eitaa logo
آن*(فرهنگ، هنر، ادبیات)
510 دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
740 ویدیو
65 فایل
"آن": یُدرک و لا یوصف: به گفت در نیاید! 🌸لطیفه‌ای است نهانی، که عشق از او خیزد (صفحه‌ای برای اهالی فرهنگ، هنر و ادبیات) فاطمه شکردست دکترای زبان و ادبیات فارسی هیئت‌علمی دانشگاه پیام‌نور هنرجوی فوق‌ممتاز خوشنویسی ارتباط با من @fadak_shekardast
مشاهده در ایتا
دانلود
حکایتی از گلستان سعدی پابرهنه و بی‌پا هرگز از دور زمان ننالیده بودم و روی از گردش آسمان در هم نکشیده؛ مگر وقتی که پایم، برهنه مانده بود و استطاعت پای‌پوشی نداشتم. به جامع کوفه در آمدم دلتنگ. یکی را دیدم که پای نداشت. سپاس نعمت حق، به جای آوردم و بر بی‌کفشی، صبر کردم. مرغ بریان، به چشم مردم سیر کمتر از برگ تَره بر خوان است وان که را دستگاه و قوّت نیست شلغم پخته، مرغ بریان است لغات: پای‌پوش: کفش. استطاعت: توانایی مالی. جامع: مسجد جامع. خوان: سفره. دستگاه: توان مالی. کلیات سعدی، گلستان، باب سوم در فضیلت قناعت، ص ۱۰۷. 🖊📚"آن" (فرهنگ، هنر، ادبیات) @shekardast
آیینه‌ای برای صداها🌹 آیینه‌ای شدم آیینه‌ای برای صداها فریاد آذرخش و گلِ سرخ و شیهه‌ی شهابیِ تُندر در من به رنگ همهمه جاری است. آیینه‌ای شدم آیینه‌ای برای صداها آن جا نگاه کن فریاد کودکان گرسنه در عطر اودکلن آری، شنیدنی است، ببینید: فریاد کودکان. آن سو به سوگِ ساکتِ گلبرگها وَزان خُنیای نایِ حنجره‌ی خونیِ خزان. آیینه‌ای شدم آیینه‌ای برای صداها. آیینه‌ای برای صداها، دکتر شفیعی کدکنی، ص ۴۶۵ و ۴۶۶. 🖊📚"آن" (فرهنگ، هنر، ادبیات) @shekardast
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
پویش تک بیت "بیت‌المقدس" 🖊📚"آن" (فرهنگ، هنر، ادبیات) @shekardast
حکایت سه ماهی که در آبگیری بودند: آورده اند که در آبگیری (از راه دور و از تعرض گذریان مصون) سه ماهی بود، دو حازم و یکی عاجز. از قضا ، روزی دو صیاد بر آن گذشتند. با یک‌دیگر میعاد نهادند که جال بیارند و هر سه را بگیرند. ماهیان این سخن بشنودند. آن که حزم زیادت داشت و بارها دست‌برد زمانه‌ی جافی دیده بود و شوخ چشمی سپهر غدار معاینه کرده و بر بساط خرد و تجربت ثابت قدم شده، سبک‌، روی به کار آورد و از آن جانب که آب درآمدی‌، برفور بیرون رفت. در این میان صیادان برسیدند و هر دو جانب آبگیر محکم ببستند. دیگری هم غوری داشت‌، نه از پیرایه‌ی خرد عاطل بود و نه از ذخیرت تجربت بی‌بهر. با خود گفت‌: غفلت کردم و فرجام کار غافلان چنین باشد، و اکنون وقت حیلت است؛ هر چند تدبیر در هنگام بلافایده‌ی بیش‌تر ندهد‌، و از ثمرات رای در وقت آفت تمتع زیادت نتوان یافت، و با این همه، عاقل از منافع دانش هرگز نومید نگردد و در دفع مکاید دشمن تأخیر صواب نبیند. وقت ثبات مردان و روز مکر خردمندان است. پس خویشتن مرده ساخت و بر روی آب، سِتان می رفت. صیّاد او را بر داشت و چون صورت شد که مرده است، بینداخت. به حیلت خویشتن در جوی افگند و جان سلامت ببرد. و آن که غفلت بر احوال وی غالب و عجز در افعال وی ظاهر بود، حیران و سرگردان و مدهوش و پایکشان چپ و راست می‌رفت و در فراز و نشیب می‌دوید تا گرفتار شد. 🖊📚"آن" (فرهنگ، هنر، ادبیات) @shekardast
توضیحات: آبگیر: برکه. تعرض: مزاحمت،آزار و اذیت. گذریان: رهگذران، عابران. مصون: محفوظ، ایمن. حازم : دوراندیش. میعاد نهادن: قرار گذاشتن. جال: دام. حزم: دوراندیشی، احتیاط. دستبرد: مالش، ضرب دست. جافی: ستمگر، جفا‌‌‌کننده. شوخ‌چشمی: بی‌شرمی، گستاخی. غدّار: مکّار. معاینه کردن: به چشم دیدن. سبک: سریع، شتابان درآمدی: وارد می‌شد برفور: فوری، بلافاصله غور: تفکر و تدبیر پیرایه: زینت و زیور. عاطل: خالی، بی‌زیور. تمتّع: بهره بردن، برخورداری. مکاید: جمع مَکیدَت، حیله‌ها، بداندیشی‌ها. صواب: مصلحت، درست ثَبات: پایداری، دوام. خویشتن مرده ساختن:خود را به مردن زدن. سِتان: بر پشت خوابیده. صورت شدن: تصوّر شدن، پنداشته شدن. مدهوش: متحیّر، سرگردان. پای‌کشان: رفتن با کُندی، عاجزانه رفتن. شرح کلیله و دمنه، دکتر برزگر خالقی و کرباسی، چاپ سوم، زوّار، ۱۳۹۹، ص ۷۲. 🖊📚"آن" (فرهنگ، هنر، ادبیات) @shekardast
4_5863718321500721240.mp3
6.07M
«ما لا یُحکی، یُبکی» ‏آن‌چه گفته نمی‌‌شود، اشک می‌شود... 🖊📚"آن" (فرهنگ، هنر، ادبیات) @shekardast
آن*(فرهنگ، هنر، ادبیات)
حکایت سه ماهی که در آبگیری بودند: آورده اند که در آبگیری (از راه دور و از تعرض گذریان مصون) سه ماهی
این متن‌هایی که از شاهکارهای در کانال می‌بینید، زحمت خانم مرادخانی‌ است. و الا این روزها من ابوالمشغله ام!!! ممنون خانم مرادخانی بابت حسن انتخاب‌تون
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
12.85M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به مناسبت سالگرد ستاره درخشان شعر معاصر 🖊📚"آن" (فرهنگ، هنر، ادبیات) @shekardast