eitaa logo
شعر معاصر-ادبیات پایداری و حماسه و ایثار
582 دنبال‌کننده
37 عکس
4 ویدیو
2 فایل
گلچین اشعار شاعران معاصر ایران ارتباط با ادمین: @Kakaeimohammadreza کانالهای مرتبط: https://eitaa.com/mohammadrezakakaei https://eitaa.com/behesht_e_hashtom
مشاهده در ایتا
دانلود
رمضان، گشت محرم به عزایی دیگر شد حسینیه، خودش کرببلایی دیگر تشنه‌لب در دل میدان، چه حسینی رفتی چه سرافراز، به دیدار خمینی رفتی لحظه‌ای نام تو، یاد تو فراموش نشد «دشمنت کشت، ولی نور تو خاموش نشد» دید دنیا، چقدَر عاشق ایران بودی تا دم آخر، فرماندهِ میدان بودی مهربان یار! علمدار! یل بی‌مانند! فکر کردند که با رفتن تو، می‌مانند؟ کور خواندند، خروش تو، صدایت زنده‌ست زنده‌ای خامنه‌ای! تا که خدایت زنده‌ست رفتنت مثل حضورت، چقدر طوفانی‌ست آن حسینیه‌ات، اکنون دل هر ایرانی‌ست با نگاهی که در آن وسعت دریا داری تا ابد، رهبر ما! در دل ما، جا داری باز از عشق، سخن روشن و بی‌پرده بگو با همان مشت، همان مشت گره‌کرده‌ بگو لشکرت بهر ستم، بعد تو، کابوس شدند بنِگر: مردم ایران تو، مبعوث شدند.. خاک و میدان، بسپاریم به شیطان، هرگز! غیر جمهوری اسلامی ایران، هرگز!.. نفسِ بادِ صبا مُشک‌فشان شد، دیدید؟ آن یل پیر، دگرباره جوان شد، دیدید؟ مجتبی بعد علی، چون مَه در آینه‌ای‌ست همچنان رهبر ما، خصم شما: خامنه‌ای‌ست ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
داغی‌ست گران که از سخن بیرون است داغی که گدازهٔ دلی مجنون است در سوگ تو با کدام یک گریه کنیم؟ چشمی اشک است و چشم دیگر خون است ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
تو هنوز ایستاده‌ای اینجا با ردای سیادتت بر دوش تا که لب باز می‌کنی به سخن باز هم می‌شود جهان خاموش تو نمردی، تو جاودانه شدی در دل دوستان خود ای پیر! بعد از این با «شهید خامنه‌ای» می‌شوی در تن وطن تکثیر بعد از این خطبه‌های پرشورت در دل موج‌های اروند است قامت استوار تو زین پس هیبت قلّۀ دماوند است هر کجای وطن که سربازی‌ست تو نهادی به شانه‌هایش دست هر کجا موشکی به راه افتاد قدرتش از دعای خیر تو است همچنان با تبسّمت آقا می‌دمی بر تن وطن جان را می‌روی با نسیم سر بزنی همۀ کوچه‌های ایران را هر کجا کرسی تلاوت هست می‌نشینی به خواندن قرآن شاعران باز میهمان تواند مثل هر سال نیمۀ رمضان از دو چشم تو، آن دو ژرفِ نجیب چشم وا می‌کنیم سوی خدا ما اگر ایستاده‌ایم این‌سان تکیه دادیم بر عصای شما با تو امسال اشک می‌ریزیم فاطمیه عزای مادر را باز هم میزبان سوگ تویی هر کجا روضه‌ای شود برپا تو همین‌جایی و دلم قرص است سایه‌ات چون همیشه بر سر ماست بین ما مردمی و می‌دانم دست‌هایت مدام سمت خداست می‌رود روزهای سخت، پدر پای عهد و قرار می‌مانیم باز هم در نماز جمعۀ فتح ما کنارت نماز می‌خوانیم ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
تو جانِ جانِ ایران، یک تن اما یک جهان بودی چنان بشکوه، جنگل، کوه، دریا، آسمان بودی جهان می‌دوخت چشم بی‌قرارش را به لبهایت به رغم دشمنان جانا! ولیّ امرمان بودی در آشوب جهانِ سر به طغیانِ پر از عصیان پناه و ملجأ و مأوای ما، کهف و امان بودی ندانستیم در تیرِبلابارانِ این دوران چه تنها، بی‌پناهی‌های ما را سایبان بودی میان وحشت طوفان، مهار لنگر و سکان به گاه پیش‌رانی ناخدای بادبان بودی سراسر جاده‌ها از راهزن‌ها شد قرق اما هزاران کاروان را ساربانی کاردان بودی حرم شد، محترم شد، خاک ایران با شهیدانش شهید زندۀ این خاکِ رشکِ آسمان بودی سرت شوق شهادت‌ داشت، تن می‌رفت دنبالش در این سودا، به روز پیرسالی‌ هم جوان بودی «اَشِدّاءُ عَلَی الکُفّار» می‌بارید از خشمت میان مردمت قلبی رئوف و مهربان بودی چه از درگاه آن شاه خراسان خواستی روزی که در حصنِ حصینِ بارگاهش میهمان بودی؟ دل میدان و رزم ذوالفقارت یا علی‌گویان دل و جان بستۀ امر امیر جمکران بودی زمینِ بی تو در بی‌تابیِ زلزال می‌افتد تو نفس مطمئنه، قلب آرام زمان بودی به فریاد دل ما می‌رسد قرآن فقط دیگر که تو بسیاری از آیات آن را ترجمان بودی بگو آن یار غائب پرده از رخسار بردارد هلا ای صالحی که از تبار صالحان بودی بگو آن نور بازآید، جهان تاریک تاریک است تو که در غیبت خورشید شمع رهروان بودی ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
می‌رسد از سنگر فرماندهی فرمان او همچنان هستیم با هم بر سر پیمان او ما چه خوشبختیم با آقا معاصر بوده‌ایم می‌وزد عطر ظهور از سرخی دوران او باز هم میدان به میدان ما حماسه ساختیم خیره شد چشم جهان از غرّش شیران او آیه‌های مؤمنون تفسیر شد این روزها اقتدا دارند مردم باز بر ایمان او یاد باد آن صوت و لحنِ آیه‌های فتح و نصر کی رود از خاطر ما خواندن قرآن او؟ مژدۀ پیروزی حق را نسیم آورده است بیشتر از پیش غوغا می‌کند طوفان او نیل می‌بلعد دوباره لشکر فرعون را وعدۀ حق را محقق می‌کند ایران او بهتر از جان بود و حالا در مسیر روشنش عهد می‌بندیم یک‌بار دگر با جان او ای شهیدانی که دورش حلقه می‌بندید! کاش جای ما هم بوسه بنشانید بر دستان او ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
شبیه سرو که در روی تند باد... این مرد تکان نخورد و سر حرفش ایستاد این مرد از استقامتش انگشت بر دهان‌ها ماند به ذلّتی که بنا بود... تن نداد این مرد همیشه گفت که از تفرقه بپرهیزید و خواند مردمِ خود را به اتّحاد این مرد شهادت آرزویش بود غیر جانبازی مگر نبود همه عمر در جهاد این مرد؟ وطن‌پرست‌ترین بود و با تمام وجود نداد گردی از این خاک را به باد این مرد حکیم طوس همین سیّدخراسانی‌ست چه درس‌های حماسی به ما نداد این مرد قسم به «یَومَ یَموتُ وَ یَومَ یُبعَثُ حَیّ» گذاشت خاطره‌اش را اِلَی المعاد این مرد ضیافت رمضان بعد شعرخوانی‌ها تبسّمش نرود تا ابد ز یاد این مرد نمیرد آن‌که دلش زنده شد به برکت عشق سزاست مرگ بگوید که زنده باد این مرد! ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
اگر چه از غم جانکاه رهبر سخت بی‌تابیم اگر چه داغدار لاله‌های سرخ مینابیم اگر چه بغض‌ها داریم اگر چه اشک می‌باریم اگر چه در فراق جمله سرداران عزاداریم اگر چه سینه مالامال اندوه صنوبرهاست اگر چه قلب میهن زخمی از انبوه آذرهاست ولی نه، نشکند از این همه غم، عهد ما هرگز نخواهد شد دل ما از وطن هرگز جدا، هرگز نخواهد دید دشمن در دل ما ضعف ایمان را نخواهد برد دشمن یک غبار از خاک ایران را که ما همواره تحت امر و فرمان ولی هستیم که ما دلدادگان مکتب سیدعلی هستیم هم‌او که عمر خود را عاشقانه وقف میهن کرد هم‌او که با «...مَعی رَبّی سَیَهدین» راه روشن کرد هم‌او که از «صحیفه» بر تن کشور زره کرده‌ست هم‌او که مشت خود را وقت جان دادن گره کرده‌ست که یعنی با کسی جز دوست ما را عهد و پیمان نیست که یعنی سازش و تسلیم در قاموس ایران نیست به قوم ظالم صهیون بگو این حرف محکم را ببین میراث حاجی‌زاده، تهرانی‌مقدم را ببین در آسمان قدس هر شب ماه بدر آمد عماد و فاتح و سجیل و خرمشهر و قدر آمد نترسانید ایران را که قصد تاختن دارد که در هر نقطه یک سیدمجید نقطه‌زن دارد.. هلا رزمندگان تدبیر میدان با شما باشد خیابان‌های کشور نیز در تسخیر ما باشد که رأی ما به جمهوری اسلامی فقط آری‌ست دم «هیهات منا الذله» بر لب‌هایمان جاری‌ست خیابان‌های شهر اینک مصاف ماست با دشمن در این شب‌هاست راه حق و باطل واضح و روشن به این مردم نمی‌آید چنین ذلت‌پذیری‌ها که این خِطّه پر است از موسوی‌ها، تنگسیری‌ها میان شعلۀ نامردمی ایمان نخواهد سوخت بگو ای بی‌وطن‌ها پرچم ایران نخواهد سوخت و ما جان بر کفانِ تحت امر مقتدا هستیم پس از سیدعلی‌ سرباز سیدمجتبی هستیم.. ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
«وَاجتَباکُم بِقُدرَتِه» یعنی مجتبی قدرت از خدا دارد اوست فرماندهی که مثل علی از قوی پنجگان قوا دارد سیدی از تبار پاک علی  «و علی دستِ قادر ازلی» که «یدالله فَوقَ اَیدیهِم‌» جلوه از قدرت خدا دارد کیست این چون مسیح‌‌‌،‌‌‌ جان‌آگاه پسر جانشین روح الله که مزامیر سورۀ نصرش صوت داوود در صدا دارد سروقدی که رونق چمن است صفت و صَفوَتش همه حَسَن است صد گلستان بهار در باور صد بغل صبح در قبا دارد چون که این رادمرد کفرستیز هست فرزند یک شهید عزیز از شهادت سخن که می‌گوید واژه‌هایی دل آشنا دارد.. ذوالفقار علی به کف، با عزم‌ می‌زند آنچنان به گردۀ خصم که نداند که از کجا خورده‌ست که نداند مَفَر کجا دارد داغدار پدر شدیم اما روزهای حماسۀ پسر است دشمن از ضرب شست او حالا تا قیامت شب عزا دارد از ازل تا ابد همین پیکار: جنگ با کفر و شرک و استکبار مگر این جنگ ابتدا دارد؟ مگر این جنگ انتها دارد؟ تا ابد در قیام می‌مانیم در صف انتقام می‌مانیم چون امامی به ظلم کشته شود امتی حق خون‌بها دارد اهل حقیم، اهل سِر باشیم بهر حفظ وطن مُصِر باشیم بانگ قطعاً سَننتَصِر باشیم حق بشارت به نصر ما دارد زَهَقَ الباطل است و جاءالحق ظلم گیرد مگر به عدل، سَبَق؟ عدل، تاریخ‌ساز خواهد شد ظلم، تاریخ انقضا دارد! صد و هفتاد کودک میناب غوطه در خون خود زده بی‌تاب تا بگوید که این طریقت ناب خردسالانِ جان‌فدا دارد بارها گفته بود پیرخمین: راه قدس است از مسیر حسین مقصد آنجا که مسجدالاقصاست جاده از سمت کربلا دارد سورۀ نصر در صف تنزیل شده فتاح و فاتح و سجیل بانگ الله اکبر جبریل در دل، آهنگ کبریا دارد پسران، دختران، زنان، مردان همه در دست، پرچم ایران مثل سیدمجید در میدان رزمشان جای مرحبا دارد دودمان ستمگران به ستوه نسل نیکان به شوق و شور و شکوه ایستادن در این حماسه چو کوه خبر از فتح قله‌ها دارد با خمینی، شهید خامنه‌ای با عماد و فؤاد و نصرالله با شهیدان دیگر این راه مشعل شیعه روشنا دارد حاج قاسم، رضی، صفی‌الدین باقری، پاک‌پور، ابومهدی تنگسیری و موسوی و رشید راه عشق است و مقتدا دارد غم مخور! سرنوشت این عالم می‌خورد با ولی‌عصر رقم تا رسد دست مهدی این پرچم عالمی دست بر دعا دارد ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
ز داغ تو برخاست هر سو فغان‌ها رسید آه عشاق تا کهکشان‌ها چهل شب گذشت و ندیدیم رویت در اندوه و تشویش و هول و تکان‌ها من اینجا یتیم و تو نزد نیاکان من اینجا اسیر و تو در بیکران‌ها پناهم تو بودی... نخواهد رسیدن، به تار عبای تو این سایبان‌ها بمیرم برایت که با دست زخمی رخی داشتی سرخ چون ارغوان‌ها در اوج سیادت فقیری گزیدی به رغم فلان تیره و خاندان‌ها بمیرم برایت که نشناختندت به غیر از شهیدان و عرش‌آشیان‌ها نه تنها تو را کشت خصم حرامی خودی نیز کشتت به تیغ و سنان‌ها نه تنها سگ زرد یا گرگ صهیون تو را پیش از این کشت زخم زبان‌ها شریکند در قتلت ای جان عاشق فلان‌ها، فلان‌ها، فلان‌ها، فلان‌ها... هم‌آنان که از ظلمشان خشم مردم به ناگه بدل شد به آتشفشان‌ها هم‌آنان که تزویر و بی‌عرضگی‌شان زد آتش دمادم به روح و روان‌ها شریکان قدرت، حریصان ثروت سهیمان هلدینگ‌ها و دکان‌ها تو را کشت جولان بی‌عرضگی‌ها تو را کشت کم‌کاری ناتوان‌ها چه کس داد جرأت به دشمن که ریزد شرر بر کنام هژبر زمان‌ها؟ که داد این جسارت به قاتل که آید پی کشتن اسوۀ قهرمان‌ها؟ پی کشتن رادمردی مجاهد که تاریخ گوید از او داستان‌ها یلی شرزه و... روبه‌رویش رجزخوان، بسی پنبه در کسوت پهلوان‌ها لبانش دعاگوی ملت ولیکن به دشنام او باز هر سو دهان‌ها به جای مقامات خاطی به سویش کشیدند بس تیر کین از کمان‌ها چپاول‌گران، خود مصون از قضاوت ولی رهبر، آماج حدس و گمان‌ها چه رندان به نام جناح سیاسی پی ساز و برگ از دل سازمان‌ها زغن‌ها و زاغان که کردند با هم بهار وطن را شبیه خزان‌ها هم‌آنان که جای رجز پیش دشمن ز تسلیم گفتند چون نوحه‌خوان‌ها پی نفی آموزه‌های بلیغت نوشتند فهرست سود و زیان‌ها نیندوختند از تو زاد معانی نیاموختند از تو طرز بیان‌ها بمیرم که مرگ تو شد آرزوشان گروهی دل‌آزرده زین حکمران‌ها جفا از چپ و راست دیدی ولیکن روادار بودی به این‌ها و آن‌ها چه شیّادها در پی کاخ‌سازی چو شدّادها نزد بی‌خانمان‌‌ها.. کسانی که دادند دریای ثروت به افراد کوچک‌تر از استکان‌ها رئیسان اخمو، مدیران فاسد که از خلق بر لب رساندند جان‌ها در این خون شریکند زاهدنمایان که شد برملا فسقشان در نهان‌ها چه نوکیسگانی که با پول مردم رسیدند از خاک تا آسمان‌ها به چشمت خلیدند بس هرزه‌خاران گلویت فشردند بس استخوان‌ها بسا نورچشمی که گمنام و نادان رسیدند یک‌یک به نام و نشان‌ها شریکند در خونت ای پیر عاشق رفیقان مردود در امتحان‌ها شریکند در خونت آن هم‌رکابان که دادند در دست دشمن، عنان‌ها من از قاتلانت ننالم که گشتی شهید قلم‌ها، شهید زبان‌ها ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
این سیل خروشنده که در شهر روان است جلوه گهی از بعثت ایران جوان است سرچشمه گرفته‌ست ز عرفان و حماسه همزاد دماوند و دنا و سبلان است از شوکت این بحر پر از شور و تلاطم انگشت جهانی ز شگفتی به دهان است هر نعرهٔ تکبیر که با خشم بلند است یک موشک کوبندهٔ جنگ رمضان است هر پرچم زیبای برافراشته در باد تیری‌ست که بر چشم شیاطین به کمان است از هیبت پوسیده و پوشالی و پوچش مانده‌ست پشیزی و برایش چه گران است با اهرمنان فیض جهاد از سر غیرت رازی‌ست که در طینت این قوم نهان است بگذار نگویند ولی فتح هویداست «چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است» ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
چهل شب است شدم کوچه‌گرد، می‌بینی؟ شدم شکسته ازین کوه درد، می‌بینی؟ کسی که مثلِ تویی را ز دست داده دگر چه ترس دارد ازین جنگ‌ها؟ بگو آخر چهل شب است که باریده آسمان با من چه کرده‌ای تو به این ماتم گران با من! شبیه موجم و آرام ناپذیر شدم شبیه طفل یتیمم، بهانه‌گیر شدم چقدر طعنه شنیدی فقط دعا کردی برای تک‌تک ما گریه بی‌صدا کردی هنوز باورِ من نیست، بی هوا رفتی مرا به قله رساندی، خودت کجا رفتی؟! پس از فراق تو با گریه "فتح" می‌خوانم فقط به عشق ظهور است زنده می‌مانم همیشه تا فرج یار، شیعه دلخون است بهای خون تو پایان قومِ صهیون است غریب رفتی و گرچه به غم گرفتارم ولی امیدِ مصمم به رجعتت دارم تمام می‌شود این روزهای تنهایی به پشت حضرت صاحب زمان تو می‌آیی :: خودت بزن به دل من نهیب را آقا بخوان روایت یابن الشبیب را آقا شهید روز دهم! از شهید روزِ دهم... بخوان و دم بزن از روزِ سینه‌سوزِ دهم بگو وحید، رها شد برادر زینب بگو که تشنه زمین خورد در بر زینب سه ساعت از نفس افتاد و رو به مقتل برد هزار و نهصد و پنجاه زخم کاری خورد امان ز خنجر شمر و امان از آن حربه زد از قفا به لجاجت دوازده ضربه همین که شمرِ حرامی ز سینه پایین رفت سری که از همه سر بود، بین خورجین رفت ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
بی تو این ثانیه‌ها خسته و بد حال گذشت نه چهل روز که انگار چهل سال گذشت حالِ ما را غم تو سخت پریشان کرده داغِ تو خون به دلِ مردم ایران کرده بغضِ مانده به گلو با غم و فریاد شکست قلبمان باز دمی یادِ تو افتاد شکست حرف‌هایت همگی بویِ محبت می‌داد به دلِ خسته‌ی ما عطرِ طراوت می‌داد در تو دیدیم همه وصفِ مسلمانی را معنیِ واقعیِ غیرتِ ایرانی را هم عمل هم سخنت بود که: ذلت هرگز با هرآنکس که یزیدی شده، بیعت هرگز همه‌یِ عمر تو در یادِ شهیدان بودی فکرِ آبادی و آزادی ایران بودی بی تو روز و شبِ ما هر نفسش تاریک است راستی ماه محرم چِقَدَر نزدیک است باز برگرد بیا روضه بگیر آقا جان کوریِ حرمله‌ها روضه بگیر آقا جان سال‌ها بود که در شوق زیارت بودی از دلت باز گذشتی، پیِ خدمت بودی اربعین‌ها چِقَدَر روضه‌یِ غربت خواندی همه رفتند زیارت تو نرفتی، ماندی ولی آن روزِ دهم، هجر به پایان آمد وَ به دیدار تو سالارِ شهیدان آمد ناب بودی تو، ولی گوهرِ نایاب شدی هر شب جمعه دگر زائرِ ارباب شدی پر گرفتی برسی تا به اباعبدالله برسان بیعتِ ما را به اباعبدالله رفتی و با دلِ آسوده میان حرمی بعدِ تو مانده ولی در دلِ ما کوهِ غمی بذرِ غم کاشته آن ی تو حرف‌ها داشته آن مشتِ گره کرده‌یِ تو حرفت این بود که این راه، تماماً نور است فتح با ماست ولی دیده‌ی دشمن کور است آخر و عاقبتِ راهِ خدا، حجتِ اوست او که عالم همگی در کنفِ بیعتِ اوست وعده‌ی صادقِ حقّ است، "ولی" می‌آید پسرِ فاطمه، تکرارِ علی می‌آید ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser