eitaa logo
شعر معاصر-ادبیات پایداری و حماسه و ایثار
579 دنبال‌کننده
37 عکس
4 ویدیو
2 فایل
گلچین اشعار شاعران معاصر ایران ارتباط با ادمین: @Kakaeimohammadreza کانالهای مرتبط: https://eitaa.com/mohammadrezakakaei https://eitaa.com/behesht_e_hashtom
مشاهده در ایتا
دانلود
ز داغ تو برخاست هر سو فغان‌ها رسید آه عشاق تا کهکشان‌ها چهل شب گذشت و ندیدیم رویت در اندوه و تشویش و هول و تکان‌ها من اینجا یتیم و تو نزد نیاکان من اینجا اسیر و تو در بیکران‌ها پناهم تو بودی... نخواهد رسیدن، به تار عبای تو این سایبان‌ها بمیرم برایت که با دست زخمی رخی داشتی سرخ چون ارغوان‌ها در اوج سیادت فقیری گزیدی به رغم فلان تیره و خاندان‌ها بمیرم برایت که نشناختندت به غیر از شهیدان و عرش‌آشیان‌ها نه تنها تو را کشت خصم حرامی خودی نیز کشتت به تیغ و سنان‌ها نه تنها سگ زرد یا گرگ صهیون تو را پیش از این کشت زخم زبان‌ها شریکند در قتلت ای جان عاشق فلان‌ها، فلان‌ها، فلان‌ها، فلان‌ها... هم‌آنان که از ظلمشان خشم مردم به ناگه بدل شد به آتشفشان‌ها هم‌آنان که تزویر و بی‌عرضگی‌شان زد آتش دمادم به روح و روان‌ها شریکان قدرت، حریصان ثروت سهیمان هلدینگ‌ها و دکان‌ها تو را کشت جولان بی‌عرضگی‌ها تو را کشت کم‌کاری ناتوان‌ها چه کس داد جرأت به دشمن که ریزد شرر بر کنام هژبر زمان‌ها؟ که داد این جسارت به قاتل که آید پی کشتن اسوۀ قهرمان‌ها؟ پی کشتن رادمردی مجاهد که تاریخ گوید از او داستان‌ها یلی شرزه و... روبه‌رویش رجزخوان، بسی پنبه در کسوت پهلوان‌ها لبانش دعاگوی ملت ولیکن به دشنام او باز هر سو دهان‌ها به جای مقامات خاطی به سویش کشیدند بس تیر کین از کمان‌ها چپاول‌گران، خود مصون از قضاوت ولی رهبر، آماج حدس و گمان‌ها چه رندان به نام جناح سیاسی پی ساز و برگ از دل سازمان‌ها زغن‌ها و زاغان که کردند با هم بهار وطن را شبیه خزان‌ها هم‌آنان که جای رجز پیش دشمن ز تسلیم گفتند چون نوحه‌خوان‌ها پی نفی آموزه‌های بلیغت نوشتند فهرست سود و زیان‌ها نیندوختند از تو زاد معانی نیاموختند از تو طرز بیان‌ها بمیرم که مرگ تو شد آرزوشان گروهی دل‌آزرده زین حکمران‌ها جفا از چپ و راست دیدی ولیکن روادار بودی به این‌ها و آن‌ها چه شیّادها در پی کاخ‌سازی چو شدّادها نزد بی‌خانمان‌‌ها.. کسانی که دادند دریای ثروت به افراد کوچک‌تر از استکان‌ها رئیسان اخمو، مدیران فاسد که از خلق بر لب رساندند جان‌ها در این خون شریکند زاهدنمایان که شد برملا فسقشان در نهان‌ها چه نوکیسگانی که با پول مردم رسیدند از خاک تا آسمان‌ها به چشمت خلیدند بس هرزه‌خاران گلویت فشردند بس استخوان‌ها بسا نورچشمی که گمنام و نادان رسیدند یک‌یک به نام و نشان‌ها شریکند در خونت ای پیر عاشق رفیقان مردود در امتحان‌ها شریکند در خونت آن هم‌رکابان که دادند در دست دشمن، عنان‌ها من از قاتلانت ننالم که گشتی شهید قلم‌ها، شهید زبان‌ها ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
این سیل خروشنده که در شهر روان است جلوه گهی از بعثت ایران جوان است سرچشمه گرفته‌ست ز عرفان و حماسه همزاد دماوند و دنا و سبلان است از شوکت این بحر پر از شور و تلاطم انگشت جهانی ز شگفتی به دهان است هر نعرهٔ تکبیر که با خشم بلند است یک موشک کوبندهٔ جنگ رمضان است هر پرچم زیبای برافراشته در باد تیری‌ست که بر چشم شیاطین به کمان است از هیبت پوسیده و پوشالی و پوچش مانده‌ست پشیزی و برایش چه گران است با اهرمنان فیض جهاد از سر غیرت رازی‌ست که در طینت این قوم نهان است بگذار نگویند ولی فتح هویداست «چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است» ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
چهل شب است شدم کوچه‌گرد، می‌بینی؟ شدم شکسته ازین کوه درد، می‌بینی؟ کسی که مثلِ تویی را ز دست داده دگر چه ترس دارد ازین جنگ‌ها؟ بگو آخر چهل شب است که باریده آسمان با من چه کرده‌ای تو به این ماتم گران با من! شبیه موجم و آرام ناپذیر شدم شبیه طفل یتیمم، بهانه‌گیر شدم چقدر طعنه شنیدی فقط دعا کردی برای تک‌تک ما گریه بی‌صدا کردی هنوز باورِ من نیست، بی هوا رفتی مرا به قله رساندی، خودت کجا رفتی؟! پس از فراق تو با گریه "فتح" می‌خوانم فقط به عشق ظهور است زنده می‌مانم همیشه تا فرج یار، شیعه دلخون است بهای خون تو پایان قومِ صهیون است غریب رفتی و گرچه به غم گرفتارم ولی امیدِ مصمم به رجعتت دارم تمام می‌شود این روزهای تنهایی به پشت حضرت صاحب زمان تو می‌آیی :: خودت بزن به دل من نهیب را آقا بخوان روایت یابن الشبیب را آقا شهید روز دهم! از شهید روزِ دهم... بخوان و دم بزن از روزِ سینه‌سوزِ دهم بگو وحید، رها شد برادر زینب بگو که تشنه زمین خورد در بر زینب سه ساعت از نفس افتاد و رو به مقتل برد هزار و نهصد و پنجاه زخم کاری خورد امان ز خنجر شمر و امان از آن حربه زد از قفا به لجاجت دوازده ضربه همین که شمرِ حرامی ز سینه پایین رفت سری که از همه سر بود، بین خورجین رفت ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
بی تو این ثانیه‌ها خسته و بد حال گذشت نه چهل روز که انگار چهل سال گذشت حالِ ما را غم تو سخت پریشان کرده داغِ تو خون به دلِ مردم ایران کرده بغضِ مانده به گلو با غم و فریاد شکست قلبمان باز دمی یادِ تو افتاد شکست حرف‌هایت همگی بویِ محبت می‌داد به دلِ خسته‌ی ما عطرِ طراوت می‌داد در تو دیدیم همه وصفِ مسلمانی را معنیِ واقعیِ غیرتِ ایرانی را هم عمل هم سخنت بود که: ذلت هرگز با هرآنکس که یزیدی شده، بیعت هرگز همه‌یِ عمر تو در یادِ شهیدان بودی فکرِ آبادی و آزادی ایران بودی بی تو روز و شبِ ما هر نفسش تاریک است راستی ماه محرم چِقَدَر نزدیک است باز برگرد بیا روضه بگیر آقا جان کوریِ حرمله‌ها روضه بگیر آقا جان سال‌ها بود که در شوق زیارت بودی از دلت باز گذشتی، پیِ خدمت بودی اربعین‌ها چِقَدَر روضه‌یِ غربت خواندی همه رفتند زیارت تو نرفتی، ماندی ولی آن روزِ دهم، هجر به پایان آمد وَ به دیدار تو سالارِ شهیدان آمد ناب بودی تو، ولی گوهرِ نایاب شدی هر شب جمعه دگر زائرِ ارباب شدی پر گرفتی برسی تا به اباعبدالله برسان بیعتِ ما را به اباعبدالله رفتی و با دلِ آسوده میان حرمی بعدِ تو مانده ولی در دلِ ما کوهِ غمی بذرِ غم کاشته آن ی تو حرف‌ها داشته آن مشتِ گره کرده‌یِ تو حرفت این بود که این راه، تماماً نور است فتح با ماست ولی دیده‌ی دشمن کور است آخر و عاقبتِ راهِ خدا، حجتِ اوست او که عالم همگی در کنفِ بیعتِ اوست وعده‌ی صادقِ حقّ است، "ولی" می‌آید پسرِ فاطمه، تکرارِ علی می‌آید ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
سلام مادر! چهل روزه که نیستی ولی هر شب جلو چشمامی انگار میام سمت صدات‌و رو سر من تموم خاطراتت می‌شه آوار زمستونه تموم خونه بی تو چه پنهون از تو مادر، خیلی سردم تو رو توو مدرسه گم کردم اما دارم توو خونه دنبالت می‌گردم برام کفشای خونیت‌و آوردن می‌ذارم روی چشمام جای پات‌و خدا لعنت کنه بمبی که نگذاشت برام یک صفحه از نقاشیا‌ت‌و نجُستم کوله پشتیت‌و عزیزم یه جایی زیر آواره گمونم ندیدم دفتر املات‌و مادر دلم می‌خواد که مشقات‌و بخونم دارن همشهریامون از تو می‌گن میگن میناب مِثلِت رو‌ ندیده تو خیلی خاص بودی مهربونم که حتی کوله پشتیتم شهیده عزیزم‌! مادرت روزی هزاربار کنار تخت تو جون داد و پژمرد دلم با خنده‌هات خوش بود، اما هواپیما صدات‌و با خودش برد دلم وقتی که می‌گیره میام‌و میگم توو روضه هرشب؛ یا رقیه تصور می‌کنم توی بهشتی داری همبازی می‌شی با رقیه می‌گن آقا همونجا پیشتونه مث اون جشن تکلیفی که داشتین شما که دسته‌جمعی خوبه جاتون چرا ما رو توو دنیا جا گذاشتین؟ عزیزم وقت بازی با رقیه مواظب باش، چون پاهاش کبوده هوای دست زخمیش‌و نگه‌دار آخه دردونهٔ ارباب بوده مواظب باش حرفات روضه‌هاش‌و میون بازیات یادش نیاره عزیزم روضه‌ها سختن، رقیه هنوزم از خرابه ترس داره برام سخته که می‌بینم توو هیأت نشستن مادرا با دختراشون الهی دختراشون زنده باشن الهی غم نبینن مادراشون ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
چهل روز است خوابیده در آغوش زمین، جانم سرود غم برای دخترم آهسته می‌خوانم چهل روز است در هجر رخش آتش به جان دارم فغان دارم، فغان دارم، فغان دارم، فغان دارم گلم در زیر آتش سوخت، مثل لاله، پرپر شد شهادت را بغل کرد و فدای راه رهبر شد چهل روز است از سنگ مزارش عشق می‌جوشد جوانه می‌زند هر گل، کنارش عشق می‌جوشد چهل روز است بی تاب‌اند مادرهای مینابی نباشد سهم مادر، جز پریشانی و بی‌تابی شرار ظلم برگردد به سوی ظالم جانی برای ظلم و ظالم نیز آید روز پایانی ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
هنوز عشق در این شهر طفل مکتب هاست هنوز قصة خوابت هزار و یک شب هاست روا مدار بگیرند از تو و این شهر دریّ ترین رُطب ناب را که بر لب هاست بسوز و دم نزن ای آتش هزاره ی درد که اولین اثر عاشقی همین تب هاست کلید دار حرم تا زبیرها هستند دل زمانه پراز انتقام مصعب هاست بپرس از همه قانون شناس های بزرگ که این فرشته کُشی در کدام مذهب هاست دلت هوائی گل های دست چین شده است دلم هوائی ترجیع بند یارب هاست غزل تمام شد و چشم من سیاهی رفت به روی کفش تو خون است یا مرکب هاست؟ غزل تمام نشد، چشم ها سیاهی رفت «پیاده آمده بودی ، پیاده خواهی رفت» ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
چقدر باغ پس از باغبان معطر شد محبتش به دلم بود، صدبرابر شد کجاست او که به جای تمام گل‌هایش خودش مقابل آتش نشست و پرپر شد گلایه میکنم از روزهای تلخی که بدون صوت دل‌انگیز و محکمش سر شد به جای گریه، گره خورده مثل او مشتم که ایستاده بمیرم اگر مقدر شد چهل شب است که پرچم به دوش می‌گیرم چهل شبی که خیابان شبیه سنگر شد چهل شب است که خون‌خواهم و رجزخوانم طنین حنجره‌‌ام تیغ تیز خنجر شد چهل حماسه، چهل شور و شعر و شیدایی و عشق قدرت بی‌انتهای کشور شد بمان سپاهِ خیابان بمان که پیروز است کسی که جوشن او آیه‌های کوثر شد اگرچه داغ پدر مانده بر دل اما شُکر پسر تفنگ به دستش گرفت و رهبر شد ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
بعد از تو چهل شب است طوفانگردم من بی تو هنوز ابر بارانگردم از داغ کشنده ات زمین گیرم؟...نه! بعد از تو تمام شب، خیابانگردم ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
هر قدر هم شب باشد و شب، ماه زنده‌ست آن چشم بیدار شهادت‌خواه زنده‌ست می‌زاید از نو قطره‌قطره، لاله‌زاری خونِ روان بر سنگ قربانگاه، زنده است دارد چه رازی مرگ در میدان که هر کس سر می‌گذارد در کف این راه، زنده است مسرور باش ای چاک‌چاک از خنجر داغ قلبی که دارد در بساطش آه، زنده‌ست با آرزوهای شهیدان شریفش تا عرش حق بر پاست، حزب‌الله زنده‌ست ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser
به خانه.. به خانه.. به خانه بیندیش به این سرزمین عاشقانه بیندیش غزل گریه کن بیت بیت وطن را به بغض غریب ترانه بیندیش کنار همه سروهای تناور به داغ هزاران جوانه بیندیش خیابان و میدان گره خورده با هم به خیل خروش شبانه بیندیش به فتح الفتوح بدیع شهیدان به عمق نگاه زمانه بیندیش به شرق و به غرب و شمال و جنوبش به ایران، به این بیکرانه بیندیش  ببین کودکان تا کجا پر کشیدند دل من بیا کودکانه بیندیش وطن را.. وطن را.. به سختی بغل کن به این سرزمین عاشقانه بیندیش ☫ادبیات مقاومت... 🌐@sher_moaser