌ کپی این پست با ذکر منبع حلال میباشد
کانال شیخ احمد کافی
➥ https://eitaa.com/joinchat/4033609749C6033d49560
🔴 نگاهی به مبارزات شهید کافی
سخنرانیهای ضد رژیم در مسجد گوهرشاد و افشاگری در زمینه فعالیتهای فساد آور نظام همچون واردات مشروبات الکلی و دایر کردن مراکز فساد در آذر سال 1342، سبب شد رژیم طرح خدمت سربازی اجباری این روحانی مجاهد را طرحریزی کند
به گزارش مشرق، در میان جریانهای مبارزاتی که در به نتیجه رسیدن انقلاب اسلامی نقش ایفا کردند، جریان متکی به مذهب و مردم، خون اصلی در رگهای این انقلاب بود. مرحوم شیخ احمد کافی هر دوی این مولفه را در مبارزه خود با رژیم طاغوت به همراه داشت.
در واقع بذر جریان مبارزاتی ایشان، به ویژه سخرانیهای ایام محرم، در ذهن عامه مردم از هر طبقهای کشت میشد و به جریان خاصی محدود نبود. منبر و روضه بلندگوی تبلیغاتی وی در مبارزه با رژیم پهلوی بود.
به حق باید او را مرد منبرهای آتشین دانست. این خطیب اصالتاً یزدی، به سال 1315 در مشهد متولد شد. تعلیمات دینی را در نجف و سپس در قم نزد اساتید مشهوری همچون آیتالله مدنی، شهید محراب و آیتالله راستی کاشانی سپری کرد.
شیخ احمد کافی هم در زمینه مذهب و هم در زمینه مبارزات سیاسی فعال بود. تاسیس مراکز مذهبی متعدد از جمله ساخت تعدادی مهدیه، ساخت درمانگاه، ایجاد قرض الحسنه و کمک به خانواده های نیازمند از خدمات این روحانی مبارز بود. وی در سال 1347 با کمکهای مردمی مهدیه تهران را تاسیس کرد.1 در واقع رژیم پهلوی چنین اقداماتی از سوی کافی را کمک به مخالفین رژیم قلمداد میکرد که در نتیجه به دستگیری وی منجر میشد.
#شهید
➥ @sheikh_kafi | شیخ احمد ڪـافی
🔴 بسته بندی هدایا برای بیماران در حضور شهید کافی
➥ @sheikh_kafi | شیخ احمد ڪـافی
📘داستانهایبحارالانوار
یک شبانه روز خدمت، بهتر از یک سال جهاد!
جوانی محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله رسید و عرض کرد:
یا رسول الله! خیلی مایلم در راه خدا بجنگم.
حضرت فرمودند: «در راه خدا جهاد کن! اگر کشته شوی زنده و جاوید خواهی بود و از نعمتهای بهشتی بهره مند میشوی و اگر بمیری، اجر تو با خداست و چنانچه زنده برگردی، گناهانت بخشیده شده و همانند روزی که از مادر متولد شده ای از گناه پاک میگردی.... »
عرض کرد: «یا رسول الله! پدر و مادرم پیر شده اند و میگویند، ما به تو انس گرفته ایم و راضی نیستند من به جبهه بروم. »
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند:
«در محضر پدر مادرت باش. سوگند به آفریدگارم! یک شبانه روز در خدمت پدر و مادر بودن بهتر از یک سال جهاد در جبهه جنگ است. »
📚بحار: ج ۷۴، ص ۵۲.
➥ @sheikh_kafi | شیخ احمد ڪـافی
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔴 لقمه حلال
سخنران شهید کافی
➥ @sheikh_kafi | شیخ احمد ڪـافی
♥️ ای خدای مهربان
✨در این شب زیبا
✨ عطا کن بر تک تک عزیزانم
✨ سلامتی و عافیت..
♥️ عشق و محبت و دلخوشی..
✨ آسایش و آرامش و
✨ عاقبت به خیری...
✨به امید طلوعی دیگر
✨شبتون بخیر
♥️در پنـاه خدای مهربون
➥ @sheikh_kafi | شیخ احمد ڪـافی
اگر منتظر روزی کامل و عالی باشیم
هرگز چنین روزی از راه نخواهد رسید
روز عالی را ما می سازیم
از همان لحظه طلوع
تا آخرین دم غروب
هر صبح تان شادی
هر روزتان عالی
صبحتون بخیر ❤️
➥ @sheikh_kafi | شیخ احمد ڪـافی
به دست قائم ما، رانده شدگان از دین، به آشیانه های آرام بخش خود باز می گردند
(با ظهورت) صبح حقيقت دميده می شود و تيرگى باطل از ميان می رود، و خداوند به وسيله تو پشت طغيان را در هم می شكند، و راه و رسم ايمان را (به صورت نخست) باز می گرداند. کودكانی كه در گهواره اند، دوست دارند كه ای كاش می توانستند حركت نموده به سوى تو آيند، و وحوش صحرا مايلند كه كاش راهى در كنار تو داشتند. به دست تو همه دنیا شادمان می شوند، و اساس عزّت و شرف در جاى خود قرار می گيرد، و دین گریزان به آشیانه های آرام بخش خویش باز می گردند.
✅«اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج»
يَتَلَأْلَأُ صُبْحُ الْحَقِّ وَ يَنْجَلِي ظَلَامُ الْبَاطِلِ وَ يَقْصِمُ اللَّهُ بِكَ الطُّغْيَانَ وَ يُعِيدُ مَعَالِمَ الْإِيمَانِ. يَوَدُّ الطِّفْلُ فِي الْمَهْدِ لَوِ اسْتَطَاعَ إِلَيْكَ نُهُوضاً، وَ نَوَاشِطُ الْوَحْشِ لَوْ تَجِدُ نَحْوَكَ مَجَازاً. تَهْتَزُّ بِكَ أَطْرَافُ الدُّنْيَا بَهْجَةً، وَ تَسْتَقِرُّ بَوَانِي الْعِزِّ فِي قَرَارِهَا، وَ تَئُوبُ شَوَارِدُ الدِّينِ إِلَى أَوْكَارِهَا.
(كمال الدين، ج2، ص450)
#امام_زمان
➥ @sheikh_kafi | شیخ احمد ڪـافی
📚مهمانِ بزرگان شدن، بزرگی میآورد!
اگر میزبان نیازی به مهمان و مهمانی دادن نداشته باشد و مهمانی در معنا و مقام حقیقی خود تحقّق پیدا کرده باشد، انگیزۀ میزبان برای دعوت و پذیرایی جز اکرام مهمان نخواهد بود؛ و هرچه میزبان بینیازتر باشد، مهمانی، از محبت و کرامت بسیار بالای او بیشتر حکایت میکند.
اگر میزبان بزرگ و والا مقام باشد و مهمانان بسیار کوچکتر از او باشند، مهمانی هنگامۀ فروتنی و تواضع میزبان است. لحظۀ فرود آمدن میزبان بلندمرتبه در برابر مهمانان، صحنهای به یاد ماندنی و دوست داشتنی است. مهمانِ بزرگان شدن، بزرگی میآورد و حقارتها را از روح انسان بیرون میکند. همان احساس حقارتی که مایۀ همۀ اسارتهاست.
رفع غربت، برطرف شدن تنهایی و گشایش دلگرفتگیها، از کمترین نتایج یک مهمانی است. مهمانی یعنی بیرون آمدن از محیط تکراری و خسته کنندۀ خانۀ خود و ورود به سرسرای زیبای ضیافت. مهمانی یک فرصت تفریح و تنوّع است و یک مهلت دیدار با یار دلنوازی که مایۀ تسکین و تحبّب است.
البته همۀ اینها بستگی دارد به اینکه چه کسی شما را دعوت کرده باشد، یا شما در چه شرایطی باشید. بسته به عطش شما و عطر میزبان، ناز شما و نوازش میزبان، دلتنگی شما و دلگشائی میزبان، غم شما و غمگساری میزبان، عشق شما و عشوۀ میزبان، مهمانی با مهمانی متفاوت است. پس این به عهدۀ خود شماست که ضیافت رمضان را چگونه ببینید.
📚بخشی از کتاب " شهر خدا
اثر علیرضا پناهیان
➥ @sheikh_kafi | شیخ احمد ڪـافی
🔴 عجایب دنیای ظهور
⭕️ اهل زمین به دیگر سیارات متصل میشود
🌕 امام باقر علیه السلام فرمودند:
ذوالقرنین بین دو ابر مخیّر شد و آن را که آرام بود برگزید و آنکه سخت بود برای صاحب شما ذخیره شده است. سوال شد سخت کدام است؟ فرمودند: هر ابری که رعد و صاعقه و یا برق دارد صاحب شما بر آن سوار میشود. همانا او بر ابر سوار میگردد و بر اسباب آن سوار میشود و در راههای آسمانهای هفتگانه و زمینهای هفتگانه که پنج تای آن آباد و دو تا ویران است بالا می رود
📗بحار، ج ۵۷، ص۱۲۰
خداوند در آیه ۳۳ رحمن میفرماید:
يا معشر الجنّ و الانس... اى گروه جنّ و انس! اگر مىتوانيد از مرزهاى آسمانها و زمين بگذريد؛ پس بگذريد؛ ولى هرگز نمیتوانيد! مگر با نيرويى(فوق العاده و الهی)! عبارت یا معشر، نهایت تحدّی خداوند است به اینکه حتی جنهای پرنده و نامرئی هم نمیتوانند از مرز زمین و عالم دنیا عبور کنند. اما بدلیل ظهور قدرت ولایت و تصرف امام در هستی، انسان براحتی میتواند از کرانه های آسمانها و زمین به خارج آن برود و این یعنی سطح دنیا عوض میشود و زندگی وارد دور جدیدی میشود که اوج آن رهیافت به بهشت آخرت است؛ و عالم ما بدان سو رهسپار.
#امام_زمان
➥ @sheikh_kafi | شیخ احمد ڪـافی
📚 داستان کوتاه
واعظی بر روی منبر از خدا میگفت؛ ولی کسی پای منبر او نمیرفت. روز بعد واعظ دیگری میرفت و منبر او شلوغ بود در حالی که هر دو واعظ دوست و اهل علم بودند. روزی واعظِ کمطالب به واعظِ پُرطالب گفت: راز این جمعیت شلوغ در پای منبر تو چیست؟
واعظ پُرطالب دست او را گرفت و به بازار بزازها رفتند. یک مغازه پارچهفروشی شلوغ و پارچهفروشیِ دیگر کنار او خلوت بود. دلیلش را پرسیدند: دیدند که مغازۀ پارچهفروشِ شلوغ برای خودش است ولی پارچهفروشِ خلوت، فروشنده است.
واعظ پُرطالب گفت: من همچون آن پارچهفروش که برای خود میفروشد، سخنم را خودم خریدارم، پس خدا نیز از من میخرد و مشتریان را به پای منبر من روانه میکند، ولی تو مانند آن فروشندهای هستی که برای دیگری میفروشد، هر چند جنس او با جنس مغازۀ همسایهاش فرقی ندارد. سخنان تو مانند سخنان من است، ولی تو برای کسب لذت از دیگران سخن میگویی نه برای کسب لذت خودت! سخنی را که میگویی نخست باید خودت خریدارش باشی.
در هر دو مغازه جنس یکی بود و قیمت هم یکی، ولی فروشندهها متفاوت بودند و اختلافنظر مشتری از نوع جنس پارچه نبود، از نوع جنس فروشنده بود.
➥ @sheikh_kafi | شیخ احمد ڪـافی